X
تبلیغات
یاد داشت های یک خبرنگار

یاد داشت های یک خبرنگار
مروری بر رسانه ها
قالب وبلاگ

 

  *بر اساس نظریه پردازان علوم اجتماعی، عصبیت قبیله دو چیز را همواره با خود دارد. یک: تثبیت و برتریت موقعیت قبیله با سرکوب، معامله و مذهب... دو: تشدید حس انتقام. این دو محور چنان در شیرازه وجود حاکمان محمدزایی جریان پیداکرد که در راستای ادامة حیات خویش، راه سومی را نه می‌شناختند و نه در پی یافتن آن بودند. لذاست که عبدالرحمان خان قندهاری در اقصا نقاط کشور، دمار از روزگار مخالفینش اعم از پشتون، تازیک، ازبک و هزاره در آورده و 62 درصد هزاره‌ها را قتل‌عام کرد. عنصر قبیله چنان در اندیشة عبدالرحمان خان قوی بود که دو سوم فرمانهای جنگی او به قندهاریان علیه هزاره‌ها، تشویق و ترغیب قبیله، ننگ قبیله و غیرت قبیله‌ای را تشکیل می‌دهد. تشکیل به اصطلاح دولت ملی این خان قندهاری براساس منافع قبیله استوار شد و نه غیر از این، به همین خاطر قندهاریان در حکومت او جایگاه ویژه داشتند و از امتیازهای ویژه برخوردار بودند که حتی تا زمان ظاهر و وداود خان نیز به شکل‌هالی مختلف ادامه یافت.

   * از همین روست که کرزی با تمام ظاهرسازی‌های مدنیت گرایی‌اش هیچ وقت نتوانسته تعلقات قبیله ای را نادیده بگیرد. طالبان به عنوان «برداران ناراضی» کرزی که غرب برای جنگیدن و نابودی آنها آمده بود، در همین راستا قابل تحلیل است. و این که صلح با طالبان و نادیده گرفتن تمام جنایت و خشونت آنان از سوی حاکمیت یک امر ضروری است، معنای دیگر تعلقات قبیله‌ای و تداوم حکومت قندهاریان بر افغانستان است.

   *قندهار در بین 34 ولایت و تاریخ افغانستان جایگاه ویژه و تفاوتهای زیادی با دیگر ولایت‌ها دارد که دقت و تأمل در آن برای هر شهروند افغانستانی خالی از فایده نیست. اگر از انصاف نگذریم، طی این سه صد سال مردم خراسان‌زمین و سپس افغانستان در خم کوچه‌های قندهار گیر افتاده و به زندگی خود ادامه داده اند. مردان تاریخساز قندهاری، از زمان بازگشت مرویس به قندهار و کشتن گرگین خان ۱۱۲۱ ه‍. ق. / ۱۷۰۹ م. و نشستن بر اریکه قدرت تا کنون زمام قدرت و هدایت جنگ، خشونت و حوادث مهم این خطه را در دست داشته اند و به نظر می رسد که این روند همچنان ادامه دارد.


موضوعات مرتبط: سیاست، تاریخ
ادامه مطلب
[ جمعه 1392/02/20 ] [ 11:43 ] [ حبیب الله رضایی ]

 

عبدالقیوم ذاکر، فرمانده خشن و عمدتا بی‌رحم طالبان، از سوی شورای کویته، شورای حاکم بر مخالفان در دسامبر گذاشته فراخوانده شد. پیام شفاهی شورا کوتاه، صریح و شوک‌آور بود: ملاعمر، رهبر طالبان، تصمیم گرفته بود تا ذاکر را از موقف قدرتمند اش برکنار و رقیب و هم‌تراز وی یعنی اخترمحمد منصور را به‌جای وی بگمارد تا نظامی شماره اول بی‌چون‌ و چرای این گروه شود. به‌ گفته شماری از منابع طالبان که موقف بالایی دارند، ذاکر که زندانی پیشین گوانتانامو است، سخت اعتراض کرد و گفت هیچ دلیلی وجود ندارد که ملاعمر این پیام را فرستاده باشد. ذاکر و دیگر رهبران ارشد طالبان که پیام‌های مشابهی را مبنی بر برکناری از سوی ملاعمر دریافت کرده بودند، می‌دانند که هیچ ارتباطات معتبری از طریق نامه، تلیفون یا صوتی و تصویری از رهبر آن‌ها موسوم به امیرالمومنین از نوامبر ۲۰۰۱ زمانی که وی در کوه‌های قندهار در پشت یک موتور سایکل هم‌ زمان با سقوط رژیم اش ناپدید شد، وجود نداشته است.

تعجبی ندارد که ذاکر کاملا از پیروی از این دستور که وی را به‌حیث فرمانده ولایت قندهار تنزل داده بود، سر باز زد. در حالی‌که ذاکر نفوذ زیادی در بین بسیاری از فرماندهان مخالفان در منطقه داشت، شورای کویته کار چندانی بر ضد وی و عملی کردن تصمیم اش نتوانست انجام دهد.

سراج‌الدین حقانی، فرمانده جوان عملیاتی شبکه حقانی هم که احتمالا سازمان یافته‌ترین و جرارترین جناح طالبان است، فراخوان مشابهی را از شورای کویته در اوایل همین ماه اپریل دریافت کرد. به وی هم یک‌باره گفته شده بود که ملاعمر دستور داده است که شبه‌نظامیان حقانی تمامی عملیات‌های نظامی و انتحاری خود را در سراسر کشور از جمله کابل متوقف کنند.

حقانی هم همانند ذاکر، این دستور مبهم را به‌دلیل مشابه رد کرد: چگونه وی بداند که ملاعمر خود این فرمان را صادر کرده و نه کس دیگری که تنها می‌خواهد او و فعالیت‌های شبه‌ نظامیانش را متوقف کند؟ به‌گفته چند منبع طالبان و شبکه حقانی بعد از اعتراض شدید سراج‌الدین، شورای کویته، از این تصمیم صرف نظر کرد و به وی اجازه داد تا به علمیات خود در پایتخت و در چهار ولایت جنوب‌شرق کشور که در آن‌ها این شبکه قدرت زیادی دارد، ادامه دهد. در همان زمان حقانی که در اواسط دهه سوم زندگی خود به‌ سر می‌برد، دریافت که منصور، یکی از دوستان نزدیک خود یعنی یک پاکستانی پنجابی به‌ نام بلال بایی را به‌حیث فرمانده کل عملیات‌های انتحاری در افغانستان، منصوب کرده است.

ذاکر و حقانی تنها کسانی نیستند که شورای کویته تلاش کرده تا به‌ نام ملاعمر برکنار و یا محروم کند. با توجه به نفوذ نظامی زیاد ذاکر و حقانی، آن‌ها توانستند که قویا دستورهای منسوب به ملاعمر را نادیده بگیرند. اما بسیار دیگری که زمانی افراد کلیدی بودند مثل فرماندهان کم‌نفوذ و وزرای ارشد کابینه طالبان، توسط فرامین ملاعمر که تصدیق آن‌ها مشکوک است برطرف شدند.

اکنون ذاکر و حقانی که حریفان قدیمی هستند، همراه با کم از کم ده دوازده تن از فرماندهان و والیان پیشین طالبان و شش تا ده تن از وزرای پیشین این گروه، هدف مشترکی برای به چالش کشیدن شورای کویته و آن تعداد اعضای آن دارند که بی‌دلیل ادعا دارند از طرف ملاعمر حرف می‌زنند. یکی از وزرای پیشین کابینه طالبان که نمی‌خواهد نامش به‌ دلایل امنیتی گرفته شود، می‌گوید: آن‌ها نام ملاعمر را دزدیده‌اند و آن را مثل تاپه پلاستیکی برای اهداف خود استفاده می‌کنند.

مرد شاخص برای تحرک مخالفان شورای کویته، عبدالروف خادم نام دارد که زمانی فرمانده پایگاه کابل بود و زندانی پیشین گوانتانامو است که توسط شورای کویته در سال ۲۰۱۰ به‌نام ملاعمر کنار زده شد. وی همانند فرماندهان هم فکر خود و وزرای پیشین می‌گوید: بیایید که معمای غیبت کبرای ملاعمر را حل کنیم تا وی و طالبان را نجات دهیم.

خادم، مسوول نوشتن نامه‌ای به شورای حاکم کویته توسط این گروه ۲۰ نفره است که از شورا می‌خواهند تا ثابت کند که ملاعمر زنده و فعال است و در واقع این فرامین را که برخی از اعضای شورا ادعا می‌کنند از طرف وی می‌آید، او خود امضا می‌کند. خادم می‌گوید که این نامه هم‌چنین می‌گوید که اگر ثبوت به‌زودی در مدت معین ارایه نشود، در آن صورت مخالفان رهبر جدیدی را که برای بیشتر طالبان پذیرفتنی باشد، نامزد می‌کنند.

یکی از وزرای پیشین طالبان می‌گوید: ما از ملاعمر نمی‌خواهیم تا آمده و یکی از نشست‌های شورا را رهبری کند بلکه وی باید با محدودی از رهبران برگزیده طالبان ملاقات کند یا کم از کم یک بیانیه صوتی و یا تصویری قابل تصدیق که وجود وی را ثابت می‌کند، فرستاده و کسانی را که واقعا از طرف وی صحبت می‌کنند نام بگیرد. ما قطعا تکنالوژی لازم برای انجام این کار را داریم. این گروه از مخالفان تاکید می‌کنند که قصد برکناری ملاعمر را ندارند. بلکه می‌خواهند تا جلوی رفتارهای ویرانگر برخی از طالبانی را که ادعا می‌کنند از طرف ملاعمر سخن می‌گویند، بگیرند.

ذبیح‌الله یکی از فعالان ارشد مخالفان می‌گوید: این گروه مخالفتی با رهبری ملاعمر ندارد، بلکه آن رهبرانی را که از نام ملاعمر به‌شکل فریب‌کارانه جهت اندوختن ثروت و قدرت بیشتر استفاده می‌کنند، هدف قرار داده است.

این دسته از طالبان که تلاش می‌کنند آنچه را که واقعا بر سر ملاعمر آمده کشف کنند، نگاه خود را به بدترین متخلفانی دوخته‌اند که از نام ملاعمر برای منفعت شخصی خود استفاده می‌کنند. کسانی مثل گل‌آغا آخند، و فرمانده منصور که هر دو مردان بی‌نهایت قدرتمندی هستند. وقتی طالبان در قدرت بودند، آخند یکی از با نفوذترین دستیاران ارشد ملاعمر بود. آخند به‌ حیث سکرتر شخصی ملاعمر، اغلب کنار وی در کاخ رهبری در قندهار می‌نشست و در گوش وی زمزمه کرده و مشوره می‌داد.

وی که چند سال پیش توسط پاکستانی‌ها بازداشت و بعدا رها شد، اکنون بر امور مالی مخالفان نظارت می‌کند. آنچه که به وی قدرت بیشتر داده، آن است که ادعا می‌کند کانال ارتباطی ملاعمر با رهبری طالبان است. وی لاف می‌زند نامه دست‌نوشته‌ای از ملاعمر دارد که درستی آن مشکوک است که وی را به‌حیث معاون رهبری طالبان نام گرفته است. وی چند سال پیش یک صدای ثبت شده از ملاعمر را که با وی صحبت می‌کرد، بیرون داد اما معلوم شد که این گفتگو یک ترفند بوده است. چیزی‌که موجب شرم‌ساری آخند شد آن بود که کشف شد این صدای ثبت شده یک گفتگو از طریق واکی تاکی بوده که ملاعمر با رییس استخباراتی خود در سال ۱۹۹۹ داشته است.

آخند با افتخار می‌گوید که وی در تماس مستقیم با ملاعمر است، بدون این‌که هیچگونه سندی ارایه کند و حتی به‌ شکل توهین‌ آمیزتری ادعا می‌کند که رهبر طالبان اغلب با وی در خواب صحبت می‌کند و دستوراتی را صادر می‌کند که وی آن‌ها را به همکاران برگزیده خود در شورا منتقل می‌کند. این گروه از طالبان مخالف، بر این باور‌اند که آخند، منبع عمده دستورات دروغین ملاعمر است که فرماندهان و یا وزرا را از قدرت برطرف و یا محروم می‌کند. یکی از سفرای سابق طالبان می‌گوید: گل‌آغا و متحدانش از نام ملاعمر به‌حیث یک خنجر و یا خمچه در پشت هر طالبی که بخواهند برطرف کنند استفاده می‌کند.

منصور هم که صورت طفلانه‌ای دارد و میان سال و مدیر پیشین هوانوردی طالبان است از متحدان نزدیک آخند است. به‌ نظر می‌رسد قدرت و ثروت زیادی به همین ترتیب اندوخته باشد.

مطمینا تمامی این دودلی، غیبت و بدگویی بر ضد رهبری طالبان تنها می‌تواند که این گروه را در میدان نبرد در افغانستان در زمانی‌که طالبان امیدوارند تا نیروهای امنیتی افغانستان را از نواحی استراتژیکی که با خروج نیروهای آمریکایی و ایتلاف از آن نواحی عقب بزنند، تضعیف می‌کند. یکی از اعضای پیشین شورای کویته می‌گوید: ما متحد بودیم ولی اکنون در حالی‌ که رهبران، افراد و طیف‌های وفادار به خود را بالا می‌کشند ما ضعیف‌تر می‌شویم.

خادم که به‌ نظر می‌آید فعال اصلیِ پشت‌سر تقاضا برای ارایه شواهدی از حیات ملاعمر است، به‌شکل خطرناکی به این کار دشوار ادامه می‌دهد. وی می‌داند که وی و چند تن دیگر از حامیان اش که در کراچی، کویته و پیشاور با خانواده‌های‌شان زندگی می‌کنند در این شهرها امنیت نخواهند داشت. در نتیجه ماه گذشته خادم به نواحی قبایلی میرانشاه در وزیرستان شمالی کوچید که پایگاه اصلی شبکه حقانی در آن قرار دارد تا خود و حامیان اش را در پناه این شبکه حفظ کند.

یکی از افسران استخباراتی طالبان می‌گوید: اگر آن‌ها بخواهند که اعضای قدرتمند شورا را به چالش بکشند می‌دانند که اگر در کراچی یا کویته بمانند، آسیب‌پذیر خواهند بود.

جنگ‌جویان طالبان، روح‌شان هم از نبرد ویرانگر قدرتی که در قلب این جریان در حال رخ دادن است خبر ندارد. بیشتر آن‌ها بر این باورند که ملاعمر مرد مقدسی است عاری از ملامت و سرزنش و شکی به راستگویی و زنده بودن او ندارند اما برخی از دستیاران پیشین ملاعمر در انتقادات‌شان از ملاعمر، شدید و تند‌اند و بر این باورند که اگر وی هنوز زنده است، احتمالا زندانی پاکستان باشد و این کشور به‌خاطر اهداف خود با ارتقای منصور و دیگر فرماندهانی که علاقمند آن‌هاست، از وی استفاده می‌کند.

مولوی ولی‌جان، یکی از مقام‌های ارشد طالبان می‌گوید: از نظر من اگر وی هنوز زنده است، پاکستان تمام تقاضاها را از طرف وی انجام می‌دهد. من فکر می‌کنم که ملاعمر تمامی اعتبار خود را از دست داده است. از نقطه نظر اسلامی کسی‌که سبب مرگ مسلمانان بسیاری شده نمی‌تواند خود را امیرالمومنین بخواند.

یکی از مقام‌های بلند رتبه پیشین وزارت عدلیه طالبان هم در موافقت با این سخن می‌گوید: من بر این باورم که ملاعمر از سوی پاکستانی‌ها یا برخی طالبانی که از وی استفاده می‌کنند، اختطاف شده است.

این مقام که یکی از منتقدان ملاعمر است می‌گوید: ملاعمر نتوانست از کشور اش محافظت کند. هزاران طالب و مسلمان بی‌جهت کشته شدند تا ملاعمر بتواند از یک نفر یعنی اسامه بن‌لادن حفاظت کند. وی یک دیکتاتور مذهبی بی‌سواد بود که بصیرت و دانش اسلامی نداشت و به دیگران گوش نمی‌داد.

وی می‌افزاید: اگر در یک روز آفتابی ملاعمر بگوید که بیرون شب است، همه باید بدون چون و چرا با وی موافقت کنند.

یکی از وزرای سابق طالبان که می‌خواهد تا باور کند که ملاعمر زنده است می‌گوید: یک پیام صوتی معتبر از ملاعمر می‌گوید که وی آزاد است و زمام امور در دست اش است و راه درازی را به سمت رهایی از این تردیدها و شک‌های پایدار خواهد پیمود اما حتی یک پیام صوتی هم به‌نظر نمی‌رسد که تردیدهای عمیقی را که درباره ملاعمر در طی سال‌ها به‌ وجود آمده از بین ببرد. معاون پیشین وزارت عدلیه طالبان می‌گوید: برای نجات طالبان، شورای کویته باید ملاعمر عمر را به یک شکل قناعت‌بخشی نشان دهد و اگر زنده نیست ما باید یک رهبر جدید انتخاب کنیم. مهم است که ما نیاز به رهبری جدیدی داریم که با زمان و جامعه افغانستان آشنا باشد اما من در این باره زیاد خوش‌بین نیستم.

8 صبح


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ جمعه 1392/02/20 ] [ 6:52 ] [ حبیب الله رضایی ]

 

حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان نیروهای پاکستانی را به آغاز درگیری مرزی بین دو کشور متهم کرده و گفته است “شاید” هدف پاکستان از این درگیری وادار کردن افغانستان به رسمیت بخشیدن به خط دیورند است.

مسئله دیورند در دهه‌های گذشته همواره از سوی دولتمردان افغان مسکوت گذاشته شده و این اولین بار است که رئیس جمهور کرزی به صراحت نظر خود را در این مورد اعلام می‌کند.

با این حال، رئیس جمهور افغانستان تاکید کرده است که “هیچ حکومتی در افغانستان این خط را نخواهد پذیرفت و نباید هم هیچ حکومت افغانستان جرات این کار را کند، چون ملت افغانستان نفرین می‌کند و می‌راند.”

خط دیورند با همه جنجالهایش یک خوبی دارد و آن اینکه نمونه ای از خامی و سبک اندیشی سیاسی دولتمردان معاصر افغانستان را نشان می‌دهد.

واقعیت خط دیورند با افسانه‌هایی پیوند خورده که از هیچ منطقی پیروی نمی‌کنند و چه بسا زیانش برای مردمان این سوی خط دیورند بسیار بیشتر از سود آن است.

مسئله دیورند، بیش از آنکه موضوعی حقوقی، قانونی با منافع ملی مشخص برای افغانستان باشد، موضوعی‌ست که به مرور زمان با ” هویت و غیرت افغانی” پیوند خورده و تبدیل به مسئله حیثیتی شده است؛ تاجایی که دفاع از ادعای مرزی بر سرزمین‌های آنسوی مرز دیورند به سمبل وطن‌پرستی و “غیرت افغانی” تبدیل شده و پرسش و تردید در آن نشانه خودفروختگی.

آیا دیورند صد ساله بود؟
صدساله بودن دیورند یکی از افسانه‌هایی ست که بسیاری از سیاستمداران و حتی پژوهشگران افغانستان را فریفته است. اما در هیچ یک از هفت ماده کنوانسیون کابل یا معاهده دیورند، نیامده که این سند برای یکصد سال اعتبار دارد.

این احتمال وجود دارد که ایده صدساله بودن معاهده دیورند از کنوانسیون دوم پکینگ میان هند بریتانیایی و چین،‌ که مدت آن صد سال بود، به عاریه گرفته شده باشد.

در قرن نوزدهم، چای تولید چنین کالای محبوبی در بریتانیا بود و دولت وقت بریتانیا تصمیم گرفت در مقابل این کالا به چین خشخاش صادر کند. مخالفت چینی‌ها با این امر، به جنگ اول خشخاش در سالهای ۱۸۳۹ تا ۱۸۴۲ میلادی انجامید.

اما چینی‌ها در این جنگ شکست خوردند و هندبریتانیایی قسمتهایی از خاک چین از جمله هنک کنگ را اشغال کرد. این منطقه همچنان در اشغال بریتانیا بود تا اینکه در سال ۱۸۹۸ کنوانسیون دوم پکینگ را با چینی‌ها به امضاء رساندند که براساس آن هنگ کنگ به مدت نود و نه سال در اجاره انگلیسها قرار داشت.

قرارداد اجاره هنگ کنگ در سال ۱۹۹۷ به پایان رسید و این منطقه رسما به چین بازگردانده شد.

کنوانسیون میان هندبریتانیایی و چین در سال ۱۸۹۸ امضاء شد و معاهده دیورند در سال ۱۸۹۳، و همزمانی تقریبی این دو سند احتمالا موجب این برداشت نادرست در میان بسیاری افغانها شده که معاهده دیورند هم صدساله بوده و باید در سال ۱۹۹۳ به پایان می‌رسید.

اعتبار معاهده دیورند فقط هشت سال بود!
معاهده دیورند بنا به اسناد تاریخی می‌توانسته فقط در طول حیات امیر عبدالرحمان خان اعتبار داشته باشد، یعنی از ۱۸۹۳ تا ۱۹۰۱ که امیر عبدالرحمان خان فوت کرد.

اسناد تاریخی نشان می‌دهد که سر جرج کرزن (لرد کرزن)، حاکم وقت هند بریتانیایی نیز به امیر حبیب الله، فرزند و جانشین عبدالرحمان خان، خاطر نشان کرده بود که توافقات بریتانیا با شخص امیر عبدالرحمن خان فقط در طول حیات او معتبر است و اکنون که امیر جدیدی به قدرت رسیده، این توافقات باید تجدید شود.

امیر حبیب الله خان در پاسخ به دعوت لرد کرزن برای سفر به هند جهت تجدید این معاهده، گفته بود که او به همه توافقاتی که پدرش (امیر عبدالرحمان) با انگلیس داشته، پایبند است. اما حکومت هند بریتانیایی برای آن که امیر را به انجام این سفر و تجدید موافقتنامه ها، از جمله دیورند وادار کند، از فرستادن مقرری سالیانه ۱.۸ میلیون روپیه خودداری کرد و مانع ترانزیت اسلحه به افغانستان از راه هند شد. هردو مسئله از جمله موضوعاتی ست که در معاهده دیورند توافق شده بود.

سرانجام امیر حبیب الله خان، به جای سفر به هند، نماینده حکومت بریتانیایی (سر لویس دَین، وزیر خارجه بریتانیا برای هند) را در کابل پذیرفت و پس از مذاکراتی، در تاریخ ۲۱ مارچ ۱۹۰۵، “توافقنامه دین – حبیب الله” را به امضاء رساندند. امیر حبیب الله خان در این توافقنامه متعهد شد که به توافقات قبلی میان امیرعبدالرحمان خان و حکومت انگلیس، از جمله معاهده دیورند پایبند است.

به این ترتیب برای اولین بار معاهده دیورند پس از مرگ عبدالرحمان خان تمدید شد و تا درگذشت امیر حبیب الله خان و آغاز جنگ سوم افغان-انگلیس در سال ۱۹۱۹ از اعتبار برخوردار بود.

اجباری بودن معاهده دیورند
خط دیورند تنها یکی از توافق ها میان حاکمان وقت افغانستان و هند بریتانیایی در اواخر قرن نوزدهم در رابطه با تعیین قلمرو مرزی میان دو کشور است.

سرزمین های واقع در شرق افغانستان قدیم همواره محل اختلاف میان حاکمان هندی و هند تحت استعمار بریتانیایی بود و توافقات متعددی برای تعیین حدود این کشورها صورت گرفته که نتیجه آن کوتاه‌تر شدن دست حاکمان افغان از این سرزمین‌ها بوده است.

از جمله این توافق ها می توان به “پیمان سه جانبه لاهور” میان شاه شجاع، ویلیام مک‌ناتن نماینده حاکم انگلیسی کمپانی هند شرقی و مهاراجه رنجیت سنگ، پادشاه پنجاب در ۲۶ جون ۱۸۳۸، پیمان پیشاور (یا جمرود) میان سردار غلام حیدر خان، ولیعهد دوست محمد خان و سر جان لارنس، حاکم پنجاب در تاریخ ۳۰ مارچ ۱۸۵۵، معاهده گندمک میان امیر محمد یعقوب خان و سر لوییس کیوناری، نماینده سیاسی انگلستان در تاریخ ۲۶ می ۱۸۷۹، اشاره کرد.

“کنوانسیون کابل” یا معاهده دیورند که در تاریخ ۱۲ اکتبر ۱۸۹۳ میان امیرعبدالرحمان خان و سِر هنری مورتمور دیورند به امضاء‌ رسید و خط دیورند را به عنوان مرز تعیین کرد، ادامه توافق های یاد شده فوق می‌تواند تلقی شود.

از یادداشت‌ها و سخنان امیر عبدالرحمان خان در رابطه با خط دیورند به سختی می‌توان نتیجه گرفت که او کنوانسیون کابل را تحت فشار و برخلاف میل خود امضا کرده باشد. براساس اسناد تاریخی، امیر عبدالرحمان خان پس از امضاء معاهده دیورند در سخنانی به همین مناسبت خطاب به مقامات حکومت خود و بزرگان کابل، این معاهده را یکی از دستاوردهای مهم حاکمیت خویش دانست.

گذشته از آن، براساس ماده هفتم معاهده دیورند، مقرر شد که در مقابل امضای این معاهده، مقرری (دریافتی) سالیانه امیر عبدالرحمان خان از سوی بریتانیا، از یک میلیون و دوصد هزار روپیه هندی، به یک میلیون و هشتصد هزار روپیه هندی افزایش یابد.

مشروعیت امروز دیورند مبتنی بر معاهده دیورند نیست
اعتبار رسمی معاهده دیورند به آن شکلی که در سال ۱۸۹۳ امیرعبدالرحمن خان آن را امضا کرد، در تاریخ هشتم آگست ۱۹۱۹، یعنی روز استقلال افغانستان و امضاء پیمان صلح راولپندی، به پایان رسید.

پیمان صلح راولپندی پس از پایان جنگ سوم افغان-انگلیس میان دولت بریتانیا و حکومت مستقل افغانستان به امضا رسید.

دولت بریتانیا در این پیمان استقلال افغانستان و نیز حدود مرزی این کشور را به رسمیت شناخت و تمام توافقات پیشین با امیران افغانستان، از جمله مقرری سالیانه ۱.۸ میلیون روپیه هندی و حق ترانزیت اسلحه از خاک هند را باطل اعلام کرد.

با این‌حال بلکه نکته اصلی معاهده دیورند، یعنی مشروعیت خط دیورند به عنوان مرز میان افغانستان و قلمرو هند بریتانیایی، به متن پیمان صلح دیورند و تفاهمات و توافقات بعدی با حکومت مستقل افغانستان انتقال یافت.

ماده پنجم این پیمان صلح راولپندی به صراحت می‌گوید “دولت افغانستان سرحد هند و افغانستان را به همان شکلی که امیر حبیب الله خان پذیرفته بود، می‌پذیرد.”

این پیمان از این جهت نیز حائز اهمیت است که برای اولین بار خط دیورند به عنوان مرز بین المللی میان افغانستان و هند بریتانیایی، از سوی “دولت کشور مستقل افغانستان” به رسمیت شناخته شد.

به عبارتی، اصولا اساس مشروعیت خط دیورند نمی تواند مبتنی بر معاهده دیورند باشد، چرا که این معاهده و دیگر توافقات میان امیران افغانستان با دولت هند بریتانیایی، در هنگام به رسمیت شناخته شدن استقلال افغانستان از سوی بریتانیا، تماما باطل اعلام شدند.

علاوه برآن مشروعیت خط دیورند به عنوان مرز افغانستان با سرزمین‌های شرقی، چند بار مورد تائید حکومت‌های پیشین افغانستان قرار گرفت؛ از جمله در سال ۱۹۲۱، در توافقنامه موسوم به “آغاز روابط دوستانه و تجاری میان بریتانیای کبیر و افغانستان” که خط دیورند را به عنوان مرز بین المللی افغانستان به رسمیت شناخت.

بعد از آن در تاریخ ۶ جولای ۱۹۳۱ مفاد همین توافقنامه دوستی و تجارت، به شمول رسمیت خط دیورند به عنوان مرز بین المللی، از طریق تبادله یادداشتی دیپلماتیک میان شاه‌ولی خان، وزیر مختار محمدنادرخان پادشاه افغانستان در لندن و آرتور هندرسن، وزیر خارجه بریتانیا، بار دیگر تایید شد.

آیا پاکستان در قبال خط دیورند نگران است؟
در سپتامبر ۱۹۴۷، هنگامی که پاکستان برای عضویت سازمان ملل متحد اقدام کرد، افغانستان تنها کشوری بود که به بهانه به رسمیت نشناختن سرزمین‌های آن‌سوی دیورند، به عضویت پاکستان در سازمان ملل رای مخالف داد.

درهمان حال، شاه محمود خان، صدراعظم وقت افغانستان، در تاریخ ۳۱ جولای ۱۹۴۷ در لندن اعلام کرد که معاهدات پیشین در رابطه با مرز با هند بریتانیایی به امضاء رسیده و با استقلال پاکستان این معاهدات باطل می‌شود.

حکومت افغانستان البته کمتر از یک ماه بعد دست از این مخالفت برداشت و نه تنها پاکستان را در سازمان ملل به رسمیت شناخت، بلکه در ماه اکتبر همان سال، سفارت این کشور نوتاسیس در کابل فعال شد.

با همه اینها، موضع حکومت‌های افغانستان در قبال دیورند، تقریبا هیچگاه از سخن‌سرایی‌های اغلب احساسی و نامستدل، یا هزینه های هنگفت تحریک بی نتیجه رهبران قبایلی در آن‌سوی مرز بالا نرفته است.

در عمل اما، حکومت‌های افغانستان، همواره خط دیورند را مرز بین المللی میان این کشور و پاکستان به رسمیت شناخته اند؛ مثلا پشتون‌های ساکن نواحی مرزی پاکستان، برای گذر از خط دیورند و ورود به قلمرو افغانستان، حداقل براساس قوانین و مقررات رسمی این کشور، نیازمند دریافت ویزا بوده اند.

از نظر حقوق بین المللی نیز، قاعده ای وجود دارد مبنی بر اینکه وقتی مرزی میان دو قلمرو به رضایت دو طرف تعیین می‌شود، نمی‌توان آن را بدون رضایت هر دو طرف تغییر داد یا لغو کرد. به جز این، ماده یازدهم “کنوانسیون وین در مورد جابه‌جایی حکومت‌ها و تاثیر آن بر پیمان‌ها” صریحا اعلام می‌کند که تغییر دولت‌ها، بر “مرزهای بین المللی که با معاهدات تعیین شده” و “مسئولیت‌ها و حقوق مندرج در معاهدات مرتبط با امور مرزی” تاثیر نمی گذارد.

این کنوانسیون در سال ۱۹۷۸ تدوین شد، اما در سال ۱۹۹۶ پس از تکمیل تعداد حد نصاب امضاء کنندگان آن انفاذ شد. افغانستان عضو این کنوانسیون نیست، اما این مسئله تاثیری بر اجرای آن نمی‌گذارد.

این را نیز باید یادآوری کرد که تاکنون هیچ یک از کشورهای جهان از موضع افغانستان در قبال مسئله دیورند حمایت نکرده و بعید به نظر می‌رسد که افغانستان بتواند از راه‌های قانونی حمایت بین‌المللی برای تغییر مرز را کسب کند.

خودارادیت پشتون‌های آن سوی مرز
خط دیورند تنها مرز افغانستان است که حاکمان افغانستان در تعیین آن نقش داشته اند. مرزهای شمالی و نیز مرز با چین، در نتیجه مذاکرات بریتانیا با روسیه تزاری و چین و در غیاب حاکمان افغان تعیین شده است.

اگر فروپاشی هند بریتانیایی و ایجاد کشور مستقل پاکستان دلیلی قانونی برای افغانستان برای به رسمیت نشناختن مرز دیورند به حساب آید، فروپاشی شوروی سابق و ایجاد جمهوریهای آسیای مرکزی نیز باید به همان ترتیب دلیلی برای به رسمیت نشناختن مرزهای شمالی افغانستان محسوب شود. با این‌حال، حکومت‌های افغانستان هرگز ادعایی در رابطه با اقوام ازبک، تاجیک و ترکمن در مناطق شمالی افغانستان نداشته اند.

جداسازی اقوام توسط مرزها موضوع تازه ای در جهان نیست و کشورهای زیادی در جهان هستند که ساکنان مرزی آنها مشترکات زبانی و فرهنگی با آنسوی مرزهای تعیین شده دارند.

آنها همواره خود را شهروند پاکستان دانسته اند و در مجموع از نظر فرصتهای شغلی، تحصیلی، دسترسی به امکانات دولتی و عضویت در ارتش و دیگر نهادهای دولتی حقوقی کم و بیش مساوی با دیگر اقوام ساکن پاکستان داشته اند.

به همین ترتیب، اغلب شهرها و روستاهای واقع در سمت پاکستانی دیورند وضعیتی بهتر از شهرک‌ها و روستاهای واقع در طرف افغانستانی این خط دارند و مهمتر از همه آنکه مناطق قبایلی پاکستان از نوعی نیمه خودمختاری بهره مند هستند که بعید به نظر می‌رسد بخواهند آن را در مقابل پیوستن به افغانستان از دست بدهند.

علاوه بر اینها، برخلاف حکومت افغانستان و هواداران داعیه “پشتونستان بزرگ” پشتون‌های شهروند پاکستان در مناطق مرزی تاکنون تمایلی به پیوستن به افغانستان نشان نداده اند.

تلاشهای حکومتهای افغانستان برای تطبیق ایده پشتونستان بزرگ هیچوقت نتیجه‌ای جز زیان سیاسی و اقتصادی برای افغانستان نداشته است. در سال ۱۹۶۱ در نتیجه تبلیغات دوامدار حکومت داوودخان، صدراعظم وقت، برای تحریک پشتونهای ساکن پاکستان، این کشور مرز خود با افغانستان را بست. این اقدام باعث ایجاد بحران اقتصادی در افغانستان و وابستگی بیشتر آن به اتحاد جماهیر شوروی شد.

در سال ۱۹۶۲ میلادی، داوودخان، صدراعظم وقت افغانستان، گروهی از سربازان اردوی افغان را به منطقه باجور در مناطق قبایلی پاکستان فرستاد تا پشتون‌های آنسوی مرز را بر ضد حکومت پاکستان بشوراند و آنها را در ایده پشتونستان بزرگ با خود همنوا سازند.

برخلاف انتظار داوودخان، این پشتون‌های پاکستان بودند که در کنار ارتش ااین کشور به نفرات اردوی افغانستان حمله و آنها را وادار به عقب نشینی کردند.

این بحران سرانجام با استعفای اجباری داوود خان در مارچ ۱۹۶۳ رفع شد و پاکستان نیز مرزهای خود را بازگشود.

آب به آسیاب دشمن ریختن
هیچ کشوری در جهان، به شمول کشورهای عضو ائتلاف بین‌المللی در افغانستان، از جمله ایالات متحده و بریتانیا، از ادعاهای افغانستان در رابطه با مرز دیورند حمایت نمی‌کند. دیورند، در تمام اسناد حقوقی بین‌المللی و نقشه‌های جهان به عنوان مرز بین‌المللی میان افغانستان و پاکستان به رسمیت شناخته شده است.

اما پاکستان از حساسیت افغانستان نسبت به این مرز، برای قبولاندن خواسته‌های خود در قبال افغانستان، به جامعه جهانی بهره می‌برد. به عبارتی، هر گونه جنجال افغانستان بر سر مرز دیورند، در واقع می‌تواند به تثبیت موقف پاکستان نزد ائتلاف بین‌المللی دخیل در افغانستان کمک کند.

مقامات پاکستانی، بارها به ماجراجویی افغانستان در رابطه با مرز دیورند،‌ به عنوان یکی از نگرانی‌ها و دلایل اصلی خود در داشتن نفوذ بیشتر در افغانستان اشاره کرده‌اند.

از زمان جدایی پاکستان از هند در سال ۱۹۴۷، رابطه ایالات متحده با افغانستان و همسایه تازه اش رابطه‌ای پیچیده بوده است. این پیچیدگی منجر به آن شد که افغانستان در دهه ۱۹۶۰ به اتحاد جماهیر شوروی رو کند، اما پاکستان همواره توانسته به عنوان متحد اصلی امریکا در منطقه باقی بماند و بعدها نقش واسطه اصلی میان مجاهدین افغان و ایالات متحده را بر عهده بگیرد.

در دهه گذشته نیز، سیاستهای اغلب عجولانه و نادرست غرب و ناتو و و نیز سیاستهای حکومت افغانستان در قبال پاکستان، منجر به آن شده که این کشور به موقفی تعیین کننده در قبال آینده افغانستان دست یابد.

فارغ از موضع موافق یا مخالف دولتمردان افغانستان، غرب به پاکستان به عنوان کشوری می‌نگرد که نقش بزرگی در تعیین شکست یا پیروزی ماموریت نظامی بین‌المللی در افغانستان داشته باشد.

درگیری‌های مرزی مثل آنچه در گوشته رخ داد، می‌تواند اهرم دیگری به دست پاکستان برای قبول خواسته‌های این کشور از غرب بدهد. برخی از این خواسته ها در رابطه با نقش پاکستان در آینده سیاسی افغانستان است که الزاما خواسته‌های مشروعی نیست. مثلا مقامات افغان اخیرا گفته‌اند پاکستان خواهان محدود شدن نقش هند در افغانستان است.

با اینحال، پاکستان تقاضا‌های دیگری از غرب دارد که الزاما ربط چندانی به افغانستان ندارد. مثلا، این احتمال نیز وجود دارد که با نزدیک شدن زمان خروج نیروهای غربی از افغانستان، پاکستان در حال چانه‌زنی جهت دریافت امتیازات بیشتری از غرب برای در اختیار گذاشتن راههای خروج این نیروها و تجهیزات از مسیر پاکستان باشد.

سیاستمردان پاکستان در دهه گذشته از اهرم‌های مختلف فشار برای وادار کردن غرب به قبول خواسته‌هایشان استفاده کرده اند؛ از پناه دادن و حمایت از شورشیان گرفته تا سنگ‌اندازی در روند گفتگو‌های صلح با طالبان.

دور از امکان نیست که برخورد احساساتی دولتمردان افغانستان با درگیری‌های مرزی و مسئله دیورند به جای این نفعی برای این کشور داشته باشد، در واقع به تقویت جایگاه پاکستان و تثبیت ادعاهای این کشور کمک کند.

نویسنده: عزیز حکیمی

 


موضوعات مرتبط: سیاست، تاریخ
[ چهارشنبه 1392/02/18 ] [ 11:58 ] [ حبیب الله رضایی ]

خلاصه
* طرح هاي قطري ها از طريق قدرت نرم شان يعني مال و ثروت و رسانه تجلي مي يابد و در آينده نزديك مشخص خواهد شد كه قطر مسئوليت ترسیم چهره جدید وهابيت در منطقه را بر عهده گرفته است. وهابيتي كه با قطر جديد و خواسته هاي منطقه اي اش سازگار و همخوانی داشته باشد و يا از آن به عنوان سلاحي براي اهداف مورد نظرش استفاده کند.
* اين كه قطري ها داراي ديدگاهي روشن و شفاف درباره طرح وهابي جدید خویش هستند، در سايه داشتن همسايه بزرگي به نام عربستان سعودی که مکتب وهابی از آنجا سر چشمه گرفته است، جای شک و تردید بسیار وجود دارد.
* تمامي برآوردها نشان مي دهد كه قطري ها تلاش مي كنند تا از وهابيت حمايت كنند نه جریان سلفي گری به معناي كلي آن.
* دقيقاً مشخص نيست كه قطر كدام نسخه از وهابيت را برای خود بر خواهد گزيد. شرايط موجود و فضای حاکم بر منطقه حکایت از آن دارد كه قطري ها وهابيت نرم را انتخاب خواهند كرد كه با طرح اخوان المسلمين سازگاری و همخوانی دارد.
* آينده نشان خواهد داد كه طرح قطر آیا داخل قطر را هدف قرار خواهد داد يا به طرحی خارجي مبدل مي شود كه شاخه هاي آن در منطقه امتداد خواهد يافت و مانع از محصور شدن آن در داخل قطر می شود.
* تمامي برآوردها نشان مي دهد كه هدف عمق سعودي ها و جنگ با خاندان حاكم سعودي است.
* هنوز نمي توان به يقين گفت كه طرح قطر آیا استراتژي بلند مدتی است که در بطن خود قصد دارد عربستان سعودی را تقسيم كند. این درحالی است که قطر دارای چشم داشت هایی مبنی بر توسعه و گسترش جغرافيايي خویش در دو منطقه نجد و احساء و داخل عربستان سعودی است و آنچه این چشم داشت ها و توسعه طلبی ها را توجیه خواهد کرد، پنهان کردن آنها در لفافه های دینی و مذهبی و اجتماعي است.
* بعيد است كه قطري ها از این امر نگران باشند که عاملی که خود آن را ساخته و پرداخته کردند، يعني اخوان المسلمون در داخل به چالشی نگران کننده علیه آنها تبدیل شود، به همین دلیل آنها در وهابيت و حنبليسم نكاتي را دریافت کردند كه به آنها مشروعيت ديني براي بقا در حكومت را اعطا مي كند.


موضوعات مرتبط: سیاست، تاریخ، اجتماعی
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 1392/02/18 ] [ 10:54 ] [ حبیب الله رضایی ]

دانش‌آموزان هزاره، به ویژه جوانان دایکندی در کانکور عمومی امسال خوب درخشیدند. بر اساس آماری که در رسانه‌ ها منتشر شده است گفته می‌شود که تنها از دایکندی که چهار هزار و شش‌صد و شصت نفر در آزمون کانکور شرکت کرده بودند، سه هزار و یکصد نفرشان پذیرفته شده اند. بیش‌تر از هشتصد نفرشان بالاتر از سه صد نمره گرفته اند و در رشته‌های خوب قبول شده، پنجاه نفر به طب رفته اند. یک هزار نفرشان دختر است.

انتشار این آمار، در مطبوعات کشور اگر سویی، موجبات خوشحالی برخی را فراهم کرد، از سوی دیگر صداهای مخالفی را هم برانگیخت و زمزمه‌های ناموافق و نامناسبی را نیز موجب شد.

از میان رتبه ۱ تا ۱۰۰ کنکور امسال، ۷۱ نفر از دایکندی، ۱۰ نفر از غور و ۱۹ نفر از کابل و سایر ولایات! البته در میان رتبه های بعد از ۱۰۰ تا ۵۰۰ هم بیشتر افراد از مناطق محروم و علیکین آبادی مثل غور، دایکندی و بامیان است!

کسانی که مخالفت می‌کنند و یا نارضایتی می‌نمایند، اگر چه ظاهراً از تقلب و دست‌برد گسترده در نتایج آزمون کانکور سخن می‌گویند و به همین دلیل، آن را ناعادلانه می‌خوانند، اما من فکر می‌کنم سخن، جدی‌تر از آن است که ما فکر می‌کنیم. حقیقت این است که در ورای این همه انکار و مخالفت و شک و تردید، این واقعیت نهفته است که ما هزاره ‌ها را سزاوار این همه افتخار و شایستگی ندانسته و تصویری که از هزاره در ذهن داریم، تصویر یک «جوالی» است. باید اعتراف کرد که سال‌ها و بل سده ‌ها بود که ما هزاره ‌ها را با القاب گوناگونی آن‌ها را فرودست‌ تر از خود می‌ شمردیم، اما اکنون، هنگامی که می‌ بینیم همان «هزارگی» در یک رقابت علمی از ما جلو افتاده و پیشی گرفته‌است، باور نمی‌کنیم و صد ها بهانه‌تراشی می‌نماییم و خود را به کوچه‌ حسن چپ می‌ زنیم.

ما هنوز هم به آن بینش دموکراتیکی نرسیده ‌ایم که مبتنی بر برابری هستی‌شناختی تمام انسان ‌ها بوده و همه را دارای عقلانیت و خرد می‌شمارد.

ما هنوز هم در خم و پیچ ذهنیت اشرافی و قبیله ‌ای مان گیر افتاده و فکر می‌کنیم که همواره سعدی و فردوسی و حافظ و سنایی باید از میان ما برخیزد نه هزاره ‌ها. ما بدین عقیده ‌ایم که همه چیز در این دنیا سهمیه ‌بندی شده و سهم مان در این دنیا صدرنشینی و از هزاره ها، جوالی‌گری می ‌باشد.

ذهنیت اشرافی

من وقتی می‌نویسم که ما یک چنین ذهنیت پیشادموکراتیک و پوپنک‌ زده ‌ای داریم، این سخنم یک قطعه‌ ی ادبی و شاعرانه‌ نیست که تراوش یافته از خیالات و بریده از واقعیت باشد، بل حاکی از روان‌شناسی مردم مان بوده و ریشه در جامعه‌ شناسی کشورمان دارد. واقعیت این است که کشورمان، کشوری است دارای ساختار قبیلوی و پیشادموکراتیک. یکی از ویژگی‌های جوامع پیشادموکراتیک این است که اصل برابری هستی ‌شناسانه‌ ی همه انسان‌ها را انکار نموده و بنی آدم را به گونه‌ های برتر و فروتر دسته ‌بندی می‌کند. این دسته ‌بندی از سیاست آغاز می‌شود و همه‌ حوزه ‌ها را در بر می‌گیرد. انسان‌های جوامع قبیلوی همان‌گونه‌ که قدرت را حق منحصر به فرد قوم ویژه‌ ای می‌دانند، نبوغ را نیز چنین فکر می‌کنند. کارل ‌مانهایم جامعه‌شناس معروف آلمانی، در این مورد سخن جالبی دارد. او می‌گوید: «در فرهنگ‌های پیش ‌دموکراتیک استعداد یا نبوغ را یک نعمت غیرقابل تقلیل(چیزی جادویی که گروهی از افراد را از بقیه مردم جدا می‌کند) می‌دانستند. آموزش پیشادموکراتیک وسیعاً بر چنین برداشتی از فضل شکل گرفته بود. انسان نابغه را در اوج قدرت خود تصور می‌کرد و نبوغ او نعمتی شمرده می‌ شد که هیچ ربطی به اوضاع و احوال و شرایط زندگی که در آن پرورش یافته بود، نداشت. مانهایم می‌گوید که ذهن اقتدارگرا و پیش‌دموکراتیک اندیشه‌ تطور و تکوین را به نفع دیدگاه ایستا و سلسله مراتب الگوهای درجه‌ بندی شده از فضایل آدمی کنار می‌گذارد».

وقتی گوته می‌گوید: «این است آن‌چه تو هستی و از خودت نمی‌توانی بگریزی» در واقع احساس یک انسان قبیله ‌ای را بیان می‌کند. انسان قبیله ‌ای می‌پندارد که دست تقدیر، سرنوشت هر کسی را پیشاپیش نوشته و هیچ کسی توانایی مداخله در سرنوشت محتوم خود را ندارد.

من از قریه‌ خودم صحبت می‌کنم. در قریه ‌ای که ما زندگی می‌کنیم یک باور عمومی تا هنوز این است که فرزندان خانواده‌ ما که همواره ملا و روشنفکر قوم بوده ‌اند از استعداد فوق‌ العاده‌ ای برخوردار بوده و دیگران توانایی رقابت با ما را ندارند. حضور این ذهنیت در میان مردم باعث گردیده است که آن‌ها فرزندان شان را به مدرسه و مکتب نگذاشته و هماره بی‌سواد باقی بمانند. این در حالی است که مردم در جوامع باز و دموکراتیک از فرهنگ عقلانی برخوردار بوده و بدین عقیده می‌باشند که همه چیز می‌تواند فرق کند و هر کسی مسئول سرنوشت خود است.

کارل مانهایم، جامعه ‌شناس معروف آلمانی، فرق این دو ذهنیت را چنین بیان می‌کند: «جالب است ببینیم که چگونه نگرش دموکراتیک در رشته ‌ای که به طور سنتی اقتدارگرایی در آن غالب بوده ‌است نفوذ می‌کند. منظور من رشته ‌ای آموزش موسیقی است. همواره در آموزش موسیقی فرق گذاشتن میان آن‌که ذوق موسیقی دارد و آن‌که ندارد یکی از داده ‌های اولیه بوده ‌است. اما اخیراً آموزش‌شناسانی مثل جاکوبی چنین تمایزی را انکار کرده‌اند. مطابق این دکترین جدید هر بچه ‌ای به طور بالقوه ذوق موسیقی دارد و اختلاف در استعداد صرفاً به تجارب اولیه‌ او بر می‌گردد».

مانهایم در تفسیر این موضوع چنین می‌افزاید: «این‌که این نظریه‌ ها درست هستند یا نه در این‌جا مورد توجه ما نیست، بلکه مراد ما از اشاره به آن‌ها آوردن مصادیقی از نگرش دموکراتیک نسبت به آموزش است. بر اساس این نگرش، تسلط در موسیقی یا سایر هنرها ویژگی افراد استثنایی نیست. توانایی کسب چنین مهارتی کم‌تر از توانایی سخن گفتن عمومیت ندارد. اگر بچه‌ ها در موسیقی بی‌ ذوق بار می‌آیند برای این است که به نغمه‌ پردازی تشویق نمی‌شوند. بنابراین، از حد یک سطح ابتدایی و بچگانه ‌ای موسیقی‌دوستی فراتر نمی‌روند. به همین نحو، اگر برخی از مردم نقش‌های بدوی و کودکانه می‌کشند بدین سبب است که برای ذوق نقاشی خود تشویق نشده ‌اند. شاه‌بیت این نظریه‌ ها این است که جوامع دموکراتیک از اندیشه تفاوت اساسی میان انسان‌ها فاصله گرفته ‌اند و تفاوت‌های آشکار را به عوامل محیطی نسبت می‌دهند».

روشنگری هزارگی

یکی از سخنان دیگری که امروزه در میان مردم بسیار زمزمه می‌گردد، نقش سیاست‌مداران و بازرگانان آن‌ها در توفیق علمی جامعه هزاره می‌باشد. بعضی‌ها فکر می‌کنند که فعالان سیاسی هزاره و رهبران آن‌ها با گشایش کورس‌ها و ایجاد مراکز آموزشی در مناطق هزاره نشین، در حقیقت زمینه‌ این درخشش را فراهم نموده ‌اند. این دسته می‌خواهند با گفتن چنین سخنانی، تقصیر خودشان را به عهده‌ رهبران انداخته و تنبلی خودشان را توجیه کنند. این در حالی است که اگر عمیق‌تر بنگریم، موفقیت و درخشش جوانان هزاره نه به دلیل زیرکی و تلاش رهبران آن‌ها، بل ناشی از روشنگری هزارگی می ‌باشد.

امانوئل کانت، بزرگترین فیلسوف آلمان، در مقاله «روشنگری چیست؟» می‌گوید: «روشنگری یعنی خروج انسان از قیمومیت خودکرده. و قیمومیت یعنی اینکه انسان نتواند بدون هدایت و راهنمایی فرد دیگری خرد خویش را به کار گیرد. این قیمومت از آن رو خودکرده است که علت آن نه در نقص و یا کمبود عقل انسان، بلکه در ضعف تصمیم‌گیری و شجاعت آن فرد مقلدی نهفته است که نمی‌خواهد بدون راهنمایی دیگران از عقل خود استفاده کند. بنابراین، شعار روشنگری این است: «شهامت داشته باش و از خرد خویش استفاده کن.»

به نظر می ‌رسد که جوانان هزاره، با تحمل سده‌ ها رنج‌ و مشکلات، اکنون بدین حقیقت دست یافته‌ اند که فردوسی شدن و نیوتون شدن، حق اختصاصی هیچکس نه، بل در توان همه می‌ باشد. فکر می‌کنم جوانان هزاره، مهم‌ترین پیام روشنگری را دریافته ‌اند و آن خود رهایی از راه کسب دانش می‌باشد. کسانی که بدین امر، حسد می‌برند به جای آن‌که بیایند سر و صدا راه بیندازند، بهتر این است که خود نیز تنبلی را کنار گذاشته و زحمت به خرج دهند تا بدین موقعیت برسند.

عبدالشهید ثاقب- خبرگزاری جمهور

 


موضوعات مرتبط: مباحث فرهنگی، سیاست، اخبار
[ دوشنبه 1391/12/14 ] [ 5:24 ] [ حبیب الله رضایی ]

به گزارش بی بی سی ، کریم خلیلی معاون رئیس جمهوری افغانستان با حضور در محل اعتصاب غذای معترضان در کابل، کشتار هزاره‌ها در کویته پاکستان را "نسل‎کشی" خوانده است.

دهها معترض از روز سه‎شنبه، اول حوت/اسفند در مرکز شهر کابل در نزدیک دفتر سازمان ملل تجمع کرده و خواستار وارد آوردن فشارهای بین‎المللی بر حکومت پاکستان برای قطع کشتار هزاره‎ها شده‎اند.

آقای خلیلی گفت که ۳۰ تن از قربانیان این انفجار شهروندان مهاجر افغانستان هستند و "دوستان دیگری هم که هستند از یک قوم هستند. بحث فرقه‌‏ای نیست. این‎ها شعارهای تروریسم است. آنجا نسل‎کشی یک قوم است. در دو سالی که من سراغ دارم، بیش از سه هزار نفر آنجا به شهادت رسیده اند."

به دنبال انفجار مرگبار شهر کویته در اول هفته جاری که در آن ۸۵ نفر کشته و ۱۶۹ نفر زخمی شدند، هزاره‎ها به اعتراض‎های گسترده‎ای در پاکستان، افغانستان و شماری از کشورهای غربی دست زدند.

آقای خلیلی در جمع معترضان کابلی به خبرنگاران گفت که خواست‏‎های اعتصاب‎کنندگان را در جلسه کابینه مطرح می‏‎کند. او افزود: "خواست دوستان ما و دنیا این است که این مجموعه‏‎ای که به نام لشکر جنگوی این جنایات را می‏‎کند، باید به عنوان سازمان تروریستی در لیست سیاه قرار بگیرد. این حق است."

او ابراز امیدواری کرد که جامعه بین‌المللی و به ویژه سازمان ملل به خواست‎های معترضان در پاکستان، افغانستان و برخی از کشورهای غربی در این مورد "پاسخ روشنی" بدهد.

معاون رئیس جمهوری افغانستان تاکید کرد که دولت پاکستان باید برای تامین امنیت هزاره‎ها و مجازات عاملان کشتار آنها اقدامات جدی تری روی دست گیرد.

اعتصاب در کابل

معترضان در کابل که دست به اعتصاب غذای نامحدود زده‎اند، متشکل از فعالان مدنی، دانشجویان و افراد عادی هستند که در شعارهای خود حملات اخیر به شیعیان پاکستان را "نسل‎کشی" و غیرقابل قبول خوانده‎اند.

برخی از مشهورترین سیاستمداران افغان هم با حضور در محل اعتصاب آنها، از خواست آنها حمایت کردند. تصاویری که در رسانه‎های افغانستان پخش شده، احمدضیا مسعود رئیس جبهه ملی و معاون پیشین رئیس جمهوری را در میان معترضان نشان می‎دهد.

حملات عمده به شیعیان پاکستان

  • ۱۶ فوریه ۲۰۱۳: ۸۵ نفر در انفجار بمبی در یک بازار شلوغ در کویته کشته شدند
  • ۱فوریه ۲۰۱۳: ۲۰ نفر در انفجاری در مسجدی در هنگو کشته شدند
  • ۱۰ ژانویه ۲۰۱۳: ۹۲ نفر در دو انفجار در کویته کشته شدند
  • ۱۶ اوت ۲۰۱۲: ۲۵ مسافر به ضربه گلوله ده نقاب‎پوش در گلگت کشته شدند
  • ۲۲ نوامبر ۲۰۱۲: ۲۳ عزادار در انفجار انتحاری در راولپندی جان دادند
  • ۳۰ دسامبر ۲۰۱۲: ۱۹ زایر در انفجاری در مستونگ (کویته)کشته شدند
  • ۳۰ ژوئیه ۲۰۱۱: ۱۱ تن در تیراندازی مردان مسلح در کویته جان باختند
  • ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۱: ۲۰ زایر عازم ایران در حمله به اتوبوس حامل خود در مستونگ( کویته) کشته شدند

برخی از اعضای مجلس و از جمله احمد بهزاد، محی‎الدین مهدی، حفیظ منصور، بکتاش سیاووش و شاه گل رضایی به محل تجمع اعتصاب‎کنندگان رفتند. اندیانا دختر امان‎الله خان پادشاه پیشین افغانستان، حمیرا قادری نویسنده و استاد دانشگاه و سیمین بارکزی عضو سلب صلاحیت شده مجلس هم به آن جا رفتند.

اعضای هیئت رهبری حزب حق و عدالت هم به صورت گروهی به محل اعتصاب معترضان حضور یافتند و از خواست‏‎های آنها حمایت کردند. حمیدالله فاروقی سخنگوی این حزب تاکید کرد که کشتار هزاره‏‎های پاکستان باید به عنوان "جنایت علیه بشریت" شناخته شود.

این در حالی است که محمد محقق از رهبران سیاسی هزاره‎های افغانستان در سفری به پاکستان، خواستار اقدام جدی حکومت این کشور برای توقف کشتار هزاره‎ها شده است.

وحدت‎نیوز وبسایت نزدیک به آقای محقق گزارش داد که این عضو مجلس نمایندگان افغانستان در دیداری با راجه پرویز اشرف نخست وزیر پاکستان خواستار مجازات عاملان حملات اخیر به هزاره‎های پاکستان شده است.

شماری از فعالان و روزنامه‎نگاران در بامیان نیز از چند روز پیش در اعتصاب غذا به سر می‎برند و براساس گزارش‎ها، سه تن از آنها به دلیل ضعف جسمی، به بیمارستان منتقل شده‎اند.

روز سه‎شنبه اعضای شورای هزاره‎های بریتانیا هم با تجمع در برابر ساختمان پارلمان این کشور، خواستار محکومیت بین‎المللی حملات اخیر به هزاره‎های بریتانیا شدند.

آنها از کابینه و پارلمان بریتانیا خواستند که فشارهای لازم را بر دولت پاکستان وارد کنند تا برای مجازات عاملان کشتار هزاره‎های پاکستان و جلوگیری از حملات مشابه در آینده اقدامات جدی‎تری روی دست گیرد.

هزاره‎های پاکستان از سال ۲۰۰۵ میلادی هدف حملاتی که "هدفمند" خوانده شده قرار گرفته و تا حال صدها تن در این حملات جان باخته‎اند.

مسئولیت برخی از این حملات را لشکر جنگوی، گروه تندرو اسلام‎گرا در پاکستان به عهده گرفته است.

 


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ چهارشنبه 1391/12/02 ] [ 17:59 ] [ حبیب الله رضایی ]

 

وحدت نیوز- پس از گفتگو میان سران هزاره کویته با گورنر و نمایندگان دولت که از اسلام اباد و نظر به هدایت نخست وزیر آمده بودند، درخواست های هزاره ها پذیرفته شد.

در پی انفجار شانزدهم فبروری هزاره تاون که در اثر آن بیش از ۱۱۰ تن شهید و ۲۰۰ تن دیگر زخمی شدند، تحصن در کنار جنازه ها در کویته و همچنان در سراسر پاکستان، افغانستان، اروپا، آمریکا و استرالیا جریان داشت. تحصن کنندگان تقاضا هایی داشتند و می گفتند که تا تقاضاهای آنها برآورده نشود، آنها جنازه ها را دفن نخواهند کرد و تحصن آنها بر علاوه کویته در سراسر جهان جریان خواهد داشت. بعد از وارد شدن فشار های بسیار زیاد بر دولت، نخست وزیر یک کمیته ای را به کویته فرستاد، تا در مورد دفن جنازه ها و ختم تحصنی که سراسر پاکستان را فلج کرده بود، با وارثان شهدا و بزرگان هزاره های کویته صحبت کنند.

پس از گفتگو میان سران هزاره کویته با گورنر و نمایندگان دولت که از اسلام اباد و نظر به هدایت نخست وزیر آمده بودند، درخواست های هزاره ها پذیرفته شد. وزیر اطلاعات مرکزی آقای کایره با رسانه ها صحبت کرد و گفت که نظر به درخواست تحصن کنندگان هم اینک عملیات بر ضد تروریستان جریان دارد و طی آن تا هنوز ۱۷۰ تروریست دستگیر و چهار تن هلاک شده اند و مواد منفجره زیادی هم به دست آمده است. او گفت که بر ضد تروریستان و لانه های آنها جوانان ارتش عملیات می کنند و این عملیات در سراسر بلوچستان صورت خواهد گرفت. کایره علاوه کرد، که دولت تمام تقاضا های تحصن کنندگان را پذیرفته است، لهذا من از شما خواهش می کنم، که جنازه ها را دفن کنید.

بعد از آقای کایره، آقای علامه شهیدی صحبت کرد. ایشان طی سخنانی گفت که قرار بر آن شده است که از طرف یک جهتی کونسل یک کمیته سه نفری ترتیب شود و آن کمیته به صورت مرتب همراه با روسای سازمانهای انتظامی عملیات دقیق را بررسی کنند. آقای شهیدی گفت بعد از آنکه تحصن در کویته ختم شد، در سراسر پاکستان تحصن ختم خواهد شد و ما بر گورنر اطمینان داریم که نظر وعده ای که ایشان داده است، به صورت حتمی عملیات دقیق را انجام خواهد داد و امیدوارم بار دیگر اینگونه حادثه ای صورت نگیرد.

در آخر آقای سردار سعادت علی هزاره با آنکه ایشان شدیداً مریض اند، صحبت نموده و گفت که تقاضاهای آنها تماما پذیرفته شده است و آنها تحصن شانرا ختم خواهند کرد. البته در مورد تدفین که حالا شود و یا فردا با علما و بزرگان مشوره نموده و در آن رابطه تصمیم می گیرند.

قابل یادآوریست که دقایق قبل محترم احمد علی کهزاد جنرل سکرتری ایچ دی پی، که در خارج بود، بعد از شنیدن حادثه هزاره تاون سفر شانرا ختم نموده و دوباره به سوی کویته حرکت کرد. ایشان از سفر خارج به کویته رسیده اند و بعد از رسیدن ایشان به صورت مسقیم به امام بارگاه موسی ابن جعفر رفت و هم اینک در مراسم تحصن اند و سخنرانی می کنند.

قابل یاد آوری است که ایف سی طی عملیاتی، ساعتی قبل یکی از وزرای حکومت سابق بلوچستان به نام علی مدد جتک را با پانزده تن از محافظان اش دستگیر کرد. یکی از تقاضاهای تحصن کنندگان گرفتاری علی مدد جتک بود. همچنان به نوشته روزنامه قدرت، هم اینک یکی از رهبران جماعت و اهلسنت (سپاه صحابه قبلی) بلوچستان، کسی که هر روز دو بیانیه تهدید آمیز بر ضد شعیان و هزاره ها در روزنامه ها صادر می کرد، دستگیر شده است. این دستگیری وی طی علمیات بر مدرسه اش صورت گرفت است.


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ چهارشنبه 1391/12/02 ] [ 5:32 ] [ حبیب الله رضایی ]
 

بسم الله الرحمن الرحیم

و لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم – قران کریم ،انفال ، آيه 46.

راه نزاع و اختلاف نپيماييد كه سست شويد و شوكت و قدرت شما از بين برود.

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) مَنْ أَصْبَحَ لَا يَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ. - اصول كافى ج : 3 ص : 238 رواية : 1

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: هر كه صبح كند و بامور مسلمين همت نگمارد مسلمان نيست.

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) أَنْسَكُ النَّاسِ نُسُكاً أَنْصَحُهُمْ جَيْباً وَ أَسْلَمُهُمْ قَلْباً لِجَمِيعِ الْمُسْلِمِينَ. - اصول كافى ج : 3 ص : 238 رواية : 2

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: عابدترين مردم كسى است كه نسبت بهمه مسلمين خير خواه تر و پاكدل تر باشد.

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) مَنْ لَمْ يَهْتَمَّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ. - اصول كافى ج : 3 ص : 239 رواية : 4

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: هر كه بامور مسلمين اهتمام نورزد مسلمان نيست.

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) مَنْ أَصْبَحَ لَا يَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ فَلَيْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلًا يُنَادِى يَا لَلْمُسْلِمِينَ فَلَمْ يُجِبْهُ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ. -  اصول كافى ج : 3 ص : 239 رواية : 5

پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: هر كه صبح كند و بامور مسلمين همت نگمارد از آنها نيست ، و هر كه بشنود مردى فرياد مى زند (مسلمانها بدادم برسيد) و جوابش نگويد مسلمان نيست.

در سخن معجزه آساى على عليه السلام نيز درباره امتهاى گذشته و موجبات ذلت ايشان چنين آمده است : ... پس بنگريد كه پايان كارشان به كجا كشيد. چون ميانشان جدايى افتاد و الفت به پراكندگى انجاميد و سخنها و دلهاشان گونه گون گرديد. از هم جدا شدند و به حزب ها گراييدند و خدا لباس كرامت خود را از تنشان برون آورد و نعمت فراخ خويش از دستشان به دور كرد و داستان آنان ميان شما ماند و آن را براى پند گيرند، عبرت گرداند... - نهج البلاغه ، خطبه 192

قال موسی بن جعفر (ع) : مَنْ قَصَدَ إِلَيْهِ رَجُلٌ مِنْ إِخْوَانِهِ مُسْتَجِيراً بِهِ فِى بَعْضِ أَحْوَالِهِ فَلَمْ يُجِرْهُ بَعْدَ أَنْ يَقْدِرَ عَلَيْهِ فَقَدْ قَطَعَ وَلَايَةَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ. - اصول كافى جلد 4 صفحه : 72 رواية :4

حضرت موسى بن جعفر عليه السلام : هر كه مردى از برادران (ايمانيش ) باو رو كند و درپاراى از گرفتاريهايش باو پناه آورد و او پناهش ندهد با اينكه قدرت بر آن دارد، بتحقيق پيوند خود را از خداى عزوجل بريده است .

ای وجدان های بیدار و ای برادران و خواهران مسلمان !

صدها هزار تن از خواهران و برادران مسلمان شما در نقاط مختلف پاکستان و مخصوصا در کویته پاکستان سال های سال است که قربانی سیاست های جنایتکارانه سیاست بازان ملحد و مزدور حاکم آن کشور  شده و می شوند و همچنان در آتش کورخشم و کینه تعصبات جاهلی ، غیر اسلامی و انسانی مشتی تروریست غیر مسلمان ، می سوزد. در این شرایط که هزاره های مسلمان کویته در کنار جنازه های پاره پاره اطفال، زنان و جوانان شهید جنایت اخیر تروریست ها، دست به اعتصاب زده و خواهان پایان یافتن  حملات تروریستی و تامین امنیت زندگی شان می باشند ، بر ما است که به عنوان یک انسان و یک مسلمان به ندای استمداد خواهی آنان جواب مثبت داده و   به هروسیله ممکن وظیفه خویش را در قبال همنوعان و همکیشان خود ادا نموده و به کمک آنان بشتابیم  و از خواسته های آنان حمایت کنیم . نسل کشی قومی و مذهبی سیاست نا انسانی نا انسان های است که در منطقه روی دست گرفته شده است ، اگر این فتنه در پاکستان مهار نگردد ، در آینده نه چندان  دور دامن بسیاری از کشور های منطقه و جهان را نیز خواهد گرفت.

 

--------------------

با امضای این طومار، به پایان قتل عام هزاره‌ها و شیعیان در پاکستان و نجات جان انسان‌های بی‌گناه در کویته کمک کنید!

کشتار بیرحمانه اخیر هزاره‌ها در کویته پاکستان، که جان بیش از 80 انسان بی‌گناه به شمول دهها تن از زنان و کودکان را گرفت، یک بار دیگر ضرورت یک عزم جدی بین‌المللی را برای جلوگیری از بروز چنین فجایعی برجسته می‌سازد. این حادثه به فاصله نه‌چندان زیادی از فاجعه پیشین در شهر کویته روی می‌دهد که در یک روز بیش از صد قربانی برجای گذاشت و خانواده‌های بسیاری را عزادار کرد. ما از سازمان ملل متحد، سازمانهای مدافع حقوق بشر، اتحادیه اروپا، پارلمان اروپا و همه افراد و نهادهایی را که به دموکراسی، آزادی بیان و عقیده و به جان انسانها و کرامت بشری ارزش قایل‌اند، می‌خواهیم تا بردولت پاکستان فشار وارد نمایند و خواستار اقدام عاجل و قاطع آن برای اجتناب از تکرار فاجعه نسل‌کشی هزاره‌ها و شیعیان در این کشور شوند. ما باردیگر وجدان‌های بیدار بشری را فرا می‌خوانیم تا مانع کشتار هزاره‌های کویته شوند. ما هشدار می‌دهیم که روند خروج نیروهای خارجی از افغانستان زمینه تاخت‌وتاز حلقات بنیادگرا را وسیع‌تر خواهد ساخت و اقلیتهای آسیب‌پذیر قومی و مذهبی را در افغانستان و پاکستان بیشتر در معرض خطر قرار خواهد داد. تلاش امروز نهادهای بین‌المللی و مدافع حقوق‌بشر، بی‌تردید از تکرار قتل‌عام هزاره‌ها پس از سال ۲۰۱۴ میلادی در افغانستان و پاکستان جلوگیری خواهد کرد.

حوادث خونین اخیر در کویته علیه هزاره­ها، یادآور ستمی تاریخی است که در طول بیش از این قرن در منطقه بر این مردم رواداشته شده است. هزاره­ها به عنوان یکی از بزرگترین گروه­های قومی افغانستان با پیشینه­ای چند هزار ساله در منطقه و برخوردار از اصالت بومی، از اوخر قرن ۱۹ میلادی بطور سیستماتیک و منظم در معرض نسل کشی، زندان، تبعید، بردگی، محرومیت، تاراج وغارت قرار گرفته­اند. نقطه آغاز این روند دوران امیر عبدالرحمان، پادشاه مستبد افغانستان، در دهه­ 1890 بود که بنا بر آمار معتبر بیش از 60 درصد این قوم نابود شدند، زمین­های­شان غصب، دارایی‌های­شان تاراج و فرزندان شان به حیث کنیز و غلام به فروش رسیدند و از فروش آنها مالیه رسمی دولتی اخذ گردید. در دوره اخیر و در ادامه همین نسل­کشی، طالبان قتل عامهای مزار شریف، بامیان و یکاولنگ را در سالهای 99-1998 بر هزاره­ها تحمیل کردند؛ قتل­عامهایی که محکومیت شدید از سوی سازمانهای مدافع حقوق بشر را نیز به دنبال داشت. در همین راستا، طالبان تندیسهای عظیم بودا را در ولایت بامیان، با هدف زدودن هویت تمدنی و تاریخی هزاره­ها، با خاک یکسان کردند.

هزاره­های کویته بلوچستان بخشی از همان تبعیدیان این قوم­اند که صد سال پیش برای نجات جان­شان به هندوستان وقت پناه بردند؛ بخش‌هایی که بعد از تشکیل پاکستان در 1947 میلادی و جدایی آن از هند جزو قلمرو آن شد. هزاره­های ایالت بلوچستان پاکستان سهم بزرگی را در توسعه و آبادانی این کشور و همچنین در حفظ تمامیت ارضی آن در طول چند دهه گذشته داشته­اند. اما آنان از سه سال بدین­سو، بطور زنجیره­ای، منظم و هدفمند در معرض حملات تروریستی حلقات بنیادگرا قرار گرفته و صدها قربانی داده اند. این قربانیان شامل فعالان سیاسی، چهره­های علمی، هنرمندان، ورزشکاران، زنان، اطفال و مردم عادی می­شوند که همه فقط به جرم هزاره و یا شیعه­بودن بی­­رحمانه به قتل رسيده اند. تشدید حملات تروريستی در ماههای اخیر به گونه­ای بوده که امنيت و آسایش، و زمینه کار، تحصيل، گشت و گذار، و زندگی عادی هزاره­ها را در کويته به کلی سلب کرده است. مسئولیت این رشته کشتارهای کور را، که در گزارش ارائه­شده در کنفرانس اخیر پارلمان بریتانیا درباره هزاره­ها نیز نسل­کشی خوانده شد، گروه­های افراطی و تروریست چون لشکر جنگوی و سپاه صحابه پاکستان رسماً به عهد گرفته­اند. آنان در بیانیه­های خود صراحتاً به کشتار بیرحمانه هزاره­ها و شیعه­های پاکستان، به عنوان رافضی و خارج از دین، افتخار کرده­اند. این در حالی است که از سه سال پیش تا کنون هیچ­یک از عاملان این کشتارها تعقیب نشده و به پای میز محاکمه کشانده نشده­اند. این رویدادها به وضوح نشان می­دهد که اکنون این حلقات تروریستی و بنیادگرا، با پشتیبانی و یا اغماض حلقاتی در درون دولت و سازمان استخبارات پاکستان و همچنین حامیان خارجی­­شان در میان اعراب تندرو منطقه، آشکارا وعلنی شیوه­ اسلاف­شان را در پیش گرفته و برای تداوم نسل­کشی هزاره­ها با شدت بیشتر آماده می­شوند. گواه این امر تازه­ترین رویداد کشتار جمعی هزاره­های کویته در 16 فبروری 2012 است که بیش از 80 قربانی گرفت و پیش از آن در انفجارهای 10 جنوری 2013 بیش از صد نفرجان خود را از دست دادند.

ما این نامه را امضا می­کنیم تا فریاد مردمی را به گوش جهانیان برسانیم که مدافع راستین صلح، دموکراسی و حقوق بشر در پاکستان و افغانستان بوده­اند، اما در پیش چشمان بشریت، آنهم در عصر تکنالوژی و مدنیت، در معرض نسل­کشی قراردارند. ما با امضای این طومار خواستار محکومیت کشتارهای اخیر در کویته پاکستان، حمایت تمامی وجدانهای بیدار بشری از فاجعه­دیدگان و قربانیان آن و تلاش هماهنگ بین­المللی برای جلوگیری از تکرار قتل­عامهای مشابه می شویم.

برای امضاء کردن  اینجا را کلیک کنید


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار، تاریخ
[ سه شنبه 1391/12/01 ] [ 11:30 ] [ حبیب الله رضایی ]
[ یکشنبه 1391/11/29 ] [ 21:25 ] [ حبیب الله رضایی ]

 

صدها تن از مردم بامیان به مناسبت گرامیداشت از بیستمین سالروز قتل عام مردم افشار در غرب کابل، از مسجد جامع شهید مزاری تا چوک الیکین این ولایت دست به مظاهره مسالمت آمیز زدند.

مظاهره کنندگان با سردادن شعارهای” افشار غرق خون است، در خواب بانکیمون است، افشار قتل عام است، فریاد ما مدام است، افشار خون چکان است، سیاف در پارلمان است، خون شهید افشار، متاع مفت بازار، از تمامی نهادهای ملی و بین المللی حقوق بشر خواستند که عاملان قتل عام مردم افشار را به محاکمه بکشانند.

آنان از تمامی ارگانهای عدلی و قضایی کشور و سازمان های ملی و بین المللی طرفدار حقوق بشر خواستند که این فاجعه را محکوم کرده و به عنوان بزرگترین فاجعه انسانی و جنایت ضد بشری ثبت تقویم بین المللی کنند.

محمدصادق علی یار آگاه سیاسی و فعال مدنی در بامیان به وحدت نیوز گفت:” جنایت ضد بشری قتل عام مردم افشار در پایتخت کشور اسلامی و در زمان حکومت اسلامی، توسط کسانی صورت گرفت که خود را مدعی اسلامی میدانستند”.

علی یار افزود:” در حادثه افشار قتل عام، کشتار، تجاوز، غارت و دزدی، نسل کشی، وحشت افگنی و هر جنایتی که ما می توانیم تصور کنیم رخ داده است”.

او می گوید که حادثه افشار را کسانی که عقده تاریخی داشتند برای شکستن غرور هزاره ها سازمان دهی کردند تا آنها نتوانند فریاد حق طلبی سرداده و خواهان سهم گیری در تصمیم گیری های سیاسی کشور شوند.

او تاکید کرد که مخالفان هنوز هم مردم هزاره را باور نکرده اند، پس مردم باید با بیداری و آگاهی،انسجام و همبستگی و حساس بودن نسبت به سرنوشت شان، از حق خود دفاع کنند تا بار دیگر شاهد تکرار تاریخ و وقوع حوادثی نظیر قتل عام مردم هزاره در افشار،چنداول و مزار شریف نباشند.

در همین حال محمد نسیم یکی از شهروندان بامیان که در این راهپیمایی اشتراک کرده بود نیز وحدت نیوز گفت:” ما امروز بخاطر تجلیل از سالروز فاجعه افشار که در آن بیش هزاران تن از شهروندان بی گناه کشور قتل عام شدند؛ دست به راهپیمایی زدیم.”

او از جامعه جهانی و نهاد های ملی و و بین المللی مدافع حقوق بشر خواست که هرچه زودتر عاملان قتل عام مردم بی گناه افشار به محاکمه بکشانند.

شیرعلی یکی دیگر از شهروندان بامیان نیز می گوید: “با وجودیکه بیست سال از قتل عام وحشتناک مردم بی گناه افشار می گذرد اما هیچ کدام از نهادهای ملی و بین المللی مدافع حقوق بشر در زمینه به محاکمه کشاندن عاملان آن اقدامی نکرده اند”.

این شهروند بامیانی نیز از تمامی ارگان های عدلی و قضایی ملی وبین المللی خواست تا صدای عدالت خواهی مردم را بشنوند و معامله گران قضیه افشار را به پنجه قانون بسپارد.

در مظاهره امروز، مردم بامیان از کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان نیز خواستند بدلیل اینکه ده سال از فعالیت این کمیسیون در افغانستان می گذرد و تحقیقات و مستندسازی شان در مورد جنایات جنگی و موارد نقض حقوق بشر به پختگی لازم رسیده است، بدون هیچ ملاحظه به افشای لیست جنایت کاران جنگی، ناقضین حقوق بشر و عاملان نسل کشی و قتل عام ها، بویژه نسل کشی مردم بی دفاع و غیر نظامی افشار بپردازد.

مظاهره کنندگان در قطعنامه ای خواستار اعمار بنای یادبود در محل دفن شهدای افشار شدند.

عبدالاحد فرزام مسئول بخش نظارت و ارزیابی دفتر مرکزی کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در پیوند به خواست مردم بامیان از این کمیسیون در گفتگو با رسانه ها گفت:” کمیسیون مستقل حقوق بشر تمامی قضایای نقض حقوق بشر در سه دهه گذشته از جمله حادثه افشار را مستند سازی کرده است”.

فرزام افزود:” در مورد همه جنایاتی که در این قضایا ارتکاب پیدا کرده تحقیقات همه جانبه صورت گرفته و بزودی در قالب یک گزارش کامل به نشر می رسد”.

او تاکید کرد که تطبیق برنامه عدالت انتقالی، تامین عدالت و برخورد قانونی با ناقضین حقوق بشر از وظایف دولت افغانستان است.

او اظهار امیدواری کرد که با نشر این گزارش، دولت پیشنهاد های این گزارش را عملی کرده و با ناقضین حقوق بشر بصورت قانونی برخورد کند.

در پایان مظاهره امروز، اشتراک کنندگان با صدور قطعنامه چهارماده ای از تمامی نهادهای ملی و بین المللی مدافع حقوق بشر، سازمان های جامعه مدنی و فعالان حقوق بشر، خواهان ایجاد کمیته دادخواهی از حق قربانیان افشار برای اعاده حقوق آنان شدند.

در قطعنامه آمده است که حکومت افغانستان باید یکی از مکان های شهر کابل را، بنام شهدای افشار نامگذاری کرده و یک بنای یادبود، در محل دفن شهدای افشار اعمار نماید و از هرگونه ساخت و ساز و اعمار خانه های خودسر در محل دفن این شهدا جلوگیری کنند.

بیست سال قبل، در شامگاه روز بیست و یکم ماه دلو سال 1371 خورشیدی منطقه افشار در غرب کابل، مورد حملات دولت مجاهدین قرار گرفت که باعث کشته شدن هزاران تن از باشندگان غیر نظامی منتطقه و آوارگی چندین هزار خانواده شد.

وحدت نیوز - بامیان – ۲۱ دلو

 


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار، تاریخ
[ یکشنبه 1391/11/22 ] [ 3:45 ] [ حبیب الله رضایی ]

 

آنچه در پاکستان اتفاق می افتد خیلی فراتر وعمیق تر از کشتار سیستماتیک قوم هزاره است؛ گرچه هزاره ها بیشترین آسیب را در حوادث اخیر متحمل شده اند.

پاکستان متشکل از چهار ایالت است که هرکدام کانون بحران است. در ایالت صوبه سر حد یا خیبر پشتون خواه سال ها است که خشونت وترور حکومت می نماید واکنون به معضل غیر قابل حل تبدیل گردیده، در وزیرستان شمالی جنگ میان گروه های افراط گرای قومی ومذهبی ودولت جریان دارد، هواپیما های بی سرنشین آمریکا هم تقریبا هر روز وشب خواب را از ساکنان می رباید، سوات گهگاهی شاهد لشکر کشی وجنگ وآوارگی نزدیک به 500000 نفر است و سایر مناطق این ایالت به شمول پیشاور مرکز آن وضع بهتری ندارد. تروریست های بین المللی والقاعده نیز در همین ایالت بیشتر حضور دارند وتهدیدی برای پاکستان ومنطقه هستند.

ایالت دیگر، سیستان وبلوچستان است که شاهد جدایی طلبی بلوچ ها و جنگ بر سر این دعوا بوده وتقریبا همانند ایالت صوبه سرحد از کنترل کامل دولت خارج است، مرکز این ایالت شاهد بر خورد های خونین قومی نیز است که بلوچ ها، پشتون ها وهزاره ها با هم درگیرند والبته هزاره ها به دلیل اقلیت بودن وغیر مسلح بودن قربانیان زیاد تری را متحمل می شوند برعلاوه شهر کویته ومناطق نزدیک به آن درگیر نزاع ها وتند روی های فرقه ای نیز هستند. این شهر جولان گاه گروه هایی است که از سوی دولت های عربستان سعودی وایران تقویه می شوند وهر کدام اهداف سیاسی خاصی را دنبال می کنند. کویته مقر فرمان روایی ملا محمد عمر رهبر طالبان افغانستان وهم فکرانش نیز است.

این دو ایالت با تفاوت های اندک شباهت های بسیاری با هم دارد، در هردو ایالت حکومت پاکستان سلطه منطقی ندارد وهردو ایالت از نظر دولت مرکزی پاکستان ارزش ابزاری دارد وهمیشه مورد تبعیض بوده ودر محرومیت وعقب ماندگی غرق است، در هردو ایالت افراط گرایی مذهبی وقومی وقبیلوی به اوج رسیده و توحش و قانون گریزی وخلاف کاری خمیر مایه گرایش ها است.

ایالت سند که مرکز آن شهر بزرگ وبندری کراچی است با تفاوت ماهوی بیشتری از دو ایالت یاد شده درگیر خشونت وبحران ونفاق است؛ محوری ترین نفاق در کراچی به حسادت ساکنان بومی که هندی تبار هستند با سایر مردمانی که بعد ها به نسبت توسعه وگسترش شهر واساسات زندگی شهری به آن جا روی آورده اند بر می گردد وحتی احزاب سیاسی پر نفوذ تر در کراچی مربوط به بومی ها ومهاجرین می گردد. در کراچی نفاق ها بیشتر سیاسی ومافیایی است و ازین رو شناخت ایالت سند و جستجوی بافت ها وگسست ها پیچیده است وبعبارت دیگر بحران در کراچی مدرن است! اما این ایالت در بحران آفرینی وخشونت وکشتار چیزی از دوایالت دیگر کم ندارد.

چهارمین ایالت پاکستان پنجاب است که عمدتا خواست گاه سیاست مداران و زعمای پرقدرت این کشور بوده ونیز گنجینه ثروت وسرمایه پاکستان است، پنجاب بر علاوه سند، سرزمین حاصل خیزی است که به غیراز زراعت تا 80% صنایع پاکستان را در خود جای داده است ونسبت به ایالت سند بسیار پیشتر وتا ثیر گذار تر در اقتصاد ملی پاکستان است. بحران نا امنی وخشونت که ایالت های دیگر پاکستان را تا مرز انهدام زندگی عادی پیش برده پنجاب را نیز مصون نگذاشته است. پنجاب در حالتی قرار دارد که از اثر بی ثباتی، تحریم های اقتصادی غرب و نشانه های فروپاشی کشوری بنام پاکستان با فرار گسترده سرمایه مواجه بوده واکنون اکثر کارخانه ها یا تعطیل شده ویا ماشین آلات تولیدی و سرمایه ها به خارج منتقل گردیده است.

هدف از یاد داشت این سطور آن نیست که بگویم پاکستان به زودی از جغرافیای سیاسی جهان حذف می شود، پاکستان گرچه ازین خطر مبرا نیست ودشمنی اش با هند وترویج گرایش های قومی ومذهبی افراط گرایانه به قصد سر بازگیری در برابر هند، او را تا این نقطه رسانده است ولی درعین حال ظرفیت های بسیاری در ملت ودولت پاکستان برای نجاة خود نیز است، هدفم این است که ما نسبت به پاکستان چگونه می نگریم؟ آیا نگا ه ما صرفا قومی وتباری است ویا اینکه فراتر از آن مسائل کشوری را دنبال می کنیم که سخت با زندگی عادی وسیاسی ما سر وکار دارد؟

به نظر من واقعیت ها در پاکستان غیر از آن چیزی است که تعداد افراد سیاسی وغیر سیاسی کشور ما بر اساس سطحی نگری ویا منافع روز مره خود مطرح می کنند، در پاکستان تنها هزاره ها قربانی نمی شوند بلکه پاکستانی ها در کل قربانی سیاست هایی است که در 63 سال بازی نظامیان وسیاسیون شکل گرفته است. نه تنها پاکستانی ها بلکه مردم افغانستان نیز بخش بزرگی از دشواری هایش بازی های خطر ناک وآتشین این دو گروه پاکستانی است ومی بینیم که در افغانستان نیز گروه قومی خاصی اسیر مصیبت ها نیست بلکه ملتی در کام خود تلخی زهر کشنده را حس می کند.

شاید حوادث بسته به عوامل واماکن در قربانی کردن مردمان گرفتار آمده در حادثه شدت وضعف داشته باشد ولی موقف گیری برای انعکاس درد ها به صورت قومی وقبیلوی در گشودن گره وپیدا کردن راه حل کمک نمی کند، اگر چنین باشد پس باید برای قبایل دیگر آن سوی دیورند حق بدهیم تا در مرگ هم تباران شان در این سوی دیورند بیشتر از هم وطنان شان غوغا کنند وبالعکس در حالی که چنین حقی را قائل شدن در جهان امروز توجیهی غیر از انسان دوستی ندارد در حالی که سنت حاکم بر افکار واندیشه ها وعواطف ما کمتر انسانی وبیشتر قومی وتباری است واین در منطقه بحران زده ما زایشگر کینه ها وفاصله ها است.

به نظر من نگاه ما به حوادث پاکستان باید عمیق تر از سود جویی های روز مره ویا تبارز احساسات برای تشفی آلام درونی باشد، ما در کمربند حوادث وبحران هایی قرار داریم که قسما سال ها است که شروع شده ودوام دارد وقسما در حال تولد است، نه حاکمیت چند بلوچ ویا پنجابی وغیره در بلوچستان چیزی را در میزان این حوادث می افزاید ونه عدم حاکمیت آن ها چیزی را می کاهد، حوادث ریشه در حاکمیت افراد نه بلکه ریشه در سیاست هایی دارد که اکنون تمام شبه قاره وافغانستان در گیر آن است. ممکن است دوسه کسی از ما چند صباحی خوش برقصند که این کردیم وچنان نکردیم ولی این دل خوشی های ابن الوقتی سرابی بیش نیست، ما نسل تولد یافته در بحرانیم ودر کانون بحران پرورش یافته ایم وبرای آینده باید درس های زیادی آموخته باشیم.

منبع : لیگان - سرور جوادی


موضوعات مرتبط: سیاست
[ سه شنبه 1391/10/26 ] [ 5:35 ] [ حبیب الله رضایی ]

 

حامد کرزی ضمن ابراز رضایت از سفر به واشنگتن اعلام کرد که مقامات آمریکایی توافق کردند تا 3 ماه دیگر، نظامیان خارجی شهرها و روستاهای افغانستان را ترک و در پایگاه‌های خود مستقر شوند.
حامد کرزی پس از سفر 3 روزه به واشنگتن روز دوشبنه در گفت‌وگو با خبرنگاران در کابل بیان داشت که احترام به حاکمیت ملی افغانستان محور مذاکره هیئت افغانستان با مقامات آمریکا بود.
وی گفت: نداشتن زندان توسط نظامیان خارجی در افغانستان و عدم دستگیری افغان‌ها توسط آنان از دیگر محورهای مذاکره با مقامات آمریکایی بود.
کرزی ادامه داد: عدم عبور و مرور نظامیان خارجی در روستاها و شهرهای افغانستان از دیگر مباحث مطرح شده با مقامات آمریکایی بود.
به گفته رئیس جمهور کرزی در مذاکرات با مقامات کاخ سفید، به طور کامل با حاکمیت ملی افغانستان احترام گذاشته شد.
کرزی با اشاره به این که خارجی‌ها پس از این، هیچ بازداشتگاهی در افغانستان نخواهند داشت، گفت: مقامات آمریکا توافق کردند تا مسئولیت کامل زندان‌ها در افغانستان را به دولت این کشور واگذار کنند.
کرزی با تأکید بر این که خارجی‌ها پس از این حق زندانی کردن افغان‌ها را ندارند، گفت: مقامات آمریکا توافق کردند، در صورتی که یکی از اتباع افغانستان توسط نیروهای خارجی دستگیر شود، باید تا 96 ساعت در اختیار دولت افغانستان قرار بگیرد.
رئیس جمهور افغانستان در ادامه با اشاره به توافقات هیئت افغانستان با مقامات آمریکایی گفت: بر اساس این توافقات تا 3 ماه دیگر تمامی نظامیان خارجی از شهرها و روستاهای افغانستان خارج شده و در پایگاه‌های خود مستقر خواهند شد.
به گفته وی، پس از خروج نظامیان خارجی از روستاها و شهرها، فرزندان افغان، امنیت این مناطق را تأمین خواهند کرد.
حامد کرزی تصریح کرد: در مذاکره با مقامات آمریکایی توافق شد که این کشور تا سال 2017 به همین تعداد نظامیان افغان را حفظ نموده و آموزش دهد.
به گفته وی، مقامات آمریکا توافق کردند که تا سال 2017، نیازهای 350 هزار تن از نیروهای افغان را تأمین خواهند کرد.
وی تصریح کرد که احتمال دارد تأمین نیازهای نیروهای امنیتی افغان توسط آمریکا تا سال 2024 تمدید شود.
کرزی در خصوص توافقات نظامی با آمریکا گفت که در حال حاضر 250 دستگاه وسایط سنگین نظامی در اختیار دولت افغانستان قرار گرفته و در آینده 250 دستگاه دیگر نیز به نیروهای امنیتی افغان واگذار خواهد شد.
رئیس جمهور افغانستان بیان داشت: مقامات آمریکا پذیرفتند که حریم هوایی افغانستان توسط کادر و پرسنل افغان کنترل شود.
کرزی در عین حال گفت: تا زمانی که افغان ها به تجهیزات راداری مجهز می‌شوند، آسمان افغانستان توسط خارجی‌ها و افغان‌ها کنترل خواهد شد.
رئیس جمهور افغانستان تصریح کرد که مقامات آمریکا توافق کردند در سال جاری، چهار فروند هواپیمای بزرگ ترابری از نوع «سی 130» و 20 فروند بالگرد در اختیار دولت افغانستان قرار دهند.
به گفته وی، مقامات آمریکایی توافق کردند که هواپیماهای بدون سرنشین نیز با هدف مأموریت اطلاعاتی در اختیار دولت افغانستان قرار خواهند داد.
کرزی با اشاره به مذاکرات صلح افغانستان، خاطرنشان کرد که مقامات آمریکا شرایط افغانستان را در مذاکرات صلح، پذیرفتند.
به گفته رئیس جمهور افغانستان، ما با مقامات آمریکایی توافق کردیم تا دفتری برای طالبان در دوحه قطر گشایش یافته و مقامات آمریکایی در مقابل پذیرفتند که مذاکرات صلح باید توسط شورای عالی صلح افغانستان انجام شود.
وی در عین حال از گروه‌های مسلح مخالف از جمله طالبان خواست که دست از جنگ کشیده و به روند صلح بپیوندند.
رئیس جمهور افغانستان با اشاره به توافق اقتصادی کابل و واشنگتن گفت: بر اساس این توافقات، تا 2 ماه دیگر 850 میلیون دلار که توسط مقامات آمریکایی به افغانستان قول داده شده است، به خزانه دولت افغانستان واریز خواهد شد.
حامد کرزی در خصوص انتخابات آینده ریاست جمهوری افغانستان گفت که در مذاکرات با مقامات آمریکایی اعلام کردیم که آنان نباید در انتخابات افغانستان مداخله کنند و آنان نیز این امر را پذیرفتند.
وی در خصوص خروج نظامیان خارجی از افغانستان گفت: نظامیان خارجی یا آمریکایی پیش از فرارسیدن سال 2014 از افغانستان خارج نخواهند شد.
کرزی در عین حال تأکید کرد که ما نباید امنیت خود را ملزم به حضور نظامیان خارجی در افغانستان بدانیم.
رئیس جمهور افغانستان اظهار داشت که اوضاع افغانستان پس از سال 2014 بهتر خواهد شد.
وی در خصوص این که تا چه اندازه آمریکا به توافقات خود با هیئت افغانستان پایبند است، گفت: من اطمینان می‌دهم که این توافقات عملی خواهد شد.
رئیس جمهور افغانستان گفت تا زمانی که توافقات آمریکا عملی نشود، توافقنامه امنیتی کابل- واشنگتن امضا نخواهد شد.
کرزی تصریح کرد که آمریکا برای امضای این پیمان عجله دارد اما افغانستان با در نظرداشت شرایط این قرارداد را امضا خواهد کرد.
وی با اشاره به این افغانستان در حال حاضر به نیروی هوایی قوی نیاز شدید ندارد، گفت: در صورتی که افغانستان توان خریداری تجهیزات نظامی را از سایر کشورها داشته باشد، کسی نمی‌تواند جلو آن را بگیرد.
حامد کرزی در خصوص مصونیت نظامیان آمریکایی در افغانستان گفت: این امر به توافقات 2 جانبه برمی‌گردد که تاکنون مذاکرات در این خصوص جریان دارد.
رئیس جمهور افغانستان گفت که مذاکرات در خصوص مصونیت قضایی نظامیان آمریکایی هشت الی 9 ماه را دربر خواهد گرفت.
وی در عین حال گفت که تصمیم در خصوص مصونیت قضایی نظامیان آمریکایی از صلاحیت دولت افغانستان نبوده بلکه ملت افغانستان در این باره تصمیم خواهند گرفت.
کرزی گفت که ملت افغانستان در لویه جرگه در خصوص مصونیت نظامیان آمریکایی تصمیم خواهند گرفت.
رئیس جمهور افغانستان در پاسخ به سئوال یکی از خبرنگاران در خصوص دیدگاه آمریکا نسبت به طالبان گفت: دیدگاه مقامات آمریکایی درباره طالبان تغییر کرده و در حال حاضر آنان طالبان را عنصر جنگ در افغانستان نمی‌دانند.


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ سه شنبه 1391/10/26 ] [ 5:22 ] [ حبیب الله رضایی ]

سال ۲۰۱۲ میلادی یک سال پر تحول توأم با موفقیت ها و چالش که از مهم ترین آنها، راه اندازی نُخستین لیگ برتر افغانستان تا گفتگو ها صلح، بوده است که قرار ذیل به آنها به صورت فشرده پرداخته شده است.

۱- نشست های بین المللی – توافقنامه های امنیتی و توسعه یی

جامعۀ جهانی به رهبری ایالات متحد امریکا، تعهد کردند تا افغانستان را پس از بیرون شدن کامل نیروهای جنگی خارجی تنها نگذارند. در نشست جهانی سران ناتو که در ایالت شیکاگوی امریکا برگزار شد، جامعۀ جهانی ۴.۱ میلیارد دالر را برای تجهیز و آموزش نیروهای امنیتی افغان تخصیص دادند. در همین حال در نشست توکیو کشور های تمویل کنندۀ افغانستان تعهد کردند تا سالانه چهار میلیون دالر به افغانستان را به بخش های توسعه یی و غیر نظامی افغانستان کمک کنند. در این نشست ها از دولت افغانستان خواسته شده است تا در برابر فساد اداری تلاش بیشتر کنند و از چگونگی مصرف این پول ها مشخص سازند.

۲- گفتگو ها روی بازگشایی یک دفتر سیاسی برای طالبان در قطر

در سال ۲۰۱۲ میلادی طالبان توافق کردند تا برای ادامۀ گفتگو های صلح یک دفتر سیاسی در قطر باز نمایند. این در حالی است که حکومت افغانستان بار ها از عدم موجودیت یک آدرس مشخص برای شورشیان انتقاد کرده است، اما در آغاز با این تصمیم مخالفت نشان داد و ایالات متحد امریکا را متهم به مشوره نکردن با حکومت افغانستان در این باره کرد، اما بعد ها به این تصمیم توافق نشان داد. پاکستان به شماری از اعضای طالبان اجازه پرواز به قطر را داد تا با مقام های امریکایی گفتگو کنند.

۳- رأی عدم اعتماد به شماری از وزرای کلیدی از سوی مجلس نمایندگان

در میانه های سال ۲۰۱۲ میلادی مجلس نمایندگان وزرای دفاع، و رییس عمومی امنیت ملی افغانستان را از وظایف شان بر کنار کردند. این اقدام پس از آن صورت گرفت که پاسخ این مقام ها در برابر حملات موشکی قناعت نمایندگان مجلس را فراهم نکرد. مقام های ناتو نیز گفته اند که بر کناری وزیر دفاع بر روند انتقال مسؤولیت های امنیتی تأثیر گذار نخواهد بود و این روند ادامه خواهد داشت. پس از این اقدام مجلس نمایندگان وزیر سلب اعتماد شدۀ و به زرات امور داخله به سمت وزیر گماشت.

۴- خیزش ها مردمی در برابر طالبان

پس از بسته شدن صد ها مکتب در مناطق مختلف افغانستان از سوی گروۀ طالبان، به ویژه در ولایت غزنی شماری از باشنده گان ولسوالی اندر این ولایت در برابر طالبان قیام کردند. این خیزش ها بزودی به ده ولایت دیگر به شمول فاریاب، لغمان، کاپیسا، ننگرهار و حتی تا ۲۵ کیلومتری کابل نیز رسیدند. بر بنیاد گزارش ها این خیزش های مسلحانه از سوی حزب اسلامی رهبری می شدند، اما حکومت افغانستان این گفته ها را رد کرده و از این خیزش ها حمایت کرد. با بیرون کردند طالبان از مناطق شان، روند حکمرانی طالبان به این مناطق در هم شکست.

۵- مدال المپیک

در مسابقات المپیک لندن که در سال ۲۰۱۲ میلادی برگزار شد، تکواندو کار افغان، روح الله نیکپا توانست تا مدال برونز این رقابت ها از آن خود کند و نام افغانستان را در ردیف کشور های مدال آور المپیک درج کند. این دومین بار بود که این تکواندو کار افغان، مدال برونز المپیک را بدست آورد. این ورزش کار از سوی رییس جمهور کرزی و دیگر مقام های بلند پایۀ حکومت ستایش شد. وی اخیراً مدال مشهورترین چهرۀ سال را نیز از آن خود کرد.

۶- راه اندازی نُخستین لیگ برتر فتبال افغانستان

برای نُخستین افغانستان توانست تا لیگ برتر فتبال افغانستان را در سال ۲۰۱۲ میلادی از سوی کمپنی مخابراتی روشن و تلویزیون طلوع راه اندازی شد. در این لیگ هشت تیم از هشت زون کشور ایجاد شد، که متشکل از بهترین چهره های فتبال کشور انتخاب شدند. این تیم ها پس از دو ماه رقابت دشوار توانست علاقمندان فتبال را در سراسر کشور ایجاد کند. تمام مسابقات لیگ برتر فتبال افغانستان از سوی تلویزیون های طلوع و لمر پخش شدند و هزاران تن از علاقمندان فتبال برای تماشای این رقابت ها به میدان ورزشی ریختند. در پایان تیم طوفان هریرود از ولایت هرات در برابر تیم سیمرغ البرز قرار گرفت و برندۀ این رقابت ها شد و کپ قهرمانی را با جایزۀ نقدی ۱۵ هزار دالر امریکایی از آن خود کرد.

۷- انتقال مسؤولیت های امنیتی

رییس جمهور کرزی، سومین مرحلۀ انتقال مسؤولیت های امنیتی جنوب کشور را از نیروهای خارجی به نیروهای افغانی در ماۀ جولای سال ۲۰۱۲ میلادی اعلام کرد. نیروهای امنیتی کشور مسؤولیت امنیت بیش از ۷۰ در صد کشور را بدست گرفتند و صد ها مراکز خارجی در کشور بسته شدند. نیروهای امنیتی افغان همچنان مسؤولیت رهبری عملیات های نظامی را در کشور بدوش گرفتند.

در همین در یک گزارش پنتاگون آمده است که تنها یک واجد نیروهای امنیتی قادر به راه اندازی عملیات های نظامی بدون همکاری نیروهای خارجی را دارند. میزان خشونت های در سراسر کشور نظر به سال ۲۰۱۲ میلادی کاهش یافتند.

۸- پیمان های امنیتی

به منظور امضای پیمان راهبردی با افغانستان، رییس جمهور ایالات متحد امریکا، باراک اوباما در اواخر ماۀ می سال ۲۰۱۲ میلادی به این کشور سفر کرد و از روند ادامۀ همکاری های کشورش با افغانستان برای ده سال دیگر حمایت کرد. این در حالی بود که ایران از امضای این پیمان نا رضایتی نشان داده و آنرا مداخلۀ آشکار در امور افغانستان خواند. در همین حال افغانستان پیمان های راهبردی با آلمان، چین، فرانسه، ایتالیا، هند و بریتانیا نیز امضاء کرده است.

۹- دیدار اعضای شورای عالی صلح از پاکستان

شماری از اعضای بلند پایۀ شورای عالی صلح افغانستان در ماۀ نوامبر سال ۲۰۱۲ میلادی به منظور گفتگو به مقام های نظامی و غیر نظامی پاکستان به این کشور سفر کردند. مقام های پاکستانی به منظور نشان دادن حسن نیت شان در روند صلح افغانستان تعهد کردند تا طالبان را به میز های مذاکره بکشانند و شماری از مقام های طالبان را که در بند این کشور استند رها کند. این گفتگو در نشستی به میانجیگری پاریس برگزار شده و قرار است تا یک نشست دیگر در کشور ترکمنستان برگزار شود.

۱۰- میلیارد دالر سرمایه گذاری در بخش معادن

شماری از شرکت های خارجی، میلیارد ها دالر را در بخش استخراج معادن کشور سرمایه گذاری کرده اند، که شهروندان کشور را به رُشد اقتصاد افغانستان امید وار ساخته است. نُخستین سرمایه گذاری کشور ۷.۸ میلیارد دالر هند در معدن آهن حاجیگک افغانستان است که قرار است در آیندۀ نزدیک این سرمایه گذاری به ۱۱ میلیارد افزایش یابد. در همین حال یک شرکت چینایی، استخراج نفت حوزۀ آمو دریا است که ۱۲ میلیون بشکه نفت را تا ۵ سال دیگر استخراج کرد.

۱۱- سو قصد به جان رییس امنیت ملی افغانستان

یک حمله کنندۀ انتحاری که گمان میرود پیام آور صلح طالبان باشد، در یکی از مهمانخانه های این نهاد در شهر کابل، رییس عمومی امنیت ملی افغانستان، اسد الله خالد را آماج قرار داد که در نتیجه وی به شدت زخمی شده و به منظور تداوی به ایالات متحد امریکا فرستاده شده است. رییس جمهور کرزی گفته است که این حمله در شهر کویتۀ پاکستان طرح ریزی شده است، اما پاکستان از این موضوع انکار کرده است. این حمله پس از آن صورت می گیرد یک سال پیش از این حملۀ کنندۀ مشابه، رییس شورای عالی صلح افغانستان، برهان الدین ربانی را آماج قرار داد.

۱۲- حملات پاکستان به خاک افغانستان

پس از ادامۀ حملات موشکی پاکستان به مناطق شرقی افغانستان،، شماری از باشنده گان در برابر این اقدام پاکستان اعلام جهاد کردند و نام هایشان را برای مسلح شدن در برابر پاکستان ثبت کردند. در همین آیسف به میانجیگری برخاسته و تلاش کرد تا این اختلافات از میان برود، اما از واکنش در برابر این کار پاکستان خود داری کرد.

منبع:http://www.tolonews.com


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار، تاریخ
[ سه شنبه 1391/10/12 ] [ 6:45 ] [ حبیب الله رضایی ]

 

فکرنکنید شستشوی مطلقا امری پسندیده است دربرخی موارد،شستشوی مطلقا عمل زشت ناپسندوضد انسانی است.مطلب را گرفته باشید.شستشوی مغزی،خیانت به انسان شمرده می شود.مغزانسان امانت الهی است که خداوند آن گوهری را دروجود انسان قرارداده. تصرفات درمغزدست ناخورده آدمی،بزرگترین خیانت به انسان دانسته شده است.شستشوی مغزی یعنی اینکه درمغزانسان،دخل تصرف داشته باشید.هاوکینگ بزرگترین نابغه علم با مغزخود،هستی را تفسیرمی کند.هاوکینگ ،به تمام معنا مفلوج است اما مغز، وی درسن هشتاد سالگی همانند الماس دروجود،متلاشی شده اش می درخشد.این مغزباید درتصرف شیطان قرارنگیرد.شستشوی مغزی همان تصرفات ظالمانه وشیطانی است که توسط برخی انسانها،اعمال می شود.

هزاران انتحاری،درسنین مخلتف،با شستشوی مغزی،مرتکب تبهکاری می شوند.داستانهای زیادی بدست آمده که یک انتحاری ازکجا گرفتارشستشوی مغزی می شود ودرپایان دست به چه جنایتی می زند.تحقیقات استخباراتی،ثابت کرده که انتحاری چه گونه سیرتحول خود ازبی گناهی تا تبهکاری را شرح می دهد.انتحاری ذاتا،تبهکاروقاتل نبود اوگرفتار،مغزشویانی گردیده که وی را با شستشوی مغزی به این پایه رسانده است.شبکه های تروریستی درافغانستان با سرنوشت جوانان ومغزآنها این گونه عمل می کنند.عبد الصمد، انتحاری هجده ساله داستانش را به این صورت شرح می دهد.وی توسط افرادی بنام آموزشهای دینی، وارد مدسه ای درپاکستان می شود.اومی گوید:ملایان سفید پوش با لباسهای پاکیزه ومعطربه سراغ ما آمدند وکلاسهای درس برای ما وده ها نوجوان دیگر،برگزارکردند هرملا چند جمله ازکتب دینی بما درس می داد ولی بشترین حرفها را درمورد نفرت ازکفار ویهود ونصارا،بیان می کردند. عبد الصمد می گوید: ما درمدت شش ماه درمغزمان چیزی ،جزنفرت ازیهود ونصارا،مساله دیگری را حمل نمی کردیم وی می گوید: درطی این مدت که آموزش می دیدیم دوبار سراج الدین حقانی به دیدن ما ویک بارهم گل بهادرخان به دیدن ما آمد هردوی آنها بما گفتند که شما به جنت می روید ومجاهدان راه خداهستید که کفارویهود ونصارا می کشید اما درمورد خانواده های شما ما فکر کرده ایم ونگران زندگی آنها نباشید ما آنها را درتنظیم وارث شهداء ثبت وراجسترکرده ایم وخرج زندگی شان را می رسانیم.

مرحله دوم ازآموزشها،مقابله با کفاروکشتن آنها بود.این بخش ازدرسها،توام با انواع آموزشهای نظامی همراه بود.ما بعشق اینکه کفارویهود ونصارا می کشیم با تمام عشق آموزشهای نظامی را فرامی گرفتیم وی می گوید: همه طلبه ها با سخت ترین تاکتیکهای نظامی،آشنا می شدند.مرحله سوم ازآموزشهای ما، جنگ وحمله به کفاردرافغانستان وهرجای که آنها را می دیدیم،بود.وی می گوید درتمام مراحل مساله شهادت وجنت،بما آموزش داده می شد.همه اموربرای یک هدف که دخول درجنت باشد برای ما،یاد داده می شد.جنت درحقیقت جوهرهمه مسایل ومراحل تعلیمات ما، درمدارس دینی وپایگاه نظامی بود.این گونه مسایل درذهن ووجود ما درحدی تاثیرگذاشته بود که شبها با این گونه امور،سروکارداشتیم.جالب است یکی ازطلبه ها مساله احتلام خود را بازیبا ترین دختر،درخواب به مولوی گفته بود. مولوی می گوید: خدا تورا نزد خود خواسته به زودترین فرصت به آن حوریه که درخواب دیدیدی درجنت،به آن مواصلت می کنی.عبد الصمد می گوید: ما دراثرشستشوی مغزی ملایان وکارمستمرآنها،اغلب شبها با همان توهمات وخیالات،بسرمی بردیم اومی گوید: فضای عجیبی درشستشوی مغزی برای انسان ایجاد می شود که هیچ مساله ای، برایش قابل درک نیست.عبدالصمد می گوید: خیلی مشکل است انسان خود را ازآن فضاها،خارج نماید وی می گوید: به من هم اعتماد نکنید ممکن است دوباره با همان آموزشهای که دیده ام،زنده شوم. حالا که فکرمی کنم مرده ام ولی آن اژدهای که درمغزخود دارم ممکن است دوباره با همان اژدها برگردم.

کسانیکه اززندان آزاد شده اند با همان دلایل به میدان جنگ برمی گردند. ازجمله انتحاریکه که رییس امنیت ملی را مورد حمله قرارداد، اززندان آزاد شده بود اما بازهم با مواد انفجاری درشرمگاه خود،وارد مهمان خانه رییس امنیت ملی شد.عبد الصمد همراه با دونفرازدوستانش، دوره شستشوی مغزی اش کامل شده بودند ومربیان آنها درحدی انجام عملیات انتحاری آنهارا شستشوی مغزی داده بودند.عبد الصمد همراه با دونفرازهمراها نش هرلحظه آماده عملیات انفجاری هستند.

مرحله دوم ازسناریوی عملیات انتحاری، ازاین اینجا آغازمی شود که ماموران دیگری، وارد میدان می شوند عبدالصمد می گوید: دومامورکه تازه همراه ما شدند وما هرگز آنهارا نمی شناختیم وتنها همین مقدارمی دانستیم که آنها، موادی انفجاری ووسکتهایکه که ما هرلحظه انتظاربدست اوردنش را داشتیم را آنها دراختیارما، می گذارند وبما می گویند: که چکارنماییم وکجا مقرکفارویهود ونصارا ،منفجرنماییم. عبد الصمد می گوید: ما خیلی اصرارداشتیم که کارهای ما را هرچه زود ترانجام دهند.ما نام واقعی دومامور را نمی دانستیم آنها را، رابط وگاهی واسط می گفتیم.عبدالصمد با دو دوستش درقریه ای درداخل خاک افغانستان،برای مدتی ده روز،منتظرمی ماند.رابط دراینجا بدنبال عواملی خود درمقرفرماندهی پولیس است دراین قرارگاه مربیان خارجی برای آموزش هشتاد سربازرفت آمد داشتند.هدف این است که این قرارگاه باید منفجرشود.عواملیکه که آنها شناسایی کرده بودند دوسرباز بود یکی ازآنها،رازق نام داشت.

رازق می گوید که این واسط، قریب دوماه با من درارتباط بود ما دریک چای خانه با هم آشنا شدیم وی بمن پس ازآشنایی گفت: اگرسه نفرازمجاهدان راه خدارا به قرارگاه با موترخود برسانی،من برایت خانه درپیشاورمی خرم وباالفعل بیست پنج لک افغانی برایت می دهم.رازق می گوید من ابتداء باورنمی کردم اما یک روزدیدم که وی پولی زیادی باخودش دارد.ازنظرپول که تقریبا مطمئن شدم که وی دروغ نمی گوید.سربازرازق می گوید: ما سه موترداشتیم که یکی ازآنها با نمبر پلیط ویژه وعلامت زده شده درحالات اضطراری وغیراضطراری بدون تفتیش وارد قرارگاه می شد.رازق می گوید این موترهمراه دوموتردیگرهمیشه دراختیاروصلاحیت من بود.واسط فقط همین را می خواست که من اجازه دهم سه نفرانتحاری سواربرموترمن شود وخود آنها رانندگی می کنند ومن ازمنطقه فرارکرده وازخطردورشده ام وسه انتحاری وارد قرارگاه شده وکارشان را انجام داده اند.رازق می گوید برای من هیچ چیزی جز پول ووسوسه خانه،گفته نمی شد.من یک کلمه ازمساله کفارویهود ونصارا ازوی نمی شنیدم وحتی با من بحث وگفتگوی این که خارجیها وارد افغانستان شده را،نمی کرد.رازق می گوید: همه گفتگوهای من با واسط، پول وخانه بود ونه چیزی دیگر.وی می گوید من وضع گرفتاریهای زندگی خود رابه وی شرح داده بودم وازنظر زندگی درنهایت مضیقه قرارداشتم. پول بیست پنج لک افغانی معادل پنجاه هزاردالر،مساله ای تازه بود.

من درزندگی خود چنین پولی را ندیده بودم رازق می گوید: واسط ،برای من ثابت ساخته بود که آن پول را بمن دهد ومن فاصله بسیارکمی برای گرفتن پول داشتم همه چیزآماده بود شرایط بگونه ای بود که مرا خطری هم تهدید نمی کرد تنها با دادن ماشین وسوارکردن تروریستها برماشین مورد اعتماد،همه چیزحل شده بود.رازق می گوید: نزدیک بود که اغواشده ووارد فازجنایت وتبهکاری شوم اما تصاویرکه درذهن خود ازهمکارانم داشتم بخصوص دوست بسیارعزیزم سربازمحمد حسین ازبامیان وشیرعلی ازجوزجان وصبورجان ازبدخشان،مرا تکان داد رازق می گوید : فضای ذهنی وفکری مرا، همین دوستانم اشغال کرده بود.بخصوص اینکه محمد حسین خان دوتا دختری زیبایی مثل فرشته داشت وبارها عکس دختران نازنینش رابمن نشان داده بود ومی گفت این سه ساله است ونامش زینب ودیگری که شش ساله است گلثون نام دارد.دوستان دیگرم یکی نامزد کرده بود ازبدی روزگاربه اردوی ملی جلب، جذب شده بود که تا با گرفتن معاش شاید بتواند عروسی نماید.

رازق می گوید:محبت دوستان وعشق وفاداری به آنها ودیگرمسایل مربوط به وطن، مرایک باره تکان داد وگفتم ما برای زندگی سربازی می کنیم ونه برای کشتن دیگران آن هم بهترین دوستانم محمد حسین،شیرعلی وصبورجان و.. ودیگرسربازان وطن، آنها هشتارنفرهستند که درقرارگاه آموزش می بینند وهدف همه شان خدمت، امنیت وآسایش مردم هستند من چه گونه می توانم قاتل دوستانم باشم.نه هرگزاین کار را نمی کنم.رازق می گوید: محل سه تروریست را تقریبا، می دانستم زیرا قرارمن این بود که موتررا، درجای نزدیک به ده "قله گگ" برسانم وواسط، گفته بود که مجاهدان راه خدا درهمان جا، می یایند وگاهی می گفت :مجاهدان درهمان قریه "قله گگ"،حاضرهستند.سرباز می گوید: متیقن شده بودم که تروریستها درهمان نقطه باید باشند وواسط هم باید هما جاها باشد.رازق می گوید: تصمیم گرفتم مساله را با فرمانده قرارگاه، درمیان بگذارم واین کاررا کردم وبا یک عملیات برق آسا،درمدت دوساعت،تروریستهارا با همه مواد انفجاری،واسکت های انتحاری،گرفتارکردیم .حالا همه آنها درپنجه قانون سپرده شده امیدوارم عدالت درحق آنها اجرا شود.رازق می گوید: واسط ،ازچنگ ما گریخت وتنها آن سه انتحاری طالب که درانتظارجنت بود گرفتارشدند ازاینجا است که عبدالصمد ماجرای شستشوی مغزی خود ودوستانش را به آن صورت که شرح داده شد به ماموران حکومت افغانستان،حکایت می کند.

نوت: این داستان الهام گرفته شده ازروی دادهای است که درمراکزامنیتی، شرح داده شده نامها همه مستعار هستند اخرین ماجرا ازاین نوع، روایت سربازی است که همین دوروزپیش بنام ویار، روی داد ومورد تقدیروستایش وزیرداخله آقای پتنگ قرارگرفت.

منبع:http://nateqi.blogsky.com/


موضوعات مرتبط: سیاست، اجتماعی
[ سه شنبه 1391/10/12 ] [ 6:29 ] [ حبیب الله رضایی ]

 

مقام ها در ریاست امنیت ملی می گویند؛ فردی که می خواست اسدلله خالد، رییس عمومی امنیت ملی را از بین ببرد، آورنده  پیام صلح طالبان برای دولت افغانستان بوده است. شفیق الله طاهری، سخنگوی اداره امنیت ملی به خبرگزاری بخدی گفته است :" شخص انتحار کننده، گفته بود که پیام صلح گروه طالبان برای دولت افغانستان را با خود دارد". به گفته او، این فرد هنگام ملاقات با آقای خالد مواد جاسازی شده در بدن اش را منفجر کرد که باعث زخمی شدن رییس عمومی امنیت ملی شد.

نام و آوازه آقای خالد را زیاد شنیده بودم . اما تنها یک بار او را زمانی که والی غزنی بود و ریش سفیدان آن ولایت را به دیدار یکی از مقامات ارشد دولتی به کابل آورده بود از نزدیک دیدم . چهره جوان و شاداب خالد در آن دیدار شرمگین و غیر عادی بود ، شاید از آن دیدار رضایت نداشت...

به هر صورت ، در این مجال به عنوان یک افغانستانی قصد نقد و بررسی عملکرد ایشان را که همواره در این 11 سال منصب دار بوده است ندارم ، شب دراز و قلندر بیداراست. بحث مهم در این شرایط ترور وی  و سلامتی ایشان است .

خالد به عنوان شخص اول امنیتی کشور، چنانچه در این حادثه با مشکل جدی مواجه می گردید ،حادثه تاسف بار و ضربه سنگین به آبروی کشور وارد می گردید. اداره که حتی نمی تواند رییس خود را محافظت نماید چگونه قرار است امنیت مقامات و مردم را تا مین نماید ؟

این حادثه به خوبی نشان می دهد که شکاف های بزرگ امنیتی  در لایه های مختلف نیروهای امنیتی وجود دارد. و اگر چنین نیست ؟ چگونه یک تروریست بی نام و نشان از همه گردنه های امنیتی گذشته و خود را به مغز دستگاه امنیتی کشور می رساند.

گرچند این حادثه، یک جنگ امنیتی و اطلاعاتی بوده و پاسخ به اقدامات ضد پاکستانی اخیر خالد محسوب می گردد. اما عامل شکاف های موجود و نفوذ عوامل بیگانه در دستگاهای امنیتی کشور ، عملکرد خود آقایان است . مردم به خوبی می دانند که چه می گویم .  

 


موضوعات مرتبط: سیاست
[ جمعه 1391/09/17 ] [ 9:40 ] [ حبیب الله رضایی ]

 

راستش خیلی ساده انگاری است که تصور نماییم ، رییس سازمان جاسوسی امریکا "سیاه" به خاطر مسایل فساداخلاقی کنار رفته و یا جنرال آلن در کابل نیز تحت فشار چنان مسایلی قرار داشته باشد . روابط جنسی در هر شکل ممکن آن در غرب و به خصوص برای افراد قدرت مند ، زن و مردش حل شده و هرکدام شان به خصوص مقامات با وجود مجرد نبودن ، علنا معشوق و معشوقه دارند و کسی به این جرم محاکمه ،برکنار و یا ملامت نمی شوند. اما گاهی از چنین مسایلی  در محافل سیاسی و به خصوص در میان مقامات به عنوان حربه برای امتیاز گیری و تحت فشار قرار دادن طرف مقابل  سود برده می شود و دموکرات ها برای گیر افتادن در چنین دامی سابقه دار است. مردم ماجرای بیل کلنتن رییس جمهور دموکرات قبلی با آن کارمند کاخ سفید را هنوز فراموش نکرده اند. البته برخی ها درکشور ما در آن زمان ، تاسف می خوردند به این که آیا این کارمند چاق و بد قواره ارزش آن را د اشت که رییس جمهور به خاطرش آن درد سرها را متحمل گردید ، هیلاری باوجود کبر سن زیبا تر بود !!!

در این داستان به طور حتم دلایل واقعی رقم خوردن چنان سرنوشت غم انگیز برای  جنرال پر افتخار و تحصیل کرده امریکایی ، چیز های دیگری است که فکر می کنم در شرایط کنونی هرگز برملا نخواهد شد . اما می توان پنداشت که شاید مشکلات ایجادشده برای این دو مقام امنیتی ارشد امریکایی مربوط به مسایل افغانستان و کارهای مخفی آنان بوده باشد ، زیرا این دونفر نقش اصلی را در تحولات افغانستان داشته و مجری سیاست های کاخ سفید در این کشور بودند، علت واقعی ممکن است چنان بزرگ وفضاحت بار و غیر قابل تصور بوده باشد که کاخ سفید را مجبور کرده است تا آنان را یک شبه و بدون سرو صدا ، زنده بگور کنند!.  البته برکناری این افراد را نمی توان در راستای تغییر درسیاست های برنامه ریزی شده امریکا درقبال افغانستان تفسیر کرد و اگر قرار بود تغییری در سیاست ها ی افغانستانی کاخ سفید رو نما می گردید و این دو نفر مخالف آن می بودند ، در نهایت  کاخ سفید آنان را تغییر می دادند، نه این که یکشبه آنان را برای همیشه از دنیای سیاست حذف ووادار به مزرعه  داری و شمارش روز ها وشب ها برای رسیدن زمان مرگ شان کنند.

موضوع قابل تصور دیگر در این داستان می تواند رقابت دو حزب  دموکرات و جمهوری خواه و انتقام گیری جمهوری خواهان از دموکرات ها برای شکست در انتخابات بوده باشد. جمهوری خواهان با افشای این راز ها و عمده کردن آن ، دو عامل اصلی و عمده کادر اداری اوباما را برای سنگ اندازی و کار شکنی در مسیر کارهای دموکرات ها از رده خارج کردند و این پیام را دادند که اگر در انتخابات بازنده شده اند ، ولی می توانند هرگاه بخواهند برای اوباما مشکلات و درد سر های  بزرگی را خلق کنند و قادر هستند مهمترین مقام های دموکرات را از حساس ترین پست ها به زیر بکشند.

 


موضوعات مرتبط: سیاست
[ پنجشنبه 1391/08/25 ] [ 6:34 ] [ حبیب الله رضایی ]

 

تا بر گزاری انتخابات ریاست جمهوری اضافه از یک سال وقت داریم . اما از هم اکنون بازار اظهار نظر ها  در باره آن داغ شده و افراد زیادی از احتمال کاندیداتوری شان سخن به میان آورده است، یکی از این افراد، عطامحمد والی ولایت شمالی بلخ است.

والی بلخ شاید نخستین والی در افغانستان باشد که در انتخاب آن ، نظر و رای مثبت و منفی کشور های خارجی و حزب اسلامی  لحاظ می گردد. انحصار طلبی آمریکایی ها در افغانستان سبب گردید که برخی از کشور های اروپایی و حتی قدرت های منطقه ای از عطا  حمایت کنند و همین حمایت ها سبب گردید تا تنها والی باشد که در دو دور حاکمیت  کرزی همچنان سر جای خودش باقی مانده و حتی دولت مرکزی مجبور به باج دادن به او گردیده است، بلاتکلیفی بسیاری از مقامات ولایت که از کابل تعیین می شوند ، سند خوبی برای این ادعا است.

کشور های همرز شمال افغانستان و ولایات شمالی کشور، جزء حوزه امنیتی سنتی روسیه به حساب می آید و این کشور نمی تواند در برابر تحولات شمال افغانستان و مقامات آن بی تفاوت باشد ، بر همین اساس در یک بازی و امتیاز دادن و گرفتن  با امریکا  امتیاز حکمروایی ولایت مهم بلخ را نزدیک به خود ساخته است و از همه مهمتر بر اساس یک قانون قدیمی ، روسیه پدر خوانده  تاجیک های منطقه دانسته می شود و حمایت از آنان را وظیفه خویش می داند ، عطا نمی تواند خارج از این داییره قرار داشته باشد.

شاید این سوال مطرح شود ، با توجه به اکثریت اوزبیک ها در ولایات شمال ، چرا روس ها بر علاوه تاجیک ها از اکثریت اوزبیک حمایت نمی نماید. جواب این سوال به روی کرد و چرخش سیاسی جناب دوستم باز می گردد. جنرال قهار اوزبیک ، رابطه نزدیکی با ترکیه بر قرار کرده و ترکیه هم عضو ناتو است  ، از نظر روس ها و هم پیمانانش اوزبیک ها بیشتر غربی شده اند تا شرقی.

در باره حمایت حزب اسلامی از عطا محمد نیزگفتنی است که با وجود رقابت و دشمنی دیرینه ، باید کینه کهنه این حزب و طالبان از شکست های سخت در شمال کشور بدست  اوزبیک ها را بیاد آورد . بقول قدیمی ها بر همگان مبرهن است که شاه کلید حاکمیت حضرت کرزی دست افراد حزب اسلامی  است . هزاره ها و پشتون ها در شمال خیلی اندک می باشند ، والی انتخابی از این دو قوم برای بلخ هرکز نمی تواند مناسب باشد . پس بهترین گزینه تاجیک است و اگرچه  برای حزب اسلامی، تحمل عطامحمد تاجیک چندان آسان نمی باشد  اما از قدرت داشتن و یافتن مجدد اوزبیک ها که ضربات عبرت آوری به حزب اسلامی و طالبان وارد نموده، بهتر است.

از بحث اصلی دور نشویم ، در صورت کاندید شدن عطامحمد ، تنها نتیجه اش پراگنده ترشدن بیشتر آرای متفرق  رقبای افراد مورد حمایت جناح حاکم خواهد بود. عطا، حتی در همان ولایت بلخ نمی تواند رای داشته باشد، تا چه رسد به مناطق دیگر . او در سال های حاکمیت خود، هرچه ناملایمت بود، نثار اوزبیک ها ، پشتون ها و هزاره کرده است ، وقتی اکثریت اوزبیک و اقلیت هزاره و پشتون شمال به او رای ندهد او با چند رای تاجیک های طرفدار خودش چگونه وارد ارگ کابل خواهد گردید، این را هم نباید نا دیده گرفت که  تعداد زیادی از تاجیک های شمال  از هواداران عبدالله ، مسعود و قانونی، کاندید های احتمالی دیگر می باشند.

اگر نظریه برخی افراد را که  می گویند شرط پیروزی هر کاندید در افغانستان حمایت امریکا از آن کاندید است در نظر گرفته شود ، مورد حمایت واقع شدن  عطا از سوی امریکایی ها نه تنها سبب کامیابی او نخواهد شد بلکه دست داشته های فعلی اورا نیز از دستش خواهد گرفت ، به نظر نمی رسد که عطا اختیار و توان از دست دادن داشته های فعلی را داشته باشد ، برای عطا و حامیانش داشتن ولایت بلخ نقد به مراتب مهمتر از ارگ دست نیافتنی است. اگر عطا می خواهد به تاریخ سپرده شود شرکت در انتخابات ریاست جمهوری این مسیر را هموار می نماید.

 


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ چهارشنبه 1391/08/24 ] [ 6:49 ] [ حبیب الله رضایی ]

 

از خوش بختی های خود می دانم که در سال های همکار بودن با اصحاب رسانه ؛  این افراد زحمتکش ، صادق و دلسوز به وطن و مردم ، هیچگاه با آنان برخورد نداشته  ام  چون به خوبی شرایط آنان را درک می نمایم و می دانم که بسیاری از کار های آنان و آنچه آنان ارایه می دهند ، نه از روی خواسته قلبی بلکه بیشتر ازروی ناچاری و نا سازگاری زمانه است.

آنچه اکنون با ناراحتی بسیار می نویسم ، تنها متوجه  گردانندگان برخی از سایت های خاص است. رسانه های  که از گذشته و حال آنان و روش کاری و افرادشان بخوبی آگاهم . اجازه دهید که  اوج نا راحتی و پریشان خاطری ام را با حکایت مانندی ادامه دهم . گرچند نمی دانم این حکایت راست است و یا دروغ ، ولی نتیجه  و پیام آن برای کار های برخی افراد خیلی تطابق دارد.

در گذشته برنامه "لاتری" یا قرعه کشی در افغانستان رواج  داشت  و به برندگان آن جوایزی اهدا می گردید. در یکی از اعلام نتایج این قرعه کشی، شماره یکی از هموطنان هزاره برنده می شود و این هموطن برای در یافت جایزه اش خیلی عجله می نماید و در مسیر رسیدن به جایگاه به چند نفری هم آسیب می رساند . هموطن ازبکی هم در این برنامه حضور داشت، خطاب به این هموطن عجول هزاره می گوید که شما هزاره ها ... گفته ... می دهید. بد بختانه نحوه تعامل و رفتار برخی از رسانه های ما نیز چنین است و برای جلب مخاطب بیشتر ،دست به هر قمار و شکستن هر حرمتی می زنند.

در سیاست ها و برنامه های پر از تقلب  و ویران کننده اجنبی ها هیچ شک و تردیدی وجود ندارد. برای بیگانه مسلمان و غیر مسلمان و دور و نزدیک، مهم  رسیدن به اهداف و بر آورده شدن خواسته های نا سالم و ضد افغانستانی شان است، نه در مان درد ها و زخم های مردم افغانستان . بر این اساس؛ از بیگانه نمی توان جز ویرانی و بدتر کردن اوضاع چیزی دیگری انتظار داشت. اما مهم در این بین ، نحوه تعامل  اتباع کشور با دسیسه های فر یبنده بیگانگان است . وظیفه  وطنی ما حکم می نماید تا درجهت خنثی نمودن و یا به حد اقل رساندن خسارات و ضربات اجنبی ها تلاش نماییم . متاسفانه  برخی ها یا به این وظیفه ملی آشنا نیستند و یا اگر هم آشنایند به آن عمل نمی کنند.

انتشار گزارش سراسر دروغ و افتراء " هزاره ها پشتون ها را داغدار کرده اند" درباره تلاش های نیروهای امنیتی کشور برای مقابله با تجاوز پاکستانی ها و نابودی تروریزم ، از سوی برخی رسانه های بی مسولیت و یا ...  نشان از نا آشنای این رسانه نما ها با منافع ملی و درست در راستای اهداف دشمنان افغانستان و ایجاد تنش ها و اختلافات بیشتر قومی در کشور ، می باشد.

باید بر دست و بازوان نیرومند تمام نیروهای امنیتی کشور بوسه زد و بر این بوسه افتخار نمود که با وجود همه کمبود ها و کار شکنی های مقامات داخلی و خارجی ، قهرمانانه ودلیرانه ،  با فدا نمودن حیات و سلامتی خویش  از دین ، وطن و مردم  در برابر تجاوز خارجی و تروریزم متحجر مورد حمایت تمام مرتجعین و شیطانک های دور و نزدیک دفاع می نمایند. واقعیت انکار نا پزیر در این باره که باید با افتخار از آن یاد نمود ، نقش برجسته و واقعا جانبازی های شجاعانه  اعضای هزاره نیروهای امنیتی است.

اما با کمال تاسف در عوض تقدیر و تشکر از این شجاعت ها ، با انتشار گزارش های که نمی دانم در کدام تاریک خانه و مرکز توطئه و خیانت به مردم افغانستان ، تدوین شده . به چنین دلاوری ها و دفاع از وطن ، جنبه اختلافات قومی و انتقام گیری های قومی داده اند .

انتشار این گزارش در این شرایط  که قوای خارجی با ناکامی افغانستان را ترک می نمایند،  نمی تواند هدفی غیر از تضعیف روحیه و زیر سوال بردن اقدامات نیروهای امنیتی برای دفاع از کشور، دامن زدن به اختلافات داخلی و از همه بد تر توجیه کردن کشتار و قتل عام مسافران بیگناه هزاره  از سوی تروریست های مورد حمایت بیگانگان ، داشته باشد.

بنده سال ها است که در باره علت  باز سازی نشدن برخی مناطق و اختصاص بودجه باز سازی فراوان برای برخی مناطق خاص، در منابع داخلی و خارجی تحقیق  کرده ام ،  به  اسناد و مدارک غیر قابل خدشه دست یافته وبه این نتیجه رسیدم که عامل این عدم توازن ، حکام کنونی اند و چون خارجی ها کمک های شان را با مشوره  این مقامات هزینه می نماید. حال چطور ممکن است  ایجاد یک چنین ارتش منظم و تعلیم دیده آن هم از نوع امریکایی اش  که توان و کارایی کوماندو هایش لرزه برجان ارتش های جهان می اندازد، به هزاره ها رسیده باشد. اگر یک چنین قوای ویژه هم وجود خارجی داشته باشد طبعا از همان کسانی خواهد بود که در این سال ها بیشترین کمک ها را دریافت نموده نه هزاره ها که بعد از 11 سال هنوزدر حسرت یک پروژه آبرومند بازسازی  ، مانده اند.

گفتنی برای اثبات ناروایی و غیر واقعی بودن چنین اتهامات بی اساس  دلایل فروان است و این تنها گوشه از درد استخوان در گلو و خار در چشم بود که از سر ناچاری بیرون آمد. در آخر باید یاد آوری نمود؛ با همه توطئه ها و دشمنی های که برای ایجاد اختلاف میان هزاره  ها و پشتون ها در این سال ها جریان داشت و متاسفانه برخی نیز در دام آن افتادند. پیوند میان هزاره و پشتون ناگسستنی است . زیرا این دو قوم با خصوصیت و وطن دوستی یکدیگر بخوبی آشنایند و می دانند که صداقت ، مردانگی و وطندوستی  ، جزء خصوصیت های خاص شان بوده و بر سر آن هرگز معامله نمی کنند و دماغ نفاق افگنان را نیز به خاک خواهند مالید.


موضوعات مرتبط: سیاست
[ یکشنبه 1391/08/21 ] [ 23:32 ] [ حبیب الله رضایی ]

 

انتخابات آمریکا با پیروزی بارک اوباما،پایان یافت.مجموعه عوامل که بارک اوباما درمبارزه انتخاباتی خود،بکارگرفت،درنهایت پیروزی وی دررقابت با میت رامنی را ، گرانتی کرد.اوباما درسیاست خارجی به وعده های دوراول ازمبارزات انتخاباتی خود،جامه ای عمل پوشاند.وی گفته بود که من بکارهای بوش خاتمه می دهم.تغییرات که اوروی آن تاکید داشت،یکی بیرون کشیدن نیروهای آمریکایی وپایان جنگ درعراق بود.اوباما به این وعده خود عمل کرد ونیروهای آمریکایی را ازخاک عراق بیرون کرد.درمورد افغانستان وی نیزاین وعده را به مردمش داده بود که سربازان آمریکا باید به خانه های شان برگردند.دراین مورد وی گفته بود که جنگ افغانستان،به پایان خود رسیده وسربازان آمریکا درسال2014 به خانه های شان برمی گردند.

جنگ افغانستان به دلیل بی میلی عام مردم آمریکا،مورد بهره برداری،گسترده ای بارک اوباما قرارگرفت.مردم آمریکا ازجنگ افغانستان، بیزارهستند وخیلی مایل اند که این جنگ به پایان خود برسد وسربازان شان به آمریکا برگردند.مساله کشته شدن اسامه نیزیکی ازعواملی پیروزی بارک اوباما شناخته شد.وی دردوراول انتخابات ریاست جمهوری خود وعده داده بود که رهبران القاعده را درهرجا که باشند آنها راخواهند کشت.اوبا ما بارها به مساله کشته شدن اسامه ودیگررهبران القاعده اشاره داشت.اوباما بزرگترین دست آوردخودرا درجنگ با تروریزم نابودکردن رهبران القاعده اعلام کرده بود.درزمان ریاست اوبا ما عمده ترین رهبران القاعده توسط هواپیماهایی بی سرنشین کشته شدند.انوراولاکی دریمن، کشمیری ابویحی اللیبی ابوفرج اللیبی ورهبرالقاعده اسامه بن لادن، ازشاخص ترین رهبران القاعده در زمان ریاست جمهوری اوبا ما به قتل رسیدند.آقای میت رامنی درمناظره سوم خود درآخرماه اکتبر،این مساله رابه آقای اوباما تبریک گفت.مجموعه عواملی که درسیاست خارجی اوباما برای مردم آمریکا ،جاذبه داشت،خروج سربازان شان ازعراق وپایان دادن جنگ درافغانستان وکشتن رهبران القاعد،بود وآقای اوباما موفق شد به همه این تمایلات پاسخ مثبت دهد.

درکناراین مساله سیاستهای داخلی اوباما نسبت به رقیبش ترجیحات زیادی داشت.برنامه های اقتصادی اوباما وبرداشتن هزینه های درمانی،حمایت ازاقلیتهای تباری،حمایت اززنان وجوانان، ازدیگرشاخصه های برتری اوباما نسبت به میت رامنی دانسته شده است.با این وضع آقای اوباما با پیروزی چشم گیری،رقیب خود آقای رامنی را شکست داد.آرای عمومی مردم ،چندان تفاوت نداشت آقای رامنی 49 درصد وآقای اوباما 50 درصد رای مردم را داشت اما درمرکزالکترال کالیج آقای اوباما، رای قاطعی را بدست آورد. بیش ازسیصد رای درکالیج دربرابردوصد سه رای،فوق العاده بود.آقای میت رامنی بلافاصله با تلفن، پیروزی اوباما را برایش تبریک گفت وی گفت برای اوباما دعا می کند که بتواند جامعه آمریکا را به خوبی رهبری نماید.آقای رامنی گفت به این خاطروارد کارزارانتخاباتی شده بود که نگران آمریکا بود.آقای اوباما نیز،تلاشهای رامنی را درمبارزه انتخاباتی برایش تبریک گفت.وی گفت به زودترین فرصت با آقای رامنی می نشیند وهردودرباره ای برنامه های مشترک وکاربرای آمریکاییها،گفتگو می کنند.این نوع رفتارها،شایسته گی وظرفیت رهبران سیاسی وجامعه آمریکا را نشان می دهند.آنها مردمی را که درجریان انتخابات،صف آرایی کرده بودند وتاحدی عواطف هم دیگررا جریحه دارساختند به این روشهای انسانی ومتمد دانه،جبران می کنند.

درمورد افغانستان به نظرمی رسد صلح ومذاکره شتاب بشتری می گیرد.اداره اوباما با طالبان ازطریق پاکستان وارد گفتگوی سریع وجدی می شود وسعی خواهد کرد که مساله افغانستان را درمسیرمصالحه بصورت استواری قراردهد.دموکراتها اصولا طالبان را جریان قابل گفتگومی دانند وبه همین دلیل است که گفته اند"طالبان الزاما دشمن آمریکا نستند"این حرف جوبایدن معاون رییس جمهورآمریکا، ناشی ازطرزدید آنها می باشند.دموکراتها،طالبان را می خواهند جدای ازشبکه القاعده مطالعه نمایند وتفکیک بین شبکه القاعده وشورای کویته قایل اند.شبکه حقانی را آمریکا جدایی ازالقاعده نمی دانند.آمریکا اعلام کرده است که القاعده وکسانیکه با این گروه وابسته باشد را درهرجا که بیبیند آنها را خواهند کشت.شبکه حقانی را به دلیل اینکه وابسته به القاعده می دانند این گروه را تحریم کرده است.البته زمانی طالبان را هم تحریم کرده بود ولی کم کم آنها را ازلیست سیاه برمی دارند بنابراین ممکن است زمانی شبکه حقانی را نیزازلیست سیاه شان بردارد.آمریکا درحال حاضر،مصمم است که جریان مذاکره را با طالبان به پیش ببرد.اما این باربا تکیه به پاکستان این کاررا می خواهد انجام دهد.پاکستان درشرایط فعلی،مناسبات بسیاردوستانه ای با آمریکا دارد وبشترین طرف گفتگوومذاکره آمریکا درواقع،حکومت پاکستان می باشد.

آقای گروسمن ده روزپیش به پاکستان آمد وی گفتگوهای بسیارمهمی با پاکستانیها داشت حاصل این مذاکرات این شد که آمریکا وپاکستان یک کمیسیون مشترک درمورد طالبان،تشکیل دهند واین کاررا آنها کرده اند تشکیل کمیسیون مشترک بدون افغانستان،اوج همکاری آمریکا باپاکستان را نشان می دهد.مساله مذاکره با وساطت پاکستان،شتاب بشتری بخود می گیرد وامتیازات مصالحه را پاکستان ازآمریکاییها می گیرند.متاسفانه اوضاع بگونه ای هست که پاکستانیها،حداکثراستفاده را ازشرایط می کنند.افغانستان درموقعیت مناسبی قرارندارد.رییس جمهورازآمریکا وغرب ناراحت است وی سه روزپیش به عده ای ازژورنالسیتها واستادان دانشگاه می گوید: دست آمریکا تالندن خلاص.این جمله اوج ناراحتی ودلزده گی افغانستان ازآمریکا را نشان می دهد.افغانستان بوضوح می بیند که آمریکا با پاکستان چه کارهای را انجام می دهد.اعلام خط دیورند نیزمساله ای برنامه ریزی شده ازسوی آمریکا وپاکستان بود.هردوکشوربه سودهم حرف می زنند وکارمی کنند وبشترین مشوره هارا درامورافغانستان باهم دارند.امروزبااعلام پیروزی بارک اوباما،ازسوی دفترریاست جمهوری اعلامیه ای منتشرشد وپیروزی اوباما را تبریک گفت اما درادامه اعلامیه ،افغانستان ازآمریکا این مساله را خواسته است که پناه گاهای تروریستها را درخاک پاکستان،مورد حمله قراردهید.

افغانستان درپیام تبریک چرا به این مساله تاکید دارد؟. آن طرف مرز،همان خاک پاکستان است وپناه گاه های تروریستها درآن سوی مرزدیورند قراردارد.این خواست افغانستان،نشان ازهدفی دارد که می داند آن هدف عملی نیست اما تاکید به آن هدف غیرعملی،دلیل ناراحتی وعصبانیت افغانستان نسبت به پاکستان را نشان می دهد.افغانستان می داند که آمریکا با پاکستان رفیق شده است ودرمساله افغانستان ومذاکرات صلح ،بشتربا پاکستان گفتگوی می کند.افغانستان ازآمریکا می خواهد که خاک پاکستان را که پناه گاه تروریستها می باشد را، مورد حمله قراردهد.مناسبات کابل واسلام اباد واقعا به تیره گی گراییده است وبه همین دلیل است که ازناتو می خواهد که عملیات شان درآن سوی مرزیعنی خاک پاکستان انجام دهد.دلیل مساله این است که خاک پاکستان، مکان امنی برای تروریستها شده است.خواست افغانستان عمل نیست آمریکا این کاررانمی کند.نیروهای ناتو درمرزحتی قبول ندارد که پاکستان به خاک افغانستان،تعرض داشته است وسخنگوی ملکی ناتو می گوید: درمعاهده بن گفته نشده است که نیروهای بین المللی به خاطردفاع ازخاک افغانستان دربرابرکشورهای خارجی،اقدام نماید.

همه این مسایل نشان می دهد که مناسبات افغانستان با ناتو،آن چنان دوستانه نیست.روابط سرد کابل وواشنگتن سبب می شود که آمریکا درمورد مذاکره با طالبان،گامهای جدا ازکابل را بردارد.علایم ونشانه یک چنین اقداماتی معلوم شده است.کمیسیون مشترک آمریکا وپاکستان درمورد مذاکره باطالبان معنی جزاین را نمی تواند داشته باشد.باروی کارآمدن اوباما ،جریان مذاکره شتاب بشتری بخود می گیرد اما این بارگفتگوها درفاصله دورازافغانستان انجام می شود.سوالی که مطرح می شود این است که مذاکره با طالبان باشتاب بشترچه خواهد شد؟.افغانستان دراین مذاکرات به حاشیه رانده شده وگروهای اپوزیسیون هم درمذاکرات حضورندارند پس این مذاکره چه سود ونتایجی می تواند درپی داشته باشد.پاسخ به این سوال این است که افغانستان نه برای همیشه درحاشیه قرارمی گیرد این مساله غیرممکن است اما آنها می خواهند که حکومت رییس جمهوردرحاشیه باشد واین یک نوع بی مهری نسبت به سردی روابط کابل با واشنگتن وپاکستان است.اما دربلند مدت خصوصا با روی کارآمدن حکومت منتخب وجدید، اوضاع بکلی ،تغییرمی کند. افغانستان نمی تواند درحاشیه مذاکرات باشد افغانستان درمتن راه حل وگفتگوهای بعدی قرارمی گیرد.درحال حاضر،آنها با رییس جمهورکرزی وارد کشتی نرم شده وآن کشتی درمرحله های سختی کشانده شده است.

آمریکا وپاکستان می دانند که حکومت رییس جمهورکرزی با چالشهای عمده ای روبرواست آنها می خواهند رییس جمهورافغانستان را اذیت واعصابش را خرد نمایند واین کارهارا می کنند.این مساله دلیل دارد زیرا سیاست های رییس جمهورکرزی ورفتاری که با جامعه بین المللی دارد، برای آنها دوستانه دانسته نشده است وپاکستان هم ازفرصت استفاده کرده روابط بهم خورده شان را دوباره بهبود بخشیده است.پاکستان بخوبی این کاررا کرده است درحال حاضرهیچ مشکلی با غرب وآمریکا ندارد.این افغانستان است که خود را دچارمشکل ساخته وآنچه را که می بیند، نتیجه سیاست های خود حکومت افغانستان می باشد.مذاکره وشتاب بخشیدن به آن ازسوی آمریکا وپاکستان با تشکیل کمیسیون مشترک، به پیش برده می شود این البته یک مساله کوتاه مدت وتاکتیکی است دربلند مدت آمریکا وپاکستان نمی توانند بدون موافقه دولت افغانستان،مذاکرات صلح رابجای برسانند.صلح با مردم افغانستان وحکومت منتخب ومشروع ،باید صورت بگیرد مساله مصالحه، جدایی ازافغانستان هرگزنمی تواند بجای برسد.برخی ازمنتقدان می گویند : مشکل آمریکا وپاکستان مردم افغانستان نیست مشکل آنها با حکومت رییس جمهورکرزی است واین مساله با گذشت زمان،برطرف می شود.

منبع: ویب سایت آقای محمد ناطقی "نرگس"


موضوعات مرتبط: سیاست
[ جمعه 1391/08/19 ] [ 6:22 ] [ حبیب الله رضایی ]
 


موضوعات مرتبط: سیاست
[ چهارشنبه 1391/08/17 ] [ 22:22 ] [ حبیب الله رضایی ]

افغانستان عقب نگهداشته شده و محروم از تمدن امروزی ، تاریخ بسیار جالب و در عین زمان عبرت آمیزی دارد. هرکس و هر قدرت خارجی و داخلی  که با هدف سوء به مردم و این سر زمین چشم دوخته  آن چشم، به بدترین شکل ممکن کور و از حدقه در آورده شده است . شکست فضاحت بار بریتانیای کبیر، در هم شکستن و از هم پاشیدن بلوک شرق و شوروی سابق ، زمین گیر شدن آمریکا و متحدانش ، برملا شدن چهره شیطانک های منطقه... تنها بخش های از تاریخ معاصرمردم افغانستان است .

گویا هنوز دوران افتخار آفرینی و گردن شکستن های مردم فقیر و اما با ایمان افغانستان پایان نیافته است وهنوزهم بد خواهان این مردم عبرت نگرفته اند. این بار نوبت بت بزرگتر است؛ نماد عینی زر و زور و تزویر ، مرکز وهابیت و افراط گرایی و نا امن سازی کشور های اسلامی و بدنامی دین مقدس اسلام، سمبل عقب ماندگی و تحجر.

آری ، عربستان و حکام خاندانی فاسد آل سعود؛ مجسمه های تن پروری و حرمسرا داری و زن بارگی،نماد عقب ماندگی و بربریت، قصد زور آزمایی با مردم ما را داشته و با پای خودشان به محل  رسوایی و نا بودی خویش می آیند و می خواهند مرکزی در افغانستان شبیه مراکز تولید تروریست و نفاق افگنی در پاکستان بسازند و همان بلای را که سر مردم پاکستان آور دند می خواهند سر مردم افغانستان بیاورند. اما آنان فراموش کرده اند که کابل ،اسلام آباد و یا کشور های فقیر دیگر  نیست که در برابر چند ریال سعودی و اداهای تمام کاذب دینداری خود را بفروشند . این مردم سختی دیده ،کاملا با چهره های اسلام نمایان آشنا یند و خادم اسلام و خائین به اسلام را تشخیص می دهند.

مردم افغانستان ممکن است از روی بزرگواری بسیاری از مسایل را نا دیده بگیرند ، اما هرکز طالبان و حامیان آنان را که سبب بدنامی اسلام عزیز و مردم افغانستان شدند ازیاد نخواهند برد و هرگز اجساد سوخته و پاره پاره زنان، اطفال، نماز گزاران و سربازان خود را فراموش نخواهند کرد و انتقام آنان را خواهند گرفت. و چی زود آه مظلومان افغانستانی دامنگیر جنایت کاران گردید و آنان با پای خود به مسلخ خویش می آیند، الحمدلله رب العالمین.

 هموطن آن روز چندان دور نخواهد بود که از تپه زیبای مرنجان کابل نابودی تروریزیم وویران شدن کاخ های ظلم وستم وحرمسرا های حامیان آنان و جشن آزادی  مردم مسلمان سرزمین وحی را نظاره گر باشیم. اگر دیروز استعمار وکفرو الحاد را شکست دادیم ، امروز هم می توانیم نفاق را از ریشه در آوریم.

سربلند باد مردم افغانستان


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ سه شنبه 1391/08/09 ] [ 23:9 ] [ حبیب الله رضایی ]


موضوعات مرتبط: سیاست
[ پنجشنبه 1391/07/20 ] [ 14:55 ] [ حبیب الله رضایی ]

والی به من گفت؛ خسته  نباشی، بخور که قوت بگیری، اینجا نورستان است، آخر دنیا، از کروزین و گارد امنیتی خبری نیست. من به چهره خسته اما مصمم او خیره شده بودم و باز در ذهنم سوالی نقش بست که چرا والی نورستان، چنین راه پر خطری را برای رسیدن به ولایتش انتخاب کرده است.

خبرگزاری بخدی ـ ژیجوت نورستانی:  نورستان در شمال شرق کشور، ولایتی است که با منطقه چترال (خطرناک ترین منطقه) پاکستان هم مرز و با تهدید های شدید امنیتی مواجه است؛ اما نوع حکومتداری در این ولایت در مقایسه با دیگر ولایت های افغانستان حکایت متفاوتی دارد.
اگر بخواهی به این ولایت سفری داشته باشی، دو راه متفاوت برای این کار وجود دارد. نخست هلیکوپترهای نظامی ناتو و راه دیگر سفر به پنچشیر، بدخشان و سپس نورستان؛ با پای پیاده. مسیر کنر که راه اصلی رسیدن به نورستان و کوتاهترین راه است، در منطقه گوسلک از سوی طالبان مسدود شده است.
ژیجوت نورستانی خبرنگار خبرگزاری بخدی با محمد تمیم نورستانی والی نورستان از کابل به نورستان سفر کرده و حکایت این سفر را این گونه شرح داده است.

سفر با مقامات در برخی مواقع لذت بخش نیست، تهدید های امنیتی را نباید نادیده گرفت، حدس می زدم که این سفر برای من جذاب و پر از دیدنی های تازه باشد اما هرگز تصور نمی کردم که حاشیه های این سفر، شیرین تر و جالب تر از متن آن است.
حدود سه هفته منتظر پرواز هلیکوپتر های نظامی ائتلاف در کابل بودیم، به نظر می رسد که بالاخره راه زمین را انتخاب کنیم چرا که استفاده از امکانات هوایی ناتو آنقدرها هم کار ساده ای نیست.
نزدیکان والی نورستان اما، به من نمی گویند که چرا دسترسی به امکانات هوایی ناتو، برای والی ولایت نورستان، سخت است که از خیر آن می گذرد و راه زمین و دشواری های آن را انتحاب می کند.
محمد تمیم نورستانی هم دیگر حوصله و دوری از دفتر کارش در نورستان را ندارد؛ تلفن های او با ناتو در پیوند با سفر هوایی به نورستان هم دیگر بی جواب گذاشته می شود. نزدیکان والی به من گفتند که فردا صبح باید از راه زمین وارد نورستان شویم؛ راهی که حداقل سه روز را در بر می گیرد.
فردا صبح، قبل از طلوع آفتاب به راه افتادیم؛ ما سفر خود را با سه موتر شروع کردیم که یک رنجر پولیس مسئول تامین امنیت بود و وسایل خود را نیز در این موتر ها جابجا کردیم.
سفر ما تا آخرین قریه پنجشیر بدون کدام درد سر بود، غذای ظهر را هم که تکه هایی از گوشت گوسفند و نان مخصوص نورستانی (نان ضخیم مخلوط با تکه های نازک گوشت) بود در کنار یکی از دریاهای پنجشیر خوردیم. پس از خوردن نان، بلافاصله با ندای والی، از جای برخواستیم و وقتی برای استراحت پیدا نکردیم.
آغاز درد سر ها
با رسیدن به منطقه بدخشان نخستین درد سر ما شروع شد، یکی از موتر ها هنگام گذشتن از دریا، با سنگ های بزرگ و صاف در کف دریا گیر کرد و همگی برای نجات آن تلاش کردیم. هر کس هر طرحی که در ذهن داشت پیاده کرد؛ از راهنمایی راننده ها گرفته تا هدایت والی و دیگر مسئولان ولایتی، اما موتر همچنان در وسط آب غرش می کرد؛ اما حرکتی از موتر ندیدیم.

طبیعت زیبای بدخشان، کوه های سر به فلک کشیده و قله های سخت، در دل دره های پرپیچ و خم خود، مارا زمین گیر کرده بود. هنوز یک سوال در ذهنم بی جواب مانده است و آن  اینکه چرا والی نورستان از خیر طیاره های ناتو گذشته و تن به این سفر پر خطر و پر درد سر داده است.
چند نفر موظف شدند تا به نزدیک ترین قریه بروند و یک موتر کراز یا کاماز را به محل بیاورند، نزدیک های غروب غرش کاماز "روسی" نوید تازه ای به اهالی کاروان داد.
می گویند که جاپان از یک موتر روس چند موتر دیگر می سازد، این موضوع زمانی برای من مشخص شد که قدرت کاماز در نجات موتر چاپانی گیر مانده در آب های شفاف بدخشان را دیدم.
ناوقت شب به یک قریه در ولایت بدخشان رسیدیم، والی به راننده موتر جلوی هدایت داد تا به خانه ملک برود. ملک به گرمی از ما استقبال کرد و ما وارد اتاق بزرگ خانه او شدیم. اتاق حداقل با طول دوازده متر و عرض چهار متر، گلیم وطنی و در کنج اتاق تلویزیون و یک ریسیور. ملک با نان و شیر روغن از ما استقبال کرد.
با میانجیگری نزدیکان والی، از تلفن ثریای ملک قریه با خانه تماس گرفتم، و اعضای خانواده را از صحت مندی خود اطمینان دادم. نزدیکان والی می گویند که از این قریه بارها گذشته اند و باشندگان قریه تمیم نورستانی را به خوبی می شناسند.
فردا صبح به راه افتادیم، مناظر طبیعی بدخشان و هوای تازه، روح و روان آدمی را نوازش می دهد. تمام طول روز را راه رفتیم و با فرارسیدن غروب آفتاب، اندکی مانده به آذان شام به آخرین قریه بدخشان رسیدیم، مردم قریه قبلا از رسیدن ما اطلاع یافته بودند. خوشی، لبخند و هلهله در چهره های چین خورده و آفتاب سوخته باشندگان دور افتاده ترین قریه بدخشان موج می زد.
برخی ها با استفاده از روشنی باقی مانده، هنوز هم با گاوهای قوی، چپر را به روی گندم می کشیدند، موجی از خاک برخاسته از شاخه های گندم که در زیر سم گاوها و چپر به هوا بر می خاست در نور کم رنگ غروب، منظره خاصی ایجاد می کرد.
زنان با لباس های محلی و کودکانی که با پای برهنه و نداشتن تنبان "بی نهایت آزادی" را اعلام می کردند دیدنی تر از همه چیز بود.

من به چهره خسته اما مصمم تمیم نورستانی خیره شده بودم و باز در ذهنم سوالی نقش بست که چرا او، چنین راه پر خطری را برای رسیدن به ولایتش انتخاب کرده است. سوالی که هرگز جوابی برای آن نیافتم.
مردی که نمی دانم اسمش چی بود، سرانجام در بین اصرار های زیاد مردم، موفق به میزبانی والی شد.
گل های رنگارنگ و پرندگانی که به روی دو پرده خانه خود نمایی می کرد، نشان از صنعت دستی زنان منطقه داشت.
محمد تمیم نورستانی گفت که تمامی باشندگان این قریه نورستانی صحبت می کنند؛ زیرا به گفته والی آنان نورستانی هایی هستند که سال ها پیش به این منطقه آمده اند.
در  تاریکی شب، یکی از باشندگان قریه بزی را از پا آویزان کرده بود و مشغول کندن پوست از بدن حیوان بود. صدای جنراتور کوچکی به خانه ای که ما در آن مستقر شده بودیم، نوری ضعیفی را پخش می کرد.
هنگامی که نان و چای خورده شد، خانه به یک محل گفتمان با بزرگان و ریش سفیدان قریه تبدیل شد. برخی ها به دلیل نبود جایی برای نشستن، ایستاده بودند و از دروزاه و پنجره ها نظاره گر این گفتمان بودند.
والی از وضعیت جاری در نورستان، مشکلات و پروژه های بازسازی با آنان صحبت کرد.
محمد تمیم نورستانی، والی نورستان با زبان نورستانی درست صحبت کرده نمی توانست و گاهی به پشتو و گاهی به فارسی صحبت می کرد.
سفر با اسب و کاروانیان
فردا صبح، حداقل دوازده اسب و کاروانیان تازه که از نورستان آمده بودند، در کنار خانه انتظار ما را می کشیدند. هر کدام ما یک اسب را گرفتیم و با هر اسب یک فرد مسلح، قرار بود ما را تا نورستان همراهی کنند؛ بعدا در نورستان به من گفتند که کرایه هر اسب 15 هزار افغانی بوده است.
چند نفری بودند که باید پیاده می آمدند، تا رسیدن به نخستین قریه نورستان بیش از 16  ساعت راه سخت و کوهستانی است.
فردی که جلو اسب من را در دست داشت، گفت که کار آنان انتقال مسافران از بدخشان به نورستان با اسب است.
تصور نمی کردم که در افغانستان پس از ده سال حضور جامعه جهانی، هنوز هم مانند دوران گذشته، با اسب سوارانی که شغل شان، مسافر کشی است آنهم با عالی رتبه ترین مقام ولایت نورستان، به این ولایت سفر کنم.
از سلاح او پرسیدم، او می گوید که این راه چندان امن نیست. به نظر می رسد که ترس از حضور مخالفان مسلح دولت و دزدان آنان را واداشته تا همواره مسلح باشند.
او با یک دست جلو اسب را گرفت بود و نگاه کنجکاوش تمامی منطقه را زیر نظر داشت.
راه سختی بود، سنگ زار، گاهی تنگ و گاهی به حدی بلندی داشت که سقوط از آن مرگی حتمی را در پی داشت. ظهر، به محلی رسیدیم، که گجور (کوچی های محلی نورستان) آنجا را برای شان بهترین مکان انتخاب کرده بودند.
نان داغ، شیر، دوغ و گوشت گوسفند که بریان شده بود کمتر از یک ساعت آماده شد و تمام خستگی مان را بر طرف کرد. گجور های منطقه، فرش خاصی را که از پشم حیوانات با دست بافته شده بود، پهن کردند و هر بار با گفتن جمله والی صاحب خوش آمدید، از ما پذیرایی کردند.
وضعیت منطقه و حضور مخالفان مسلح، نخستین پرسش های والی از میزبان بود، که به گفته آنان هیچ مشکل امنیتی در منطقه وجود نداشت.
محمد تمیم نورستانی گفت:" راهی را که می رویم، عبدالرحمان خان ساخته است، به گفته او، عبدالرحمان در سال ۱۸۹۵با ساخت این راه به نورستان دست پیدا کرد و توانست که مردم نورستان را به دین اسلام مشرف کند."
عبدالرحمان خان، امیر آهنین افغانستان لقب گرفته که با قتل و کشتار انسان های بی شمار، توانست اقتدار خود در تمامی نقاط افغانستان را، مستحکم کند.
به گفته آقای نورستانی، نظامیان عبدالرحمان، توپ و جنگ افزار سنگین خود را از همین راه به نورستان انتقال دادند. در مسیر راه او به من سنگ هایی را نشان داد که دستورات نظامی عبدالرحمان در آن حک شده بود.
سرزمین جهاد و مقاومت
نورستانی ها، تا اواخر سده نوزدهم، اسلام نیاورده و به مذهب اجداد هند و اروپایی خود پای بند بودند و به همین سبب نزد دیگر اقوام افغانستان به کافر معروف بوده و سرزمین آن‌ها نیز کافرستان نامیده می‌شد.
اعتقادات و رسم و رواج قدیمی نورستانی‌ها، هنوز هم در برخی از سنت‌ های آنان مشاهده می‌شود، اما به طور کلی این قوم، مسلمانان متعصبی هستند و اولین مردمی بودند که علیه حکومت کمونیستی افغانستان قیام و جریان جهاد را پایه ریزی کردند.
والی نورستان نیز به من گفت که او در زمان جهاد، از این راه به مجاهدین سمت شمال جنگ افزار انتقال می داده است.
در وسط راه؛ کمی مانده به اولین قریه نورستان، مسوولان امنیتی به امواج مخابره ای را کشف کردند که در آن از آمدن والی و شمار کاروانیان صحبت می شد.
ترس از حمله مخالفان مسلح، یک لحظه ضربان قلبم را تند تر کرد. مسئول مخابره هوشدار توقف و شناسایی افراد ناشناس را هر لحظه تکرار می کرد. پس از چند دقیقه جر و بحث مخابره ای معلوم شد که افراد مسلح از پارون مرکز ولایت، برای تامین امنیت والی و کاروانیان آمده بودند.
ما بخشی از راه را به سبب دردهای عضلانی ناشی از اسب سواری، ترجیج می دادیم، پیاده برویم. کاروانیان می گفتند که سخت ترین مرحله سفر، گذشتن از کوه برفی بلندی است که در نزدیکی نورستان قرار دارد.
حداقل سه ساعت طول کشید تا این کوه برفی را بپیماییم و سخت ترین وضعیت، پایین شدن از این کوه بود.
هوا داشت غروب می کرد و من، تمام نیرو و توانم را از دست داده بودم. فردی که جلودار اسب من بود، به من نوشیدنی "دیوو" تعارف می کرد و با درک خستگی ام، تاکید می کرد که به زودی می رسیم، اما من زیاد به حرف های او باور نداشتم. از دور زوزه های نور کم رنگی را می دیدم که نوید زندگی و قریه را می داد؛ با خود می گفتم که کی به آنجا می رسیم؟
مردم قریه خوشحال بودند و هوای تازه، پذیرایی گرم باشندگان روح و روانم را نوازش می داد و این بار باور کردم که به نورستان رسیده ایم.
ملک قریه غذای مخصوص نورستانی آماده کرده بود (جوش)، والی به من گفت؛ خسته  نباشی، بخور که قوت بگیری، اینجا نورستان است، آخر دنیا، از کروزین و گارد امنیتی خبری نیست. من به چهره خسته اما مصمم او خیره شده بودم و باز در ذهنم سوالی نقش بست که چرا والی نورستان، چنین راه پر خطری را برای رسیدن به ولایتش انتخاب کرده است.


موضوعات مرتبط: سیاست، اجتماعی
[ یکشنبه 1391/07/02 ] [ 21:54 ] [ حبیب الله رضایی ]

 دیروز تمام رسانه های داخلی و همچنان خارجی به موضوع تغییر و تبدیل تعدادی از والیان از سوی رییس جمهور پرداخته بود. واقعیت و اهداف این تغییرات کتله ی چیست ؟ آیا واقعا کرزی صاحب قصد اصلاحات دارد و یا هدف دیگری بنام اصلاحات دنبال می شود؟ برای آشنای با اهداف کرزی ، تحلیل وتفسیر استاد محمد ناطقی ، از صاحب نظران برجسته کشور را از ویب سایت "نرگس" انتخاب کرده ایم .

 رییس جمهور فرمان 164 ماده ای را ،دوماه پیش صادرکرد.این اقدام  مشهور به فرمان اصلاحات رییس جمهوراست.ایشان پیش ازسفربه توکیو درتابستان سالجاری گفته بود که پارلمان وی را کمک نماید.رییس به سران سه قوه وعده داد که دیگرمصلحت گرایی نکرده واصلاحات درنظام سیاسی برای حکومت داری خوب ومبارزه با فسادررا آغازمی کند.آگاهان امورمعتقد هستند آنچه را که رییس جمهور شروع کرده، اصلاحات نیست بلکه جابجای اختاپوس دوصد نفره ای در ساختارقدرت است.قدرت سیاسی با محوریت رییس جمهوراستوار است بردوصد نفرثابت ولایتغیر.

آنچه را که رییس جمهوردربسترزمانی یازده سال حکومتش انجام داده ومی دهد ،هیچ چیزی جزجا بجای مهره های حلقه ای قدرت نیست.پروژه مبارزه بافساد وتشکیلات آن هرگزدرمورد مهره های قدرت و آلوده به فساد، کاری نمی تواند.این تشکیلات ازهم اکنون درحال ازهم پاشیده شدن است.گزارش هفته ی گذشته ی  طلوع نشان می داد که هشتاد نفردرارگ ریاست جمهوری با لاترین معاشات را بنام معاشهای تشویقی دریافت می کنند درحالیکه وزارت مالیه حکومت  می گوید یک چنین نامی برای دریافت معاشهای کلان وجود ندارد اما درارگ، سخن گوی رییس جمهورهفت هزاردالرمعاش می گیرد معاش رییس دفترنیزهمین رقم را نشان می دهد گفته شده است که این مبلغ تنها معاش تشویقی کارمندان ارک است. سایرمایحتاج روزانه ازخود حسابهای جداگانه دارد.آقای فاروقی معاون حزب حق وعدالت گفته است این ارقام صدبرابرمعاش یک مامورعادی درحکومت می باشد.ازپانصد هشتاد هزارماموردولتی این تنها کارمندان ارگ ریاست جمهوری است که معاشات هفت هزاردالری ازبودجه ملت به آنها پرداخت می شوند.

اصلاحات رییس جمهوربه این صورت اجرای شده است.چهارمهره را درکابینه برای پارلمان هفته گذشته معرفی کرد آنها همان مهره های ده ساله نظام هستند. تنها تغییر،جایگاه آنها درمقامات حکومتی بود.  وزیرداخله آقای بسم الله محمدی وزیردفاع می شود ومعین وزارت آقای غلام مجتبی پتنگ به مقام وزارت ارتقا یافته است وزیرسرحدات اسدالله خالد،رییس امنیت ملی شده است.حاجی دین محمد که بصورت مرموزی رای نمی آورد برخی گفته اند حاجی پول لازم را خرج نکرد وبرخی هم اعتقاد دارند که به دلیل اختلافات فامیلی،آقای ظاهرقدیرمعاون پارلمان به ایشان همکاری نکرد. به هرصورت حاجی رای برای مقام وزارت نیاورد اما جایگاه ومقامش دراین نظام محفوظ است زیرا جزء افراد حلقه ی دوصد نفره ای قدرت است وبعنوان سرپرست می تواند با خیال راحت به کارهایش ادامه دهد ، مگردرگذشته بیش ازیک سال هفت سرپرست وزارت  نداشتیم مگرنزدیک به چهارسال وزیرسلب صلاحیت شده درحکومت نداشتیم.

مهره های مربوط به تیم  درهرصورت درنظام هستند ورییس جمهور با همان ها کاررا شروع کرده وبا همان ها تا آخرخط راه خواهد رفت.جابجای های معنی دارد وهدفمند  به جای اصلاحات بی معنی ،چون وچرا ندارد.ده والی ازده ولایت ،عمدتا جابجا ویا تغییر کرده اند وقراراست که ده والی دیگرنیز جابجا ویا تغیرنمایند وشایعات است که عمرو داوود زی سفیرافغانستان بجای صادق مدبر، رییس اداره امورمی شود وصادق مدبربه اداره اصلاحات اداری نقل مکان می کند.درده ولایت تنها درمورد والی هلمند،گفتگوهای جدی وجود داشته که عزل ایشان دلایل سیاسی دارد، برخی ازمقامات سیاسی ولایت هلمند گفته اند که برکناری آقای منگل دلیل سیاسی دارد آقای منگل والی حکومت بود اما روابط بسیارصمیمانه وجدی با مقامات بریتانیایی دراین ولایت داشت این نوع ارتباط را ،حکومت خوشش نمی آمد.دلیل دوم اتهامات تثبیت ناشده ای تجارت مواد مخدرذکرشده اما این مساله به آن آسانی دراداره مبارزه با فساد درحال اضمحلال،ثابت نمی شود.دلیل سوم برای برطرفی آقای منگل سفرهای خود سرانه ایشان به آمریکا واروپا ذکرشده است، البته آقای منگل خود سفرهایش را به آمریکا واروپا تایید می کند اما می گوید خودسرانه نبوده بلکه سفارت افغانستان درجریان سفرایشان قرارداشته است.

به هرصورت اتهامات آقای محمد گلاب منگل شباهت های زیادی به نوع اتهامات نبیل رییس امنیت ملی پیشین دارد که بی انظباطی اداری عمده ترین آن بود ،جنرال عبد المنعیم بلوچ بجای والی هلمند، مقررشده است بلوچ ازافسران اطلاعاتی واستخباراتی است که می تواند کمک زیادی به حکومت مرکزی ازنحوه رفتارانگلیسها درهلمند را داشته باشد.شایعاتی است که این نوع کمکها را گلاب منگل کم تربه حکومت مرکزی داشته است تحلیل گران سیاسی کشوردلیل برکناری منگل را سیاسی دانسته اند به همان ترتیبی که به آن اشاره شد.عبدالجبارتقوای والی تخار به کابل نقل مکان کرده وبجای ایشان والی فاریاب جنرال احمد بیگ  را فرستاده است. قراربود والی میدان آقای منشی عبد المجید بجای فدایی مقرر وجابجا شود اما منشی عبدالمجید وزیرمشاور شده ودرولایت میدان وکیلی ازننگرهاربنام عبد المجید تعیین شده است. وکیل پیشین پارلمان ازولایت لوگر بنام مجددی حال درلغمان بحیث والی مقررشده است. به همین ترتیب جابجای های دیگری، درولایتهای  نیمروز،بادغیس،فاریاب،لوگر،صورت گرفته است.ده ولایت  کابل،میدان،لوگر،لغمان،هلمند،فاریاب،بغلان،تخار،بادغیس،وزابل درهرکدام والیهای جدید،ازطرف رییس جمهورکرزی جابجا شده است دراین ده ولایت عمدتا والیهای برحال جابجا شده وچهره های تازه هم مثل جنرال بلوچ نیزازمهره های وابسته به همان اختاپوس دوصد نفره ای قدرت نیزدیده می شود.

مخالفان رییس جمهور،رازاین جابجاییها را،کشف کرده اند آنها معتقدهستندکه رییس جمهوربرنامه های طولانی مدت دارد.برای تطبیق طرح بلند مدت، وی هرگزحلقه دوصد نفری قدرت را کنارنمی گذارد.روش پوتین درروسیه الگوی مناسب برای حفظ قدرت درافغانستان دانسته شده است ، هنررییس جمهوراین است که قدرت را با کمک جامعه جهانی بصورت اتفاقی بدست آورد اما برای حفظ آن برنامه ریزی کرده است.سیاست مداربه کسی گفته می شود که قدرت را بدست آورد ودیگراینکه آن را حفظ نماید، حفظ قدرت سخت ترازبدست آورد قدرت است. دربن 2001 قدرت به صورت بسیارآسان به رییس جمهورکرزی منتقل شد اما حفظ آن به آن آسانی نیست.رییس جمهوربرای حفظ آن باید مهره ها وستون های اساسی را شناسایی وآن را بهرقیمتی نگهدارد.اما اگرکسانی وفاداری نداشته باشد با بیرحمی کنارزده می شود، مورد نبیل ومنگل ازهمین نوع دانسته شده اند.تیم دوصد نفره قدرت هم چنان با رییس جمهورمی ماند وهرگزآنها به دلایل فساد وتخلف،ازقدرت کنارزده نمی شود .جابجای مهره ها،مهارت برای حفظ وبقاء آنها دانسته شده است.ازجانب دیگروانمود می شود که رییس جمهورطبق وعده، دست به اصلاحات گسترده ای زده است ووعده های که به پارلمان داده آن را عملی می کند.

اما آگاهان امور به این مسایل قانع نمی شوند آنها با بدبینی بسیارزیادی به تغییرات رییس جمهورکرزی نگرسته وگفته اند:آنچه که رییس جمهوردراین روزها انجام داده وده والی را جابجا کرده وقراراست که ده والی دیگر،نیزشامل این تغییرات شود.مخالفان رییس جمهورمی گویند: هدف رییس جمهورهرگزاصلاحات نیست هدف ایشان ازاین اقدامات ،فرمالته وادای اصلاحات می باشد.آنچه روی داده یکی جابجای مهره ها ودیگری کنارزدن ودورکردن مهره های غیروفادار ویاکم تروفادار به رییس جمهوروهیئت حاکمه است.منظورتعقیب برنامه های درازمدت است، اپوزیسیون گفته اند که رییس جمهوربرای رسیدن به برنامه های بلند مدت خود فقط با همین مهره ها می تواند کارنماید زیرا آنها باندازه کافی ازسوی حکومت تحت کنترل ومهارقراردارند وازجانب دیگر آنها منافعی درنظام دارند که تا پای جان بخاطرآن مقاومت می کنند.انتخابات وپیروزی تیم مورد نظررییس جمهوربا همین حلقه ای دوصد نفره ای قدرت امکان پذیراست. این تیم هرگزبه دلایل فساد به محکمه نخواهد رفت واداره عالی مبارزه بافساد درمورد آنها، تیرش به سنگ می خورد برخی گفته اند این اداره ازهم اکنون با شکست روبروشده است وهیچ کاری را نمی تواند ویا نمی گذارد درجهت محوفساد انجام دهد.

شبکه طلوع جدول معاش بگیران تشویقی ارگ را به مردم نشان داد.آگاهان مسایل سیاسی ومنتقدان رییس جمهورکرزی با صراحت اعلام داشتند که معاش تشویقی مامورین ارک صد برابرمعاشات مامورین ملکی می باشند.آقای زاخیل به رسانه ها درمورد صدها هزاردالربه حسابهای بانکی اش به خبرنگاران گفته بود که : من درچند سال یک میلیون دالردرحساب بانکی خود دارم که آن هم دلایلی شخصی دارد ولی برخی کسانی هستند که میلیونها دالردرهمین نظام درآمد دارند.این مساله را روزنامه ها دراوج تبلیغات رسانه ها علیه زاخیل وزیرمالیه به نقل ازایشان نوشته بود.با این وضع تنها مساله ایکه درافغانستان بجای نمی رسد همین مبارزه با فساد است زیرا فساد را حلقه ونظام سلطه، انجام داده ومی دهد واین حلقه قدرت را کسی نمی تواند بازخواست نماید.این نکته ای است که همه به آن رسیده اند.جامعه جهانی هم مایوس ازمبارزه با فساد درافغانستان است.شعارمبارزه بافساد سرداده شده ومساله اصلاحات نیزدراین روزها ازسوی حکومت دامن زده می شود. آنها فکرمی کنند که تبدیل وجابجای ده والی را درحال حاضروتبدیلیهای بعدی را مردم باید به حساب اصلاحات رییس جمهورقبول نمایند.رییس جمهوربا این کارها باید مصلح قلم داد شود درحالیکه اتفاقات این چنینی ، اصلاحات نه بلکه جابجای مهره ها برای حففظ آنها درطرح های درازمدت است.رییس جمهورمی خواهد این دوصد مهره را داشته باشد وهرگزهیچ یکی ازآنها دوسیه فساد برای شان تشکیل نمی شوند. منتقدان حکومت می گویند : حقیقتا باور کردنش خیلی سخت است که گفته شود انتقال عمرداوود زی بجای صادق مدبر وتقررآقای مدبر بجای آقای مشاهد،اصلاحات باشد. نه، این ها اصلاحات نیست اما جابجای حساب شده برای اهداف بلند مدت هست وبه همین دلیل منتقدان، اقدامات رییس جمهورکرزی را جابجای معنی دار واصلاحات تو خالی وبی معنی دانسته اند.


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ جمعه 1391/06/31 ] [ 11:27 ] [ حبیب الله رضایی ]

حامد کرزی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان در دیدار با ا عضای شورای سرتاسری علمای افغانستان ، در سخنان داغ و آتشین ، کشتن و سر بریدن 17 تن از هموطنان بی گناه در ولایت هلمند و حملات انتحاری و سایر حوادث تروریستی همانند آنرا به شدت تقبیح نموده، این اعمال را خلاف احکام اسلامی و عواطف بشری دانستند.
حامد کرزی گفت: این چه دست مرموزیست که بنام مسلمان می آید در مراسم به خاکسپاری خود را منفجر می سازد و 25 جوان را می کشد.
رئیس جمهور اظهار داشت: انتحاری دیگری که می آید در مسجد مسلمانان خود را منفجر می سازد، آیا مسلمان است؟ من می گویم قطعاً مسلمان نیست. آنان دشمن اسلام بوده و به دست آنان تربیت شده اند اما متاسفانه علمای جهان اسلام در این زمینه خاموش می باشند.
حامد کرزی افزود: هیچ زمانی اسلام به همچون خطری مانند امروز مواجه نشده است که کسی به نام مسلمان و دین می آید و مسلمانان را دسته جمعی قتل عام می کند، نه تنها قتل عام بلکه در انظار غیر مسلمانان بدنام می سازد، از این بیشتر چه ضرری به اسلام خواهد بود.
رئیس جمهور علما را خطاب قرار داده گفت: اگر اعمال کسانیکه چنین کار را انجام می دهند، ناروا و دشمنی با اسلام است پس علمای ما علیه آنها در مساجد تبلیغ کنند و اعمال آنانرا تقبیح نمایند. زیرا خاموشی در مقابل آن ظلم با اسلام است.
رئیس جمهور گفت: بزرگترین دشمن ما خاموشی ماست، پس تقاضای من از شما این است که دین اسلام را که پیام آن برابری و آزادی است، تبلیغ نمایید.
جنایات طالبان در افغانستان چنان گسترده و غیر انسانی است ، نتنها مسلمانان بل هرکسی را که  دارای احساس انسانی است به تاسف و تاثر وا می دارد. این سخنان محترم حامد کرزی نیز بر خواسته از وظیفه یک مسلمان در قبال ظلم و انسان دارای احساس انسانی در برابر ستم است. اما این سخنان نمی تواند در چهار چوب مواضع رییس جمهور افغانستان جای داشته باشد. زیرا؛ حامد کرزی به عنوان رییس جمهور افغانستان ، طالبان را برادر خویش می داند و به هر سنگ و چوب برای مذاکره با آنان متوسل می شوند.در حالی که طالبان بر جنایات خویش افتخار و بر ادامه کشتن انسان های مسلمان و مظلوم افغانستانی در راستای اهداف خارجی تاکید می نماید . آقای کرزی جنایات آنان را نادیده گرفته و می گوید کار برادران طالبش نمی باشد!.

در هر صورت ، این سخنان داغ و آتشین کرزی ناشی از احساسات انسانی اش بود ، نمی تواند هیچ تاثیر و تغییری در سیاست های او به عنوان رییس حکومت در قبال طالبان داشته باشد. بنا براین هیچ جیزی تغییر نخواهد کرد و علمای محترم نیزکه از نزدیک شاهد تحولات کشور و سیاست های رییس حکومت در قبال طالبان می باشد، نمی تواند  وظیفه خویش را در قبال دین و مردم انجام دهد.


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ شنبه 1391/06/18 ] [ 20:46 ] [ حبیب الله رضایی ]

درحالی که طالبان غار نشین با کمک و هدایت خارجی ها و دشمنان قسم خورده  افغانستان ، جان و مال مردم این کشور را هدف قرار داده و در آتش کینه ، عقب افتادگی و تحجرقومی خویش کباب و قطعه قطعه می نماید. اما طالبان کابل نشین در حال نا بودی فرهنگ و داشته های فرهنگی غنی و تاریخی کشور می باشد. هردو در یک جهت و هدف از راه های متفاوت در حرکت هستند؛ یکی برای حذف تن مردم و دیگری برای نابودی روح وروان و فرهنگ مردم ، کمر بسته و مامور شده اند. هردو به یک اندازه جنایت کار، خایین ، عقب مانده، بی فرهنگ و متعصب می باشند.زیرا ؛ تن بی روح و روح بی تن ارزش ندارد، هرکدام بدون دیگری مرده و نابود شده  حساب می شود و این خواست دشمنان افغانستان است که از سوی طالبان غار نشین و شهر نشین دنبال می گردد.

در آخرین اقدام و انتحار طالبان جنایت کارشهر نشین ، یک تبعه کشور در یکی از کمیسیون های مجلس نمایندگان ، به جرم تکلم و استفاده از زبان مادری و رسمی کشور مورد اهانت و لت و کوب قرار می گیرد و حتی یکی از زنان مثلا وکیل قوم طالب  بدون رعایت شئون اسلامی_افغانستانی  که این قوم جاهل دم از آن می زنند ، دست به یخن با یک مرد می شود. اعمال و رفتارطالبان بمب در  کمر و طالبان بمب در سر ، این واقعیت را هر روز روشن تر می نمایاند که واقعا اسلام و عنعنه افغانستانی وسیله ی بیش برای اهداف حامیان خارجی ومتعصبان قدرت طلب و عقب افتاده طالب نمی باشد.

من کاری به آقای  مسعود ترشتوال، رئیس موسسات تحصیلات عالی در وزارت تحصیلات عالی افغانستان ندارم و ایشان را نمی شناسم و حتی برای اولین بار است که نام او را می شنوم . اما از کار او حمایت می کنم و او را نماینده و نماد فرهنگ مردم افغانستان می دانم که هفته گذشته در  کمیسیون امور فرهنگی و دینی مجلس نمایندگان مورد هجوم و انتحار دشمنان کشور قرار گرفته و دفاع از او را برخود لازم دانسته و از تمام کسانی که دلسوز مردم ، فرهنگ و استقلال کشورخویش می باشند ، نیز می خواهم که از این شخص حمایت و دفاع کنند و نظاره گر تهاجم فزیکی و فرهنگی بیگانه نباشند، تا باشد که دیگر دشمنان افغانستان و مزدوران خایین داخلی شان جرات توطئه  و مقابله با مردم افغانستان و داشته های فرهنگی  آن را نداشته باشند.

 

اصل ماجرا به نقل از سایت "بی بی سی"

دعوای مقام‌های افغان بر سر واژه 'دانشگاه'

مسعود ترشتوال، رئیس موسسات تحصیلات عالی در وزارت تحصیلات عالی افغانستان می‌گوید اعضای کمیسیون امور فرهنگی و دینی مجلس نمایندگان، به دلیل بحث بر سر کلمه دانشگاه با او درگیر شده و به او حمله فیزیکی کرده اند.

آقای ترشتوال در یک کنفرانس خبری به رسانه ها گفت که روز سه شنبه (۴ سپتامبر) کمیسیون فرهنگی و دینی مجلس او را برای برسی مسائلی مربوط به حوزه کاری اش احضار کرده بود.

به گفته آقای ترشتوال، یکی از سوالات کمیسیون فرهنگی و دینی این بود که چرا به جای کلمه پشتوی "پوهنتون"، از واژه فارسی "دانشگاه" استفاده می شود و چرا در پاسپورت دانشجویانی که برای تحصیل به خارج از کشور می روند، کلمه دانشجو به جای کلمه محصل نوشته می شود.

آقای ترشتوال می گوید او در پاسخ گفته است که زبان‌های فارسی دری و پشتو در قانون اساسی افغانستان به عنوان زبان‌های رسمی تعریف شده اند و استفاده از زبانهای رسمی کشور و همچنین استفاده از زبان مادری، از حقوق اولیه انسانهاست.

آقای ترشتوال به خبرنگاران گفته است که این توضیحات او، قناعت شماری از اعضای کمیسیون دینی و فرهنگی را فراهم نکرد و یکی از آنها، با بوتل/بطری آب به او حمله کرد و یک عضو زن این کمیسیون، او را به زور از محل جلسه بیرون کرده است.

اما کمال ناصر اصولی، رئیس کمیسیون دینی و فرهنگی گفته است که سوال در مورد کلمه دانشگاه، جزء اجندا (صورت جلسه) نبود و در لابلای بحث مطرح شد.

آقای اصولی همچنین به خبرنگار بی بی سی در کابل گفت که "مقام های بالاتر" از او خواسته اند به دلیل وحدت ملی و مصالح علیای کشور در این مورد صحبت نکند. او گفت تنها چیزی که می تواند اضافه کند این است که در آن جلسه مطرح شد که باید از "مصطلحات ملی" استفاده شود.

استفاده از واژه دانشگاه پیش از این نیز در افغانستان جنجال برانگیز شده بود؛ چند سال پیش، بصیر بابی، خبرنگار تلویزیون دولتی در مزار شریف به دلیل استفاده از واژه دانشگاه، از سوی وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان توبیخ شد.

همچنین جنجال استفاده از واژه دانشگاه، سبب شد که دانشگاه بلخ برای مدت طولانی، تابلو نداشته باشد و سرانجام تابلوی این دانشگاه، به سه زبان، فارسی، پشتو و انگلیسی نوشته شد.


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ شنبه 1391/06/18 ] [ 8:31 ] [ حبیب الله رضایی ]

کلمات مثل آشتی ناپذیر،خسته گی ناپذیر را زیاد شنیده ایم اما جمله فشارناپذیررا خیلی کم استماع کرده ایم گوشهای ما نسبت به آن عادت ندارد وبه همین خاطرشاید غربت درشنیدن آن باشد اما هرچه است فشارناپذیررامن درکنارآشتی ناپذیر و ناپذیرهای دیگرقبول کرده ام . دلیل قبولی من واقعیت آن است ؛ رییس جمهورما درعین حال که خسته گی ناپذیراست ازساعت هشت صبح تا هشت شب درارک ریاست جمهورکارمی کند،این رییس جمهورفشارناپذیرهم شده است.

فشارهای وارده به رییس جمهورخارج ازطاقت آدمی است غربیها به رییس جمهورفشاروارد می کنند وازوی حکومت داری خوب می طلبند . غربیها حکومت رییس جمهورکرزی را منبع فساد می دانند ومی گویند شانزده میلیارد دالر را برای حکومت داری خوب می پردازند ، امروزسفیرجدید آمریکا آقای جیمزرونینگهام درکابل به خبرنگاران اعلام داشت که:کمکهای آمریکا به افغانستان درچهارچوب تغییرات واصلاحات صورت می گیرد. این سخن مفهومش این است که مساعدتهای آمریکا مشروط به تغییرات اساسی درحکومت است. این فشارآمریکا به حکومت افغانستان می باشد ورییس جمهورتحت این فشارقراردارد که با نخبگان پیرامونی درارک، چه گونه می تواند حکومت داری خوب درافغانستان را بوجود آورد تا وعده های توکیو ومبلغ شانزده میلیارد برای کشوروصول شود.

رسوایی زاخیل وال

زاخیل وال ، وزیرمالیه نخبه اقتصاد درکابینه رییس جمهور،چه افتضاحی را ببارآورده است رسانه ها به حساباهای  مالی وبانکی وی دست یافته اند وهر روزصورت نقل وانتقال مبالغ مربوط به آقای داکترعمرزاخیل وال را برملا می کند. فشارهای تبلیغاتی آقای زاخیل را دیوانه کرده است به گفته ی روزنامه گاردین ، وی با گریه وزاری ازغربیها کمک خواسته است.این گونه مسایل بدون شک به شخص رییس جمهور، برمی گردد اکنون اداره عالی مبارزه با فساد ازرییس جمهورخواسته است که وظیفه وزیرمالیه را به تعویق اندازد تا درمورد حساب های مالی ودارایی ها ی  وی تحقیق صورت بگیرد . خود زاخیل با رسانه های داخلی وخارجی، خیلی متشتت وخارج ازیک نظم فکری حرف می زند، روزنامه های کشور یک مورد ازایشان نقل قول کرده است که  گفته است: من درمدت چند سال یک میلیون دالرجمع کرده ام اما برخی همکاران من روزانه یک میلیون دالرعواید دارند.آرمان ملی چند روزپیش یک چنین نقل قولی را چاپ کرده بود.فشارهای وارد ه به عمرزاخیل به رییس جمهورنیزتسری می یابد.

رسانه های کشوراکنون این مساله را ازرییس جمهورمی پرسد که دربرابروزیرمالیه اش چرا سکوت کرده است؟ رییس جمهورباید به این فشارها به یک نوعی پاسخ دهد وزارت مالیه منبع مالی وادرس واریزشدن میلیونها دالرکمهای جامعه جهانی است رییس جمهورتحت فشاراست زیرا وی درتوکیوازکشورهای دونرخواسته بود که کمکهای مالی شان را به حساب دولت افغانستان ازطریق مجاری حکومتی به اجرای  بگذارند وزارت مالیه یگانه آدرس مالی است که تمامی مبالغ به حساب آن واریزمی شود.امروزروزنامه های غرب نوشته بود که کشورهای کمک کننده ازکجا اعتماد واطمینان نمایند که پولهای شان را به وزارت مالیه ای واریزنمایند که وزیرآن متهم به فساد شده است.رییس جمهوردررابطه با قضیه ای وزیرمالیه نمی تواند مسکوت بماند.همین قصه ای پرغصه وزیرمالیه است که داستان فساد پیشه گی را درمجلس سنا، منتقل کرده است وزیرمالیه لابی گری کرده توجه آقای مسلم یاررییس مجلس سنا را بخود جلب نموده.

اتهام فساد به رییس جمهور ومعاونانش

آقای مسلم یارازوزیرمالیه دفاع جانانه ای کرد وبه شخص رییس جمهورمعاونین ایشان وخانواده ای رییس جمهوراتهامات فساد را وارد ساخت آقای مسلم یاربه سویچ بالا دست زده وقضیه فساد را حتی به شخص رییس جمهور نسبت داده است ، معاونان رییس جمهورآقایان مارشال فهیم واستاد خلیلی را بی نصیب نگذاشته است ،آقای مسلم یاردرمجلس سنا به خانواده رییس جمهورنیزاتهام وارد کرد وگفت:رییس جمهور،معاونان وخانواده رییس جمهورکرزی خود آلوده به فساد هستند. این مضمون سخنان آقای مسلم یاررییس سنا افغانستان درمورد رییس جمهور بود.فشارهای ازاین نوع واتهامات به این بزرگی ناشی ازدوسیه مالی وزیرمالیه ا ست، این نخبه اقتصاد وتحصیل کرده غرب این دست گلها را به آب داده است وپیامد کارهای وی سبب گردیده که درمجلس سنا فساد به این گسترده گی درراس هرم قدرت مطرح شود.روزنامه های غربی نام چند وزارت خانه ای دیگررا نیزلیست کرده اند که وزراء آن عمدتا تحصیل یافته گان غرب هستند همه با مدارک دوکتورا درکابینه ای رییس جمهورکرزی وارد شده اند.

سلب صلاحیت وزرای امنیتی

گذشته ازفشارها واتهامات فساد مالی که بصورت خطرناکی شعله ورشده است ،فشارهای دیگری نیزبه رییس جمهوروارد می شود.استیضاح وسلب اعتماد ازدووزیرکلیدی کابینه خود یک نوع فشارسیاسی به رییس جمهوربود این که گفته شود خود رییس جمهورشرایط استیضاح آنان را فرهم کرده چندان قابل قبول نیست این فشاری بود که به رییس جمهورازسوی پارلمان وارد شد ودووزیرسلب اعتماد وازکابینه اخراج شدند گرچه رییس جمهوربا فرمان حکم سرپرستی خواست هردو وزیررا نگهدارد اما ورد ک رفت بسم الله باقی مانده است .امروزخانم کوفی گفت:سکوت رییس جمهورکرزی نشان می دهد که درارک جاسوسان پاکستانی دورایشان را گرفته اند.خانم فوزیه کوفی نماینده مردم بدخشان این سخنان را دررابطه با حملات بیرحمانه پاکستان درپارلمان کشوربیان داشت وی با عصبانیت ونارحتی تمام اتهام وارد کرد وسکوت رییس جمهوررا ناشی ازتاثیرگذاری استخبارات پاکستان درارک ریاست جمهوری، اعلام داشت.

چرا کرزی سکوت کرده است؟

سخنان کوفی مستند به مسایلی می شود که هرازچند گاهی درارک ،مقامات کشوربه روی هم برمی خیزند واتهامات سنگین را به هم دیگرنثارمی کنند.رسانه های کشورازاین گونه مسایل غافل نمی مانند آنها با فضولیها وکنجکاویهای که دارند ته وتوی قضیه را درمی آورند این رسانه ها بود که به یک بخش ازحساب مالی وزیرمالیه دست یافت وآن را برملا ساخت.خانم کوفی سکوت رییس جمهورراناشی ازنفوذ عوامل استخبارا می داند وامروزبه شدت به این مساله تاخت.اقای ابراهیمی نیزبه موضوع موشک باران مستمرپاکستان اشاره داشت وی گفت:این موضوع را با فرمانده ناتوآقای جان آلن درمیان گذاشته است وازوی خواسته است که دراین مورد براساس توافقات استراتژیک با افغانستان بی تفاوت نباشد.آقای ابراهیمی به نقل ازجان آلن گفت: که ایشان قول داده که مساله بمباران مرزی را با مقامات هردوکشوردرمیان می گذارد آقای آلن گفته است که برای راه حل موضوع یک مرکزمشترک درمرزترخم برای بررسی مسایل بوجود می یاید ومقامات امنیتی دوکشور افغانستان وپاکستان به اضافه ناتو روی موضوعات امنیتی ومرزی بحث وتبادل نظرخواهندکرد.

افزایش نا امنی

فشارهای ازاین نوع به حکومت افغانستان چند برابرشده است ورییس جمهور به شدت درمعرض آن قرارگرفته است ازجانب دیگرمسایل امنیتی راه ها ونا بسامانیهای گسترده درحکومت سبب شده است که رهبران مخالف حکومت نیز زبان به اعتراض بگشایند. اتفاقات مرگبار درمسیرراه های منتهی به کابل باعث اعتراضات گسترده مردمی شده اند دیروز دربامیان تظاهرات بود مردم به خیابانها ریختند وازحکومت خواستند که امنیت راه هاوزندگی شان را، تامین نمایند ویا اسلحه دراختیارمردم بگذارند.استاد محقق ده روزپیش با صراحت اعلا م داشت که کشتارمردم بیگناه درمسیربامیان توسط تبهکاران طالب دریک کیلومتری پوسته های حکومتی قابل قبول نیست وی گفت:اگرتا یک ماه امنیت راه ها گرفته نشود ووضعیت رقت بارسرکهای غرب کابل ازسوی حکومت مورد توجه قرارنگیرد ما ازمردم می خواهیم که به خیابانها سرازیرشوند وتظاهرات میلیونی رادرکابل راه می اندازیم.ایشان گفت : ما اگردیگرکارنتوانستیم اما این کاررامی توانیم وحکومت را رسوا خواهیم کرد.اخطارهای استاد محقق خود فشارهای دیگری است که حکومت رییس جمهورکرزی باید به آن توجه داشته باشد زیرا کسی قصد شوخی ندارد مسایل درحد غیرقابل تصور،درناک شده است ده ها انسان بی گناه درماه مبارک رمضان درجوارپوسته های حکومتی سرهای شان بریده می شوند این حکومت است که امنیت شهروندانش را باید بگیرد.

راحل

رییس جمهوربا این همه چالشها روبرو است این موضوعاتی است که سخت رییس جمهوررا تحت فشارقرارمی دهد البته همه این امورغیرقابل درمان نیست هریک ازموضوعات که برشمردیم راه حل دارد داستان وزیرمالیه با موضع گیری خود رییس جمهورقابل حل است سرنوشت وبلاتکلیفی آقای زاخیل واداره مبارزه بافساد وسارنوالی نیزروشن می شود که با قضیه چه کنند.به دنبال آن اظهارات واتهامات آقای مسلم یاراست که ناشی ازمساله زاخیل وال می شود. همان گونه که اقای لودین گفته است مساله اتهامات به رییس جمهورومعاونان ایشا بدون سند ومدرک قابل قبول نیست ازآقای مسلم یارخواسته شود یا اسناد درمورد رییس جمهور ومعاونانش ارائه نماید ویا اینکه اظهارات خود را پس بگیرد.

فشارهای سیاسی، امنیتی واجتماعی با اقدامات عملی واستفاده ازامکانات برطرف می شود رییس جمهورشخصا درقضیه مرزی همراه با متحدانش ویا بصورت دوجانبه با پاکستان وارد گفتگوهای سازنده شود.مساله راه ها که باعث وحشت مسافران گردیده با خواستن کارووظیفه ازوالی ومسئولین امنیتی برطرف می شود ویا با تشکیل ملیشه های مردمی زیر نظرارگانهای حکومتی امنیت راه های مردم بیگناه را تامین نماید.ما قبول داریم که رییس جمهور با انواع فشارهای داخلی وخارجی روبرواست اما همه این فشارها برطرف شدنی است بشرط اینکه رییس جمهورما فشارناپذیرنباشد رییس جمهورکشورآتشی پذیروفشارپذیر شود وهمه چالشها را قبول نماید وبرای هرکدام ، راه حل جستجونماید.

نوشته : استاد محمدناطقی ( وبلاگ نرگس)


موضوعات مرتبط: سیاست
[ سه شنبه 1391/05/24 ] [ 3:20 ] [ حبیب الله رضایی ]


موضوعات مرتبط: سیاست، اجتماعی
[ سه شنبه 1391/05/24 ] [ 2:22 ] [ حبیب الله رضایی ]

اداره سروی جئولوژی آمریکا 70 درصد منابع طبیعی افغانستان را بررسی و سروی کرده است که این سروی نشان می دهد که 24 نقطه از افغانستان منابع کمیاب دنیا را داراست.

ادریس رحمانی پژوهشگر مقطع دکترا در آمریکا در برنامه آماج در باره اینکه منابع یافت شده، افغانستان را به سمت شکوفایی می برد و یکبار دیگر مورد توجه جهان قرار می دهد؟

گفت: مشکل اصلی برتمام کشورهایی که یک شب متوجه می شوند که ذخایر معدنی بلندی دارند این است که این ها با یک منبع ثروت روبرو می شوند که یکبار مصرف است و تنها یک چانس وجود دارد که از این منابع برای مملکت استفاده کنیم.

مشکل دوم این است که تمام ذخایر معدنی به دو بخش تقسیم می شوند یک بخش را ذخایر معدن اقتصادی می گویند و یک بخش دیگر موادی هستند که استراتژیک هستند و در مسائل نظامی کاربرد دارند.

با توجه به اینکه این تکنولوژی برای اولین بار در افغانستان اجرا شده سوال این جاست که چرا این تکنولوژی برای اولین بار برای افغانستان اجرا شده است، تا حدودی می تواند بطور تصادفی باشد؟

وی افزود: این تحقیقات برای منابع روی زمین است و سروی منابع زیر زمینی هنوز در دسترس عموم قرار نگرفته است و در آینده هم شاید قرار نگیرد که این منابع همان منابعی هستند که در موارد استراتژی بیشتر کاربرد دارد و اصلا دلیلی ندارد یک کشور بزرگ این مسائل را به عموم بگوید. به طور مثال ما آنچه را که از نفت و گاز داشتیم اطلاعاتش را روس ها تا آخر به ما ندادند و وقتی هم از افغانستان رفتند به آمریکایی ها فروختند و به دولت افغانستان ندادند.

اگر مشکلات را به چند قسمت تقسیم کنیم. در تمام کشورها مشکلی را که ذخایر معدنی بوجود می آورد این است که ناگهان ارزش پول به آسمان می رود و بعد از آن، آن کشور نمی تواند هیچ چیزی را بفروشد و اقتصاد مصرفی بوجود می آید.

مسئله دوم توزیع سرمایه در بین جامعه است که بسیار چالش بزرگی است که این پول از زمان قرارداد تا لحظه ای که می رود به ذخیره ملی چه مراحلی را طی می کند؟

مسئله سوم بحث کاریابی است و مسئله جنجال برانگیز رای دو کشوری است که کارهای استخراج را می کنند که این مواد بصورت خام برود به کشور خریدار یا بصورت پروسس شده؟ که تمام کار را این مرحله پروسس ایجاد می کند و معمولا وقتی کشوری که منابع را داراست کشوری فقیری باشد خریدار مواد را بصورت خام می خواهد و این باعث می شود تا هیچ گاه کار بوجود نیاید.

آیا واقعا این معادن با توجه به معادن کشورهای منطقه غنی است؟

آقای رحمانی گفت: جواب این سوال را می شود زمانی گفت که اطلاعات دقیق از سروی ها موجود باشد اما آنچه را که از روی منطقه می شود فهمید این است که افغانستان به عنوان یک کشوری که تا کنون دست نخورده یک کشور غنی است اما در یک منطقه ای قرار می گیرد که اکثر انرژی های دنیا در این منطقه قرار دارد.

مثلا بلوچستان در جنوب افغانستان و ترکمنستان در شمال افغانستان قرار دارد که چانس این را بوجود می آورد که افغانستان هم از این ذخایر بهره مند باشد و احتمالش بسیار زیاد است و این که این منابع چقدر درافغانستان موجود است را ما تا آخر هم نخواهیم فهمید چون جزء منابع استراتژی است.

اداره ها، فساد و سیستم مدیریت از مشکلات بسیار ابتدایی خواهد بود اگر ما طبقه نخبه سیاسی افغانستان بالای یک تقسیم نتوانستم کنار بیاییم و تا وقتی طبقه سیاسی مملکت با هم نشینند و نگویند این یک سرمایه ملی است و باید در این زمینه ها مورد استفاده قرار گیرد و نهادها مجبور هستند تا اطلاعات را در اختیار عموم قراردهند ، اما مشکل در افغانستان اینجاست که طبقه نخبه با هم درگیر هستند و با هم در مملکت کنار نیامدند چه تقسیم قدرت باشد چه تقسیم اقتصاد.

با این وضعیتی که جریان دارد احتمال دارد تا این منابع تبدیل به ثروت شود؟

آقای رحمانی: احتمال دارد و دو مسئله ای را که ما باید بر آن فائق بیاییم این است که حسادت و خودخواهی را از بین ببریم و مسئله بعد، تصویری کردن مسئله جنگ است تا با دانستن آینده جنگ از این کار خودداری کنند و با هم همکار شوند.

گفته شده بود در تحقیقات آمریکا، که مردم در این کشور به این باور هستند که مصرف افغانستان بیشتر از ارزشش است، آیا تحقیق جدید ارزش افغانستان را بالا می برد؟

بدون شک. جنرال هایی که جنگ را در افغانستان برنامه ریزی کرده بودند از وجود این منابع در افغانستان از روز اول هم مطلع بودند تنها مردم افغانستان است که آهسته آهسته از این منابع مطلع می شوند.

در این وضعیت افغانستان، بهتر بود تا وجود این منابع را ذکر نمی کردیم چرا که شاید باعث ایجاد درگیری هایی شود در حکومت.

بهترین راهکار برای دولت افغانستان چیست برای بهره برداری از منابع ، با وجود اینکه تمام دنیا از این منابع باخبر شدند؟

راه های زیادی وجود دارد با وجود مشکلات متعدد، مشکل اساسی ما این است که اگر افغانها به جان هم افتادند و بین هم جور نیامدند دیگر هیچ کس آنها را یکجا نمی تواند بکند.

2014 مهمترین فرصت است برای اینکه آیا سیاستمداران ما درایت و بلوغ سیاسی را پیدا می کنند که بخواهند هر کس به نوبت به قدرت بیایند و برای منافع ملت کار کنند نه منافع خود.

پیامدهای خوب معادن افغانستان چیست؟

به نظر من همانطور که منابع ممکن است مشکلاتی را درست کند ممکن است عکس این هم باشد چرا که تعدادی معتقدند که در افغانستان چیزی است که باعث شده همه به اینجا بیایند و اگر هرچه زودتر این منابع تکیلفشان روشن شود وضعیت امنیت بهتر خواهد شد.

وجود این منابع همکاری بین المللی را برای ما دوام دار می کند چرا که تمام این کشورها از اقتصاد کشورشان به ما کمک می کنند که اقتصادشان به این مسائل وابسته است و این منابع برای مردم افغانستان هم تاثیر دارد و وضعیتشان را بهتر خواهد کرد.

بر گرفته شده از سایت " شبکه اطلاع رسانی افغانستان"


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ شنبه 1391/05/07 ] [ 14:9 ] [ حبیب الله رضایی ]

نشست بین المللی توکیو که با حضورنمایند گان 71 کشور، سازمان بین الملل و هیات افغانی برگزار شده بود، تعهد كردند، 16 میلیارد دلار ظرف چهار سال آینده برای توسعه افغانستان به این كشور كمك كنند.  طبق ارزیابی بانك مركزی افغانستان، رشد اقتصادی كشور برای یك دهه آینده، مستلزم دست كم سالانه 6 میلیارد دلار است كه اهدا كنندگان خارجی می بایست آن را تامین نمایند.

 زلمی رسول، وزیر خارجه افغانستان درنشست خبری که در پایان این کنفرانس دایر شده بود گفت :" جامعه جهانی تعهد کرده است که بیش از 16 میلیارد دالر به افغانستان کمک کند." او تاکید کرد که افغانستان نیز تعهد کرد تا با فساد اداری مبارزه کرده، در راستای بهبود حکومت داری، تلاش کند.

پیش از برگزاری این نشست، دولت افغانستان خواهان نزدیک به 16 میلیارد دالر تا سال 2016 شده بود؛ اما اکنون کشورهای خارجی بالاتر از 16 میلیارد دالر برای افغانستان تعهد کردند.
پیشتر حامدکرزی و بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد، نیز از کشورهای کمک کننده، سالانه خواهان 4 میلیارد دالر شده بودند.
در این نشست، تنها کشور جاپان تا 6 سال آینده، 3 میلیارد دالر را برای افغانستان تعهد کرده بود.
بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد، پیش از تعهد کشورهای کمک کننده دراین نشست گفت :" اگر کمک کشورهای خارجی پس از خروج نیروهای ائتلاف در سال 2014 ادامه نیابد، قربانی های  جانی  و مالی کشورهای خارجی و افغانستان به هدر خواهد رفت ."
زلمی رسول، در پایان نشست توکیو در کنفرانسی با همتای جاپانی خود، از تعهد مالی کشور های خارجی، قدردانی کرد و افزود که جامعه جهانی در امر چگونگی ارایه خدمات برای شهروندان افغانستان تا رسیدن به خود کفایی به خود کفایی تعهد کرده اند.

گفته می شود که دولت افغانستان طرح 22 ماده را که شامل بخش های صحت، آموزش،  کشاورزی، امنیت و توسعه می شود، دراین کنفرانس ارایه کرده است. منتقدان دولت، نشست توکیو را آخرین فرصت برای افغانستان خوانده اند و تاکید کردند که کمک های خارجی بدون اصلاحات ومبارزه با فساد اداری به هدر می رود.

اجلاس توكيو در واقع نشست تعهدات و حسابدهي مشترك بين افغانستان و جامعه جهاني بوده و رييس جمهوري افغانستان در این اجلاس بالاي تعهد كشور در راستاي تقويت تلاش ها برای، تقويت نظام دموكراتيك كشور، دفاع از حقوق بشري مردم افغانستان به شمول زنان واطفال، ادامه پروسه صلح و همچنين مبارزه با فساد اداري،‌ مواد مخدر و تقويت تلاش ها در جهت حكومت داري سالم تعهد کرده است.
قرار است كنفرانس ديگری همانند نشست توكيو در دو سال آينده برای نظارت، ارزيابي و بررسي مصرف سالم و شفاف كمك هاي جامعه جهاني به افغانستان نیز بر گزار گردد.
پس از سرنگونی طالبان در سال 2001 ده کنفرانس بین المللی در کشورهای مختلف جهان برای افغانستان برگزار شده است که نخستین شان کنفرانس توکیو درسال 2002 بود.

موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ یکشنبه 1391/04/18 ] [ 23:48 ] [ حبیب الله رضایی ]


موضوعات مرتبط: سیاست
[ شنبه 1391/04/17 ] [ 12:43 ] [ حبیب الله رضایی ]

به نوشته شبکه اطلاع رسانی افغانستان ، همه ساله با فرا رسیدن فصل گرما در حالیکه اکثر نقاط کشور با کمبود آب آشامیدنی مواجه هستند، متاسفانه آب شدن برف کوهها باعث جاری شدن سیل در برخی ولایات میگردد.
براساس آمار منتشر شده طی هفته گذشته بر اثر جاری شدن سیل در غور ، بدخشان و تخار بالغ بر شصت نفر از هموطنانمان جان خود را از دست دادند و خسارات مالی زیادی نیز به این روستانشینان وارد شد. ماه گذشته در سرپل نیز قریب به پنجاه زن و کودک قربانی سیل حاصل از ذوب شدن برفها و سرازیر شدن آب رودخانه ها شدند.
بسیار روشن است که عامل این همه تلفات مالی و انسانی، نبود یک برنامه منظم و منسجم در مهار این آبها به دلیل نداشتن سد و بند است. اگر بر سر راه این برفهای ذوب شده، بند اعمار گردد علاوه بر اینکه این همه خسارت به وجود نمی آید مشکل کمبود آب آشامیدنی و آب زراعی نیز بر طرف می گردد.
متاسفانه مسئولان ذی ربط افغانستان حتی یک امار دقیقی از مقدار آب موجود در چرخه هیدرولوژی کشور ندارندو هر منبع یک مقدار را ارائه می کنند.اما آنچه مشخص است اینکه ما 8 میلیون هکتار زمین قابل کشت داریم در صورتی که زمین های کشت آبی ما 3/1 میلیون است و برنامه ای که متناسب با نیازها باشد وجود ندارد.
در بحث آب آشامیدنی نیز همین مبحث تکرار می شود، به نحوی که ما حتی در پایتخت هم مشکل آب داریم و 85 درصد مردم در کابل با مشکل آب مواجه هستند چه برسد به شهرها و روستاهای دور دست !
این آمار در حالی است که بنا به گفته منابع موثق، افغانستان فقط 30 در صد از منابع آبی خود را مصرف میکند و 70 درصد دیگر که بیشتر از 50 میلیارد لیتر آب میشود سالانه از افغانستان به کشورهای همسایه سرازیر میشود.
کشورهای همسایه افغانستان روی هر قطره آب افغانستان برنامه ریزی کردند و از ضعف و نا اگاهی ما سوء استفاده میکنند و برای استفاده یک جانبه از آب افغانستان دست به هر کاری میزنند.جریان این آب ها در بستر رودخانه ها سبب شده که کشورهای همسایه نوعی احساس مالکیت در این آب ها بکنند.
گفته می شود 98در صد حیات مردم ترکمنستان از آب های افغانستان است و تمام آب ترکمنستان بسته به دو منبع مرغاب و آمو می باشد. این در شرایطی است که ما در بالا دست آب قرار داریم ولی زمینهای ما لم یزرع است و مردم ما کار ندارند و همچنان از آب اشامیدنی بی بهره هستند.
جالب اینجاست که ترکمنستان همین آب را که به رایگان بدست آورده از طریق سد دوستی به ایران می فروشد و حتی خبرهایی نیز از فروش آب ایران به کشورهای عربی نشر یافته است. یعنی آنها بصورت رایگان آب ما را به دست می آورند و سپس به مقدار قابل توجهی می فروشند. اما ما خود آب خوردن و زراعت نداریم.

در حالیکه افغانستان یک کشوری است که به انرژی، ترانزیت، بندرگاه های کشورهای همسایه ضرورت دارد و کشورهای همسایه به آب افغانستان . که این موضوع شاید باعث شود تا ما نیاز آنها را و آنها نیاز ما را برطرف کنند. آن هم امروزه که ما در مسیر توسعه قرار داریم و توجه به مدیریت منابع آبی یکی از ضروریات است.
با اینکه تمام تلاش ما در عرصه اطلاع رسانی بر این است تا نگرانی و اضطراب را به هموطنان خود القاء نکنیم، اما ناچار بگوییم که مسائلی پشت پرده همچنان در جریان است که نمی گذارند سدها و بندها در افغانستان اعمار شود تا هم جان مردم بیگناه حفظ شود، هم مشکلات کمبود آب حل گردد.
و باز هم هزار متاسفانه این مختص به آب نیست چرا که شما می بینید ما نفت داریم، گاز داریم، معادن غنی اورانیوم و مواد معدنی داریم که آنها را در اختیار بیگانگان قرار دادیم تا سپس از آنها همین منابع را گدایی کنیم، زیرا دولتمردان ما گدا صفت بار آمدند و دوست دارند مال خود را به رایگان به دیگران بدهند سپس آن را با التماس و زاری از آنها درخواست نمایند!


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ دوشنبه 1391/04/05 ] [ 16:45 ] [ حبیب الله رضایی ]
امروز در عصری زندگی میکنیم که جهان بسوی برداشتن مرزهای قومی و گروهی و حتی جغرافیایی تلاش میوزرد. اما یکعده کسانیکه "گویا" در اکادمی علوم افغانستان منحیث محقق تحقیق میکنند و خود را پژوهشکر مینامند، درصدد تثبیت اقوام پشتون و اهانت به اقوام دیگر در افغانستان هستند.
ما در عوض اینکه احتیاجات اولیه ای جامعه و ملت خویش را تثبیت نموده از مردم سازی، جامعه و دولت سازی حرف بزنیم؛ در تلاش ساخت یک حکومت عاری از فساد اداری باشیم؛ عواملی که مانع پیشرفت کشور ما میگردد، از سر راه خویش دور نمائیم؛ تشویق به همبستگی اقوام ساکن کشور ویرانه ای خویش شویم... بازهم از حساس ترین نقطه ای مردم این سرزمین، میخواهیم وطن را به ویرانی بکشانیم! حیات مشترک خویش را به هم بزنیم! چه  درد آوراست!

موضوعات مرتبط: سیاست
[ شنبه 1391/04/03 ] [ 21:42 ] [ حبیب الله رضایی ]

گفته می شود  موضوع افغانستان ازمسایل درجه یک گفتگوها درنشست سران ناتو درشیکاگواست. دراین کنفرانس که اوایل دهه سوم ماه جاری میلادی بر گزار می شود ، بیش ازشصت کشوردنیا شرکت می کنند .

بر اساس برنامه ریزی انجام شده  قرار است تا سال 2014 همه نیروهای بین المللی ازافغانستان خارج شوند. نحوه همکاری جامعه جهانی پس ازخروج نیروهای شان ازافغانستان ، در این روز ها از عمده ترین مباحث مطرح  بین افغانستان و جامعه جهانی است . به گفته منابع افغانستانی ، عمده ترین مسایل مطرح در اجلاس رهبران ناتو در شیکاگوی امریکا در باره  افغانستان مسایل زیر می باشد :

1-  موافقت درمورد اجرایی شدن جدول زمانی لیسبون درمورد خروج نیروهای بین المللی ازافغانستان .

2- تبدیل شدن نقش ناتو ازنظامی به حمایتی پس ازسال دوهزارچهارده .

3- تا کید مجدد برتعهدات مالی به افغانستان .

4- آموزش وتعلیم نیروهای افغانستان .

همچنان یکی از مباحث که از سوی افغانستان به جدیت دنبال می شود ، کمک چهارمیلیارد ویک صد ملیون دالری سالانه تعهد شده به افغانستان درنشست بن دوهزاریازده است . درنشست بروکسیل سران ناتو وایساف به این مساله اشاره داشتند که این مبلغ را بالای همه کشورهای عضوناتووایساف سهمیه بندی می کنند.هرکشوری یک رقم مالی را متعهد می شود که به افغانستان پس ازسال دوهزارچهارده تادیه نماید.

به گفته کار شناسان ، مشکل اساسی دراین است که افغانستان برای گرفتن این مبلغ چه باید بکند اگرچنانچه یک صندوق معین ومعتبربین المللی مامورجمع آوری رقم وعده داده شده نباشد،افغانستان باید به ده ها کشورمراجعه نماید تامبلغ وعده داده شده را حصول نماید واین مساله برای افغانستان خیلی دشواراست.زیرا بارفتن نیروهای شان ازافغانستان دیگرالزامات عملی شان به افغانستان کاهش می یابند درشرایط حاضرآنها بخاطرنیروهای شان به افغانستان کمک می کنند به صورت مرتب ومنظم به افغانستان رفت آمد می کنند اما وقتیکه نیروهای آنها افغانستان را ترک نمایند دیگرمیزان دلبستگی ووابستگی شان به افغانستان به شدت کاهش می یابند.به همین خاطراست که دولت افغانستان باید متوجه باشد که تعهدات مالی صرف یک قول قرارهای اخلاقی نباشد.باید بگونه ای برنامه های افغانستا ن به کنفرانس شیکاگوارائه شود که کمک ها درموقع وزمانش به افغانستان برسد.

گزارش های تایید ناشده از ایجاد برخی تغییرات در حکومت افغانستان نیز دراین اجلاس انتشار یافته است.


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ شنبه 1391/02/23 ] [ 10:3 ] [ حبیب الله رضایی ]

روز چهار شنبه گردهمایی بزرگ درشهرشبرغان با حضوررهبران جبهه ملی ،تشکیل شد.دراین اجتماع بزرگ مردمی ،رهبران جبهه ملی احمد ضیا مسعود رهبرجبهه ملی، جنرال عبد الرشید دوستم ، استاد حاجی محمد محقق ،حاجی امان خیری رییس شورای همبستگی اقوام وقبایل افغانستان،درجمع هزاران تن ازهواداران جبهه ملی شرکت کردند.

احمدضیا مسعود رییس جبهه ملی طی سخنانی حکومت افغانستان را مورد حمله قرارداد.وی گفت حکومت ناکارامد است .نظام متمرکزاساس مشکلات کشوراست این نظام باید تغییرنماید. بحث نا کارامدی نظام رییس جمهورکرزی ازعمده ترین انتقادات  جبهه ملی افغانستان شمرده می شود. رهبران جبهه ملی معتقد هستند که حکومت رییس جمهورکرزی کارایی خودرا ازدست داده است وقادر به حل مشکلات کشورنیست این نظام منشاء فساد است وهمه سرمایه های کشوررا هدرداده است.ناکارامدی وبی کفایتی که امروزاحمد ضیا مسعود به آن اشاره کرد، برپایه ای مشاهدات واستدلالهای است که جبهه ملی درتحلیل وارزیابی خود ازنظام دارد.رییس جبهه ملی دربخش دیگری ازسخنان خود به مساله ساختارسیاسی پرداخت وی ساختارمتمرکزکنونی را غیرقابل تحمل توصیف کرد وگفت: نظام متمرکز فعلی باید تغییر نماید.

جبهه ملی طرح وبرنامه اش تغییرنظام متمرکزاست.تاکید احمد ضیا مسعود به تغییرنظام متمرکزبه نظام پارلمانی صدارتی ازمباحث جدی جبهه ملی افغانستان است .این مساله درجدالهای سیاسی آینده کشوربصورت جدی مطرح می شود.رییس جمهورکرزی درمورد ناکارامدی نظام خود دفاع جدی نمی کند اما درخصوص ساختارمتمرکزبه مقاومت برمی خیزد وی دریک مورد ازسند استراتژیک بهره گرفته وبخش زیادی ازسخنانش را اختصاص به مساله نظام متمرکزداد وی با استفاده ازموافقت نامه ای استراتژیک گفت: مرکزیت نظام شرط امضای موافقت استراتژیک با آمریکا بود.

درتوافقنامه مساله ای نظام یک دست درافغانستان مورد تاکید قرارگرفته است رییس جمهورازنظام یک پارچه استفاده ای متمرکزرا داشته است.احمد ضیا مسعود دراجتماع بزرگ شبیرغان باردیگرنظام متمرکزرا مورد نقد قرارداد وگفت: که این نظام باید تغییرنماید.جدال متمرکزوغیرمتمرکزدرساختارسیاسی نظام، ازمباحث بی پایان درافغانستان خواهد بود.حرف اصلی دراین است که هریک ازدوجبهه فکری باید برای نظریات شان پایه واساس فکری وفلسفی داشته باشد.رهبران اپوزیسیون تجربه های موفق درجهان را مثال می آورند ومی گویند: درکشورهای که حکومت با ساختارهای غیرمتمرکزاداره می شوند ونظام ها پارلمانی استند، بهترین روش حکومت داری شناخته شده است.نظام های متمرکزدرسیمای نظام های سلطنتی استبدادی، ونظام های توتالیترخودرا به مردم نشان داده اند.درافغانستان نظام متمرکزریاستی بدترین تجربه ای ناکارآمدی را درطی ده سال، به مردم عرضه داشته است.

رهبران جبهه ملی معتقد هستند که نظام ازریاستی متمرکز،به نظام پارلمانی وصدارتی باید تغییرنماید.امریکه احمد ضیامسعود رییس جبهه ملی روی آن پافشاری داشت.

استاد محقق رهبرحزب وحدت اسلامی مردم افغانستان وعضوهیئت رهبری جبهه ملی نیز در این اجتماع بزرگ ،تاکید به مساله نظام مردم سالارداشت وی گفت: جبهه ملی افغانستان مصمم است که درافغانستان یک نظام مردم سالاررا روی کارآورد. استاد محقق درادامه سخنانش به موضوعات ده سال گذشته پرداخت وگفت: حکومت همه کمکها درطی ده سال گذشته را هدرداد.حکومت مردم سالارهمان دموکراسی است که رهبران جبهه ملی روی آن تاکید داشته اند.حکومت رییس جمهورکرزی را دموکراتیک ومردم سالار نمی دانند زیرا استدلالهای وجود دارد که رییس جمهورکرزی افغانستان را بصورت یک نظام مردم سالاراداره نمی کند ایشان بشکل سنتی وعنعنوی کشوررا اداره کرده است وسخت پای بند به مسایل عنعنوی وسنتهای افغانی است.

مثالهای زیادی وجود دارد که رییس جمهورکرزی به شیوه ای سنتی افغانستان را پیش برده است واهمیتی به نهاد های قانونی ومنتخب نمی دهد.مجلس لوی جرگه درمقابل پارلمان است ولی رییس جمهوکرز درمسایل مهم کشوربجای مراجعه به پارلمان کشور،لوی جرگه هارادایرکرده است وفیصله های را داشته است.موافقت نامه استراتژیک مستند به فیصله های لوی جرگه شده است.تاکیدبه نظام مردم سالاردرواقع تاکید به نهاد های قانونی ومنتخب کشوراست.

آقای محقق اداره فعلی را یک نظام مردم سالارنمی داند وی گفت : جبهه ملی درصدد روی کارآوردن یک حکومت مردم سالاردرافغانستان است.درموردکمک های جامعه جهانی به افغانستان اعتراض های زیادی وجود دارد مردم ورهبران سیاسی معتقد هستند که کمکهای بین المللی بدرستی درافغانستان به مصرف نرسیده است حیف میل های زیادی صورت گرفته است کمک ها درمسیرفساد وسوءاستفاده سوق داده شده است. آقای محقق به این مساله نیزاشاره داشت وگفت: حکومت افغانستان درطی ده سال گذشته ملیونها دالرراحیف میل کرده است.سخنان استاد محقق قاطع ومصمم بیان شد وی با اطمینان ازتغییرنظام درافغانستان سخن گفت.

جنرال عبد الرشید دوستم دراجتماع شیبرغان سخنرانی مفصلی داشت وی دراین گردهمایی که عمدتا هواداران وطرف داران سنتی ایشان هستند ازصلح با طالبان سخن گفت.جنرال دوستم درمناطق شمال کشورپایگاه بزرگ اجتماعی دارد مردم ترک تباروازبک تبار به جنرال دوستم به مثابه یک رهبر واقعی می نگرند وی رهبرکاریزمای مردم خود شمرده می شود هزاران نفر درشیبرغان به دعوت جنرال دوستم جمع شدن وگردهمایی جبهه ملی را تشکیل دادند.جنرال دوستم دراین اجتماع بزرگ گفت: ما صلح می خواهیم طالبان اگراسلحه شان رابه زمین بگذارد ما خود ازآنها استقبال می کنیم. این سخن را که طالبان اگرصلح را قبول کند ودست ازجنگ بکشد من خودم می روم گل به گردن ملا عمرمی اندازم، جنرال دوستم هنگام بازگشت ازحج عمره درشمال کشورداشت.

درآن زمان سخنان وی سوء تعبیر شد وگفته شد که جنرال دوستم برخلاف نظرهم قطارانش درجبهه ملی حرف زده است اما وی درنشست با رهبران کنگره آمریکا درماه گذشته درکابل گفت: اگرطالبان صلح را قبول نماید من خودم گل به گردن آنها می اندازم.جنرال دوستم  گفت : اگرآنها صلح را قبول نکند شما مردم با بیل کلنگ وچوپ تفنگ وهرچه دارید دربرابرآنها باستید وازخود دفاع نمایید.وی درادامه صحبتهایش گفت: جبهه ملی درانتخابات پیش روی برنده است. جنرال دوستم خیلی گسترده وشفاف با مردم وهوادانش درگرد همایی جبهه ملی سخن گفت. حاج امان خیری رییس شورای همبستگی اقوام وقبایل دراین گردهمایی سخنرانی کرد وی اجتماع بزرگ شبیرغان را نشانه ازوحدت ملی دانست وگفت: همه مردم افغانستان ازنظام ریاستی متمرکزخسته شده اند وهمه مردم افغانستان طرف دارفکرجبهه ملی استند که نظام غیرمتمرکزباشد ووالیهای انتخابی شود.  گردهمایی شبرغان نشانه ای ازعزم استواررهبران جبهه ملی برای تغییرات درنظام وشرکت درانتخابات وایجاد نظام پارلمانی وصدارتی را نشان می داد.رهبران جبهه ملی سلسله اجتماعات مردمی خودرا می خواهند درسراسرولایات شمال، جنوب،شرق وغرب کشوردایرنمایند.این گونه اجتماعات نشانه های خوبی ازتمرین دموکراسی وبدست اوردن دل ودماغ مردم است. ما به سمت سالهای سرنوشت سازنزدیک می شویم تکیه به مردم یگانه امید برای پیروزی وشادمانی است.رهبران جبهه ملی در، دریای بی پایان مردم باید غوطه ورشوند ودراقیانوس مردم کشتی خودرا به حرکت درآورند مردم دریا است وتشکیلات جبهه ملی کشتی شناوردردریا درنظام مردم سالارحرف اصلی را مردم می زند واین مردم است که می توانند با مشارکت خود،نظام سیاسی را درجامعه تغییردهند.نظام پارلمانی وصدارتی با کمک مردم،میسرمی شود.

رهبران جبهه ملی با طرح مرام غیرمتمرکزساختن نظام ،انتخاب والیها وولسوالیها،نقش احزاب سیاسی درانتخابات،هدف شان مشارکت دادن مردم درساختارقدرت است نظام مردم سالارکه امروز روی آن تاکید شد،با حمایت مردم ممکن است.مردم راباید درسیاست وتصمیم گیری شریک ساخت ورای مردم سرنوشت را تغییرمی دهد جبهه ملی به اراء مردم  درسال انتخابات به شدت نیازدارد.گردهمایی های ازنوع امروزمقدمه ای معنی دارمبارزات انتخاباتی درسال انتخابات است.

برگرفته شده از وبلاگ " نرگس" یاد داشت های استاد محمد ناطقی


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ جمعه 1391/02/22 ] [ 2:8 ] [ حبیب الله رضایی ]

حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان امروز (پنجشنبه) در یک نشست خبری در کابل گفت که امضای سند همکاری های استراتژیک میان افغانستان و امریکا، حساسیت های منطقه ای را شدت می بخشد.
به گزارش خبر گزاری بخدی، با وجود این، آقای کرزی می گوید که در این سند، تمامی حساسیت های منطقه ای در نظر گرفته شده است.
رئیس جمهور گفت:" پس از امضاي پيمان راهبردي ميان افغانستان و امريکا بدون شک فعاليت هاي استخباراتي کشورهاي همسايه در قبال افغانستان و حضور نیروهای امريکا، گسترش پيدا مي کند."
سند همکاری های استراتژیک میان افغانستان و امریکا، سه شنبه شب (2 ماه می) از سوی رئیس جمهور اوباما و حامد کرزی به امضا رسید.
آقای کرزی می گوید که در اين اسناد، بر منافع مشترک کابل و واشنگتن، مبارزه با تروريزم و دهشت افگني، و تمويل برنامه هاي اقتصادي و امنيتي افغانستان، تاکید شده است.
او گفت:" امضاي اين پيمان حساسيت هاي جدي کشورهاي همسايه و منطقه را در پي دارد، اما افغانستان تمام اين حساسيت ها را در اين پيمان در نظر گرفته است."
حامد کرزی تاکید کرد که امضاي پيمان راهبردي ميان افغانستان و امريکا گام مثبت در راستاي تامين امنيت، ايجاد صلح و آرامش و پيشرفت اقتصادي و اجتماعي در افغانستان تلقی می شود.
رئیس جمهور کرزی گفت:" مفاد پيمان راهبردي ميان افغانستان و امريکا با مشوره اعضاي کابينه، شوراي علما و بزرگان افغانستان ترتيب شده و خواسته هاي لوي جرگه سنتی نيز در آن مد نظر گرفته شده است."
او تاکید کرد که هيچ بخشي از اين پيمان از ديدي مردم پنهان نمانده است.
حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان از کشورهای همسایه و منطقه در امر برقرار صلح و ثبات در کشور تقاضای همکاری کرد.
این در حالی است که شماری از کشورهای منطقه از جمله، ایران و پاکستان متهم به دامن زدن به نا امنی ها در افغانستان هستند.
"
تغییر به خواست مردم"
رئیس جمهور کرزی در واکنش به تلاش های اخیر شماری از جریان های سیاسی مبنی بر تغییر نظام سیاسی افغانستان گفت، هر تغییری که ایجاد می شود باید در آن خواست مردم در نظر گرفته شود.
کرزی افزود:" تغيير نظام سياسي افغانستان بايد به خواست مردم انجام شود نه در مشوره با برخي از سناتوران امريکايي و خارجي."
آقای کرزی برخی از سناتوران امریکایی را به مداخله در امور داخلی افغانستان متهم کرده گفت که این افراد تلاش دارند تا نظام سیاسی افغانستان را به نظام فدرالی تغییر دهند.
به نظر می رسد که منظور آقای کرزی از "خواست مردم" افغانستان این است که جریان سیاسی طرفداران تغییر نظام، خلاف خواست مردم حرکت می کنند.
این در حالی است که رهبران اپوزیسیون، همواره بر تغییر نظام ریاستی به نظام پارلمانی تاکید کرده اند.
آنان می گویند که "نظام متمرکز" عامل اصلی فساد است و به همین دلیل، تغییر نظام از اولویت های مبارزات سیاسی اپوزیسیون به شمار میرود.
جبهه ملی افغانستان به رهبری احمد ضیا مسعود معاون پیشین رئیس جمهور، حاجی محمد محقق و جنرال عبدالرشید دوستم از رهبران جهادی و ائتلاف ملی به رهبری داکتر عبدالله عبدالله، دو تشکل سیاسی است که تغییر نظام ریاستی به نظام پارلمانی را از اهداف اصلی مبارزات سیاسی خود عنوان می کنند.
دیدگاه اپوزیسیون این است که در نظام پارلمانی تمامی مردم خود را، در نظام شریک می دانند و از این رو، تغییر نظام سیاسی به "سود" افغانستان است.
مداخلات خارجی
رئیس جمهور کرزی که یک روز پس از امضای سند همکاری های استراتژیک با امریکا صحبت می کرد گفت که برای جلوگيري از مداخلات خارجي ها در این سند، تاکيد ويژه صورت گرفته است.

آقای کرزی بر احترام قانون اساسی و حفظ نظام ریاستی در کشور تاکید کرده افزود که یکی از پیش شرط های اساسی برای امضای پیمان استراتیژیک با امریکا، حفظ و تقویت نظام ریاستی بوده است.
رئیس جمهور یک بار دیگر از طالبان خواست تا به پروسه صلح یکجا شده و در زمینه تقویت حاکمیت ملی در کشور کمک کنند.
حامد کرزی سازماندهی حملات مسلحانه در کشور را به خارج از مرزهای افغانستان نسبت داد و تاکید کرد که باید پناهگاه و مراکز اصلی شورشیان مسلح مخالف دولت از بین برده شود.
سازمان استخباراتی پاکستان از متهمان اصلی تمویل و تجهیز شورشیان مسلح مخالف دولت افغانستان به شمار می رود.
مقام های امنیتی افغانستان بارها گفته اند که بیشتر حملات مسلحانه در کشور، از آن سوی مرز (خاک پاکستان) سازماندهی می شود.
پاکستان همواره این ادعا را رد کرده و بر همکاری های صلح آمیز با دولت افغانستان تاکید کرده است.


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ پنجشنبه 1391/02/14 ] [ 22:46 ] [ حبیب الله رضایی ]

پیمان استراتژیک که درواقع توافقنامه مشترک آمریکا وافغانستان است درهشت فصل وبخش ،تنظیم وبامضای روئسای جمهوردوکشوررسیدند.انتخاب دوم ماه می سالگرد کشته شدن اسامه برای امضای سند ازطرف اوباما،خوراک وهزینه ای تبلیغاتی داشت ایشان درماه نوامبر سال جاری کاندید دوردوم انتخابات ریاست جمهوری آمریکا است.آقای اوباما دربرابررقیب خود،باید اقداماتی درجهت جذب افکارعامه را داشته باشد.

مرگ اسامه منفورترین چهره درآمریکا،ازدست آوردهای اوباما درجلب افکارعمومی آمریکا است.آقای اوباما مرگ اسامه را دردوم ماه می سال 2011 بزرگترین دست آورد،سیاست مبارزه با تروریزم اعلام داشت.آروزوی بوش را اوباما به کرسی نشان داد.مردم آمریکا ازمرگ مخوف ترین رهبرتروریستهای جهان که مسئوول مرگ سه هزارنفردرانفجارات یازدهم سپتامبرسال2001 شناخته شد،خوشحال شدند.آقای اوباما این مرگ را درکارنامه ای خود درج کرده است ودرسالگرد مرک اسامه درکابل آمد وسند استراتژیک را با رییس جمهور افغانستان،امضای کرد.رییس جمهورآمریکا ازامضای این سند راضی وآن را بمثابه پایان ماموریت جنگی سربازان آمریکا درافغانستان قلم داد کرد وی درپایگاه بگرام خطاب به مردم آمریکا گفت: فرزندان شما به وطن وخانه های شان برمی گردد.

این پیام بازگشت به وطن مورد خوشحالی فی صدی بالای مردم آمریکا ازجنگ افغانستان است .جنگ افغانستان محبوبیت وطرف داری خود را ازدست داده است.مردم آمریکا ازبازگشت سربازان شان استقبال می کنند.آقای اوباما با درک احساسات وعواطف مردم آمریکا این پیام را به مردم آمریکا ازپایگاه هوایی بگرام رساند.

پیام دوم رییس جمهورآمریکا به مردم افغانستان است که با امضای سند راهبردی، مردم ودولت افغانستان ،سر پای خود باستد.این توافقنامه سند همکاری آمریکا با افغانستان پس ازسال دوهزارچهارده است.وی گفت مردم افغانستان را تنها نمی گذارد درجنگ با تروریزم درکنارمردم افغانستان استاده است.همکاری آمریکا با مردم افغانستان درازمدت است.آمریکا مرد م افغانستان را درجنگ با تروریزم ،حمایت می کند.آمریکا به نیروهای افغان آموزش وتعلیم می هد به انها مسایل تدارکاتی ولوجستکی را فراهم می کند.آمریکا به مردم وحکومت افغانستان پول می دهد.همه این مسایل درسخنان رییس جمهورآمریکا پس ازامضای سند راهبردی آمده است. اما دیگرسربازان آمریکا درجنگ باتروریزم دوشادوش سربازان افغان نمی جنگند امورجنگ وامورامنیتی تماما به خود افغانها برمی گردد.انتقال امورامنیتی درسال دوهزارچهارده تماما به خود افغانها منتقل می شود.افغانستان" سری پای خود به استد" سربازان آمریکا به خانه های شان برمی گردد"ازعمده ترین پیام های بارک اوبا ما به مردم آمریکا وافغانستان پس ازامضای سند راهبردی شمرده می شود.

رییس جمهورافغانستان پس ازامضای سند همکاری مشترک گفت:هیچ کشورسومی براساس پیمان استراتژیک ازخاک افغانستان،تهدید نمی شود. رییس جمهورافغانستا ن ازامضای سند راهبردی راضی است وی تاکید دارد که امضای این سند پس ازامضای دوسند قبلی،بدست آمده است وی اشاره به دوسند قبلی داشت یکی قطع عملیات شبانه وعملیات ویژه ودیگری انتقال مدیریت زندان به نیروهای افغان.آگاهان امورگفته اند که دلیل طولانی شدن مباحثات روی سند همکاری استراتژیک، شروط رییس جمهورکرزی بوده است وی اصرارداشت که عملیات شبانه ناتوعلیه تروریستها،ومدیریت زندان بگرام که عناصرطالبان وتروریستها نگهداری می شود،ازجمله شروط امضای پیمان استراتژیک است.رییس جمهورکرزی پس ازامضای سند راهبردی به این مساله اشاره داشت وگفت: دوسند دیگرپیش ازامضای این سند با ایالات متحده آمریکا صورت گرفته.

رییس جمهورافغانستان ازاینکه عملیات شبانه را لغوکرد.مدیریت واختیارزندانیان طالبان را بدست گرفت ،بسیارخرسند است وآن را یک گام به سمت اهداف حاکمیت ملی می داند درحالیکه ازنظرآگاهان امنیتی درجنگ باتروریزم ،عملیات شبانه ،فوق العاده تاثیرگذاربود.قطع عملیات شبانه درجنگ با تروریزم مفید نیست آگاهان مسایل امنیتی بدبینانه گفته اند که این شرط خدمتی به طالبان وجنگ جویان شمرده می شود این مساله وقتی که به گفته های رییس جمهور درمورد طالبان که آنها را هم چنان برادرمی خواند،ضمیمه می شود،ابعاد بدبینی چند برابرمی گردد.

آقای رایان کراکرسفیرایالت متحده آمریکا که ازتهیه کنند گان اصلی سند است تاکید به یک مساله ای منطقه ای داشت وی پس ازامضای این سند به تاکید گفت که : ازخاک افغانستان هیچ کشورهمسایه ای تهدید نمی شود.امری که رییس جمهورکرزی به آن اشاره داشت.آقای کراکردپلمات کارکشته آمریکا می داند که کشورهای منطقه درسیسم وحوزه امنیتی خود به این سند فوق العاده حساس است.درمتن سند دریک مورد آمده است: که ازخاک افغانستان آغازعملیات برضد هیچ کشوری صورت نمی گیرد.برخی درمناقشات سند گفته است که درسند آغازعملیات ازخاک افغانستان نفی شده است اما ادامه آن را تکذیب نمی کند.گام های بعدی ازخاک افغانستان، دریک حادثه ای امنیتی را منتفی نساخته است.آقای کراکر ورییس جمهورکرزی باید به حساسیتها ی منطقه توجه داشته باشند ودرهرمناسبتی به این مساله پا فشاری نمایند که سند امضای شده برعلیه منافع هیچ کشوری نیست.

آقای کراکردریک مورد دیگرنیزتاکیدات فراوان داشت که آمریکا هرگزنیت وقصد داشتن پایگاه نظامی درافغانستان را ندارد.امری که خود رییس جمهورآمریکا نیزبه آن پرداخته است.دلیل مساله خیلی روشن است روسیه ،چین، ایران وپاکستان ازداشتن مراکزنظامی آمریکا درافغانستان هراسناک هستند. وداشتن پایگاه دایمی را برای اهداف دیگری تفسیرمی کنند.

آگاهان سیاسی درافغانستان با این سند، برخورد مثبت داشته اند گرچه درمورد ضمانت های اجرایی وتعهدات والزامات عملی آن اما اگرهای زیادی دارند.زیرا خبرگان امورحقوقی این سند را درحد پیمان توصیف نمی کنند که الزامات عملی درچارچوب قوانین بین المللی را درپی داشته باشد.آنها این سند را درحد یک توافقنامه بین دوکشوردانسته اند که دوکشوربراساس قوانین خود ملزم به اجرای آن باید باشند.وهیچ ضمانت وفشارازناحیه ای قوانین بین المللی درصورت نقض آن وجود ندارد زیرا پیمان نیست بل یک توافقنامه است.

احزاب سیاسی درکشورعلیرغم برخی کاستیهای جزیی ازامضای سند استقبال کرده است وآنرا یک گام درست درجهت منافع ملی تفسیرکرده اند.ایتلاف ملی با لحن محتاطانه ای ازمحتویات سند،ستایش کرده است.اشکالاتی را نیزگرفته است که چندان تغییری دراصل موضع گیری شان به حمایت ازسند،ایجاد نمی کند.ایتلاف ملی برهبری دکترعبدالله این سند را تایید می کند.جبهه ملی تاکنون موضع رسمی نگرفته است اما آنها هم این پیمان را تایید می کند.گرچه درگذشته یک موضع سختی را گرفته بود که حکومت افغانستان را فاقد صلاحیت برای امضای سند دانسته بود حال این سند را حکومت فاقد صلاحیت امضای کرده. حمایت ازامضای این سند کمی چالش عدم شفافیت را دراستدلال ایجاد می کند اما درکل امضای توافقنامه را جبهه ملی تایید می کند زیرا این سند بهرصورت به نفع منافع ملی،مطابق با قوانین کشور،وازنیازهای افغانستان شمرده می شود.

جبهه ملی سالهای پس ازدوهزارچهارده را، درسیمای رییس جمهورکرزی تفسیرنمی کند بلکه خود مدعی گرفتن قدرت است بنابراین امضای این اسناد به نفع حکومت مورد نظرشان پس ازسال دوهزارچهارده است وآن را تایید می کند.

طالبان بدترین موضع را درقبال این سند گرفته است.آنها پس ازامضای آن، عملیات انتحاری کردند که دها کشته وزخمی ازمردم بیگناه کابل را درپی داشت.آنها دراعلامیه های خود عملیات انتحاری شان را، مرتبط به حضوررییس جمهورآمریکا وامضای سند راهبردی دانسته اند اما آگاهان اموراین ارتباط را قبول ندارند بل آن را ادامه همان عملیات پیشین وجنایتهای سازمان یافته می دانند.توافقنامه ای دوم می سال2012 دست آوردی است برای مردم افغانستان ودست آوردی است برای حکومتهای پس ازسال دوهزارچهارده.افغانستان درمناسبات بیرونی خود به داشتن یک چنین اسنادی ضرورت دارد. آن چیزیکه مهم است الزامات عملی این گونه پیمانها است.نگرانیهای زیاد درتطبیق این گونه اسناد درافغانستان وجود دارد دراین صورت که پیمان ها ابعاد وجنبه های عملی نداشته باشند،کاعذ های معلق به هوا برای مردم افغانستان است.

برگرفته شده از وبلاگ "نرگس" یاد داشت های روزانه استاد محمد ناطقی


موضوعات مرتبط: سیاست
[ پنجشنبه 1391/02/14 ] [ 18:47 ] [ حبیب الله رضایی ]





موافقتنامه همکاری‌های درازمدت استراتژیک میان دولت جمهوری اسلامی افغانستان و ایالات متحده آمریکا

بخش اول: دیباچه

دولت جمهوری اسلامی افغانستان (از این پس افغانستان) و دولت ایالات متحده آمریکا (از این پس ایالات متحده) از سال 2001 (1380 هجری شمسی) بدین وسیله در همکاری نزدیک به منظور دفع تهدید‌های متوجه صلح و امنیت جهانی و به هدف کمک به مردم افغانستان برای تامین آینده با امن، دموکراتیک و شکوفا، قرار داشته‌اند که حاصل آن امروز قرار گرفتن افغانستان در مسیر خودکفایی پایدار در امنیت، حکومت داری و توسعه اجتماعی و اقتصادی، و همکاری سازنده در سطح منطقه می‌باشد.


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار، تاریخ
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1391/02/14 ] [ 14:0 ] [ حبیب الله رضایی ]

هزاران تن از باشندگان ولایت مرکزی بامیان روز سه شنبه با اشتراک در یک گردهم آیی مسالمت آمیز، کشتار مردم هزاره در پاکستان را به شدت محکوم کردند و از دولت پاکستان خواهان تامین امنیت مردم هزاره در این کشور شدند.

آنان با سر دادن شعارهای" حقوق بشر، سازمان ملل! امنیت امنیت" و کشتار هزاره ها در قرن بیست و یک، شرم آور است" از مسجد موسوم به "رهبر شهید" بامیان تا مقابل دفتر نمایندگی سازمان ملل متحد و دفتر ساحوی کمیسوین مستقل حقوق بشر در این ولایت راهپیمایی کردند.

بابه محسنی یکی از علمای دینی بامیان که در این راهپیمایی اشتراک کرده بود به خبرگزاری بخدی گفت: "ما امروز در این راهپیمایی اشتراک کردیم که از جامعه جهانی و نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر بخواهیم تا جلو نسل کشی مردم هزاره در کویته پاکستان را بگیرند".

او افزود: "وظیفه دولت پاکستان و جامعه جهانی است که در این زمینه اقدامات جدی تری را روی دست گیرند".

در همین حال حیات الله حیات سرپرست دفتر ساحوی کمیسیون مستقل حقوق بشر در بامیان از حرکت های مسالمت آمیز مردم این ولایت ابراز خرسندی کرده گفت:" ما خواسته های مردم بامیان در ارتباط به متوقف کردن کشتار مردم هزاره در پاکستان را با مقام رهبری کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در میان میگذاریم و تلاش می کنیم تا با همکاری نهادهای ملی و بین المللی مدافع حقوق بشر، جلو این جنایات گرفته شود و عاملان آن به پای میز محاکمه کشانده شوند".

شمار زیادی از مردم هزاره که هم اکنون در کویته پاکستان زندگی می کنند، از یک سال بدین سو در مقاطع مختلف مورد حملات مسلحانه قرار می گیرند که تا کنون بر اثر این حملات صدها تن جان باخته اند.

آقای حیات، کشتار سیستماتیک مردم هزاره در پاکستان را که از یک سال بدینسو در شهر کویته و بعضی مناطق دیگر جریان دارد، محکوم کرده و آنرا جنایت ضد بشری می داند.

او می گوید:" هر نوع اعمال خشونت آمیز، خصوصا کشتار انسان ها به صورت نسل کشی، سازمان یافته و هدفمند بوده و در هرنقطه از جهان که باشد از دید کمیسیون مستقل حقوق بشر، شدیدا محکوم بوده از مصادیق جنایت علیه بشریت به شمار می رود".

 بر اساس گفته های برگزار کنندگان راهپیمایی در بامیان، در آخرین حملاتی که در شهر کویته پاکستان صورت گرفته است، بیشتر از چهل تن کشته شده اند.

همچنان در قطعنامه ای که از سوی اشتراک کنندگان در این راهپیمایی به نشر رسیده آمده است که: "حمله به جان مردم هزاره در پاکستان در واقع دنباله نسل کشی این مردم است که چند سال پیش در افغانستان جریان داشت اما اکنون این نسل کشی در قالب تعصبات فرقه ای و نژادی که نا امنی منطقه یکی از پیامد های آن می باشد در پاکستان رخنه کرده است".

در قسمت دیگری از این قطعنامه از پلیس و مقام های امنیتی پاکستان خواسته شده که بیشتر از پیش متوجه جان و جایگاه مردم هزاره در پاکستان باشند و جلو کشتار هدفمند مردم هزاره در این کشور را بگیرند.

این درحالیست که بر اساس گفته های برگزار کنندگان راهپیمایی در بامیان، در آخرین حملاتی که در شهر کویته پاکستان صورت گرفته است، بیشتر از چهل تن کشته شده اند.


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ پنجشنبه 1391/02/07 ] [ 0:13 ] [ حبیب الله رضایی ]

عبدالرشید دوستم رهبر حزب جنبش ملی می گوید که شماری از کشورهای خارجی تصمیم دارند حکومت جدیدی در افغانستان تشکیل دهند.

به گزارش خبرگزاري بست از جوز جان ، او در نشستی که روز گذشته در شهر شبرغان جوزجان داشت، گفت که تشکیل این حکومت به ضرر مردم می باشد.

او گفت که برخی از کشورهای خارجی در نظر دارند تا با تدویر یک اجلاس که در آیندۀ نزدیک در ایالات متحده امریکا برگزار خواهد شد، حکومتی را در افغانستان تشکیل دهند که با تشکیل این حکومت کشور یک بار دیگر به سمت بدبختی سوق داده خواهد شد . او افزود که در این راستا برنامه های وسیعی روی دست گرفته شده و برخی از والی ها و فرماندهان پولیس نیز اکنون تعیین شدند.


موضوعات مرتبط: سیاست
[ دوشنبه 1391/02/04 ] [ 19:42 ] [ حبیب الله رضایی ]

"ضيا مسعود" معاون سابق كرزي، گفته است كه پس از خروج نيروهاي خارجي از افغانستان، كرزي با طالبان ائتلاف مي نمايد. در اين سخن آقاي مسعود چيزي  خوش حال كننده و يا نگران كننده و همچنان موضوع جديدي  وجود ندارد. زيرا اين مطلب را مردم افغانستان به خوبي مي داند كه از آغاز چهره آقاي كرزي  نا روشن بود و هم اكنون  نيز اداره او  و پست هاي كليدي دولتش بدست افراد حزب اسلامي،  چهره ديگر و اداري طالبان است. از نظر مردم و بسياري از آگاهان ؛ كرزي ، حكمتيار، ملاعمر و حقاني همه شان چهره هاي يك سكه اند . برخورد و موضع مردم با ملاعمر و حقاني روشن است، چون آنان رفتار مشخص دارند، مشكل كساني است كه ده سال تمام دست و پاي مردم را بست تا برادران طالبش دوباره جان گرفته و رشد نمايد.

بر اين اساس ، چنين حرف هاي براي مردم تازگي ندارد، مردم سال ها است آن را مي دانند و اين آقايان هستند كه يا دير متوجه مي شوند و يا هم نه  بر اساس  حقايق بل از روي مصلحت هاي داد سخن مي كنند. واقعيت اين است  كه تفكر طالباني وارد شده  از وراي مرز ها  "ارگ" رياست جمهوري  را كاملا در نورديده  و در اختيار دارد، حتي ائتلاف بين المللي  و كمك هاي آنان را نيز بسوي خواسته هاي طالباني هدايت شده ومي شود.  با در نظر داشت ماهيت طالبان، مبني بر حركت در جهت خواسته هاي پاكستان و تحجر و واپسگراي قبيله اي ، حال اين پرسش مهم به ميان مي آيد؛  آيا برادران طالبان نيز در جهت آنان روان است؟

در اين ميان سخن اساسي و اصلي  در اين است كه مخالفان ايديالوژي طالباني و  مدافعان مردم افغانستان در برابر اين همه حقايق روشن، چه كرده وچه مي كنند؟ آقايان اگر واقعا مصمم و دلسوزمردم هستند ، بايد بگويند كه براي مقابله با طالباني شدن افغانستان  چه برنامه دارند تا مردم تكليف شان را بدانند، وقت تنگ است.


موضوعات مرتبط: سیاست
[ شنبه 1391/02/02 ] [ 11:23 ] [ حبیب الله رضایی ]
در حالي كه طالبان با انتحار و آتش آمدند و كابل را در هم ريختند، از سوي ديگر نمايندگان حزب اسلامي با پرچم سفيد در دست، در كابل از در گفت و گو وارد شده و مذاكرات مفصل و ظاهرا دوستانه  را با رييس كرزي و معاونانش برگزار كرده است...

همه اين تحولات  را برخي از آگاهان به اجلاس آينده رهبران ناتو و امضاء پيمان استراتژيك  ميان افغانستان و امريكا ، نسبت مي دهند. گرچند اطلاعات زياد از محتواي اجلاس رهبران ناتو  در باره افغانستان وجود ندارد. اما شنيده مي شود كه قرار است در اين جلسه در باره نحوه تعامل با افغانستان به خصوص پس ازخارج شدن نيروهاي ناتو ، مذاكرات و توافقاتي صورت گيرد.

تحركات شديد سياسي و نظامي طرف هاي درگير درافغانستان ، قبل از نشست شيكاگو، نشان مي دهد كه اين جلسه بايد  برنامه هاي مهم و سرنوشت سازي براي آينده افغانستان داشته باشد كه  بازي گران اين گونه  و به هر قيمت ممكن ، در حال خود نمايي براي كسب امتياز بيشتر از اين جلسه و توافقات آن هستند.


موضوعات مرتبط: سیاست
[ چهارشنبه 1391/01/30 ] [ 22:8 ] [ حبیب الله رضایی ]

درباره سخنان ديروز آقاي دوستم ، ديدگاه هاي متفاوتي ابراز شد و حتي ايشان به گرفتن پول از عربستان و تغيير موضع در قبال طالبان متهم گرديد.

واقعيت مسئله اين است كه برخلاف تصور خيلي ها، هيچ تغييري در مواضع جنبش پيش نيامده است. موضوع مذاكره با طالبان  و ختم بحران كنوني از طريق گفتگو مسئله جديدي نيست. مذاكرات صلح با طالبان در صورتي امكان دارد كه شرايط دولت از سوي آنان  مبني بر پزيرش قانون اساسي كنوني و احترام به آزادي هاي مدني وحقوق بشر و احترام داشتن زنان ، پزيرفته شود. در صورت پزيرش اين شرايط  از سوي طالبان ، ديگر طالبي باقي نمي ماند تا نگران تند روي و جنايت باشيم. در چنين وضعيت نه آقاي دوستم بلكه خيلي هاي ديگر نيز از طالبان استقبال خواهند كرد.

از سوي ديگر، بخش ديگري از سخنان جنرال گواه روشن بر عدم تغيير موضع جنبش است. زيرا ؛ زمان به "زور سر نیزه" حکومت کردن بر مردم افغانستان گذشته است و" تصور به قدرت رسیدن دوباره طالبان خواب و خیال است و جوانانی هستند که به طالبان بگویند، تا همین جایی که آمده اید بس تان است و دیگر حق پیش آمدن را ندارید."


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ چهارشنبه 1391/01/30 ] [ 0:42 ] [ حبیب الله رضایی ]

جنرال دوستم ، رهبرجنبش ملي اسلامي افغانستان :  تصور به قدرت رسیدن دوباره طالبان خواب و خیال است و جوانانی هستند که به طالبان بگویند، تا همین جایی که آمده اید بس تان است و دیگر حق پیش آمدن را ندارید."


موضوعات مرتبط: سیاست
[ سه شنبه 1391/01/29 ] [ 7:47 ] [ حبیب الله رضایی ]

حكايت كرده اند كه روزي ، بزي وگوسفندي مي خواستند از جوي آب بپرند، باهم تعارف مي كردند كه اول كدام شان بپرند. سرانجام اول گوسفند پريد، بز شروع كرد به خنديدن كه شرم گاه تو را ديدم. گوسفند، گفت ؛ از شما كه هميشه ديده مي شود، من نمي خندم.

داستان اتهام امنيت ملي به برخي از رسانه ها مبني بر تمويل شدن آنان از سوي كشورهاي بيگانه ، عين همين حكايت مي باشد. حكومت كه حتي خرج دسترخانش از سوي خارجي ها تامين مي گردد ، فساد وتعصب سراسر وجودش را فراگرفته، كسي چيزي به آنان نمي گويد.اما همين حكومت و با اين اوصاف و افتخاراتش ، آمده يخه چند رسانه ادواري و ناچار را گرفته كه شما چرا از بيگانگان كمك در يافت مي نماييد.

البته اين بدان معنا نبايد تفسير گردد كه كمك گرفتن  رسانه هاي غير دولتي از خارجي ها كاري درست است ، به هيچ عنوان چنين كاري صحيح نبوده و عوارض و پيامد هاي ناگواري در پي دارد. زيرا؛ بيگانگان بدون هدف و براي خدا و مردم افغانستان پول نمي دهند ، در برابر دالر، دالر پول هاي شان اهدافي دارند و مي تواند اين اهداف در راستاي منافع مردم افغانستان قرار نداشته باشد.

اما اين موضوع را نبايد از نظر دور داشت كه ممكن است  ادعاي حكومت نه از روي واقعيت و حقيقت بلكه با هدف تخريب و بي آبرو كردن رسانه معتبر، مستقل ومخالف مشي دولت ، صورت گرفته باشد. چون حكومت ها و مخصوصا حكوكت ما، براي زدن رقيب و مخالفانش متاسفانه به هر وسيله متوسل مي گردد و يكي از  اين وسايل نا مشروع اتهام به وابستگي به بيگانگان  و يا حركت در راستاي نقض حاكميت ملي ، مي بوده باشد.


موضوعات مرتبط: سیاست
[ دوشنبه 1391/01/28 ] [ 22:19 ] [ حبیب الله رضایی ]

درباره حوادث خونين ديروز كابل و چند شهر ديگرچيزي براي گفتن نيست. برادران مجاهد رييس  جمهور، زور شان را نشان دادند . حتي مي خواستند معاون كرزي را ترور كنند و تازه هم گفتند كه اين آغاز حملات بهارانه شان است.

براي هزارمين بار مي گويم كه  دليل افزايش حملات ،عدم وجود برنامه براي مبارزه با تروريست ها است.آقاي كرزي و تيمش  اصولا دل شان نمي خواهد كه حتي يك قطره خون ازدماغ طالب ريخته شود، كساني هم كه در داخل حكومت و يا خارج آن ، براي مبارزه با تروريست ها تلاش مي كنند با همكاري مشترك خيلي ها از سر راه برداشته مي شوند . تمام برنامه هاي كرزي وطالبان و همچنان جنگ كرزي با طالب جنگ زرگري است ، هدف واحد آنان از بين بردن ديگران و بدست گرفتن قدرت از دست رفته!

تكليف خارجي ها هم مشخص است ، آنان دنبال منافع خويش هستند . يك روزي شعار مبارزه با تروريست ها اين منافع را تامين مي كرد و اكنون تقويت نمودن و زنده كردن  آنان . خلاصه كلام اين كه امروز تيم كرزي و تيم مشترك بين المللي ، براي در آغوش گرفتن برادران وعزيزان طالب و دل جوي از آنان مسابقه گذاشته اند. و اگرنه چند طالب گرسنه و بيخبر از همه جا و آن اداره ناتوان وفاسد اطلاعات ارتش پاكستان خيلي ها كم توان تر آز آن است كه دست به چنين اقدامات گسترده ي پيچيده وهم زمان در چند شهر بزنند.

در اين بين ، قرباني اصلي مردم بيچاره افغانستان است . روزي بنام اجراي شريعت گردن زده مي شود  و روزي ديگر بنام دموكراسي اعتقاداتش را به يغما مي برند.  با توجه به اين شرايط چه مي توان گفت؟ به غير از اين كه به درگاه خداي توانا التجا ء نمود كه خدا يا خودت آگاه به همه امور و اسراري ، ما بندگان ناشكر وستمگاري بوديم وهستيم ، اما تو بزرگ ، بخشنده و ارحم الراحمين هستي ، كمك مان بفرما تا از راه كج به راه راست هدايت شويم و از شراين بلايا نجات پيدا كنيم.


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ دوشنبه 1391/01/28 ] [ 9:8 ] [ حبیب الله رضایی ]

 

جناب محترم باراك اوباما رئیس جمهور امریکا!

با ابراز بهترين تمنيات نيك خويش، مي دانيم كه با سپري نمودن سه دهه جنگ و خونريزي و كشمكش در كشور ما، ارزشهاي بشري و انساني اين سرزمين دچار آسيب جدي گرديد؛ قضايا در افغانستان تا آنجا رفت كه جريانات ناقض حقوق و امتيازات انساني در افغانستان بوجود آمده و به تعقيب آن تا سرزمين شما نيز درز و رخنه كرد.

به يقين باورمنديم كه حادثه يازدهم سپتامبر به فراموشي نرفته است و چونان يك فاجعه بزرگ بشري و غیرمنطقی در لابلاي صفحات تاريخ در كشور و قلمرو استيلاي شما جاي دارد.

با رخداد حادثه يازدهم سپتامبر و ابراز مراتب تأثر و تأسف از آن، اعلام مي داريم كه افغانستان بعد از اين حادثه مورد توجه جامعه جهاني و در رأس آن ايالات متحده آمريكا قرار گرفته و مايه خوشبيني مردم افغانستان شد. پس از آن مخصوصاً ما مردم باميان به پيشواز صلح و دموكراسي رفته و چشم به توزيع عادلانه قدرت در اين سرزمين دوختيم و هر آن به انتظار انكشاف متوازن و مشاركت ملي در كشور، لحظه ها را شمرديم و پشت سر گذاشتيم.

جلالتمآب محترم!

در شرايطي كه هنوز تمامي قبايل و باشندگان افغانستان دست از جنگ نكشيده بودند ما مردم باميان و مناطق مركزي افغانستان پروسه هاي DDR و داياگ را سپري نموده و سلاح خويش را كه روزگاري حافظ تاريخ و هويت و حضور ما به حساب مي آمد به زمين گذاشتيم و از انتخابات در عرصه هاي رياست جمهوري و شوراي ملي و شوراهاي ولايتي استقبال نموديم كه متأسفانه قضايا بعد از دشواري مرحله نخستين، وقتي كه وارد مرحله امروزينش شده است تمامي خواسته ها و آرزوهاي بحق و انساني ما را به سوي نا اميدي فراخوان مي دهد؛ در حاليكه ما در جهت ايجاد حكومت آزاد و دموكراتيك گام بر مي داريم.

اينك مي بينيم كه حكومت تك قومي و خودمحور ايجاد گرديده و اقليت هاي قومي، نگران مصونيت حضورشان در صحنه مي باشند. بحث ما پيرامون حضور چند وزير و مشاور در كابينه از اقوام ساكن كشور نمي باشد زيرا كه در استبدادي ترين حكومت هاي گذشته نيز وزراي دست نشانده اي حضور داشتند كه متعلق به ساير اقليت هاي قومي در كشور ما بودند.

جلالتمآب محترم!

روزگاري باور يافته بوديم كه با حضور نيروهاي جامعه جهاني ما ديگر شاهد طالبانيزه شدن سياست حاكم كشور خويش نمي باشيم. ولي با تأسف بعد از امروز، هيچ تضميني بر محو اينگونه جريانات وجود نداشته و پلان مصالحه با طالبان، خود بزرگترين دليل ادعاي ما مي باشد.

از سوي ديگر اميد داشتيم كه استقلاليت كشور با كمك جامعه جهاني، دست بازيگرانی چون پاکستان از صحنه سياسي كشور ما كوتاه ميشود، اما بدبختانه عملاً مي بينيم كه مداخلات خارجی، قوي تر از گذشته وارد ماجراي سياسي زندگي ما شهروندان افغانستان شده است.

از تمركز قدرت نمي گوييم كه خود آشكار و روشن است، و نيازي به توضيح آن نيست؛ در حاليكه افغانستان سرزمين تك قومي نبوده و متشكل از اقوام مختلف مي باشد.

براستي ما نميدانيم كه آنچه را ما مي پنداشتيم غلط بوده است و يا شما به خطا زمام سياست در دست داريد؟!

با در نظرداشت وضعيت موجودي كه پيش روي ما قرار دارد،آيا تضميني وجود دارد كه ديگر طالبان و القاعده عاملان قتل عامهاي بزرگ، سياست زمين سوخته و بربريت هاي كلان نمي شوند؟!

آيا واقعاً ضمانت مي شود كه با به ميدان آمدن طالبان در كشور، ديگر حوادثي نظير حادثه يازدهم سپتامبر اتفاق نمي افتد؟!

حقيقتاً جامعه جهاني و حكومت تك قومي افغانستان حافظ مصونيت تمامي حقوق و امتيازات اقليت هاي حاضر در كشور ما بوده مي تواند(؟!) در حاليكه امنيت شهروندي ما هنوز هم در شاهراههاي بين ولايات تأمين نمي باشد!!

شايد بي گمان پاسخ تمامي اينگونه پرسش ها و ابهامات، ترديدآميز بوده باشد، اما آنچه را ما فعالين مدني باميان بدان معتقد هستيم اينست كه، سياست شما نسبت به قضاياي افغانستان به بيراهه سوق داده شده است؛ و به يقين به تركستاني ديگر از صحنه هاي سياست راه خواهيد برد و هم در تاريكي هاي مبهم آينده، گم خواهيد گشت.

بنابراین، ما در ادامه حركت هاي مدني و اعتراضات سالم و مثبت خويش، اينك يك پايه مشعل سنتي و مدني (الكين) خود را به شما طي مراسم خاص مدني پيشكش مي نماييم تا باشد در روشنايي آن راه گم شده و تاريك آينده تان را باز يابيد.

در پایان با ابراز دوباره تمنيات نيك خويش، توفيقات مزيد شما را خواسته و اميدواريم كه در روشنايي مشعل آزادي و مدنيت ما فعالين مدني باميان، بتوانيد راه را از بيراهه تفكيك نموده و در خدمت بشريت قرن 21 زندگي نماييد.

با عرض حرمت

فعالين مدني باميان – افغانستان


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ شنبه 1391/01/26 ] [ 0:47 ] [ حبیب الله رضایی ]

جاده صلح از بامیان می گذرد

اعتراض مدنی مردم بامیان در کابل

 

برای دیدن عکس ها کلید کنید


موضوعات مرتبط: سیاست
[ جمعه 1391/01/25 ] [ 22:3 ] [ حبیب الله رضایی ]

روز سه شنبه ، کامیابی حدود ۳۰۰  نفر از دانش آموزان یکی از مکاتب غرب کابل در کانکور امسال ، در پارلمان جنجال بر پا کرد. !!؟

این جنجال زمانی برپا شد که وزیر تحصیلات عالی برای توضیح دادن در باره میزان پایین پزیرفته شدگان در کانکور و کم بودن ظرفیت مراکز تحصیلات عالی ، به پارلمان احضار شده بود . جنجال آفرینان بی خبر از واقعیت ها مدعی اند که 90درصد شاکردان این لیسه در کانکور قبول شده است.

درحالی که سوء ظن های در باره علت پایین بودن میزان پزیرفته شدگان داوطلبان مناطق مرکزی در کانکور امسال وجود دارد ، جنجال روز سه شنه پارلمان این سوء ظن را بیشتر کرد.

علت اصلی عقب ماندگی افغانستان ، انحصار طلبی و  محروم بودن اکثریت مردم از امکانات اولیه  چون تحصیل، بهداشت و... است . در ده سال اخیر که تا اندازه فضایی کشور باز و تا حدودی دیوارهای انحصار شکسته شد. شاهد کسب افتخارات بزرگ بین المللی و ملی برای اولین بار در تاریخ افغانستان  در رشته های گوناگون علمی و ورزشی از سوی محروم شدگان  دیروز بودیم.

متعلمان لیسه عبدالرحیم شهید واقع در ناحیه سیزدهم کابل(دشت برچی) اکثریت شان فرزندان یکی از اقوام محروم کشور است که به صورت کاملا غیرمنتظره ای بیش از یک سوم فارغان صنف دوازدهم خویش را از طریق آزمون کانکور وارد دانشگاه نمود . این مکتب ۷۴۹ شاگرد دارد که از این میان، رقم ۲۹۰  نفر قبول شده است.

برچی، جزو ضعیف ترین مناطق کابل از نظر اقتصادی به شمار می رود ، نتیجه ای عالی که این مکتب به دست آورده، نشانه تلاش و زحمات اخلاص مندانه باشندگان این منطقه است و باید از مسئولان این لیسه و وزارت معارف تقدیر گردد.

با کمال شرمندگی و عرض پوزش از هموطنانم باید بگویم که اگر چنین حادثه ای در  برخی مناطق خاص و یا در سیاه چادر ها رخ میداد، بدون شک  آن مکتب به عنوان الگو در افغانستان معرفی و از محصلان و معلمان آن ابر انسان هاساخته و از آنان  تقدیر ویژه به عمل می آمد. اما چنین واقعه ای در غرب کابل  و  در میان مردم هزاره اتفاق افتاده است ، پس باید متعلمان و معلمان آن که استعداد خدادادی  و هنر خویش را بروز داده است  مجازات شود تا دیگر چنان نکند. وای از برتری جویی و انحصار طلبی که اتباع یک کشور خارجی را بنام افغانستان بورسیه خارج می نماید ، اما اتباع خودش را  از تحصیل و دانشگاه داخلی باز می دارد.

این وکلای نام نهاد اگر واقعا می خواهند علت چنین  اتفاق ها را کشف نماید ، بهتر است بررسی کنند  که چرا  از یک لیسه  و با چنان شرایط  پایین اقتصادی  و تبعیض های اعمال شده  یک سوم شان قبول می شوند . اما از لیسه های دیگر چنان نمی شود . آیا به غیر از استعداد خدادادی و تلاش های فردی این مردم ، علت دیگری می توان برای آن پیدا کرد؟


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار، اجتماعی
[ پنجشنبه 1391/01/17 ] [ 12:15 ] [ حبیب الله رضایی ]

حضرت صبغت الله مجددی، به دلیل عدم انتصابش به عنوان رئیس شورای عالی صلح، استعفای خود را از تمامی پست های دولتی اعلام کرد. وی علاوه بر عضویت در مجلس سنا، ریاست کمیسیون حل منازعات و ارتباط بین مردم و دولت، و عضویت شورای عالی صلح افغانستان را برعهده داشت.
نزدیکان مجددی می گویند که پس از ترور استاد ربانی ، توقع این بود که ایشان به عنوان رئیس شورای عالی صلح از سوی حامد کرزی انتخاب گردد، اما ظاهرا رئیس جمهورچنین تصمیمی را صلاح نمی داند و صلاح الدین فرزند استاد ربانی را به این سمت معرفی نماید.
شاه آقا صدیق رییس دفتر صبغت الله مجددی مدعی است: برخی از حلقات بر رییس جمهور کرزی فشار وارد کرده اند، تا به جای آقای مجددی، صلاح الدین ربانی پسر برهان الدین ربانی را به حیث رییس جدید شورای عالی صلح بگمارد. چرا که در افغانستان یک سلسله مسایل سیاسی وجود دارد که نمی خواهند در افغانستان صلح حاکم شود.
به باور وی این جناح های سیاسی که نامی از ایشان هم برده نشد، جناب صلاح الدین را مجبور ساخته تا این سمت را بپذیرد . از سویی رئیس جمهور نیز مجبور شده تا مصلحت را اینگونه جلوه دهد. در این میان حضرت صاحب یک ماه معطل شدند که این نوعی اهانت به مقام ایشان است. به همین دلیل محترم صبغت الله مجددی از تمامی سمتهای خود استعفا داده اند که البته هنوز مورد تایید شخص رئیس جمهور واقع نشده است.

مجددی، یکی از چهره‌های مطرح در سه‌دهه‌ی اخیر کشور به‌شمار می‌رود. وی از چهره‌های جهاد و مقاومت بوده و در میان مردم از محبوبیت نسبی برخوردار است. آقای مجددی از معدود رهبرانی است که با صراحت تمام، علیه طالبان و پاکستان موضع جدی داشته است. وی در یک‌دهه‌ی اخیر از حامیان آقای کرزی بوده و از پشتوانه‌های قوی در برابر طالبان، گروه‌های مخالف سلح، پاکستانی‌ها و زدوبندهای داخلی به‌شمار می‌رفته است. توانمندی‌های مجددی سبب شد که وی یک‌ دور ریاست‌ مجلس سنا و اخیرا ریاست جرگه عنعنوی را به عهده داشته باشد. آقای کرزی در ماه‌های اخیر چهره‌های زیادی را از دست داده است؛ محمد محقق، جنرال دوستم، امرالله صالح، حنیف اتمر و ضیا مسعود از کسانی‌اند که در صف مخالفان سیاسی او قرار گرفته‌اند.


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ سه شنبه 1391/01/15 ] [ 12:42 ] [ حبیب الله رضایی ]

  -در سالهای اخیر استفاده از واژه های قدرت نرم ، جنگ نرم ، دیپلماسی عمومی و... افزایش یافته است که نقطه اشتراک اکثر این واژه ها را باید در قدرت رسانه ای و ارتباط با افکار عمومی جهان دانست. به طور کلی و آن گونه که در برخی از تعاریف آمده است قدرت نرم توانایی تأثیرگذاری بر دیگران برای کسب نتایج مطلوب از طریق جذابیت به جای اجبار یا تطمیع است.

 - در نبرد نرم هدف اولیه اشغال یک سرزمین جغرافیایی نیست بلکه این افکار عمومی است که به اشغال در می آید. جنگ نرم یک درگیری سیاسی برای تبدیل شدن به قدرت و درک مدیریت سیاسی محسوب می شود که در آن جنگ های سیاسی به صورت عملیات روانی و با کمک سلاح اطلاعات به وقوع می پیوندد. در جنگ نرم، دشمن اصلی هزینه سنگینی نمی پردازد، بلکه عمده هزینه را بر دوش نیروهای داخلی سرشکن می کند.جنگ نرم، محصول خود را در انتخابات درو می کند چرا که جابه جایی افکار در انتخابات صورت می گیرد. در صورت موفقیت و کسب رای، حاکمیت دوگانه، تغییر افکار و فروپاشی را دنبال خواهند کرد و در صورت عدم کسب رای، با شبکه های اجتماعی سازماندهی شده فاز نافرمانی مدنی و انحراف ذهنی حکومت را دنبال خواهند کرد.البته بخشی مهمی از قدرت نرم را باید در حوزه دیپلماسی عمومی نیز جستجو کرد.


موضوعات مرتبط: سیاست، تاریخ
ادامه مطلب
[ دوشنبه 1391/01/14 ] [ 19:57 ] [ حبیب الله رضایی ]

بر اساس آخرین گزارش مجمع جهانی آب، وابسته به سازمان ملل متحد : منابع آب شیرین در دنیا به وضع خطرناک رسیده است و کشورهای دنیا باید تدابیر جدی را در نظر بگیرند وگرنه جهان در آینده بسیار نزدیک با فاجعه برخورد خواهد کرد.
به گزارش سایت افغان پپر،حیات 7 میلیارد انسان به 30در صد آب بسته است . تقسیم این آب در کره زمین نامتعادل است. 9کشور دنیا 60 در صد منابع ابی را در اختیار دارند این کشورها کانادا، ایالات متحده امریکا، روسیه و.. است این کشورها عمده ترین منابع ابی را دارند . مناطقی مثل شمال افریقا، شرق میانه، و اسیای میانه از جمله مناطق خشک دنیا به شمار می اید .
آقای نجیب فهیم، استاد دانشگاه در باره مدیریت منابع ابی در افغانستان می گوید : من به دلیل 22 مارچ روز جهانی آب کتابی را ارائه کردم که دانستنی های کلی را در مورد اینکه منظور ما از اب چی است؟ درآن ارایه شده است. افغانستان بخاطر سال ها جنگ و نا امنی و بی برنامگی طی ده ها سال هیچ بهره برداری از منابع ابی خود نکرده و این اب ها به صورت عادی در بستر رود ها جریان داشته و به کشور های همسایه سرازیر می شوند.
افغانستان فقط 30 در صد از منابع ابی خود را مصرف می کند و 70 در صد دیگر ، یعنی بیشتر از 50 میلیارد متر و مکعب آن سالانه از افغانستان به کشورهای همسایه سرازیر می شود.
آیا مدیریت برای منابع آبی وجود ندارد؟ یا فشارهای سیاسی کشورهای همسایه مانع این مدیریت می شود؟ آقای فهیم در پاسخ به این سوال گفت : در این باره کمبود دانش و عدم اگاهی داریم. در حالی که کشورهای همسایه افغانستان روی هر قطره آب ما برنامه ریزی کرده اند و از ضعف و نا اگاهی ما سوء استفاده می کنند و برای استفاده یک جانبه از آب افغانستان دست به هر کاری میزنند.
وی می افزاید: جریان مدام این اب ها در بستر رودخانه ها سبب شده که کشورهای همسایه نوعی احساس مالکیت در این آب ها بکنند. امروزه که ما در مسیر توسعه قرار داریم یکی از موضوعاتی که باید مورد توجه قرار بگیرد مدیریت منابع ابی است.
هرگاه که ما بخواهیم یک پروژه بزرگی را بخاطر بهره برداری از منابع ابی خود روی دست بگیریم حساسیت ایجاد میشود از طرف همسایه ها. من بخاطر این مسئله ؛ عنوان، آب عرصه تقابل افغانستان با کشورهای همسایه را به کتابم اختصاص دادم که برای همسایگان هم یک فرصت باشد و هم یک تهدید. افغانستان یک کشوری است که به انرژی، ترانزیت، بندرگاه های کشورهای همسایه ضرورت دارد و کشورهای همسایه به آب افغانستان . که این موضوع شاید باعث شود تا ما نیاز انها را و انها نیاز ما را برطرف کنند.
آقای فهیم در پاسخ به این سوال که در روابطه بین الملل چگونه کشوری بر کشور دیگر که اب اش سرازیر میشود بتواند استفاده ابزاری کند و این موضوع به عنوان دیپلماسی اب شناخته شود؟ گفت : در این رابطه قاعده و قانون خاصی وجود ندارد منتهی تعامل بین کشورها در چهارچوب قرارداد های دو جانبه صورت میگیرد. بیشتر آب در افغانستان به سود کشورهای همسایه استفاده میشود. من در اسنادی مشاهده کردم که 98در صد حیات مردم ترکمنستان از اب های افغانستان است و تمام اب ترکمنستان بسته به دو منبع مرغاب و امو است. این در شرایطی است که ما در بالا دست اب قرار داریم ولی زمینهای ما لم یزرع است و مردم ما کار ندارند و همچنان از اب اشامیدنی بی بهره هستند.
این مشکلات همه بخاطر بی برنامگی در افغانستان است ما حتی یک امار دقیقی از مقدار اب موجود در چرخه هیدرولوژی خود نداریم. هر منبع یک مقدار را ارائه می کنند این ها همه به خاطر بی برنامگی است. ما 8 میلیون هکتار زمین قابل کشت داریم در صورتی که زمین های کشت ابی ما 3/1 میلیون است و برنامه ای که متناسب با نیازها باشد وجود ندارد.
آقای فهیم در پاسخ به این سوال که کنترل واستفاده بهینه از آب های افغانستان چگونه صورت میگیرد و آیا برنامه ای وجود دارد؟ گفت : وقتی ما از مدیریت منابع آبی صحبت میکنیم این مدیریت باید تامین آب اشامیدن مردم در شهرها و روستاها باشد، ما حتی در پایتخت هم مشکل آب داریم و 85 درصد مردم در کابل با مشکل آب مواجه هستند چه برسد به شهرها و روستاها ! ما متاسفانه یک برداشت منسجم از منابع آبی نداریم.
وی افزود که اول باید یک هماهنگی کلی در سطح دولت یعنی طوری که ارکان ثلاثه نظام را در بر بگیرد طراحی کنیم و ما باید این آگاهی را به توده مردم منتقل بسازیم چون این جزء ای از منافع ملی ما است و جزء پارامترهای مهم کشور محسوب می شود و مسئله آب طوری است که حیات انسان به آن وابسته است.


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ چهارشنبه 1391/01/09 ] [ 11:56 ] [ حبیب الله رضایی ]


به گزارش خبرگزاری  آسوشیتدپرس، پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) از اجرای اقداماتی به منظور مقابله با حملات تروریستی آتی علیه نظامیان خود در افغانستان خبر داد. بر این اساس اعضای یگان جاسوسی ناتو با فعالیت در بین نیروهای امنیتی افغان و گروههای آموزش دهنده آنان خواهند کوشید با شناسایی افراد مشکوک از بروز حملات تروریستی علیه نظامیان ناتو جلوگیری کنند.

نحوه جلب و جذب افراد برای نیروهای مسلح ، هماره یکی از نگرانی های دلسوزان به کشور بود. زیرا ؛ در این امر، برای برخی اقوام و مناطق شرایط سخت در نظرگرفته شده که عملا  مانع ورود آنان به مراکز امنیتی می شد. اما برعکس برای برخی اقوام و مناطق هیچ شرطی در نظر گرفته نمی شود و آنان را از سرچوک و وسط بیابان ! بدون درنظر گرفتن شرایط و حتی معلوم شدن تابعیت شان، جلب می کنند.

نتیجه این قوم گرای و منطقه گرای این شد که شاهد حضور تروریست ها و خارجی ها در بسیاری از مراکز امنیتی باشیم. البته این رویه در بسیاری از امور کشور جاری است ، منتها امور امنیتی خیلی زود خود را نشان داد، رسوایی دیگر اقدامات هنوزمانده ویا زیاد به چشم نمی آید.

بهترین روش ، برای اصلاح  و پاک سازی نیروهای امنیتی، اصلاح نحوه  جلب وجذب آنان است.


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ شنبه 1390/12/27 ] [ 0:11 ] [ حبیب الله رضایی ]


هفده سال است که مردم هزاره افغانستان از ماه حوت نه برای پایان زمستان و آمدن بهار، بلکه برای تجلیل از یاد و خاطره و میثاق مجدد با آرمان های رهبری تجلیل می کنند که او را معمارخود باوری و احیاء هویت فراموش شده خویش می دانند.

کابل، قلب تپنده افغانستان همگام با شهر های دیگر ، این روز ها چهره عوض کرده است . برخلاف خواست همه  انحصار طلبان و شیاطین ، خیابان ها و کوچه هایش که روزگاری در تسخیر گام های استوارآن عدالت خواه بی ریا بود ، اکنون عکس هایش را گرم در آغوش گرفته است . هرچه به 22 حوت نزدیکتر می شویم تلاش ها بیشتر می شود. همه به اندازه توان وتخصص به میدان آمده اند، گرچند بازار سوء استفاده جنازه های رو بموت نیز گرم است!

مراسم تجلیل از رهبر شهید و تجدید تعهد و میثاق با آرمان هایش روز جمعه 19 حوت درغرب کابل برگزارمی شود .

رهبر شهید پس ازسالها مبارزه در راستای تامین عدالت و سر بلندی مردمش، در بیست ودوم ماه حوت سال هزار وسه صد هفتاد وسه خورشیدی به دست گروهك طالبان به شهادت رسيد.

--------------------------------------------------------------

پیام خانواده رهبر شهید به مناسبت هفدهمین


سالگرد شهادت


بسم رب الشهدا و الصدیقین

ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما با نفسهم (قرآن کریم)

باز ماه خونین حوت فرا رسید، تا دوباره نظاره گر دلتنگی فرزندان مزاری بعد از ۱۷ سال در فراقش باشد،  همان گونه که شاهد روز غمبار و دردناک ۲۲ حوت ۱۳۷۳ بود.  هفدهــمـین سالیاد رهبر بزرگ تاریخ عدالت خواهی افغانستان و هزاران شهید گمنام و مظلوم غرب کابل را به شما وارثان و حافظان ایثار و مقاومت  تسلیت عرض می نمایم.

- حفظ ارزشها و آرمان های شهدای در خون خفته وطن عزیزمان مخصوصا مزاری بزرگ – رستاخیز جاودان عدالت افغانستان – مهمترین تجلیل و بهترین میثاق با خون آن بزرگ مردان است.

- سخنان ساده ، صریح و با صداقت پیشوایمان امروز می تواند  موثرترین راهکارهای  فراروی همه مردم افغانستان باشد  که در تلاشند خود کـشورشـان را  بـــا همکاری ، وحدت و همدلی اداره کنند؛ آن گونه که رهبرشهیدمان فرمود: «تقاضای ما این است که در این شرایط حساس  همبستگی و وحدت بیشتری داشته باشید تا از ثمرات خونی که در این راه داده ایم بهره برداری کنیم و از این اسارت و ذلت بیرون بیاییم، هویت واقعی خود را بدست آوریم و به یاد داشته باشید که افغانســتان متعلق به همه مردم افغانستان است

- مردم عزیز افغانستان خصوصاً شیعه و هزاره در تمام نقاط این دهکده جهانی در راستای بازگشت  و خدمت به کشور تاراج رفــته افغانســتان حــــداکثر تـلاش را اعمال کنند و با دغدغه تربیت و رشد فرزندان این مرز و بوم در ابعاد اعتقادی ، علمی و تحصیلی کوشا بوده و هضم و محو در جوامع دیگر نشــود.

- با توجه به تجربه گران بهای  دوره جهاد پیشین و تجربه دولت جمهوری اسلامی افغانستان بعد از نشست بین المللی بن ، بر کارگردانان و رجال سیاسی و فرهیختگان کشور عزیزمان لازم است تا با پتانسیل های درونی جامعه و نیروهای محصل و فعال و همچنین بر اعتماد مردم پرشور و صادقمان تکیه کــرده تا با همیاری یکدیگر آنچه را که استحقاق مردم مظلوم و ستمدیده مان هست ممکن گردد و این مهم تابع آن است که فرهیختگان و رجال سـیاسی مــــورد اعتماد مردم بوده و خلوص خدمت رسانی خویش را به اثبات برسانند.

- این را به خاطر بسپاریم که توجه به تحولات بین اقوام مختلف افغانستان و ایجاد انسجام درونی ، اعتماد و وحدت ملی موجب پیشرفت و ارتقاء فرهـنــگ کشورمان می گردد و همچنین قدرت هر ملتی به وحدت درونی مردم و اقوام آن ملت بستگی فاحشی دارد که حتی قادر خواهد بود مانع ظلم بر دیگـر اقوام شود.

- نسل جوان ، تحصیل کرده و فهیم ما باید با اراده آهنین در عرصه های اجتماعی ، در میادین مختلف علمی و مدیریتی با تعهد به خون پاک شــهیدانمان وارد عمل شده و”افغانستان آباد و مقاوم” را شعار و هدف خویش قرار دهند و اجازه ندهند که تخریب های فکری و فرهنگی باقـیمانده از عقــب ماندگی های گذشته بر اندیشه های پاک و اهداف مقدسشان خدشه و انحراف وارد سازند .

- ما و ملت غیورمان مسلمانیم ، تمامی تلاش ها و اهدافمان در راستای دستورات الهی می باشد همانگونه که بر این باوریم  در زلال جاری وحـی الــهی به سعادت دنیوی و اخوری خواهیم رسید. لذا مقدس تـرین و بزرگ ترین راهـنمــا برای ما کلام وحی و قرآن کریم می باشد و دشمنان اسلام در طول تـاریخ   بارها با نشانه رفتن این وحی منزل در پی دسیسه و خراب کردن  افکار مسـلمــانان بـوده و هـستـند در صدر اسـلام  با به نیزه کردن کتاب آسمانی مان و امروز با سوزاندن آن ضعف خود را نشان می دهند و عکس العـمل مردم مـسلـمان سراسر جهان و بخصوص افغانستان عزیز در مـقـابل آتش سوزی  مصحف کریم نشان از غیرت و هویت دینی آنهاست .

  در پایان از شما مردم با وفای مزاری بزرگ در سراسر گیتی نهایت تشکر و قدردانی را دارم که به یاد رهبر شهیدمان بوده و هستید.

و من الله توفیق

خانواده شهید مزاری

۱۳۹۰/۱۲/۱۴

 -------------------------------------------------------------------

استاد مزاری معمار وحدت  ومنادی عدالت

محمد ناطقی- ازیاران استاد مزاری

 سلام حضوردوستان که درآستانه ای سالگرد شهادت استاد مزاری ازوی تجلیل می نمایید این چند نکته را که ازمن خواسته بودید به همین مناسبت خدمت برادران وخواهران خود تقدیم می دارم و می تواند درمراسم ازآن استفاده شود.


موضوعات مرتبط: رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری (ره)، سیاست، تاریخ
[ دوشنبه 1390/12/22 ] [ 12:45 ] [ حبیب الله رضایی ]


بسیاری از مردم افغانستان از خود می پرسند؛ چرا رییس جمهور روی قطع حملات شبانه و در اختیار گرفتن زندان بگرام  پا فشاری می نماید؟ آیا به نظر ایشان جنگ شب وروز می شناسد؟ آیا برادران طالب! حاضر می شوند  روزها جهاد نمایند و شب ها از آن دست کشیده و استراحت کنند؟ در حال که تروریست ها در تمام ادارات و حتی دفتر رییس جمهور حضور دارند، این همه پا فشاری برای در اختیار گرفتن زندان های پر از طالب مسلح کدام هدفی را دنبال می نماید؟ چی تضمینی  برای تکرار نشدن حوادث زندان قندهار و پلچرخی وجود دارد؟

به نظر می رسد ، آقای کرزی از هرکس دیگری بر بی پایه بودن درخواست هایش واقف است. این همه پا فشاری ، اهداف غیرعلنی در پی دارد که ظاهرا نمی شود آن را آشکارا بیان داشت.  سخنان متفاوتی در باره اهداف پشت پرده بیان می شود ، اما آنچه مشهور است ، دو مورد اخیر است :

الف – رییس کرزی با درک اهمیت پیمان برای آمریکا، می خواهد از این شرایط برای تضمین دوام حاکمیت خود بعد از خاتمه دومین دوره ریاست جمهوری اش سود ببرد. ایشان می خواهد تا آمریکا بقا ء حاکمیتش را تضمین نماید.

ب – برهمگان روشن است ، یکی ازدلایل عمده  شکست برنامه مبارزه با تروریزم در افغانستان، روشن نبودن موضع  و بی برنامگی ارگ ریاست جمهوری است. این تصور وجود دارد که آقای کرزی تمایل چندانی بر انهدام برادران طالب ندارد و تمام تلاش هایش برای نجات آنان استوار می باشد . درخواست برای در کنترل گرفتن زندان های خارجی ها در افغانستان که همه زندانیانش طالبان مسلح می باشند، شاید در همان راستا بوده باشد.

به هر حال ، گویا گشایشی در روند مذاکرات رخ داده است. ایمل فیضی سخنگوی رییس جمهور می گوید که قرار است قبل از امضای پیمان راهبردی ، حکومت افغانستان با امریکا 2 تفاهمنامه دیگر را امضا نمایند.

ایمل فیضی در این راستا چنین گفت: دو طرف روی این موافقت کردند که یک تفاهمنامه ای را به امضا برسانند تنها و تنها در ارتباط با انتقال مسؤلیت زندانها از جانب امریکایی به جانب افغانستان که بر اساس آن قرار است یک افسر بلندرتبه اردوی ملی کشور مسؤلیت زندان را برعهده بگیرد. وی همچنین می گوید که پس از سپردن مسؤلیت زندانها از نیروهای خارجی به نیروهای افغانستان؛ دومین تفاهمنامه روی چگونگی انجام عملیاتهای شبانه میان کابل – واشنگتن امضا خواهد شد.

حال پرسش این است که رییس جمهور چالاک ما محترم کرزی تا چی اندازه به خواسته هایش رسیده است؟


موضوعات مرتبط: سیاست
[ پنجشنبه 1390/12/18 ] [ 18:27 ] [ حبیب الله رضایی ]

اصل براین است که نیروهای تروریستی درافغانستان درهم شکسته شود حضورجامعه ای بین المللی وقوای ناتوبرای این هدف درافغانستان توجیه شده است که همکارمردم افغانستان درشکست دادن دهشت افکنان وتروریستان با شد.

برای نیل به این هدف ابزاروشرایط جنگ با تروریزم مهم است گزارشهای میدانی نشان می دهد که نیرهای بین المللی وقوتهای افغان درعملیات شبانه توفیقات بشتری داشته است. هدف نابود کردن مراکز دشمنان مردم افغانستان است برای این هدف باید شب روز تلاش صورت بگیرد این حرف که عملیات شبانه نداشته باشیم به نظرشرطی درستی نیست تعقیب دشمن شب وروز ندارد هدف ما این است که تلفات ملکی نداشته باشیم مردم بیگناه ما متضررنشود این هدف اصلی ما است. کارشناسان ومتخصصان گفته اند که تلفات ملکی درشب بسیارکم تربوده است فرماندهان ناتو گفته اند که عملیات شبانه هشتاد درصد بدون درگیری صورت گرفته است وتلفات ملکی بسیارکم ترازعملیات سنگین روزانه بوده است. قطع عملیات شبانه که ازطرف رییس جمهورافغانستان بعنوان شرط، درامضای پیمان استراتژیک مطرح می شود به نظر بهانه ای بیش نیست وی اهداف دیگری درنظردارد که بیان کردنش سخت است ومی خواهد با طرح این شروط امتیاز بگیرد.

درمورد مدیریت زندان هم باید بگویم که وجود فساد درارگانهای عدلی قضایی ، نبود ظرفیتهای لازم برای مدیریت زندان ،احتمال فرارزندانیان که دومورد بسیار وحشتناک درسال 2011 درقندهار صورت گرفت که همه را بهت زده ساخت. آزادی زندانیان خطرناک که ازمیدانهای جنگ درعملیات گرفتارشده بودند، نیزدلایلی مهمی است که تغییرمدیریت زندان وانتقال آن درشرایط فعلی برای افغانستان ، خطرات قابل ملاحظه ای درپی دارد. این تهدید ها را تجربه ثابت کرده و اکنون همه متخصصات متعقد اند که افغانستان ظرفیت وتوانایی اداره زندانهای خطرناک را ندارد.

 این دوشرط درامضای پیما ن استراتژیک  یک بهانه ای سیاسی هدف دار است. امضای پیمان استراتژیک با همه کشورها ازجمله ایالات متحده ای آمریکا، برای ثبات وامنیت افغانستان ضروری است.اگردرافغانستان دست آوردهای وجود داشته این دست آورد ها ی مشترک است با جامعه ای بین المللی . حال حفظ این دست آوردها باید بصورت مشترک وهمانگ درقالب امضای پیمان استراتژیک دربالا ترین سطح آن  ممکن است، افغانستان هرگزبه تنهای قادربه حفظ دست آوردهای مشترک نیست ما اگراین پیمان را امضای نکنیم همه تلاشها، برباد می رود ولشکرسیاه وتاریک اندیش طالبان والقاعده برما مسلط می شود. راه درست این است که افغانستان با جامعه ای بین المللی درپرتوی اسناد معتبر ، حافظ منافع ملی بجای منافع شخصی خود باشد. شروط برای امضای پیمان استرا تژیک ازطرف رییس جمهور حامد کرزی، جنبه های شخصی دارد ودلایلی منافع ملی در آن شروط نیست. 

منبع : استاد ناطقی وبلاگ "نرگس" http://nateqi.blogsky.com/


موضوعات مرتبط: سیاست
[ پنجشنبه 1390/12/18 ] [ 2:5 ] [ حبیب الله رضایی ]


 برا ساس گزارش شبکه ای طلوع نیوزازیک مقام افغان که ازوی نامبرده نشده است آمریکا گفتگوی پیمان استراتژیک را به تعویق انداخته است این مساله برمی گردد به چند مولفه ای افغانی وآمریکایی. درآمریکا برخی  جناحهای سیاسی دراداره اوبا ما، با ا مضای پیمان  استراتژیک موافق نیستند. 

  این مساله رابه دودلیل رد می کند؛ یکی اینکه پیمان  استراتژیک، پیامدها وتعهدات سنگینی برای آمریکا ایجاد می کند، این گونه الزامات را که هزینه های بزرگی مالی امنیتی درپی دارد این دسته ازسیاست مداران قبول ندارد و آنهای بجای پیمان استراتژیک سطح سند را پایین آورده ومی گویند تنظیم یک اعلامیه ای مشترک کافی  است.

دلیل دوم طرفداران اعلامیه این است که ترتیب سند درسطح اعلامیه مشکل و پیچیده گی های تصویب کنگره را ندارد ولی پیمان استراتژیک باید مورد تایید کنگره ویا سنایی آمریکا قرار بگیرد این زمان  زیادی را دربرمی گیرد، ممکن است که اصلا با مخالفتهای جدی روبرو شود.ترجیحات این دسته این است که آمریکا وافغانستان یک اعلامیه وسندی که مفهوم ومحتوی پیمان را نداشته با شد ،تنظیم نماید ورهبران دوکشورامضای کنند.

این نظر دربرابرآن نظری قراردارد که می گویند بین افغانستان وآمریکا پیمان استراتژیک به امضای برسد زیرا این دوکشورکارهای مشترکی زیادی دارد که با ید آنرا انجام دهد.اهداف و مرام آمریکا وافغانستان تنها، درامضای پیمان استراتژیک بدست می یاید ودرچهارچوب قرارداد استراتژیک می تواند گامهای استواری برداشت و همکاری دوجانبه بدون یک چنین سندی ممکن نیست.

از سوی دیگر،افغانستان با شروط خود درمسیرطرح گفتگوهای پیمان، اخلال بزرگی را ایجادکرده است ، شروط افغانستان قطع عملیات شبانه ، مدیریت زندان، وحاکمیت ملی افغانستان، بهانه های است که درقالب شروط برا ی آمریکاییها گفته شد ه است جان مک کین ، آقای خلیل زاد  ودیگرمقامات آمریکا گفته اند که درجنگ با تروریزم ، عملیا ت شبانه اجتناب نا پذیراست . خلیل زاد گفته است که نیروهای افغان توانایی وظرفیت این کارها را ندارد . آقای مک کین نیز اظهارداشته است که درمورد مدیریت زندان ها ممکن است تغییرات صورت بگیرد. اما عملیات شبانه تازمانیکه نیروهای آمریکایی درافغانستان حضورداشته با شد ، تغییرات وقطع عملیات شبانه درجنگ با تروریزم امکان پذیرنیست.

شاید ،  شروط افغانستان درنهایت امرممکن است  به ا ین نتیجه منتهی شود که هیچ گونه پیمانی بین آمریکا وافغانستان امضای نشود. این درنهایت کلام به ضررمردم افغانستان تمام می شود. درجنگ با تروریزم همکاری جامعه جهانی ضروری است.قطع همکاری با جامعه بین المللی، افغانستان را، با باری سنگینی درمیدان نبرد رها کرده وتوجهات آمریکا ممکن است به جاهای دیگری ازکانونهای بحران درمنطقه، کشیده شود.این گونه پیش آمدها نه به نفع افغانستان است ونه به نفع منطقه. به یاد داشته با شیم جنگ عراق درکنارافغانستان بضرر افغانستان تمام شد چون درکنارافغانستان یک کانون بحران دیگری که عراق باشد ،ایجاد شد واین افغانستان را  درامرمبارزه با تروریز به شدت آسیب پذیر کرد.


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ سه شنبه 1390/12/16 ] [ 23:43 ] [ حبیب الله رضایی ]


احتمال دیگری که در روزهای اخیر گاهی در درون و بیرون پارلمان بر زبان ها جاری می شد، این مساله را برجسته می سازد که نمایندگان و فراکسیون های مختلف مجلس، به انجام یک معامله بزرگ با حکومت دست زده اند. این احتمال تا حدودی آرای اکثریت قاطع نمایندگان را در تایید صلاحیت نامزد وزیران توجیه می کند.
اگرچه فساد و تصمیم گیریها و عملکردها بر مبنای معامله و بده و بستان و همسویی ها و ناهمگرایی های تاکتیکی در دولت افغانستان چیزی عجیب، تازه و غیر قابل باوری نیست؛ ولی چنانچه این امر به اثبات برسد، دیگر هیچ امیدی به کارکردهای مثبت پارلمان در سالهای آینده باقی نمی ماند و ارزش و اعتبار حیثیت نمایندگی تا حد صفر تقلیل پیدا می کند و این خود ضربه بزرگی به اصول دموکراتیک و حاکمیت قانون در جامعه وارد می سازد.


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
ادامه مطلب
[ سه شنبه 1390/12/16 ] [ 17:37 ] [ حبیب الله رضایی ]

دلایل عمده ای را می توان درآشوبهای جاری شناسایی کرد. دیروز دونفر ازمشاورین آمریکایی دروزارت داخله افغانستان کشته شد.این حادثه بسیارتکان دهنده است.جان آلن فرمانده عمومی نیروها درافغانستان بلافاصله فرمان توقف هرنوع همکاری را درتمام وزارتخانه های افغانستان صادر کرد. براساس حکم جان آلن همه ای مشاورین خارجی همکاری با وزارتخانه های افغانستان را متوقف می کنند.

این مساله درمورد آموزشهای نظامی بمراتب بد تر ازمساله ای مشاورین و مشوره ها خواهد بود. مشاورین خارجی دروزارتخانه های افغانستان سروکاری کم تری با مسایل نظامی واسلحه دارند اما درتعلیمات وآموزش نظامی، مربیان خارجی بصورت مستقیم با اسلحه سروکاردارد.وقتیکه مشاورین خارجی مصون نباشد بصورت قطع مربیان مصونیت کم تری خواهد داشت. مربیان خارجی درسال 2011 وابتدایی سال 2012 بیش ازصد نفر شان، کشته شده است درارزگان آقای روزی عامل نفوذی طالب دها نفرسربازان ومربیان استرالیایی را کشته وزخمی کرد. درولایت کاپیسا سربازان فرانسوی درآغازسال 2012 توسط عامل نفوذی طالبان بقتل رسید امارتلفات مربیان خارجی فو ق العاده سنگین است.نتیجه ای ملموس وطبیعی این گونه حملات این خواهد شد که مربیان دیگردرعرصه های آموزش نیروهای پولیس واردو کم ترحاضر شود وممکن است جان آلن حکمی دیگری را صادرنماید که دیگر هیچ گونه آموزش نظامی به پولیس واردوی افغانستان داده نشود.قطع آموزشهای نظامی وختم برنامه ها وپروگرامهای تعلیمی، ضربه مهمی به اردوی افغانستان است. کیفیت کارنظامی پایین می آید وبخش زیادی امورمربوط به لوجیستیک ازدست نیروهای افغانستان خارج می شود.

دلایل این همه نا امنی برای سربازان خارجی درچیست؟ اهداف سیاسی واستخباراتی ازعمده ترین دلایل است . طالبان گفته است که ما همه این عملیات را سازمان دهی کرده ایم طالبان کیست ؟ طالبان ابزاردست استخبارات است این همه ناامنی را درواقع استخبارت بصورت نیابتی صورت داده است.هدف اسخبارات ومربیان طالبان چیست استراتژی آی.اس.آی مشخص است نیروهای خارجی ازافغانستان خارج شود مناسبات واعتبار بین اردوی افغانستان ومشاورین ومربیان خارجی قطع شود.افغانستان صاحب اردوی آموزش دیده نباشد.این ها اهداف اساسی است.اما شرایط رسیدن به مرام درچیست؟.

عنصر اول ایجاد آشوبهای اجتماعی ونفرت ازخارجیها درافغانستان است. برای این هدف می تواند به حساس ترین مسایل انگشت گذاشت ، آتش زدن قرآن مجید درجامعه بشدت مذهبی افغانستان خطرنا ک ترین سوژه ای آشوب درافغانستان است امروز بیش ازچهارروزاست که درهمه ای شهرهای مهم افغانستان آشوبها با استفاده ازسوژه آتش زدن قرآن مجید ، سازماندهی می شود.هرکسی می داند که پشت سری این بلواها، شبکه های استخباراتی قرارگرفته است.هدف ازاین همه تحریکات وفتنه ها این است که نیروهای خارجی هرچه سریعتربرنامه ای خروج شان ازافغانستان را بریزد وازافغانستان خارج شود . مساله خروج تنها خواست استخبارات وطالبان وکشورهای همسایه نیست دراردوی آمریکا نیزخطوطی وجود دارد که به شدت طرف دار خروج از افغانستان است. قران را این خط به آتش کشیده وهدف شان این است که بگوید دیگر جای برای سربازان خارجی درافغانستان نیست.تقابل فرهنگی بین خارجیها ومردم افغانستان درحد مقابله ای خون وآتش رسیده است.پس بهترین راه حل ترک افغانستان است.

دراینجا خواسته ها متمرکز بریک اصل استوار شده وآن رفتن نیروهای بین المللی ازافغانستان است این مساله را استخبارات ، طالبان ، وخطی درارتش آمریکا می خواهند. خروج ازافغانستان خواست مشترک این سه جریان است.برای اینکه این هدف تسریع شود باید قرانها آتش زده شود ، امری که سکوت برای جامعه ای مذهبی مثل افغانستان دربرابر آنرا، گناه کبیره می داند.خداوند خود حافظ دین وکتابش هست چنانچه در داستان ابرهه خداوند خانه اش را دربرابر هجوم فیل ها ،با آبابیل حفاظت کرد. البته مردم درتظاهرات شان گذشته ازتحریکات شبکه های استخباراتی، واحساسات دفاع ازدین خداوند، سرخوردگیهای نیزازخارجیها دارد. دلیل این نا امیدیها دراین است که درجریان ده سال ، کاری که فقر، تنگ دستی وامنیت را درافغانستان تامین نماید، نشده است . مردم با یک حکومت آلوده به فساد ونیروهای خارجی روبرو بوده است ولی تغییرات چشم گیر درفقرزدایی وخدمات عامه کم تروجود داشته است . امروزمردم افغانستان درزمره ای فقیر ترین ممالک دنیا است ما نسبت به گذشته های افغانستان بمراتب فقیر تر شده ایم. ملیونها مهاجر درخارج ومیل شدید فرار ازوطن ویاس نا امیدی ازعوارض منفی ناهنجاریهای اجتماعی افغانستان است. مردم انتظارداشت که با حضور خارجیها حد اقل، گرفتاریهای زندگی شان کاهش می یابد ،رنج ، مصیبت، وفقر ناشی ازجنگ گذشته تمام می شود.

اما هیچ یک ازاین آمال مردم بر آورده نشده است.حال درقالب آشوبها می خواهد عقده ها ومصیبتهای درونی خود را بصورت غیرمتمدنانه بیرون دهد.کشتن مردم بیگناه ، آتش زدن آموال عمومی درتظاهرات،به آشوب کشیدن شهرها ، اذیت وآزار هموطنان شان ،ایجاد نا امنی ورعب وحشت، هیچ ربطی به اعتراضات مدنی ندارد آنچه که اتفاق افتاد اعتراضات مدنی نبود،آشوبهای کوردرمسیر تقویت اهداف دشمنان مردم افغانستان ونیت استخبارات بیگانه گان.این عوامل را می توانید درآشوبهای خیابانی امروزها مشاهده کرد.

بصورت خلاصه اگر بخواهیم انگیزها را شناسایی نماییم این گونه باید دلایل را بشماریم. برای تحقق مرام وهدف خروج نیروهای بین المللی ازافغانستان ،یکی خطی درارتش آمریکا مشغول کار شده است وآنها برای تسریع پروسه ای خروج سازمان یافتهُ دست به چنین کارهای می زند آنچه که دربگرام پیش آمد حادثه ای غیر عمدی نبود واقعه کاملا عمدی وسازمان یافته شده ازنوع اهانت به جنازه های طالبان که برنامه ریزی شده بود.دوم عملیات استخباراتی در امور دخالت دارد استخبارات منطقه هم می خواهد که خروج نیروهای آمریکایی با ذلت صورت بگیرد وخارجیها به هیچ یک از اهداف خود درافغانستان که ختم غایله تروریزم با شد نرسد.سوم طالبان مجریان وابزار این نبرداستخباراتی قرارگرفته وبصورت نیابتی این کار را انجام می دهد.عامل چهارم برای تسریع پروسه خروج نیروهای بین المللی ازافغانستان ،آشوبهای خیابانی است مردم به دفاع ازدین خدا وحفاظت از قران مجید به خیابانهاریخته علیه خارجیها شعار می دهد اما به برادران وخواهران مسلمان آسیبهای جدی وارد می کند.تظاهرات غیرمدنی همان آشوب است واین آشوب به نفع مردم افغانستان نیست .انگیزه پنجمی که بازهم بر می گردد به تسریع برنامه های خروج ، کشتن مربیان ومشاوران خارجی در وزارتخانه ها ودر اردو وپولیس افغانستان است. این طرح به این خاطر سازمان دهی شده که اعتماد متقابل امنیتی را ازبین ببرد. امروز هیچ اعتمادی بین مربی و سرباز افغانی نمانده ومشاورین هم به آن اضافه می شود. سلب اعتماد پیامدش سلب همکاری ویاقطع همکاری است که جان آلن با حادثه ای دیروز دروزارت داخله این قطع همکاری را درتمام وزارت خانه های افغانستان اعلام داشت.

منبع : http://nateqi.blogsky.com/ محمد ناطقی


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ دوشنبه 1390/12/08 ] [ 17:32 ] [ حبیب الله رضایی ]

 

کشوری به نام پاکستان که همزمان با تجزیه شبه قاره هند توسط استعمار پیر انگلیس پا به نقشه ی جهان گذاشت، همواره مناسبات پرتنشی با افغانستان داشته و به این کشور به چشم رقیب و دشمن می نگریسته است. آگاهان بدین باوراند که مداخلات پاکستان در امور داخلی افغانستان که تا پیش از حکومت مجاهدین به دلیل منازعات مرزی صورت می گرفت، پس از حکومت مجاهدین معطوف به اهداف دیگری گردیده است که تشکیل حکومت دست نشانده در کابل و دسترسی به بازارهای آسیای میانه می باشد. به همین منظور پاکستان در اوایل حکومت مجاهدین تلاش کرد تا باحمایت مالی و سیاسی از حزب اسلامی حکمتیارکه روابط خیلی نزدیک با سازمان استخباراتی آن کشور دارد به این مامول دست یابد. اما هنگامی که از موفقیت حزب اسلامی ناامیدگردید به تاسیس جنبش طالبان پرداخت.

بعد از ۱۱ سپتامبر دولتمردان پاکستان در اثر فشار ایالات متحده امریکا، از حمایت مستقیم جنبش طالبان دست برداشته و به ایتلاف مبارزه علیه تروریسم پیوست. آگاهان از همان نخستین روزها، اشتراک و سهمگیری پاکستان در مبارزه علیه تروریسم را که از بابت آن پولهای گزافی هم دریافت میکند دروغین خوانده و هشدار می دادندکه استخبارات نظامی آن کشور هنوز هم از طالبان حمایت می کند و به تمویل و تجهیز آن گروه می پردازد. در اوایل اگرچه این هشدارها از سوی جامعه جهانی نادیده گرفته می شد و چندان اهمیتی به آن داده نمی شد، اما بعدها با ادامه حمایتهای پاکستان از گروه های شورشی، جامعه جهانی نیز به عدم صداقت آن کشور در امر مبارزه علیه تروریسم پی برده و به اعمال فشار بر دولت پاکستان پرداختند. فشارها علیه دولت پاکستان هنوز هم ادامه دارد، اما تا هنوز به نتیجه ملموسی نینجامیده است.

روابط افغانستان و پاکستان در ده سال گذشته

ده سال گذشته، شاید تنها دهه ای باشد درتاریخ منطقه که بیشترین مذاکرات میان پاکستان و افغانستان در آن اتفاق افتاده باشد. در درازنای این ده سال، همواره مطبوعات گزارشهایی داشته اند از مذاکرات میان این دوکشور.

اما همواره این مذاکرات بی نتیجه پایان می یافته و منجر به نتیجه ی ملموسی در امر مبارزه علیه تروریسم نشده است. آگاهان، همواره یکی از دلایل ناکامی این مذاکرات را برخورد انعطاف آمیز دولت افغانستان در برابر پاکستان عنوان می کنند. آگاهان بدین عقیده اندکه دولت افغانستان در ده سال گذشته در هر نشستی که پاکستان داشته همواره از موضع انفعالی با آن کشور برخورد نموده و نتوانسته است به گونه شایسته از منافع ملی افغانستان دفاع کند.

نشست اسلام آباد، و برخوردهای تند لفظی

امانشستی که چند روز پیش (۲۸- و۲۹ دلو ) در اسلام آباد برگزار شد، متفاوت از سایر نشست های ده سال گذشته بود.

در این نشست، حامدکرزی رییس جمهوری افغانستان حرفهای را به زبان آوردکه ریشه در درد و رنج مردم افغانستان دارند. در این نشست، آقای کرزی از آموزش و پرورش دختران افغانستانی گفت و از جانب پاکستان خواست که زمینه مذاکرات با شورای کویته را فراهم کند. این حرف ها اگرچه سرانجام به برخوردهای تند لفظی انجامید تا حدی که یوسف گیلانی؛ نخست وزیر پاکستان ناگزیر شد تا پایان جلسه را اعلام کند، اما حرفهایی بودکه باید روزی برای دولتمردان پاکستان گفته می شد. از حرف های حامد کرزی در اسلام آباد قابل دقت و حمایت است و با حرفهای داودخان در قصر کرملین قابل مقایسه می باشد. تقریباً نیم قرن پیش، محمدداودخان در ملاقاتی که با زمامداران شوروی در قصر کرملین داشت، هنگامی که دید آن ها به دولت افغانستان امر و نهی می کنند، با شدیدترین الفاظ به پاسخ شان پرداخت و از استقلال سیاسی کشور دفاع کرد.

چرا پاکستان همواره خشمگین می شود؟

گزارش ها حاکی از آن است هنگامی که جانب افغانی به ایراد سخن می پردازد و دردها و رنجهای مردم افغانستان را بیان می کند، جانب پاکستانی خشمگین گردیده و با هیات افغانستان برخورد تند می کند.

خانم حنا ربانی گهر؛ وزیرخارجه پاکستان درگفتگویی که با رسانه ها داشته است ضمن آنکه برخورد تند لفظی میان سران دو کشور را تایید می کند، علت آن را” نامعقول و غیرمنطقی بودن ” پیشنهادهای دولت افغانستان می خواند. خانم ربانی درگفتگو با رسانه ها گفته است:” ما برای بررسی هرگونه پیشنهاد آماده هستیم؛ اما اگر تقاضاها غیرمعقول  وخنده آور باشد، دور از امکان است که خود را با جانب مقابل (افغانستان) در یک موضع و هدف قرار بدهیم.”

خانم ربانی گهر، اگرچه علت این برخوردهای تند را خنده آوربودن پیشنهادهای جانب افغانی خوانده است، اما حقیقت این است که پاکستان در مبارزه علیه تروریسم صادق نبوده و هر پیشنهادی را که منجر به ریشه کنی تروریسم از منطقه گردد، باخشم پاسخ می گوید. این نخستین بار نیست که حرف های جانب افغانستان خشم پاکستان را برانگیخته است. پیش از این نیز چنین واکنش هایی از سوی دولتمردان پاکستان دیده شده است. می گویند زمانی که امرالله صالح رییس امنیت ملی بود، باری در سفر رسمی با حامدکرزی عازم اسلام آبادشد. در جریان این سفر، در ملاقاتی که جانب افغانی با پرویز مشرف رییس جمهور وقت پاکستان داشته اند، امرالله صالح اسناد موثقی ارایه می کند مبنی بر اینکه دستگاه استخبارات نظامی آن کشور از تروریسم و طالبان حمایت می کند. بر اساس گفته های کسانی که در آن جلسه حضور داشتند، حرف های امرالله صالح باعث خشم پرویز مشرف می شود و – به رسم استهزا – خطاب به رییس پیشین امنیت ملی افغانستان می گوید که:” یک پنچشیری بچه آمده و ما را درس استخبارات می دهد!.”

دولت افغانستان در پناه حمایت مردم و جامعه جهانی

برخورد تندلفظی میان دولت افغانستان و پاکستان، شاید برخی حلقات را در داخل حکومت نگران ساخته باشد، اما باید دولت از این بابت هیچ هراسی نداشته باشند. دولت افغانستان باید بداندکه در این خصوص تنها نبوده، هم حمایت جامعه جهانی را باخود دارد و هم حمایت مردم را. اکنون دوره آن سپری گردیده است که جامعه جهانی به افغانستان از منظر پاکستان بنگرد. امروزه تمام دنیا به عدم صداقت پاکستان در امر مبارزه علیه تروریسم پی برده و خواهان اعمال فشارهای بیشتر بر آن کشور هستند. این از یکسو؛ ازسوی دیگر امروزه افکار ضد پاکستانی بیش از هر زمان دیگر، در میان مردم ما قوی می باشد. بهترین گواه بر این امر، نوشتن شعارهای ضدپاکستانی توسط مردم بر دیوارهای شهرکابل و در دنیای مجازی فیسبوک می باشد. باتوجه به این موضوعات دولت افغانستان، باید از این روحیه استفاده نموده و به اعمال فشار علیه پاکستان ادامه دهد. اعمال فشارعلیه پاکستان توسط دولت افزون برآن که صلح و ثبات را تضمین می کند، باعث اعتماد مردم به دولت نیز می گردد. دفاع از منافع ملی شجاعت می طلبد و با اتکا به توانمندی های ملی در برابر افزون طلبی ها و زورگویی های خارجی می تواند ضعف های موجود را به قوت تبدیل کرد.(خبرگزاری جمهور)


موضوعات مرتبط: سیاست
[ دوشنبه 1390/12/01 ] [ 11:20 ] [ حبیب الله رضایی ]

8 میلیارد دالر از افغانستان به دوبی منتقل شده است همان طور که پول بین صراف های "سرای شهزاده" در مرکز شهر کابل دست به دست می شود، شایعه یی هم بین آن ها می چرخد. شایعه یی که می تواند بازار ارز را متزلزل کند.

"تئوری توطئه" که در سرای شهزاده جریان دارد این است که ثروتمندان افغانستان در حال تبدیل پول و دارایی هایشان به قصد خروج از کشور می باشند. آنها از هرج و مرج و بحران داخلی احتمالی پس از خروج نیروهای بین المللی از افغانستان می ترسند.

حاجی اسدالله، یک صراف در حالی که دالرهای امریکایی، پول های عربی و افغانی در دستش است، می گوید: "پول از افغانستان بیرون خواهد شد. همیشه این طور بوده است. به محض این که سربازان خارجی افغانستان را ترک کنند، مشکلات هم باز می گردند".

در حالی که سه سال به پایان ماموریت نظامی نیروهای ناتو و انتقال کامل مسوولیت امنیتی به نیروهای افغان مانده است، مقامات افغانستان شدیدا به این فکر می کنند که چگونه می توانند از خروج ارز و پول های خارجی مانند دالر، یورو و پول های عربی از کشور جلوگیری کنند.

افغانستان یکی از فقیرترین کشورهای جهان است. این در حالی است که ثروتمندان افغانستان سرمایه خود را در خارج از کشور ذخیره می کنند.

نسیم اکبر، رییس "آژانس حمایت از سرمایه گذاری افغانستان" می گوید: "در حال حاضر، این مسئله مهمترین موضوع گفتگوهاست". او توضیح می دهد: "نگرانی این است که کشور به سوی بحران در حرکت است، و موازی با آن، از اکنون تا سال 2014 باید فکر کنیم که چگونه می توانیم از فاجعه جلوگیری نماییم".

سال گذشته، در یک گزارش تفتیش ایالات متحده آمده بود که پیگرد میلیاردها دالر که در بخش امنیت و پروژه های توسعه یی در افغانستان در ده سال گذشته خرج شده، تقریبا غیر ممکن است؛ زیرا افغانستان سیستم بانکداری بسیار ضعیفی دارد.

افغان های ثروتمند سال هاست که از پول و سرمایه خود با خرید دارایی هایی امن در جاهای دیگر مانند دوبی و جزیره "جمیره" نگهداری کرده اند. به همین منظور برآورد می شود که حدود 8 میلیارد دالر از کشور خارج و در امارات متحده عربی انباشته شده است.

اما حاجی شیرشاه احمدزی، یک میلیونر که صاحب شرکت های ساختمانی در کابل است، می گوید که بهای خانه در آغاز سال گذشته 15 درصد افزایش یافت.

این در حالی است که طالبان قصد دارند تا دفتری را در قطر باز کنند و با مقامات امریکایی در مورد پایان جنگ ده ساله در افغانستان مذاکره کنند؛ عده یی بر این باورند که این مذاکرات ممکن است راه را برای بازگشت این گروه شورشی به کابل هموار بسازد.

حاجی شیرشاه احمد زی در ادامه می گوید: "یک اپارتمان که ماه گذشته 220 هزار دالر می ارزید، اکنون 140 هزار دالر قیمت دارد؛ چرا که وضعیت نامطمئن است".

در همین حال، بانک جهانی هشدار داده است که رشد اقتصادی غیرپایدار 21 درصدی در سال های 2009 و 2010 ممکن است در سال های آینده به دلیل کاهش کمک ها افت کند.

بانک مرکزی گفته است که رشد اقتصادی میان مدت و بیکاری به توانایی دولت در انتقال مسوولیت امنیتی از نیروهای بین المللی به نیروهای داخلی و مطمئن ساختن ثبات سیاسی و پولی، وابسته است.

جین لوک لاماهیو، رییس دفتر مبارزه با موادمخدر و جنایت سازمان ملل در کابل می گوید که افغانستان به سیستم کنترول سرمایه قوی تری نیاز دارد. او می گوید: "ما باید یک سیستم کنترول سرمایه بهتر داشته باشیم و ما باید پول را در داخل کشور در بخش تولیدات سرمایه گذاری کنیم، آن وقت ما می توانیم فرصت های کاری نیز بیافرینیم".

منبع : دویچه وله


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ یکشنبه 1390/11/23 ] [ 22:45 ] [ حبیب الله رضایی ]

 

درین روزها بازی با سرنوشت افغانستان بسیار پیچیده شده است؛ بگونه ای كه نه بازیگران معلوم است ونه قاعده ای برای این بازی می توان یافت.

تغییر180درجه ای در مواضع طالبان از جهاد برای خروج آخرین سرباز خارجی، چنانچه در پیام عید فطر ملاعمر آمده بود، به گفتگو وتفاهم مستقیم با آمریكا ودیگر اعضای ناتو، آنگونه كه در دوحه جریان دارد، طپیدن پاكستان ودست وپا زدنهای متناقض؛ اقامت یك هفته ای رئیس استخبارات آن كشور در دوحه وبقول خودش نظارت از فراهم سازی زمینه برای گشایش دفتر طالبان وانتقال هیئت گروه مذكور به دوحه توسط پاكستان، سفر امروزی یوسف رضا گیلانی، صدر اعظم پاكستان به دوحه در همین ارتباط، سفرحناربانی كهر وزیر خارجه پاكستان به كابل ودیدار با هركسی كه فكر می كرد اندكی در تحولات افغانستان اثر گذار است واظهار درد دل با مقامات افغانی در مورد بی مهری آمریكا ودر حاشیه قرار دادن پاكستان وافغانستان از مذاكرات دوحه، اظهار نگرانی پاكستان از خروج قوای ناتو از افغانستان وخواستن ازین قوتها تا خروج شان مسؤلانه باشد، سفر وزیر خارجه پاكستان به مسكو در ارتباط به تحولات افغانستان بنا بر مشوره پكن؛ آنگونه كه سخنگوی وزارت خارجه پاكستان گفته است، انزوای شدید حكومت كرزی در روندی كه در دوحه جریان دارد وحتی پاسخ منفی عربستان سعودی به این حكومت كه هماره خواهان جریان گفتگوها در آن كشور بود، در عین چنین انزوا امضای سه معاهده استراتیژیك بین كرزی وسه دولت مهم اروپایی(ایتالیا، فرانسه وبریتانیا) در ظرف یك هفته ( گرچه محتوای هیچ یك ازین معاهدات روشن نیست وخود جای بحث دارد)، نشست تعدادی از سناتوران آمریكایی در حاشیه كنفرانس دوروزه اكادمیك برلین با بعض سران احزاب سیاسی منتقد حكومت كرزی ودر عین حال دشمنان طالبان، یك بار دیگر جریان یا فتن بحث تجزیه افغانستان وواكنشهای متفاوت در زمینه، سست شدن كمر آقای كرزی در زمینه بازگرداندن طالبان بحیث برادران ناراضی اش وبالاخره اینكه تا 2014 چه چیزی اتفاق می افتد؟ وپس از آن چه خواهد شد؟. این همه در بازیهای موجود دخیل است ولی معلوم نیست این باز ی ها چه اصلی را رعایت می كند وچه كسانی مهره بازی هستند؟

چیزی كه روشن است اینكه آمریكا بازی گر اصلی است ولی روش بازی ونا معلوم بودن طرفهای دیگرآن، حتی آمریكاییها را نیز سر در گم كرده است، از زبان آمریكا ییها نیز درین روزها حرفهای متناقض بسیاری شنیده می شود وبیرون شدن آواز های متفاوت ومتناقض در مورد یكی از حساس ترین موضوع جهانی، از حنجره دولتی كه به پختگی سیاست خارجی اش تردیدی نیست، خود مایه نگرانی وسر در گمی بیشتر می شود.آمریكاییها گاهی از حضور دراز مدت سخن می گویند وگاهی هم ازخروج قبل از وقت، گاهی سخن از شدت روند مصالحه زده می شود وگاهی هم از عملیات گسترده نظامی، روزی از كمك های دراز مدت وحمایت گسترده تر از روند دولت سازی وتوسعه افغانستان حرف گفته می شود وروز دیگر از كاهش كمك ها، هنوز روشن نیست را بطه طالبان با پاكستان چگونه است؟ وآمریكا با پاكستان چه بازی خواهد كرد؟ تلاش پاكستان در ایجاد یك جبهه ضد آمریكایی به همراه چین، روسیه وایران به كجا خواهد رسید؟ آیا پاكستان افغانستان را هم می تواند به این سیاستهای دورویه اش آلوده كند؟

چیزی كه بسیار قابل تعمق است اینكه نه دولت افغانستان ونه جناح های منتقد آن در زمینه ها حرفی برای گفتن ندارند؛ هم حكومت وهم مخالفین سیاسی آن از نا آگاهی وبی خبری می نالند وتنها حرفی كه حكومت دارد این است كه روند تحولات باید با مدیریت دولت افغانستان باشد وحرف منتقدین همیشه این بوده كه خواهان صلح هستند ولی صلحی كه عادلانه باشد. هیچ كسی گفته نمی تواند كه هدف از رهبری ومدیریت روند مصالحه چیست؟ آیا آنچه كه در سالهای گذشته اتفاق افتاده است، رهبری ومدیریت وابتكار دولت افغانستان نبود؟ آیا مجددی سالها كمیسیون صلح وآشتی را رهبری نمی كرد؟ آیا آقای ربانی قربانی رهبری روند گفتگو وآشتی نشد؟ آیا دولت داری وتوسعه وثبات درین سالها قربانی مصالحه جویی رئیس جمهور در برابر تروریستان وآدم كشان وقاچاقبران ودزدان واختلاس گران وباج گیران نگردید؟ حكومتی كه تمامی فرصتها را از دست داده وسوزانده وحتی فرصت آشتی با برادران ناراضی اش را از دست داده از كدام رهبری داد می زند؟ جالب تر از آن منطق منتقدین سیاسی كرزی است كه از یك طرف در تمامی پروگرام های وی شریك هستند وبه وی مشوره می دهند واز سوی دیگر از بی مهری وی سخن می گویند، این جماعت منطق بسیار ضعیف تر از كرزی در ارائه راه حل برای بن بستهای سیاسی دارند، آنها سخن از صلح عادلانه می گویند ولی هیچ تعریفی از صلح عادلانه ندارند وقاعده های صلح عادلانه را هنوز برای خود هم معین نكرده اند.

من درین چند سطر نمی خواهم وارد پاسخ گویی به این سؤالات شوم ویا به موشكافی بازی های جاری بپردازم؛ هدف از طرح این سؤالات كنج كاو كردن اذهان برای تعمق به زاویه دیگر بحث است وآن اینكه، محراق این بازی ها اعم از آمریكایی یا پاكستانی ویا ایرانی ویا اروپایی ویا روسی وچینی، یك قوم افغانستان است؛ پشتونهای افغانستان در همه این بازیها شریكند وهركدام به روش خود اندیشه وطرح وحرفی دارند.

شاید برای تان برداشت من خیلی بد بینانه باشد ویا از منظر وطنداران پشتون ما بسیار قوم گرایانه ولی این واقعیتی است كه تاریخ این سر زمین گواه آن است و شواهد موجود نیز آن را به اثبات می رساند وتا زمانی كه واقعیت در سیاست انكار می شود، سیاست نه تنها به گمراهی منتج می گردد بلكه سیاست مبتنی بر كتمان واقعیتهای عینی، مرگ حتمی ملت سازی است، بخصوص در كشوری كه سیاستهای دولت داری آن پیشینه طولانی قومی وقبیلوی دارد واعتماد وباور اقوام بر سر ملت بودن به كلی نابود شده است، زهر كشنده است.

من در اواخرنوامبر2011 در مسكو و جزء سخنرانان یك كنفرانس علمی در مورد "ایجاد سیستم امنیتی در آسیای میانه"(1) بودم، در این كنفرانس، پروفیسور گنادی گریگورییویچ،پرفیسور تاریخ واستاد انستیتوت سیاست خارجی روسیه ومدیر دفتر افغانستان در وزارت خارجه آن كشور گفت: آمریكا در مذاكرات شان با طالبان در واقع با نمایندگان پشتون مذاكره می كنند، وی تصریح كرد كه پشتون مساوی با طالبان وطالبان مساوی با پشتون است. سخنان وی با واكنش وغال مغال فوری حاضران پشتون تبار مجلس كه عادت وفرهنگ شان چنین است، مواجه شد وآنها گفتند كه طالبان هویت قومی نه بلكه ماهیت ایدئولوژیكی مخصوص بخود را دارند. حركت این جمع ضمن اینكه نفرت مدیران كنفرانس را بر انگیخت و حركت غیر منطقی در یك كنفرانس كا ملا علمی بود، ولی موجب شد كه با جواب علمی ومستند پروفیسور، بحث باز تر گردد. وی در پاسخ گفت: طالبان در زمان حاكمیت خود هیچ نقشی را در دولت سازی برای اقوام دیگر ندادند وپشتونها از هر جناح وجریانی كه بودند به شمول تكنوكراتها وروشنفكران موجود در حكومت فعلی وشاه سابق از حكومت طالبان حمایت می كردند، این گروه سایر اقوام را نسل كشی كرد وحتی منابع طبیعی زندگی آنها را نابود ساخت، اكنون نیز در هرجاییكه پشتونها زندگی می كنند، جنگ وترور جریان دارد وحتی در شمال افغانستان مناطق وقریه های پشتون نشین با ترور وخشونت را بطه دارد.

پروفیسور كارگون(2)، رئیس دیپارتمنت افغانستان در انستیتوت شرق شناسی روسیه(3) وعضو تیم روسیه در انستیتوت شرق وغرب(4) نظرش این بود كه پشتونها محور اصلی بازیها در افغانستان هستند، اوبا استناد به تاریخ، نقش این قوم را در تحولات منطقه وبخصوص افغانستان، رهبری كننده ونقش سایرین را پیروی كننده می دانست، به نظر او حال نقشی كه در تاریخ ایفاء شده مثبت یا منفی بسته به درك وتحلیل هر كس از واقعه ورابطه با اندیشه ودیدگاه هر قوم دارد؛ اما پشتونها در هر رژیمی با هر ایدئولوژی وتحت تاثیر هر قدرتی، رل اصلی را داشته اند.

اشاره به سخنان این دو دانشمند خارجی به این هدف صورت گرفت كه واقعیتهای درون افغانستان محصور به جغرافیای این سرزمین نیست بلكه برای مراكز علمی وتحقیقاتی دنیا كه بر مبنای آن سیاست گذاری می نمایند نیز قابل فهم ودرك است، شاید قابل فهم ودرك تر از داخل افغانستان. راز عمده این محوریت، درك پشتونها از موقعیت قومی شان است كه تصفیه حسابهای درونی را در گاه راحتی از شر دیگران وا گذار می نمایند، دیگر اینكه این قوم در تمامی دستگاه سیاست گذاری كشورهایی كه برای افغانستان كاری می كنند، افرادی دارند كه اقتدار قومی هدف اصلی شان است ودر ضمن اقتدار قومی منافع خود را جستجو می كنند. این قوم توانسته دیگران را بسیار زود استخدام  ودر گیریهای درونی برای شان خلق نماید، اعتماد به نفس این قوم ستودنی است در حالی كه سایر اقوام هنوز بخود باور ندارند، توسعه سرزمینی پشتون ودر هم شكستن زندگی كتلوی سایر اقوام از سیاستهای دیگری بوده كه پشتونها در زمینه توفیقات زیادی داشته اند.

امروز اگر طالبان گاهی در قالب عوامل پاكستان وگاهی ایران(بخصوص دراین اواخر) واكنون بعنوان طرف اصلی آمریكا ظهور می كنند ویا اگر حكومت كرزی در ده سال راه را برای قوم پشتون هم از نظر سیاسی وهم از نظر در دست گرفتن شاهرگهای اقتصادی وهم از نظر پیوند زدن كدرهای قومی با دنیا فراهم می كند واگر كرزی حتی همانند شاه شجاع با امضاء كردن هرسندی هیچ دست آوردی نداشته باشد، آینده یك طیف از تیمش را كه باز ماهیت قومی دارد، تضمین می كند، همه وهمه حكایت از محوریت ورهبری این قوم از تحولات دارد. حكومت وسیاست در قوم پشتون همزاد دخول وخروج این قوم در در بارهای حكومتهای بیرونی است كه با ثروت قبایل وسنتهای آنان گره خورد وتا به امروز این خصوصیات ادامه یافته ودولت سازی مدرن ورفتن به سوی ملت شدن درین سنن جای ندارد.

برای من شگفت انگیز است كه رهبران سایر اقوام تا كدام اندازه می خواهند هم خود وهم مردم شان را فریب دهند؟ راستی اینها كه مدعی تحول آفرینی ورهبری در جهاد ومقاومت هستند، ادعایی در مورد سیاستها ورهبری بازیهای روان وده سال گذشته واستفاده از ظرفیتها وامكانات جهانی هم كرده می توانند؟ درست است كه سایر اقوام در طول تاریخ بهترین سربازان این سر زمین بودند ولی هرگز نتوانسته اند، در سیمای رهبری تبارز نمایند. جای سؤال باقی است كه تاكی باید سرباز بود؟

ده سال فرصت كافی برای اینها بود كه محور واحد سیاسی ایجاد می كردند وبحیث یك توان ظاهر می شدند، لیكن نه تنها چنین نشد بلكه در درون خود آنقدر تجزیه شدند كه از هر حزب جنگی دوره جهاد ومقاومت چندین گروه ساختند. اینها حتی از حیثیت خود به عنوان قربانی هم دفاع نتوانستند؛ بحیث جنگ سالاران وجنایت كاران وغارت گران هر روز مواجه با اتهامی شده به در یوزگی ومعامله گری ودلالی كشانده شده در نهایت نقش سربازان تاریخی كرزی وعشیره اش را بازی كردند. بر عكس رهبران صاحب مغز واندیشه پشتونها كه به مراتب كم ادعاتر وكم هیاهوتر ازین حضراتند، از قوم متهم به تروریزم، كشتار ونسل كشی، ناقض حقوق بشر ،مروج مواد مخدر ، عامل بیگانه ونا سازگار با تمدن ومدرنیسم، مردم مدعی رهبری وقیادت كشور وزعیم ملی وپدر ومنجی ساختند والبته كه قیادت هم خواهند كرد.

راستی این زعمای قومی ما غیر پشتونها چه حرفی برای گفتن دارند؟ این ها چرا در مورد حوادث روزمره بغیر از گلایه از كرزی خود را هكاری ندارند؟ تا كی گلایه از كرزی راه گشا خواهد بود؟ كرزی به نظر این آقایان كیست كه این همه توقع از او دارند؟ اگر شناخت این حضرات از كرزی همان است كه هر روز جیغ می كشند وبد وبی راه می گویند ودیگر كاری نمی كنند، پس چرا این همه سربازی اوراكردند؟ واقعا شگفت انگیز است كه برخی ازین رهبران از سالها پیش آهنگ مخالفت با روند قوم گرایانه سیاست ودولت داری كرزی را سر داده بودند واز رهگذر همین روش جای پایی میان مردم شان باز كردند ولی باز هم سرباز كرزی شدند وباز هم منتقد او! وبرخی كه از سربازی كرزی ماندند، عسكری گل آقا شیرزوی را خوش كردند.

رهبران سیاسی ما در گیر ودار بازی های بسیار حساس كنونی، هیچ حرفی برای گفتن ندارند جز اینكه بگویند ما خواهان تغییر سیستم نظام سیاسی هستیم. اینها شكایت از بی خبری روند بازیها دارند ولی طرح شان برای حل مشكلات مردم وآینده سر نوشت، پارلمانی شدن نظام است. كدام پارلمان؟ آیا مشكل همین است؟ آیا افغانستان در وضعیتی است كه نظام پارلمانی را بر تابد؟ آیا زمان كافی برای این كار وجود دارد؟ در صورتی كه این جماعت حتی از روند بازیها خبر ندارند، چگونه فكر می كنند كه وقوع تغییر به اراده ومطابق طرح آنها خواهد بود؟ بزرگوارانی كه این شعار را مطرح می كنند، تا كجا مطمئن هستند كه افغانستان به آن مر حله می رسد؟ وچرا در تعقیب این هدف راههای پراكنده را می روند؟ واگر به این راهكار باور دارند چرا دوسال قبل به حاكمیت خلاف آن كمك كردند؟ ودهها سؤال بی پاسخ دیگر.

هدفی كه در پشت این شعار ها نهفته است باز فریب مردم ودست وپا كردن موقعیتی برای خود در انتخابات بعدی است ولی هیچ تضمینی وجود ندارد كه ما به آن مرحله برسیم. یكی از هنر های كرزی این بوده كه در ده سال گذشته مانع از ایجاد یك محور سیاسی توانمند گردیده و رهبران مدعی را در طی ده سال پشت در وازه های ارگ سر گردان نگاه كرد ودر عین حال ازین چهره ها، بازی گران بی قاعده واساسی ساخت كه اكنون هر حركت شان فاقد اعتبار وبدور از اعتماد است. درنبود یك محور سیاسی واحد وقابل اعتماد، رسیدن به مقاصدی كه حضرات مطرح می كنند نا ممكن به نظر می رسد. ایشان می گویند كه سیستم پارلمانی موجب مشاركت بیشتر مردم در قدرت وتوزیع قدرت می گردد، در حالی كه خود در عمل ثابت نكرده اند كه حداقل در محورهای كوچك گروهی خود شان مشاركت همگانی وتوزیع قدرت را عایت نموده اند.

دیروز آقای قانونی بسیار حرفهای خوبی داشت واز ضرورت ایجاد یك محوریت واحد وداخل شدن همگان در زیر یك چتر سخن گفت ولی وی خود كسی است كه به این طرح هیچگاه ارزشی قایل نشد ودر گیر ودار معاملاتش حتی مدیون بودن خود به صاحبان این اندیشه را فراموش كرد؛ اگر آقای قانونی این نوشته را بخواند خوب می داند كه من از كجا واز چه واقعه ای سخن می گویم ولی برای معلومات دوستان خواننده تفصیل آن را خواهم نوشت.

------------------

(1) این كنفرانس از سوی انستیتوت شرق شناسی ودانشگاه دوستی خلقها در تاریخ23نوامبر2011در دانشگاه مذكور دایر شده بود.

(2) آقای كارگون از مامورین خاص وپر سابقه ك گ ب در افغانستان بوده كه در زمان صدارت هاشم خان بحیث مترجم وارد كابل شده وسه سال در وزارتهای معادن، سرحدات وتجارت افغانستان كار كرده و در مورد افغانستان 6 جلد كتاب منتشر ساخته است. او دارای دو دكترای تاریخ وشرق شناسی است وتیزس یكی از دكترا هایش امان الله خان می باشد. وی زبان فارسی را خوب می داند وبا آن سخن می گوید، من برعلاوه یاداشت سخنرانی اش در كنفرانس، صحبت 3ساعته ای با او داشتم.

(3) انستیتوت شرق شناسی روسیه یكی از كهن ترین مراكز تحقیقاتی است كه در سال1918 تاسیس شده ودهها دیپارتمنت دارد واغلب محققین وپرفیسور های روسی وغیر روسی مقیم روسیه در آن عضویت دارند.

(4) انستیتوت شرق وغرب یكی از نهاد های علمی مشترك بین روسیه وآمریكا است كه پس از پایان جنگ سرد تاسیس شده ومر كز آن در نیویارك می باشد.

نوشته : سرور جوادی نماینده سابق مجلس افغانستان . برگرفته شده از : http://ligan.mihanblog.coM


موضوعات مرتبط: سیاست، تاریخ
[ شنبه 1390/11/22 ] [ 13:23 ] [ حبیب الله رضایی ]

وزارت مهاجران و عودت کنندگان افغانستان می گوید ازکشورهای ایران و پاکستان تقاضا کرده است تا دست به اخراج اجباری مهاجران افغان نزنند. این وزارت می گوید که هنوز هم زمینه برگشت مهاجران افغان در داخل این کشور مساعد نیست.

اسلام الدین جرات، سخنگوی وزارت امور مهاجرین و عودت کنندگان در گفتگو با دویچه وله گفت که برگشت مهاجران از کشورهای همسایه به شرایط داخل افغانستان بستگی دارد: "سعی و تلاش ما این است که بتوانیم کشورهای میزبان را قناعت دهیم تا تمامی مشکلات در داخل افغانستان حل نشده، این ها (مهاجران) را بگذارند تا خودشان تصمیم نگرفته اند، در این کشورها زندگی کنند".

این در حالی است که هر دو کشور همسایه افغانستان از وجود میلیون ها مهاجر در کشورهای خود به عنوان ابزار فشار سیاسی بر افغانستان استفاده کرده اند.

در حال حاضر حدود دو میلیون و چهارصد هزار مهاجر افغان در ایران به سر می برند که از این میان حدود یک میلیون و چهارصد هزار نفر به صورت ثبت ناشده در آن کشور اقامت دارند.

در پاکستان نیز یک میلیون و هفت صدهزار مهاجر به صورت ثبت شده زندگی می کنند و یک میلیون دیگر نیز مهاجرانی هستند که هنوز رسما ثبت نشده اند.

سخنگوی وزارت مهاجرین می گوید که حکومت افغانستان از کشورهای همسایه خواسته است تا مهاجران افغان را براساس خواست خودشان عودت دهند: "همه تلاش ما این است که مهاجران دوباره جایگاه شان را در داخل افغانستان پیدا کنند؛ اما تصمیم برگشت به دست خود مهاجران است که با وضعیتی که در داخل کشور است دوباره برگردند یا خیر".

این در حالیست که در سال های اخیر هزاران مهاجر از کشورهای ایران و پاکستان به شکل اجباری و یا  هم داوطلبانه به افغانستان برگشته اند؛ اما به دلیل نبود زمینه های کار بار دیگر راه مهاجرت را در پیش گرفته اند.

هرچند حکومت افغانستان با همکاری کمیشنری عالی پناهندگان سازمان ملل متحد، شهرک هایی را برای مسکن گزینی برگشت کنندگان تهیه و برای آنها توزیع کرده، اما نبود اشتغال و سهولت های زندگی سبب شده تا آنها به شهرها روی آورند.

براساس آمار، 40 درصد مردم افغانستان کار دایمی ندارند. این نگرانی نیز و جود دارد که با خروج نیروهای خارجی در سال 2014 هزاران افغان که در شرکت های وابسته به این نیروها کار می کنند، به جمع بیکاران افزوده شوند.

آقای جرات می گوید یکی از مهم ترین دلایلی که افغانستان نمی تواند زمینه برگشت مهاجران را فراهم کند نبود کار می باشد: "نبود کار از مهم ترین چیزی است که مهاجرین در این دو کشور باقی بمانند. دلیل دیگر عدم برگشت این است که نسل دوم و سوم مهاجران در این دو کشور داریم که با فرهنگ این دو کشور خو گرفته اند و برگشت شان به افغانستان دشوار خواهد بود".


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ جمعه 1390/11/21 ] [ 23:46 ] [ حبیب الله رضایی ]

 پایان حضور خارجی ها؛ آغاز درگیری داخلی

 ابراهیم طاهریان، سفیر پیشین ایران در افغانستان در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی معتقد است ایران در گذشته در تحولات افغانستان نقش تاثیرگذاری داشته و امید است در وضعیت جدید نیز این جایگاه را داشته باشد.  دیپلماسی ایرانی : افغانستان فصل جدیدی را تجربه می کند. فصل شمارش معکوس برای خروج نیروهای بیگانه، روزهای بیم از افزایش ناامنی ها در کشوری که از 2001 تا کنون زیر بار اشغال خارجی خسته و فرسوده شده و شب های مذاکرات محرمانه سران طالبان برای تعیین خط و مشی مصالحه با ایالات متحده پس از بیش از یک دهه جنگ.تحلیل گران بسیاری روند مذاکره با طالبان را عقب گردی جدی برای امریکایی هایی می دانند که در این ده سال میلیون ها دلار هزینه کرده و صدها سرباز را در تابوت به خانه بازگرداندند.در آن سوی مرز انتقادها هم طرفدارانی ایستاده اند که این اقدام باراک اوباما چهل و چهارمین رئیس جمهوری آمریکا را شجاعانه و جسورانه می خوانند و اعتقاد دارند که ماهی را هروقت از آب بگیری تازه است.  دیپلماسی ایرانی این مسئله را در گفت و گو با ابراهیم طاهریان، سفیر پیشین ایران در افغانستان بررسی کرد که متن آن را در زیر می خوانید:

 وضعیت جدید در افغانستان را چگونه ارزیابی می کنید؟

 

اتفاقی که این روزها در افغانستان در حال وقوع است چینش جدیدی را در منطقه در سطح افغانستان ایجاد کرده است و این چینش جدید باعث شده است که مجموعه چهل و دو کشوری که در افغانستان نیرو دارند و امریکا به عنوان کشوری که بیشترین نیروها را در این کشور دارد، در حال بازنگری تنظیم روابط خود بر اساس منافع باشند. به این معنی که این کشورها قبلا نیروهایی را با اهداف خاصی وارد افغانستان کرده اند و در حال حاضر با مشکلات سیاسی و اقتصادی یا با موضوعاتی جدید مانند انتخابات مواجه هستند. لذا به دنبال نوعی تنظیم جدید حضور در افغانستان هستند که در آن هم قدری کوتاه آمدن از منافع و آرزوهایی که داشتند مشاهده می شود و هم تا حدودی قبول واقعیت ها. طرف مقابل هم همین وضعیت را دارد. یعنی حاکمیت در کابل با مشکلات جدی ای به دلیل ناکارآمدی رو به رو شده است. از طرف دیگر جریان افراط هم به دلیل مسائل مربوط به پاکستان و هم چنین فعالیت هواپیما های بدون سرنشین و یا عملیات های شبانه نیروهای ناتو با برخی فشارها مواجه است.

به نطر می رسد خروجی همه این تحولات تنظیم وزن همه عناصر فعال از جمله دولت و حاکمیت، نیروهای خارجی به طور عموم و جریان افراط و حتی جریان اپوزیسیون و خانواده جهاد هم به همین ترتیب تنظیم و برنامه ریزی جدیدی داشته اند که شامل ائتلاف ملی و بحث ائتلاف ائتلاف ملی با جبهه ملی بوده است. همه این وقایع بیانگر این است که افغانستان به طور عموم وارد فضای جدیدی شده که شروع شکل گیری ژئوپلتیک جدیدی را نشان می دهد که در آینده ابعاد آن بیشتر روشن خواهد شد.

در کنار همه این تحولات، تحرکاتی نیز از سوی جریان افراط مشاهده می شود. خبر نامه نگاری جریان افراط با امریکایی ها و یا تقاضای گفت و گو و تعامل درباره سرنوشت زندانی های افغانی و غیر افغانی وابسته به این جریان در زندان گوانتانامو و یا تلاش برخی عناصر غیر مطرح در جریان افراط برای ورود به بازی قدرت نیز در همین راستا ارزیابی می شود. این تحرکات ذیل تنظیم جدید حضور نیروهای خارجی و متعاقب آن، جریان افراط است. همه این نشانه ها به ما می گوید که وقایع در افغانستان در حال ورود به فاز متفاوتی می شود که در آن بخشی از گفتمان های متعلق به گذشته وارد فضای جدید خواهند شد که مهم ترین آن در یک جمله تعامل کشورهای فرامنطقه ای با جریان افراط است.

 به نظر می رسد بحث حضور طالبان و برگشت به قدرت آن ها به صورت پررنگ تری پیگیری می شود. در این منظومه ای که شما به تصویر کشیدید این گونه خبرها کجا هستند؟

برخی از کارشناسان معتقدند که اصولا تعامل جریان افراط و کشورهای فرامنطقه ای و مشخصا امریکا از حدود ده ماه تا یک سال پیش شروع شده است. فاز اول آن به نوعی شناسایی جریان افراط به عنوان طرف مذاکره از طرف کشورهای فرامنطقه ای بوده، فاز دوم آن شناسایی دفتر سیاسی طالبان در قطر است،‌ فاز سوم آن قول آزادسازی زندانیان بوده و مرحله بعدی آن واگذاری جغرافیا به جریان افراط خواهد بود.

این که جریان افراط با حمایت هر گروهی نقطه ای از افغانستان را تحت کنترل بگیرد، قطعا به دلیل نوع تفکری که جریان افراط نسبت به مسائل سیاسی دارد که برجسته ترین مشخصه آن تمامیت خواهی و عدم اجازه به مشارکت دیگران است،‌ طبیعی است که نگاه آن ها به تمام افغانستان باشد. این تنظیم جدید در تحولات افغانستان ناامید کننده است. به این دلیل که بیانگر شرایط پیچیده تر و نا امن تر در افغانستان است. این فرمول یک راهکار طبیعی نیست. به دلیل این که کشورهای فرامنطقه با یک شعار و استراتژی و دیدگاه متفاوتی وارد افغانستان شدند اما در حال حاضر به دلیل الزاماتی که پیش آمده به دنبال تنظیم جدید مناسبات هستند و این تنظیم جدید، خروج از وضعیت موجود و در جایگاهی بالاتر قرار گرفتن است.

امروز اگر کشورهای فرامنطقه ای بخشی از بحران هستند،‌ با استفاده از این فرمول می خواهند خود را در جایگاهی قرار دهند که هزینه همه درگیری ها در منطقه از طرف نیروهای بومی پرداخت شود و آن ها در جایگاه میانجی قرار گیرند. اما معلوم نیست این نگرش چه قدر اجرایی شود و به واقعیت بپیوندد. چون همه ارزیابی هایی که کشورهای فرامنطقه ای و حتی برخی کشورهای منطقه مانند پاکستان هم داشته است، در گذشته درست از کار در نیامده است. پاکستان و عربستان و امارات در گذشته هم این تصور را داشته و یا این توجیه را در به رسمیت شناختن جریان افراط داشته اند که اگر این جریان در افغانستان به رسمیت شناخته شوند، وضعیت در افغانستان بهبود می یابد. در صورتی که خلاف این پیش بینی به وقوع پیوست….


موضوعات مرتبط: سیاست
[ یکشنبه 1390/11/16 ] [ 12:56 ] [ حبیب الله رضایی ]

رییس جمهور کرزی برای امضای قراردادها و معاهدات دوستی با برخی کشورهای اروپایی به این قاره سفر کرده است . ملک ستیز، پژوهشگر امور بین المللی، در گفتگویی با پرویز احمدی خبرنگار خبرگزاری بخدی در آلمان، در باره اهمیت و نوع این پیمانها سخن گفته و در باره نقش افغانستان در پیوند به مسایل امنیتی غرب، نقش کشورهای همسایه افغانستان در این دایره و موضوعات مرتبط سخن گفته است.


آقای ستیز تشکر از شما! اهمیت امضای پیمان استراتیژیک با کشورهای ایتالیا ، فرانسه و بریتانیا به افغانستان چیست؟
پیمانهای استراتیژیک عالی ترین نوع قراردادها میان دولتهای عضو جامعۀ جهانی، به حساب می آید. این پیمانها زمینه ها را برای بهبود مناسبات دولتها در عرصه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فراهم می کنند. پیمانهای استراتیژیک دارای سه مؤلفه اساسی هستند. نخست، با امضای پیمانهای استراتیژیک، ارادۀ سیاسی دولتها برای همکاریهای بیشتر، تجلی پیدا می کنند.دوم، روابط اقتصای، اجتماعی و فرهنگی میان دولتها تقویت می شود و سوم،همباوری بین المللی را میان دولتهای عضو جامعۀ بین المللی گسترش میدهد. اگر با این پیش زمینه ها به امضای پیمانهای استراتیژیک نگاهی بیندازیم، بدون شک امضای این پیمانها با دولتهای با اعتبار جامعۀ جهانی چون ایتالیا، فرانسه و بریتانیا، اهمیت زیادی برای افغانستان، به عنوان یک دولت روبه انکشاف خواهد داشت.  
آنچه که میان افغانستان و این کشورها امضاء می شود ، به شکل یک قرار داد یکجانبه است؟ شما این نوع قراردادها را چه می نامید؟ پیمان استراتیژیک ، تفاهمنامه یا چیز دیگر؟
ما در راوبط بین الملل چیزی بنام "قرارداد یکجانبه" نداریم. قراردادها یا دو جانبه هستند یا چندجانبه؛ قراردادهای چند جانبه مکلفیت های بین المللی ایجاد می کنند، این در حالیست که قراردادهای دوجانبه مکلفیت های دو دولت را در برابر همدیگر تسجیل می کنند. اگر به قول شما این سند، یکجانبه باشد، قدرت حقوقی آن ناتوان و مشروعیت آن همچنان خیلی تضعیف شده به حساب می آید و معنای یک اعلامیه را ارایه می کند که یک دولت ارادۀ خود را بر بنیاد آن تحمیل کرده است.
ازدید شما به حیث یک پژوهشگر امور بین الملل، اهمیت افغانستان برای این کشورها(غربی) چیست؟
افغانستان اهمیت ژیوپلوتیک زیادی برای جهان دارد. این کشور راه عبور برای آسیای میانه و خاور میانه به حساب میاید. نزدیک به 2000 سال پیش زمانیکه امپراطوریهای بریتانیا و تزار روسیه از دو سوی این جغرافیا به آبهای گرم نزدیک می شدند، افغانستان وارد یک «بازی بزرگ» شد.ازهمان زمان تا حال افغانستان مورد توجۀ جهان غرب و شرق بوده است.کنترول بر افغانستان، فضای مناسب اجرای مأموریتهای ستراتیژیک را در منطقه مساعد می کند.
نکتۀ دیگر در پیوند امنیت افغانستان با امنیت اروپا و در غرب بصورت کل است. محققان غرب به این باور رسیده اند که نبود امنیت در افغانستان، باعث بی امنیتی خانه ها و جاده های اروپایی می شود.بنأ اهمیت افغانستان برای غرب هم نیاز است و هم هدف!
امضای این قراردادنامه ها افغانستان را وابسته به این کشورها نمی سازد؟
ببینید، امروز، ما در جهانی دیگر با رویکردی جدید زندگی می کنیم. در اصول روابط بین الملل امروزی، بحث جهانی شدن به یک اصل مهم مبدل شده است. این اصل، جهانیان را به جهان وطنی و همباوری مشترک می کشاند. هرچند ما تا هنوز نتوانسته ایم این اصول را شامل همکاریهای منطقه یی خویش کنیم، اما به باور من، ما به خوبی میتوانیم این اصول را با همکاران اروپایی خویش ترویج دهیم. کشورهایی مانند ایتالیا، فرانسه، آلمان، کشورهای بینی لوکس (لوکزامبورک، بلژیک و هالند) و کشورهای اسکاندیناوی (ناروی، سویدن و دنمارک) کشورهای اثر گذار و با اهمیتی در اروپا هستند. امضای پیمان استراتیژیک با این دولتها همیشه زمینه های توسعۀ اقتصاد ملی و تحکیم روابط بین المللی افغانستان را با جهان فراهم می کند.

به نظر شما نگرانی کشورهای منطقه از امضای این پیمانها چیست؟
اهمیت ژیوپولیتیک افغانستان برای جهان، سبب شده که کشورهای همسایه، به ویژه ایران و پاکستان خود را تجرید شده احساس کنند و یا در حد معینی منافع ملی و امنیت ملی خود را در خطر ببینند. همگرایی افغانستان با پارتنرهای اروپایی، دولت افغانستان را به عنوان یک شریک فعال در جامعۀ جهانی مطرح می کند. چیزیکه همسایگان حریص ما خواهان آن نیستند. از سوی دیگر همکاری استراتیژیک افغانستان با غرب فضای مانور برای ایرانیان را در منطقه محدود تر می سازد. اینجاست که ما در منطقه هواخواهان پارتنرشیب افغانستان را با دنیای غرب کمتر می بینیم. چین، هند و روسیه از مشارکت استراتیژیک افغانستان با کشورهای اروپایی بدشان نمیاید، اما از حضور دراز مدت نیروهای رزمی غرب در افغانستان تشویش دارند. کشورهای آسیای مرکزی نیز در سایۀ سیاست خارجی روسیه و چین قرار دارند اما رویکرد شان در پیوند با همکاریهای ستراتیژیک افغانستان با کشورهای اروپایی خوش بینانه تر به نظر میرسد. 
در قسمت مدت این پیمانها که با فرانسه برای 20 سال و بریتانیا 10 سال است، دیدگاه تان چیست؟
در اصول مناسبات بین المللی سه نوع پیمانها از لحاظ زمان بندی مطرح شده اند. پیمانهای موقت که معمولا زمان آن کوتاه تر از یکسال است. پیمانهای کوتاه مدت که زمان آن پایین تر از پنج سال آمده و پیمانهای دراز مدت که زمان آن بیشتر از ده سال است. به باور من، تطبیق ستراتیژی دوجانبه میان دولتها نیاز به قرارداد های دراز مدت دارد. چنانکه گفتم؛ پیمانهای استراتیژیک زمینه های مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را در بر میگیرند و نیاز به زمان بندی قابل قبولی دارند. به باور من؛ ده سال زمان کوتاهی است برای اجرای دقیق پیمان های استراتیژیک. بیست سال و بیشتر از آن خیلی واقعبینانه تر به نظر میرسد. 

چه روشهایی برای تطبیق پیمانهای ستراتیژیک اتخاذ خواهند شد؟
دولتها برای تطبیق پیمانهای استراتیژیک خود دست به ایجاد میکانیسم ها و ساختارهایی میزنند تا روند تطبیق این پیمانها را نظارت و ارزیابی کنند. معمولا این ساختارها در چارچوب حکومتها شکل می گیرند. در برخی موارد نمایندگان پارلمان ها نیز درین میکانیسم ها حضور دارند. این ساختارها از محتوای پیمانهای استراتیژیک، برنامه های کاری آنرا ترتیب کرده و نهاد های اجرا کننده را شامل این برنامه ها می سازند. این میکانیسم ها به گونۀ سیستماتیک دولت ها را درجریان تطبیق مفاد پیمانهای استراتیژیک قرار می دهند. قابل یاد آوری میدانم که دولت ها برای مشارکت بیشتر استراتیژیک، دید و بازدیدهای دوجانبه را سازماندهی و از روند همکاریهای استراتیژیک همدیگر نظارت می کنند. در بسیاری از فرصتها، میکانیسم های نظارتی و ساختارهای اجرایی هردو دولت، از کارهای همدیگر بازدید و نظریات شانرا برای بهبود برنامه های استراتیژیک همدیگر ارایه می کنند.
امضاء این پیمانها بدون مشورت و تائید پارلمان صورت می گیرد(به ادعای شماری از اعضای پارلمان) آیا این پیمانها مشروعیت قانونی دارند؟
پیمانهای استراتیژیک توسط دولتها به امضا می رسند، نه حکومتها! پس نقش پارلمانها در شکل گیری و تأیید مواد پیمان های ستراتیژیک اهمیت زیادی دارد. تمام پارلمانها دارای کمیسیونهای امور بین المللی و سیاست خارجی اند. این کمیسیونها از آغاز شکل گیری پیمانهای استراتیژیک، جزء مهم این برنامه ها به شمار می روند. این کمیسیونها پس از نهایی شدن نخستین پیشنویس پیمان، آنرا به مجلس عمومی ارایه کرده و دیدگاه مجلس را بدست میاورند. پس از آن حکومت وظیفه می گیرد تا برای امضای پیمان های استراتیژیک دست به مذاکرات زده و زمینه های امضا و سپس تطبیق آنرا مساعد کند. به تجرید کشانیدن پارلمان در پیوند به امضای قرارد داد های با اهمیت استراتیژیک، از مشروعیت این پیمانها می کاهد. تجارب بین المللی نشان داده که برخورد دوگانۀ حکومت در پیوند به امضای پیمانهای استراتیژیک عواقب ناگواری برای هردو دولت امضا کننده به بار آورده است.
منبع  : خبرگزاری بخدی


موضوعات مرتبط: سیاست
[ یکشنبه 1390/11/09 ] [ 1:19 ] [ حبیب الله رضایی ]
[ سه شنبه 1390/11/04 ] [ 10:47 ] [ حبیب الله رضایی ]

 *استاد ناطقی- وبلاگ " نرگس"

دربیستم عقرب سالجاری اجتماعی بزرگی درکابل دایر شد هواداران سه جریان عمده ای سیاسی کشور جنبش ملی اسلامی افغانستان ،حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان وطرف داران معاون پیشین رییس جمهورافغانستان، گرد هم آمدند .دراین نشست مهم رهبران احزاب سیاسی احمد ضیاء مسعود ،استاد حاجی محمد محقق وجنرال عبد الرشید دوستم ،شرکت داشتند اعضا وهواداران احزاب سیاسی ازسراسر ولایات افغانستان درگردهمایی بیستم عقرب ، حضورباشکوهی درکابل داشتند براساس براوردها ودعوت نامه های که به ولایات فرستاده شده بود وتعدادکثیری که ازکابل شرکت کرده بودند جمعیتی درحدود هشت هزارنفر درکابل گردهم آمدند.

 دراین اجتماع سیاسی رهبران احزاب ، ساختارومرام سیاسی خود را اعلام کردند جبهه ملی افغانستان درواقع ساختارجدید است که درگردهمایی کابل دربیستم عقرب اعلام شد.ساختارجبهه ملی افغانستان ، حاصل گفتگوهای گسترده ای بودکه ازبهارسالجاری آغاز شده بود نشستها، باحضور رهبران دراقامتگاه جنرال دوستم ،حاجی محمد محقق واحمد ضیاء مسعود دایر می شد .تبادل نظر وگفتگو عمدتا پیرامون دومساله، ساختار ومرام بود .

 درمورد ساختارسیاسی گفتگو ها با حضورکارشناسان ومتخصصات مسایل سیاسی وتشکیلاتی، به این نتیجه رسید که نام تشکل تازه، جبهه ملی افغانستان، باشد ودرمورد اهداف جبهه نیز گفتگوهای مستمری جریان داشت وسرانجام اصولی مورد توافق واجماع قرارگرفت .

 اصل اول مورد توافق، ساختارنظام پارلمانی – صدارتی درافغانستان بود که با مذاکرات طولانی وتجربیات ده ساله ای حکومت رییس جمهورکرزی ، نشان داده شد که نظام پارلمانی بجای نظام ریاستی متمرکز، گزینه ای درست وروش حکومت داری مناسب است. استدلال عمده این بود که نظام ریاستی تبدیل به یک ساختارتوتالیتر واستبدادی شده وقدرت ازهمه گرفته شده ودریک نقطه ودراختیار یک تیم قرارگرفته است.توزیع قدرت بمردم با نظام ریاستی متمرکز امکان ندارد وبا تغییرساختار می تواند قدرت را بمردم واگذارکرد.

 اصل دوم مورد اجماع این بود که ساختار غیرمتمرکز ودیسانترالیزشن بدیل نظام متمرکز باشد درتعریف ساختارغیرمتمرکز اختیارات وصلاحیت ولایتها، شوراهای ولایتی وشوراهای ولسوالی مورد بحث قرارگرفت. انتخاب والیها وپاسخ گوبودن آنها دربرابرمردم ،ازعمده ترین گفتگوهای رهبران سیاسی درایجا وتاسیس جبهه ملی افغانستان شمرده می شد.

 درنظام متمرکز فعلی والیها دربرابر مردم کم تراحساس مسئولیت می کنند آنها ملزم به تبعیت ازفرمانهای حکومت مرکزی هستند ومطابق خواسته های حکومت که آنها را تعیین کرده، عمل می کنند.والی  درساختارفعلی گوش بفرمان حکومت است.خواسته ها و مطالبات مردم دردرجه دوم ازاهمیت قراردارد. اطاعت ازحکومت مرکزی برای آنها مهم است والی خودرا مامورحکومت می داند تانماینده ای منتخب مردم وخدمت کاروپاسخ گوبودن به مردم .جرگه های حکومتی به فرمان رییس جمهوردایر و والیها مجریان اوامر حکومت است.

 اصل دیگری مورد توافق، نقش احزاب درساختارسیاسی افغانستان است .دموکراسی ومردم سالاری، مرام های انکارناپذیراست. احزاب سیاسی به اصول دموکراسی درجامعه متعهد است زیراخواست مردم ومطالبات اصلی جامعه رهایی ازاستبداد است ودموکراسی می تواند درمان دکتاتوری باشد زیربنا وقاعده دموکراسی درهرجامعه ای احزاب سیاسی آن جامعه است.دمومراکسی با قبیله ،طایفه،سمت ، ومذهب خاصی امکان پذیر نیست. طالبان چرا مظهر استبداد شناخته شده دلیل آن این است که این گروه تکیه به اید لوژی خاصی دارد وازبستراجتماعی سمت ،قبیله وگروه اجتماعی معینی نمایندگی می کند.آنها خواسته های عقیدتی و قبیله ای خودرا به همه می خواهد تحمیل نماید واگرکسی دربرابر آن باستد سزایش مرگ است .تجربه ای که ازسال 1996 تا سال 2001  به نام امارت اسلامی ثابت ساخت.

 رهبران جبهه ملی درگفتگوهای سیاسی خود به این نتیجه دست یافتند که احزاب باید نقش اساسی درشکل دهی نظام حکومتی داشته باشدواین مامول با رای تناسبی درانتخابات میسر است. درنظام ریاستی موجود احزاب کم ترین نقش را درسیاست افغانستان دارد سیستم اراء واحد غیرقابل انتقال حق سیاسی احزاب را ازبین برده است . حکومت مردم سالاربا نقش وحضوراحزاب سیاسی امکان پذیر است.

  درکناراین مسایل واصولی که به آن اشاره شد نکته ای اساسی درنظام پارلمانی مورد اعتقاد جبهه ملی افغانستان ، ساختارپارلمانی وصدارتی نظام است.صدارت به این دلیل مهم است که صدراعظم دربرابر پارلمان پاسخ گو است واگرکارایی نداشت پارلمان می تواند وی را برطرف وکسی دیگریرا به عنوان صدراعظم انتخاب نماید.رییس جمهور درنظام ریاستی پاسخ گویی هیچ امری نیست وی ازمردم رای می گیرد اما درجریا ن پنج سال حکومت ،پارلمان قادرنیست وازرییس جمهور سئوال نماید.درنظام پارلمانی صدارتی ،نمایندگان مردم قادراست صدراعظم را به مجلس فرا بخواند وازوی دلایل کم کاری حکومت را بپرسد واگرنتوانیست جواب دهد کسی دیگری بجایش انتخاب می شود.صدراعظم دربرابرمردم ازطریق پارلمان پاسخ گو است.

اصولی که به آن اشاره شد ازخواسته های اصلی رهبران جبهه است. نظام پارلمانی صدارتی، حکومت غیرمتمرکز،نقش احزاب درساختارسیاسی ،رای تناسبی بجای رای واحد غیرقابل انتقال درواقع ازمطالبات عمده ای است که دربیستم عقرب سالجاری درجمع هواداران اعلام شد. درتاریخ هفتم جنوری 2012 کنفرانس مهمی درالمان در شهربرلین دایر شد دراین سمیناراکادمی مقامات کشورالمان ورهبران ازکنگره ای آمریکا دعوت شده بودند.رهبران جبهه ملی همان مواضع ودیدگاه ها را که دراجتماع کابل دربیستم عقرب اعلام کرده بودند، نظریات شان را درمورد ساختارنظام سیاسی افغانستان دربرلین با مقامات برجسته ای المانی وآمریکایی درمیان گذاشتند .

 دوروزگفتگوها درمرکزعلمی واکادمی جریان داشت .رهبران جبهه ملی جنرال عبدالرشید دوستم ،حاجی محمد محقق،احمدضاء مسعود رییس جبهه ملی وآقای امرا لله صالح،دیدگاهای شان را درقالب بیانیه ای هفت ماده ای بیان داشتند واین قطع نامه ازسوی رهبران کنگره آمریکا مورد تایید قرارگرفتند.قطع نامه ای هفت ماده ای گذشته ازاصولی که ذکر شد به یک نکته ای اساسی دیگر اشاره داشت.گفتگو با طالبان درپایان نامه ای کنفرانس برلین موضوع مهمی بود که رهبران کنگره آمریکا وسیاست مداران جبهه ملی به آن تاکید کردند رهبران جبهه ملی گفته اند که مذاکرات باید ازموضع ملی با مشارکت همه طرف ها صورت بگیرد .گفتگوها با طالبان نمی تواند تنها درانحصاردولت افغانستان با شد زیرا طرف اصلی طالبان جبهه ملی افغانستان است .حکومت افغانستان نمی تواند بدون آنها به توافقات دست یابد.

 نگرانی درواقع معامله ای است که ممکن است بین حکومت وطالبان صورت بگیرد.جبهه ملی که باطالبان جنگ داشته وهمینطور جامعه زنان وجامعه مدنی که با افکار طالبانی مخالف هستند نمی تواند سرنوشت شان را دراختیار معامله باطالبان قراردهند دربیانیه ای برلین بوضوح اشاره شده کسانیکه با افکارطالبانی مخالف است باید درمتن مذاکرات صلح قرارداشته باشد .

 گذشته از مساله مذاکرات با طالبان ،نظام پارلمانی صدارتی، سیستم غیرمتمرکز،نقش احزاب درساختارسیاسی، رای تناسبی بجای رای واحد غیرقابل انتقال،ازخواسته های اصلی بیانیه ای برلین است. درکناراین موضوعات ،مذاکره با طالبان بامشارکت ملی باید صورت بگیرد وازموقف وفاق ملی گفتگوهای صلح به پیش گرفته شود.

 حکومت افغانستان می تواند فضای اجماع ملی را درمذاکره با طالبان مساعد سازد وبا ایجاد گفتمان ملی، تیم فراگیرگفتگوهای صلح را تنظیم نماید.مذاکره با طالبان امرخطیری است که بسته گی به سرنوشت وآینده کشوردارد دولت افغانستان بدلیل مماشات وسهل انگاریهای خود فضای بی اعتمادی رابوجود آورده است.جبهه ملی گذشته ازاین که طرف اصلی منازعه باطالبان بوده وحق طبیعی شان است که نگران سرنوشت سیاسی مردم افغانستان باشد.جامعه مدنی وجامعه زنان افغانستان ،دغدغه های منطقی خودرا دارند زیرا طالبان ثابت ساخته که به هیچ یک ازاصول ودست آوردهای ده  ساله اعتقادی ندارد طالبان با سلطه واقتدارمجدد می تواند همه مخالفان سیاسی خودرا نیست ونابود نماید .

 قانون اساسی را بکلی کناربگذارد.دموکراسی حقوق زنان ،حقوق اقلیتهای قومی را ازبین ببرد،آزادی مطبوعات را وحقوق شهروندی را ریشه کن سازد وبجای همه ای ارزشهای مدنی ،قوانین وفرمانهای امارت اسلامی خودرا تطبیق نماید.طالبان بارها اعلام کرده که قانون اساسی افغانستان را قبول ندارد.طالبان دراخرین بیانیه ای خود گفته است که به جنگ خود ادامه می دهد وآنها راست می گوید وبه کشتاروانتحارخود می پردازد طالبان درسال نو میلادی دراوج سرمای زمستان ده ها انسان بیگناه را درقندهار وهلمند کشت .درمیان قربانیان اطفال، زنان، مردان وافراد ملکی بودند.

 انتحارطالبان درشرایطی صورت می گیرد که گفتگوها با آنها جریان داردُ تیم مذاکره کننده طالبان، طیب آغا، شهاب الدین دلاور وشیرمحمد استانکزی با مامورین آمریکا ،المان وقطر، روی موضوعات معینی گفتگو داشته اند ومذاکرات ادامه دارد اما درعین زمان جنگ طالبان نیزجریان دارد آنها درآخرین اعلامیه خود به ادامه جنگ، ادامه گفتگو، ردقانون اساسی، ودست نشانده بودن دولت کابل اذعان داشتُ.بااین وضع، طالبان با نیروهای سیاسی مخالف که اندیشه های شان راقبول ندارد ویا اینکه درگذشته درگیربوده ،مشکل است سرسازش داشته باشد.

 دفترنمایندگی طالبان درقطرافتتاح می شود ومیلیونها دالربرای شان اختصاص داده شده واسرای شان قرار است ازگوانتونامو آزاد شود ولی باتمام این مسایل به کشتارادامه می دهد انفجارات خونین درهلمند وعملیات انتحاری درقندهارنشانه های واضحی است که طالبان به انتحارادامه میدهد.جبهه ملی افغانستان حرف اصلی واساسی شان همین است که درگفتگو با طالبان نباید قانون اساسی پایمال شود.مذاکره با طالبان بمعنی کنارگذاشتن ارزشها ودست آوردها ده ساله نباشد.درجریان صلح نباید افکارواندیشه های مدنی کنارگذاشته شود زنان کشورازحقوق شان محروم شود به اقلیتهای قومی به دلیل تعلقات نژادی ومذهبی شان ستم شود.

 مرام جبهه ملی افغانستان دربیستم ماه عقرب درکابل با مردم درمیان گذاشته شد ودر هفتم ماه جنوری 2012 درکنفرانس برلین با مقامات کنگره آمریکا مطرح شد.جبهه ملی ساختارسیاسی جدیدی است با آرمانهای اجتماعی. جبهه ملی برای تحقق مطالبات شان تکیه بمردم دارد وخواسته های شان را بامردم درتمام ولایات کشوردرمیان می گذارد.گردهماییهای پی درپی با مردم وآگاه ساختن جامعه ازعمده ترین اهداف بعدی جبهه خواهد بود درکناراین مسایل جبهه ملی درنظر دارد با گفتگوهای سازنده، عرصه های سیاسی جبهه گسترش داشته باشد. دربرلین امرالله صالح با اینکه عضو جبهه نبود اما براحتی توانیست خواسته های مشترک داشته باشد واین موضوع درآینده مدنظررهبران جبهه ملی افغانستان است .توسعه سیاسی ازمهم ترین خواسته های جبهه ملی است زیرا رسیدن به اهداف ملی مستلزم مشارکت ملی است.

 شخصیتهای دیگری می تواند همکارجبهه باشند ودرساختار ومرام آن شریک وسهیم شوند وهیچ مانعی درآن نیست.زمان به طرف دورانتخابات ریاست جمهوری نزدیک می شود جبهه ملی ناگزیراست برای تحقق نظام پارلمانی به کسی رای دهد که معتقد به نظام پارلمانی وصدارتی باشد.

 جبهه ملی افغانستان به نقش کشورهای خارجی واقف است.وهیچ مانعی دربیان نظرات شان با مجامع بین المللی وجود ندارد. برلین می تواند درهرجای دیگری ، تکرار شود.ناگزیریهای زمان وتاثیرانکارناپذیرجامعه جهانی درمسایل افغانستان ،عواملی است که باید تشریک مساعی صورت بگیرد.افغانستان بدون مشارکت بین المللی نمی تواند به پیروزی برسد مبارزه با تروریزم تنها جاده ای یک طرفه ای افغانستان نیست.همان گونه که درصلح افغانستان کمک جامعه جهانی مهم است دربازسازی درشکست تروریزم امداد آنها انکارناپذیر است.

 درسال 2001 حکومت رییس جمهورکرزی با کمک جامعه ای بین المللی روی کارآمد ورییس جمهور افغانستان می توانیست با همکاری صادقانه ازکمک های جامعه جهانی استفاده کرده وتروریزم را شکست دهد دلیل ناکامی درجنگ با تروریزم بدو ن شک سیاست های دولت افغانستان نیز هست.فرصت ها را حکومت ازدست داد اعتماد لازم را بوجود نیاورد بجای همکاری طرح کشتی نرم رابا جامعه جهانی راه انداخت.

 بادرک این مسایل جبهه ملی درنظردارد که با جامعه جهانی درموضوعات مشترک همکاری داشته باشد وازمردم خود درتحقق خواسته های شان کمک بخواهد.توسعه سیاسی و ساختاری جبهه ،یکی دیگر ازاهداف اعلام شده ای رهبران جبهه ملی است.مرام سیاسی که شاخص ترین آن تغییرنظام ریاستی به نظام پارلمانی صدارتی است بدون انتخاب رییس جمهورمعتقد ممکن نیست بنابراین مقدمات همه مسایل ازجمله  مبارزات انتخابات ریاست جمهوری، باید ازهم اکنون آغاز شود. این موضوعات درکناراموردیگرمی تواند ازمرامهای عمده درساختارسیاسی جبهه ملی افغانستان باشد.


موضوعات مرتبط: سیاست
[ دوشنبه 1390/11/03 ] [ 10:32 ] [ حبیب الله رضایی ]

 

1-     پیش زمینــــه هـــای بیــن المـــللی جنــگ:
تداوم جنگ تبلیغاتی بصورت جنگ سرد و جنگ اطلاعاتی و امنیتی ناآشکار در واقع جنگ گرم میان ایران و کشورهای غربی بویژه ایالات متحده امریکا و اسرائیل پیش زمینه های جنگ است. تشدید و گسترش جنگ سرد و جنگ اطلاعاتی که بیشتر از سوی امریکا و اسرائیل در برابر ایران دنبال میشود، میزان احتمال یک جنگ واقعی و به عبارت دقیق تر احتمال یورش نظامی غرب را علیه ایران بالا میبرد. هر چند ایالات متحده امریکا با جمهوری اسلامی ایران در بخشی از عرصه های سیاست منطقوی منافع مشترک دارد و حتی در زمینه های معینی(چون افغانستان وعراق در اوایل حمله نظامی امریکا) به تعامل مشترک پرداخته اند، اما کثرت نکات تعارض و تقابل میان آنها در سطح منطقه و جهان به احتمال چرخه جنگ شتاب بیشتر می بخشد. عمده ترین نقطه تعارض برنامه هسته یی ایران است. ایالات متحده، اروپای غربی و اسرائیل ایران مسلح با سلاح اتمی(اتومی) را غیرقابل تحمل می پندارند و آنرا عبور از خط قرمز منافع حیاتی خود تلقی میکنند.

پیش زمینه های جنگ با ایران با تحریم فزاینده ی امریکا و غرب به سرعت فراهم میشود. تحریم بانک مرکزی ایران گام جدی لندن و واشنگتن دراین جهت بود. تحریم خرید نفت ایران گام بسیارجدی و خطرناکتری که غرب در حال برداشتن است. این تحریم ها که در واقع کارد را به استخوان و به شاهرگ های گردن ایران میرساند بدو منظور انجام میشود: نخست، پذیرش شرایط آنها درمورد برنامه هسته یی و یا قول خودشان تغیر سیاست دولت ایران که این در واقع آغاز کار خواهد بود.

دوم، واکنش انفعالی و خشمگینانه جمهوری اسلامی ایران چون بستن تنگه هرمز. این واکنش میتواند اهداف دشمنان منطقه یی و بین المللی ایران را برآورده کند و تمام دولت های غربی را درعقب یورش نظامی امریکا و اسرائیل علیه ایران بکشاند.

 2-     پیش زمینه های منطقوی جنگ: 

عوامل منطقوی احتمال جنگ و یورش نظامی غرب برایران حتی بیشتر از عامل بین المللی است. زمام داران عرب حوزه خلیج فارس برهبری عربستان سعودی بیشتر از امریکا و اسرائیل مشتاق حمله نظامی غرب بر ایران هستند. قدرت هسته یی ایران برای آنها مایه ی نگرانی و یک تصویرتاریخی از احیای امپراتوری قدیم پارس است که قبل از اسلام و در زمان ظهور اسلام به قبایلی از اعراب منطقه تسلط داشت. سیاست مذهبی و آیدئولوژیک جمهوری اسلامی ایران که پیوسته در صدد نفوذ و تأثیر گذاری بر جوامع شیعه در کشورهای عربی است بر نگرانی دولت های عرب می افزاید. مانور های نظامی اخیر ایران در آبهای خلیج فارس و اظهارات تهدید آمیز برخی فرماندهان سپاه، بسیج و ارتش ایران در مورد دولت های عرب متحد امریکا جمهوری اسلامی ایران را برای آنها ترسناکتر میسازد. در حالی که اعراب از منظر دینی و مذهبی نیز دولت ایران را به عنوان دولت شیعه بهتر از امپراتوری زرتشتی ساسانی نمیدانند تا عواطف اخوت اسلامی شان از حمله ی اسرائیل و امریکا به ایران تحریک شود. تفکر مذهبی حاکم بر عربستان و بسیاری از حلقه ها و گروه های سیاسی –اجتماعی جوامع عربی از دیدگاه سلفیت، ایران شیعه را رافضی و رقیب متخاصم خود می پندارند. آنها با این نگاه و دیدگاه به هیچ صورت اقتدار منطقوی ایران را به خصوص به عنوان قدرت اتمی نمی پذیرند.

ترکیه نیز، هم از لحاظ مذهبی به عنوان وارث امپراتوری سنی عثمانی که با دولت شیعه صفوی رقابت و جنگ های خونین را پشت سرگذاشته است و هم از لحاظ قومی و ملی به ضعف و سقوط ایران از جایگاه اقتدار منطقوی اش می اندیشد. نصب سامانه سپر موشکی ناتو در ترکیه که بصورت آشکار در مقابله با ایران است حکایت از نیات ترکیه در جهت تضعیف ایران دارد. گذشته از آن، دولت ترکیه در موقعیت دشوار انتخاب میان امریکا و ایران، امریکا را انتخاب می کند. و موضع اسرائیل به عنوان کشور کوچک یهودی اما مقتدر و مسلح با سلاح اتمی در مورد ایران هسته یی روشن است.

 عوامل بازدارنده جنگ:

درحالی که زمینه های بین المللی و منطقوی جنگ و یورش نظامی بر ایران پیوسته مساعد می شود، مؤلفه های بازدارنده نیز در بستر این زمینه ها می تواند از اشتعال آتش جنگ جلوگیری کند. اما تأثیر گذاری و کارآیی این مؤلفه ها به سه نکته ی مهم برمیگردد:

1-   موجودیت واقعی آن عوامل بازدارنده در روند شکل گیری مخاصمت میان ایران و ایالات متحده امریکا و متحدان جهانی و منطقوی اش.

2-      تأثیرگذاری آن در جلوگیری از جنگ و یورش نظامی بر ایران.

3-   فرصت زمانی در تأثیرگذاری مؤلفه های بازدارنده جنگ. آیا شکل گیری زمینه و فضای جنگ تا مرز نهایی اشتعال آتش جنگ فرصتی را دراختیار مؤلفه های بازدارنده باقی میماند؟ پاسخ این پرسش را در نگاه به عوامل جنگ میتوان بررسی کرد:

 1-     توازن نظامی:

موجودیت توازن نظامی میان ایران و دشمنان آن به خصوص امریکا و اسرائیل که آغازگر یورش نظامی به ایران خواهند بود یکی از عوامل بازدارنده جنگ شمرده میشود. ناگفته روشن است که چنین توازن نظامی حتا در سلاح متعارف میان طرفین وجود ندارد. البته برخورداری ایران از سلاح هسته یی که میتواند امریکا را از حمله نظامی بر ایران منصرف کند هنوز نامشخص است. اما توان نظامی متعارف ایران علی رغم پیشرفت در زمینه های تولید موشک و سایر سلاح های سنگین متدوال در یک جنگ احتمالی با توان نظامی دشمنانش قابل مقایسه نیست. آیا ایران میتواند در برابر حملات متعارف و متقارن نظامی غرب و اسرائیل با استفاده از توانایی های نظامی خود در هردو نبرد متعارف و نامتعارف مقاومت کند و آنها را متوقف سازد؟ آیا جمهوری اسلامی ایران خواهد توانست در برابر حملات نظامی غرب و اسرائیل در قلمرو کشورش به مدافعه برخیزد و با حملات متعارف و نا متعارف نظامی تلفات سنگین انسانی و مادی را به امریکایی ها در پایگاه های شان و به اسرائیلی ها در داخل اسرائیل تحمیل کند؟ مثلاً آیا ایران می تواند با شلیک صدها و هزاران موشک ده ها هزار اسرائیلی را در خاک اسرائیل به قتل برساند و حالت مشابه را برسر امریکایی ها در منطقه بیاورد تا آنها اندیشه و طرح حمله به ایران را از سر خود دور کنند؟

مسلم است که نبودِ توازن نظامی میان طرفین توانایی ایران را حتا اگر چنین توانایی تحمیل تلفات انسانی و مادی را بر اسرائیل و امریکایی ها داشته باشد این فرصت را در اختیار ایران نمیگذارد. بالفرض اگر ایران با حملات انبوه موشکی خود ده ها هزار اسرائیلی را در خاک اسرائیل بکشد آیا اسرائیل از حمله با سلاح هستوی بر ایران خود داری خواهد کرد؟

 2-     بازی های سیاسی و تعاملات پنهانی:

یکی ازنظریاتی که در واقع به عنوان عامل بازدارنده جنگ و یا حمله نظامی امریکا و اسرائیل بر ایران مطرح میشود، به بازی طرفین بر سر منافع شان در منطقه برمیگردد. برخی تحلیلگران از سناریوی ساختگی احتمال حمله نظامی غرب و اسرائیل بر ایران سخن میگویند که هدف گردانندگان آن دسترسی به منافع مختلف اقتصادی، سیاسی و امنیتی است. شماری این سناریو را تفاهم مشترک طرفین می پندارند و بعضی آنرا تنها به امریکا و اسرائیل منسوب میکنند. از نظر اسرائیل و امریکا وجود دولت قدرتمند شیعه در ایران برای مهار اعراب و سلطه بر آنها یک نیاز است. رقابت و مخاصمت میان ایران شیعه و عرب سنی در منطقه، هم امنیت دراز مدت اسرائیل را تأمین میکند و هم فابریکه های اسلحه سازی امریکا و غرب را در میان اعراب پر مشتری میسازد. از جانب دیگر این رقابت و خصومت به افزایش و گسترش وابستگی دولت های عربی نفت خیز خلیج فارس به امریکا می انجامد.

احتمال بازی سیاسی پشت پرده میان ایران و غربی ها میتواند به عنوان عامل بازدارنده جنگ مطرح شود؛ اما هیچگاه شواهد معتبری وجود ندارد که حکایت از این بازی سیاسی داشته باشد. هرچند حلقه های مختلف عربی مخالف با ایران نیز از روابط پنهانی اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران سخن میزنند و حتا امریکا را در همسویی با ایران متهم میکنند که با حمله نظامی برعراق و تشکیل حکومت شیعه دربغداد، ایران را به قدرت منطقوی تبدیل کرد. برعکس ایران هرچند نه بصورت رسمی و علنی دولت های عربی مخالف خود را متهم به همدستی با اسرائیل و امریکا می کند.

 3-     محدودیت های اقتصادی امریکا و غرب:

بحران فزاینده ی اقتصادی امریکا و اروپا به عنوان یکی از عوامل بازدارنده جنگ و حمله بر ایران مورد توجه قرار می گیرد. بر مبنای این تحلیل، امریکا و اروپا که درگیر بحران عمیق اقتصادی هستند از اشتعال آتش جنگ با ایران اجتناب می کنند. چون جنگ این بحران را عمیق تر و گسترده تر میسازد. این در حالی است که برخی از تحلیلگران صورت معکوس این دیدگاه را ارائه میکنند. به باور آنها بحران اقتصادی در امریکا نه تنها مانع جنگ امریکایی ها نمی شود، بلکه بر عکس آنها را در جهت دستیابی به سود بیشتر به این جنگ وسوسه میکند. جنگ های مختلف امریکایی ها در بیرون از امریکا نیز نشان میدهد که بحران اقتصادی و یا مقروضیت دولت امریکا آنها را از جنگ باز نداشته است.

البته نکته ی مهمی که عامل محدودیت اقتصادی جنگ را برای امریکا کم رنگ میسازد به پرداخت هزینه ی جنگ توسط کشورهای عربی ثروتمند نفت خیز بر میگردد. آنها که بیشتر از امریکا و اسرائیل مشتاق حمله بر ایران هستند هزینه ی جنگ را هم با اشتیاق خواهند پرداخت.

نقش روسیه و چین در جلوگیری از جنگ:

مخالفت جدی روسیه و چین به حمله نظامی امریکا علیه ایران به عنوان قدرت های اتمی جهان و دو عضو صاحب وتو در شورای امنیت ملل متحد می تواند یکی از عوامل بازدارنده در این حمله باشد. آیا چین و روسیه چنین مخالفتی را درپیش می گیرند که دست امریکا و اسرائیل را از حمله بر ایران بازدارند؟

شواهد موجود حکایت از آن دارد که روسیه و چین در مخاصمت ایران و غرب در پی منافع خود میروند. منافع آنها به ویژه منافع اقتصادی هر دو کشور در داشتن روابط با امریکا بسیار بیشتر از رابطه با ایران است؛ هر چند حمله بر ایران استیلای امریکا را در منطقه تقویت میکند که برای مسکو و پیکنگ خبر خوش آیندی نیست.

سفر اخیر نخست وزیر چین به کشور های عربی نفت دار خلیج فارس پس از ارائه طرح تحریم نفت ایران نشان میدهد که چینی ها حتا قبل از تحریم، هوای موافقت با غرب را در سر دارند.

هرچند روسیه در مورد حمله ی احتمالی امریکا بر ایران هوشدار میدهد و گاهی به اظهارات متناقض می پردازد، اما تاریخ قدیم روابط روس ها در دوران تزار ها و حاکمیت کمونیست ها با ایران نشان میدهد که آنها از هر فرصتی بر ضد ایران استفاده کرده اند. اگر جنگ و یورش نظامی امریکا و غرب بر ایران اجتناب ناپذیر شود، روسیه و چین هیچ گامی را در جهت نارضایتی و خصومت با امریکا بر سر ایران بر نمیدارند.

 عقب نشینی ایران در دقیقه ی نود:

آیا عقب نشینی ایران در دقیقه ی نود و قبل از آخرین فرصت های اشتعال آتش جنگ می تواند این آتش را خاموش نگهدارد؟ اما چرا ایران در دقیقه نود عقب نشینی کند؟

برخی به این باور هستند که دولت ایران و رهبران آن کشور سروصدای حمله نظامی امریکا و اسرائیل را بر ایران سناریوی ساختگی و تبلیغاتی امریکا و اسرائیل تلقی میکنند. در حالی که دولتمدارن ایران به چنین حمله ای معتقد نیستند اما پیوسته می کوشند تا از تبلیغات حمله بر ایران در داخل بهره برداری کنند. فضای داخل کشور را فضای خصومت و جنگ با امریکا و اسرائیل نگهدارند و سیاست تقابل با دنیای غرب و سیاست اختناق در داخل را در این فضاء موجه نشان دهند. حتا اگر زمام داران ایران حمله نظامی امریکا را جدی فکر کنند، عوامل مختلفی را که به برخی آن اشاره شد مانع تحقق این حمله می پندارند. ولی اگر رهبران جمهوری اسلامی ایران به این نتیجه برسند که یورش نظامی امریکا وارد مرحله ی عملی میشود، عقب نشیی از مواضع خود را به عنوان عامل بازدارنده از این یورش بی درنگ مورد توجه قرار میدهند. آیا این عقب نشینی در واپسین دقایق، کارآیی خواهد داشت و مانع هجوم غرب بر ایران خواهد شد؟

اگر امریکا و متحدان اروپایی شان اراده و مطالبه ی متحدان عرب نفت دار خود را در تضعیف ایران مدنظر داشته باشند و آنرا استراتیژِی مشترک خود تلقی کنند و اگر اسرائیل کاهش اقتدار ایران را در سر خط منافع امنیتی خود قرار داده باشد، به سختی میتوان گفت که عقب نشینی ایران در دقیقه نود مانع اشتعال آتش جنگ شود.

 کیفیت و پیامد جنگ:

اگر هیچکدام از عوامل بازدارنده مانع وقوع جنگ نشود و ایران مورد حمله ی نظامی امریکا و اسرائیل قرار گیرد، کیفیت و پیامد جنگ غیر قابل مقایسه و پیش بینی با تمام جنگ های منطقه در شصت سال اخیر خواهد بود.

غرب برهبری امریکا با تمام ظرفیت هوایی و موشکی بر تمام مراکز نظامی و اقتصادی ایران حمله خواهد کرد تا به سرعت فرصت استفاده ی ایران را از حملات متقابل متعارف و نا متعارف بگیرد و جنگ را در مرکز انرژی و شاهراه انتقال نفت در زمان کوتاه پایان دهد.

ارمتاژ معاون وزارت خارجه امریکا پس از حمله یازدهم سپتمبر2001 با پیام جورج بوش به اسلام آباد رفت. او به ژنرال مشرف رئیس دولت پاکستان گفت: یا در جنگ با القاعده کنار امریکا قرار می گیرد و یا امریکا با بم و موشک پاکستان را به عصر حجر برمیگرداند.

امریکایی ها پاکستان را به عصر حجر برنگشتاندند، اما اگر ایران در معرض یورش نظامی آنها و متحدان غربی شان قرار گیرد این هجوم بسیار ویرانگر خواهد بود. این هجوم تمدن ایران را که در سده های بسیار متوالی شکل گرفته است بسوی ویرانی میبرد و موجودیت ایران را به حیث یک کشور واحد تهدید میکند.

 حرفی با زمام داران کشور همسایه ام، ایران !

اگر سناریوی حمله نظامی امریکا و غرب بر ایران تطبیق شود، ایران میدان کربلایی خواهد شد که یزیدیان غربی و عربی آن میدان را به بعد از ظهر عاشورا مبدل خواهند کرد.

توازن قوا میان ایران وغرب همانگونه است که درمیدان کربلا میان امام حسین(رض) و لشکر یزید بود. روسیه در این جنگ همان نقشی را بازی میکند که اهالی کوفه در جنگ کربلا و روز عاشورا بازی کردند.

اگر غرب و عرب استراتیژی سرکوبی ایران را از قبل داشته باشند و ایران را در روند رقابت و خصومت گام به گام به میدان کربلا بکشانند، عقب نشینی ایران در دقایق پایانی و یا سرکشی جام زهر، راه را به بازگشت ایران از این میدان می بندد. همانگونه که قوماندان لشکر یزید به قول منابع معتبر تاریخی این راه را بروی حضرت امام حسین در میدان کربلا بست. او به تمام پیشنهاد های امام که به او اجازه بازگشت به مدینه یا مکه، شرکت در جهاد در واقع خروج از قلمرو سلطنت اموی و مذاکره با یزید دهد نه گفت.

یزیدیانی که در واشنگتن، لندن و پاریس نشسته اند و عموزاده های یزید که در ریاض، عمان و ابوظبی بی صبرانه در انتظار میدان کربلا برای ایران اند بی صبرانه تر از آن منتظر بعد از ظهر عاشورای این میدان هستند. نمایش بعد از ظهر عاشورای کربلا نمایش سرهای بریده ی مظلومان برحق این جنگ نابرابر بود. نمایش بعد از جنگ غربی ها در ایران نیز نمایش سر و تن بریده ی ایران در اجزای متعدد خواهد بود. آیا رهبران کشور همسایه ام ایران کشور شان را در معرض میدان کربلا شدن و نمایش بعد از ظهر عاشورا قرار خواهند داد؟
محمد اکرام اندیشمند -  سایت خاوران


موضوعات مرتبط: سیاست
[ یکشنبه 1390/11/02 ] [ 3:20 ] [ حبیب الله رضایی ]
 مجمد ناطقی - کابل

خانم کیلینتون دو روزپیش اعلام داشت که دور اول مذاکرات با طالبان درمراحل بسیارابتدایی قراردارد وی گفت درمورد زندانیان طالبان تاهنوزهیچ تصمیمی گرفته نشده است .

 اخبارزیادی منتشر شد که چهار نفر ازعمده ترین رهبران طالبان از زندان گوانتونامو رها می شوند .مولوی خیر الله خیرخواه، مولوی نور الدین نوری، مولوی عبد الحق وثیق، وقومندان بیرحم طالبان بنام مولوی محمد فضل ازجمله افرادی بودند که دررسانه ها زیاد ازآنها نام گرفته شدند که اززندان گوانتونامو درنتیجه گفتگوها رها می شوند، اما خانم کیلینتون وزیر خارجه آمریکا با اظهارات خود ،به شایعات پیرامون موضوع، خاتمه داد وگفت که تاکنون هیچ گونه تصمیمی دررابطه بازندانیان گوانتونامو گرفته نشده است .

درزمانیکه شایعات آزادی زندانیان قوت گرفته بود وروزنامه ای بنام امت درپاکستان نوشته بود که زندانیان طالب درقطر منتقل شده اند والجزیره هم این خبر را بصورت ضمنی تایید کرده بود . اما یافته های من درهمان زمان ، نشان می داد که صلح باطالبان بجای نرسیده وتقریبا گفتگوهای صلح درشرایط حاضر یک مساله کاذبی بیش نیست ومطلبی به نام "صلح کاذب" درسایتها وروزنامه ها همان زمانها، منتشرکردم .

حقیقت مساله همین است که صلح با طالبان درمراحل بسیارابتدایی قراردارد واین دولت افغانستان است که بیش ازحد ازخود عکس العمل نشان داد وسفیرش رابرسم اعتراض ازقطر به کابل فرا خواند وجلسات متعدد با موضع گیریهای متشتت درارک ریاست جمهوری دایر کرد گاهی ترکیه وعربستان سعودی را پیشنهاد کرد وگاهی گفت که قطر هم می تواند محل گفتگوها ودفتر نمایندگی طالبان باشد درمورد اسرای طالب نیز گفت که به افغانستان برگردانده شود.حکومت افغانستان سرآمریکا بسیار ناراحت بود وهیئتی را به بگرام فرستاد وخواهان انتقال مدیریت زندان بگرام به نیروهای افغان شد.وزمانی هم شرط امضاء پیمان استراتژیک را مدیریت زندان ،قطع عملیات شبانه قرارداد.

اما واقعیت مساله این است که موضوع صلح باطالبان نتایج بسیارابتدایی دارد ودوردوم آن با اعزام اقای گروسمن به افغانستان ،پاکستان ،عربستان سعودی ،ترکیه ،آغاز می شود آقای گروسمن نماینده آمریکا درامورافغانستان وپاکستان است که بجای آقای ریچارد هالبروک که دراثر سکته ای قلبی مرد،تعیین شد .خانم کیلینتون گفت که آقای گروسمن رابه افغانستان ومنطقه می فرستد تاشرایط را بررسی کرده وبه واشنگتن گزارش دهد وی نیز تاکید کرده است که باب گفتگو با طالبان گشوده شده وهمین که طرفهای درگیر همه ازراه حل سیاسی سخن می گویند واین درواقع یک پیشرفت است که درختم بحران افغانستان دیده می شود.

جالب است که طالبان درمورد صلح با جامعه جهانی بسیاراظهارات خوش بینانه دارد وحتی مساله ادرار به کشته های خودرا آنچنان جدی نگرفت وگفت که این کار مانع ازادامه ای گفتگوهای صلح با جامعه جهانی نیست آنها گفته اند که قضیه اهانت را سازمان ملل ومجامع بین المللی بررسی نمایند طالبان گفته است که سازمان های بین المللی باید مانع این کار شود.درحالیکه انتظار می رفت طالبان شاید هرقضیه را فراموش کند امااین مساله را که به غیرت افغانی شان باید برخورده باشد هرگز فراموش نمی کند.

مساله اهانت به جنازه های طالبا به نظرمن مساله است که تمام جنگ ده ساله طالبان با نیروهای بین المللی، ارزش آنرا نداشت به این معنی که اگرقضیه به اینجا کشیده می شود که درجنگ با خارجیها دراین حد تحقیر وتوهین شود دیگر این جنگ هیچ ارزشی نباید داشته با شد جنگ بهرحال برای بدست آوردن وکسب ارزشهای است که ازدست رفته اما اگر جنگ به اینجاها کشیده شود که خارجیها روی کشته شده ها ادرار کند دیگر آن جنگ ونتایج آن ارزشی ندارد زیرا رفتار ضد انسانی سربازان آمریکایی عکس العمل جنگ طالبان وعمل کرد طالبان است.

   

جنگ طالبان با سربازان خارجی ومردم افغانستان این پیامدها را داشته است آنها باجنگ خود مردم افغانستان را درطی پانزده سال ازظهورخود،بیچاره ساخت آنها باجنگ وبیرحمیهای که به نام اسلام انجام داده ، درواقع به اسلام توهین کرد ورفتار آنها که سربریدن ودست پای مردم را قطع کردند ،خانه های مردم را آتش زدند،آنهم به نام دین درواقع اهانت نابخشودنی به ایمان، دیانت جامعه است.پیامدهای دیگر جنگ طالبان ضربه زدن بخودشان نیز است آنها فرزندان مردم را به نام جهاد اغوا کردند وهزاران نفرجوانان ومردان نادان را فریب داده وبکام مرک فرستادند که جنازهای همین آدمها هستند که بنام طالب جنگیدن واکنون به این صورت ،تفنگ داران دریایی بالای آنها اهانت می کند این نتیجه جنگ طالبان است که راه انداخته است .

متاسفانه طالبان، بازهم اصرار به جنگ دارد همین دوروز پیش بود که طی اعلامیه ای ، چهار مساله را، مطرح کرد ادامه جنگ ، ادامه گفتگو، رد مذاکره با دولت دست نشانده کابل ، ورد قانون اساسی این آخرین دیدگاه های طالبان است که درسایت خبری شان منتشر کرده است.موضوع اهانت به جنازه های طالبان به اندازه سنگین وبی شرمانه است که همه آنرا محکوم کرده اما طالبان که تمام جنگ شان ارزش این را نداشته که به کشته های شان این گونه اهانت شود ولی گفته است که این مساله را سازمانهای بین المللی بررسی نماید ونگذارند که چنین عملی دوباره تکرارشود.

آنهای بجای اینکه تجدید نظرنماید ومساله را وپیامدها جنگ شان رابررسی نماید بازهم اصرار به جنگی دارد که دارای چنین عواقبی است .طالبان می جنگد پس باید شاهد رفتار دیگری ازاین قبیل باشد وانتظار رفتارانسانی نه ازسربازان آمریکایی داشته باشد ونه کمک ازجامعه جهانی بخواهد زیرا جنگ واصرار به جنگ ناگزیر این اهانتها وپیامدها را دارد.

اکنون که بحث صلح باطالبان جریان دارد ودوردوم آن با آمدن گروسمن ازسرگرفته می شود.پس بهتراین است که همه ای، طرفهای درگیرمنازعه وارد صلح معنی دارشوند گفتگوهای صلح بدون مشارکت رهبران اتحادیه شمال امکان پذیر نیست جبهه ملی که آخرین دید گاه های شان را، درمورد صلح اعلام داشته وخودرا طرف اصلی منازعه می داند زیرا آنها گفته اند که ما سالها باطا لبان درگیرجنگ بودیم اکنون قرار است مذاکرات صلح ازسرگرفته شود باید این مذاکرات باحضورهمه اطراف که نگران سرنوشت شان است ،آغاز شوند .شاید رییس جمهور کرزی آنقدرنگران آینده وسرنوشت خود پس ازختم دوران ریاست جمهوری اش پس ازسال 2014 نباشد زیرا علیرغم اینکه پدر محترم ایشان را طالبان ترورکردند اما خودش همواره با طالبان بعنوان برادرنگریسته است.

ولی این مساله درمورد جنرال صاحب دوستم، حاجی محمد محقق،احمد ضیاء مسعود برادراحمد شاه مسعود،داکترصاحب عبد الله ،یونس قانونی ،امرالله صالح،ومعاونان رییس جمهورآقایان فهیم وخلیلی ودها نفر دیگر،صادق نیست طالبان اگربا دولت به توافق برسد ،اولین قربانیان شان همان چهره های نامبرده، خواهند بود پس بصورت طبیعی وحق انسانی شان است که نگران گفتگوهای مجهول ومشکوک با طالبان باشند.

جامعه مدنی بمراتب نگران سرنوشت شان است وجامعه زنان با نام طالبان جهنم برای شان مجسم می شود ،عمیقا نگران مذاکرات رییس جمهور کرزی با طالبان هستند.جبهه ملی این مساله را اکنون بمیدان کشیده وگفته است که باید جریان مذاکرات شفاف باشد وازموضع وفاق ملی گفتگوها صورت بگیرد زیرا درواقع طرف اصلی طالبان همین ها هستند ونه رییس جمهورکرزی ودوتابعیتهای حکومتش که بابکس خالی آمدند وبا پشتره های پر ازافغانستان خارج می شوند زیرا ازآنها کسی نمی تواند تاب بیاورد مگرفاشیستهای نیک تایی دار که با طالبان ازهم اکنون سروسرهای دا شته ودارند بقیه همه نگران سرنوشت آینده شان می باشند زیرا جریان طالب به گفته معاون رییس جمهور با کبل حکومت خواهند کرد واستاد خلیلی متیقن باشد که آنها با کبل شان می یاید.

دور دوم مذاکرات با قاعده گسترده ملی باید آغاز شود واین ازوظایف ومسئولیتهای حکومت است که شرایط یک وفاق ملی را فراهم نماید وگفتگوهای ملی ومعنی دار آغاز شود ورفع نگرانیها راباید حکومت افغانستان مساعد نماید.حکومت مسئولیت دارد که قناعت ونظرات مخالفان سیاسی شان، جامعه مدنی وجامعه زنان کشور را درنظر بگیرد زیرا آنها با فکر غیرطالبانی نمی تواند درحکومت مشترک طالبان وحکومت افغانستان، زندگی نمایند.  


موضوعات مرتبط: سیاست
[ جمعه 1390/10/30 ] [ 19:0 ] [ حبیب الله رضایی ]

 

محمد ناطقی

آلمان، درحوزه ی اروپا کشوری بسیار ثروتمند و موفق است. این کشور در مسایل بین المللی نیز سهم به سزایی دارد. افغانستان، یکی ازکشورهایی است که در سیاست خارجی آلمان جایگاه ویژه ای را باز کرده است. آلمان علاوه بر حضور پنج هزار نظامی اش، درعرصه های سیاست و صلح افغانستان می خواهد نقشی برجسته داشته باشد. این کشور، هماهنگ با آمریکا و کشورعربی قطر، بیش از ده ماه است که میزبان گروه های صلح و مذاکره می باشد. دو کنفرانس بین المللی «بن اول 2001 » و کنفرانس بین المللی «بن دوم سال 201»، از جمله اقدامات برجسته ی کشورآلمان در مورد افغانستان است

صلح با طالبان را بیشتر آقای میخاییل اشتاینر، نماینده آلمان در امور افغانستان دنبال کرده و تا کنون شش دورمذاکرات، بین تیم ملاعمر به رهبری طیب آغا، شهاب الدین دلاور و شیرمحمد استانکزی با آمریکایی ها درآلمان صورت گرفته و سازمان دهنده ی اصلی آن میخاییل اشتاینر بوده و این مذاکرات ظاهرا به نتایجی هم باید رسیده باشد. که ایجاد نمایندگی برای طالبان درقطر و درخواست آزادی رهبران طالبان، مولوی خیر الله خیرخواه، مولوی نورالدین نوری، مولوی محمد فضل و مولوی عبدالحق وثیق ازجزیره ی گوانتونامو از جمله دستاوردهای تلاش صلح آلمان درمورد افغانستان است. گزارشهای تایید نشده ای نشان می دهد که رهبران نام برده ی طالبان، از زندان رها شده اند

شکی وجود ندارد که طالبان مسئولیت تاریخی جنایت، بی رحمی، انتحار و قتل عام هایی که خود شان ضروری می دانسته اند را به عهده دارند. طالبان، یک جریان سیاسی ایدئولوژیک متحد القاعده است و برای گرفتن قدرت هرگز از راه های مسالمت آمیز مبارزه نکرده، گرفتن قدرت با روش القاعده، کار آن ها بوده است. درک این مساله اهمیت بسیار دارد که گروه های سیاسی برای کسب قدرت چگونه مبارزه می کنند. قهرآمیز، خونین، توام با انتحار، انفجار، بی رحمی، کاری که طالبان، گروه القاعده، شبکه های تروریستی مثل لشکرجنگوی، لشکرطیبه، سپاه صحابه در پاکستان و گروه ابومصعب زرقاوی درعراق و شبکه تروریستی اولاکی در یمن و شبکه محمد الباذل درسومالی، مرتکب می شدند تمام این گروه ها به خاطر کسب قدرت، می جنگند اما با روش های غیر مدنی وغیر دموکراتیک

در کنار این گروه های تبهکار، گروه های سیاسی دیگری نیز هستند که با روش های مدنی مبارزه می کنند و حاضر هستند کشته شوند، به زندان بروند و شکنجه شوند و ازهمه چیز محروم باشند ولی هرگز حاضر نیستند که به خاطر گرفتن قدرت خونی از دماغ کسی جاری شود. تفاوت حضور آن دسته از رهبران سیاسی افغانستان مثل احمدضیاء مسعود، حاجی محمد محقق، جنرال عبد الرشید دوستم و امرالله صالحدر کنفرانس آلمان که دیدگاه های سیاسی خود را در چارچوب قانون اساسی و احترام به آن اعلام داشته اند و تاکید کرده اند که در هر جایی و درهر کنفرانسی حاضر می شوند و نظرات و مطالبات سیاسی خود را بیان می کنند

آن ها در داخل کشور نیز مواضع خود را بیان کردند و به مردم افغانستان گفتند که به جای نظام ریاستی، تاکید به نظام پارلمانی دارند و آن ها ساختار غیر متمرکز را نسبت به قدرت وحشتناک متمرکز فعلی، ترجیح می دهند. انحصار قدرت به دست یک نفر همان دیکتاتوری است. آن ها در مواضعخود گفتند که در ساختار نظام، نقش احزاب باید برجسته باشد و احزاب در واقع، قاعده ی دموکراسی است. در کنفرانس آلمان، رهبران سیاسی نظرات خود را با جامعه ی بین المللی در میان می گذارند. آن ها در یک قطعنامه ی هفت ماده ای به وضوح به مسایل انتخابات با رای تناسبی و به نقش گروه های سیاسی در ساختار حکومت و انتخاب والی ها اشاره کردند. آن ها گفته اند که مذاکرات صلح با مشارکت ملی انجام شود و احزاب با فکر غیر طالبانی نیز باید شریک گفتگوها باشند و مذاکرات نمی تواند تنها در انحصار حکومت قرار داشته باشد. رهبران جبهه ی ملی گفته اند که جریان مذاکرات را یک مرجع معتبر بین المللی نظارت نماید. رهبران جبهه ملی درآلمان گفته اند که فداکاری های ملت افغانستان و جامعه ی جهانی درحال ضایع شدن است. این ها مسایلی است که رهبران معتبر سیاسی درکنفرانس آلمان مطرح کرده اند و این حق طبیعی و مسلم آن ها است که دیدگاه های سیاسی شان را در مورد ساختار نظام و الزامات آن را به صورت منطقی و مسالمت آمیز مطرح نمایند. حضور رهبران شناخته شده و معتبر کشور

در آلمان بسیار متفاوت است با حضور نمایندگان شبکه دهشت افکنی که با خشونت و عملیات انتحاری قدرت را در کابل مجددا به دست آوردند و برای رسیدن به آن ، دریای خون جاری نمودند

رسانه های خبری در افغانستان و جهان، تا کنون اجلاس آلمان را گزارش نداده اند و اطلاعات اندکی وجود دارد که در این کنفرانس، ازغربی ها چه مقامات رسمی و غیر رسمی ای شرکت کرده اند، اما افرادی در رسانه های مربوط به حکومت، ظاهر شده واظهارات بسیار نامردانه ای درمورد رهبران سیاسی کشورداشته اند. نگاه این افراد به مسایل سیاسی کشور، قومی و قبیله ای هستند. آن ها نمی توانند تفکیک نمایند که مبارزات سیاسی در چارچوب قانون، مسالمت آمیز و به دور ازخشونت با مبارزات انتحاری و ارتکاب جنایت فرق دارند. این رسانه ها واین افراد هرگز نگفته اند که رهبران طالب وشبکه حقانی خائن وجنایت کار هستند. ولی متاسفانه آن ها گفته اند که رهبران سیاسی و سرشناس کشور که برای بیان دیدگاه های روشن شان، به آلمان رفته اند و دیدگاه های متفاوتی نسبت به حکومت پیداکرده اند، این ها باید به عنوان جنایت کار تجزیه طلب، مجازات شوند

سوال اساسی دراین است که چرا آن ها چنین سخنی در مورد رهبران شورای کویته که استاد ربانی را ترور کردند نمی گویند و چرا درمورد شبکه حقانی که ده ها حمله ی انتحاری را به دوش گرفته اند سکوت کرده و چیزی نمی گویند و چرا خواهان محاکمه و مجازات برایشان نیستند

دلیل مساله، نوع نگاه به قضیه ی افغانستان است. آن ها نشان دادند که نگاه ملی به سیاست ندارند و قضاوت شان قومی وقبیله ای است. رهبران جنایتکار طالبان و شبکه حقانی به دلیل این که متعلق به تبارشان هستند واین ها نیز تحلیل گران تباری و با نگاه قومی هستند هرگز راضی نمی شوند که بگویند رهبران شبکه های شورای کویته و شبکه حقانی مرتکب جنایت شده اند. ملاضعیف، گفته است که خشونت در زمان امارت طالبان ضروری بود. آن ها درزمان امارت شان مرتکب نسل کشی شدند و کشتارهای بسیار زیادی را در شمال و مرکز افغانستان راه انداختند. در یکاولنگ، در زمستان2000 ازکشته ها، پشته ساختند. این کشتار به اندازه ای گسترده و بی رحمانه گزارش شد که دبیر کل سازمان ملل خواهان تحقیق جنایت یکاولنگ شد

اما درمرحله ی دومی که طالبان، قدرت را از دست دادند می بینیم که بیشترین جنایت را طالبان در مورد مردم پشتو زبان مرتکب شدند. کشتار در کابل بانک در شهر جلال آباد، مساله ی دردناکی بود. مظلومیت مردم بی گناهی که در کابل بانک برای گرفتن معاش شان آمده بودند کمتر از مظلومیت اهالی یکاولنگ نیست. در کابل بانک مردم بی رحمانه قتل عام می شوند در حالی که همه از مردم پشتو زبان ما هستند. در جریان ده سال گذشته، تمامی جنایت طالبان در مناطق شرق و جنوب افغانستان متمرکز بوده و همه ی جنایت ها در حق مردم پشتو زبان ازطرف طالبان صورت گرفته است.

طالبان، ثابت ساخته اند که قومیت برایشان مهم نیست. آن ها برای گرفتن قدرت با روشهای القاعده و غیر دموکراتیک، کار می کنند و با خشونت می خواهند قدرت را بگیرند و با خشونت حکم برانند. تفاوت و تمایز این گروه با دیگر گروه های سیاسی در همین است. رهبران معتبر و شناخته شده ای که درآلمان جمع شده اند، هدف شان فقط بیان دیدگاه های سیاسی شان است. آن ها مواضع خود را پیش از سفر به آلمان در گردهمایی های مردمی ابراز داشتند. شاخص ترین دید گاه های سیاسی شان، ساختار نظام پارلمانی به جای نظام ریاستی، قدرت غیر متمرکز، نقش احزاب در سیاست، انتخابات با روش تناسبی به جای رای غیر قابل انتقال و به علاوه این که گفتگوی صلح با طالبان صورت ملی داشته باشد و نه انحصاری. اعلامیه ی هفت ماده ای، بلوغ سیاسی در مورد ساختار نظام را، نشان می دهد. رهبران سیاسی، نگاه ملی به مساله ی افغانستان دارند و می خواهند در کادر قوانین، مطالبات و خواسته های شان را با مردم و جامعه ی بین المللی در میان بگذارند. شرکت در کنفرانس آلمان ، فلسفه ی بیان دیدگاه های معتبر با جامعه ی بین المللی است و این مساله درشرایط حساس کشور مهم و ضروری می باشد و نمی شود گروه های مهم سیاسی از کنار قضیه بی تفاوت بگذرند. طالبان و حکومت افغانستان. جزیی ازمسایل افغانستان است و نه تمام آن


موضوعات مرتبط: سیاست
[ جمعه 1390/10/30 ] [ 3:4 ] [ حبیب الله رضایی ]

خروج ناموفق امریکا از عراق و به دنبال آن خروج تدریجی از افغانستان و آغاز گفتگوهای صلح با طالبان... آیا امریکا نسخه پیشنهادی دیگری برای افغانستان دارد؟

دیپلماسی ایرانی: خروج نیروهای امریکایی از عراق در امریکا با جشن و شادی مردم ایالات متحده همراه شد و باراک اوباما بابت تحقق وعده اش مبنی بر خروج نیروها بر خود بالید و در آستانه شروع رقابت های ریاست جمهوری در کشورش، خود را مردی خوش قول و ثابت قدم معرفی کرد. اما در آن سو کشور عراق از فردای روز خروج خارجی ها یک روز آرامش به خود ندیده و موجی از اختلاف ها و تنش ها را شاهد بوده است.

قرار بود عراق مدلی از دموکراسی موزاییکی لبنان را تجربه کند و قدرت در این کشور میان گروه ها و مذاهب تقسیم شود و به تدریج ساختاری دموکراتیک و مبتنی بر همین تقسیم بندی موزاییکی را به اجرا درآورد اما به محض خروج نیروهایی امریکایی از این کشور، اختلافات سر باز کرد و ائتلاف سنی ها از هم پاشید و دولت نیز با بحران روبرو شد. متعاقب این اختلافات، وقوع حوادث تروریستی پیاپی در عراق بر وخامت اوضاع افزوده و موجب تشدید نگرانی ها از وضعیت دولت و امنیت شده است.

از سوی دیگر افغانستان نیز که ده سال صحنه جنگ میان نیروهای بین المللی و شورشیان طالبان و القاعده بوده، به زودی مطابق وعده جامعه جهانی، خالی از نیروهای خارجی خواهد شد ولی در اینجا استراتژی دیگری در شرف طرح ریزی و تحقق است. هم حامد کرزی و هم قدرت های غربی از ماه ها پیش به دنبال انعقاد تفاهم نامه هایی استراتژیک برای حضور نیروها و امکانات غربی در افغانستان هستند تا توانایی مقابله با شورش ها و جنگ افزوری هایی را که به گفته آنها با حمایت پنهان لایه هایی از ارتش و استخبارات پاکستان همراه است داشته باشند و مانع از بین رفتن دموکراسی نوپا و دیگر دستاوردهای جنگ ده ساله در این کشور شوند.

اگرچه هنوز جزئیاتی از پیمان های استراتژیک احتمالی افغانستان با قدرت های بزرگی چون امریکا، فرانسه، بریتانیا و آلمان منتشر نشده و همه چیز در حد توافقات اولیه و کلیات به سر می برد اما انتظار می رود که قراردادهای مزبور واجد جنبه های امنیتی و لجستیکی و نیز آموزشی و فرهنگی بلندمدتی باشند تا افغانستان را چون عراق، در مخمصه مخالفان و بنیادگرایان تنها نگذارند.

وزارت خارجه افغانستان هفته پیش اعلام کرد که قرار است گفتگوها در مورد امضای سند همکاری های استراتژیک با ایالات متحده در همین ماه در کابل آغاز شود و درباره جزئیات و موارد مورد اختلاف آن بحث و بررسی صورت بگیرد.

در کنار اختلاف های گذشته میان ایالات متحده و افغانستان بر سر امضای سند همکاری های استراتژیک، برخی از پیشنهادهای لویه جرگه عنعنوی افغانستان نیز موجب شده تا شرایط سخت تری در برابر دور تازه گفتگوها میان دو کشور قرار گیرد.

با این وجود جانان موسی زی سخنگوی وزارت خارجه افغانستان گفته است مذاکرات مربوط به تفاهم نامه استراتژیک کابل - واشنگتن، از سوی سفیر امریکا در کابل و مشاور شورای امنیت ملی افغانستان میان هیات های دو کشور به پیش می رود. به گفته وی، عمده مطالبات و شروط افغان ها کاملا روشن شده است ولی با این حال مشاور امنیت ملی، معاون سیاسی وزارت خارجه و برخی دیگر از مقام های افغان در ترکیب هیات های گفتگوی دوجانبه قرار دارند و مذاکرات را در کابل پیش می برند.

هر چند پیش از این مقام های دو کشور گفته اند که مسائل مورد اختلاف بر سر امضای این پیمان استراتژیک حل شده است اما هنوز در برخی مسائل موافقتی به دست نیامده است. یکی از این موضوعات اقدام به عملیات های شبانه از سوی نیروهای امریکایی در افغانستان و حملات خودسرانه و بدون هماهنگی آنها به خانه های افغان هاست که حکومت افغانستان همواره مخالف آن بوده و خواستار توقف اش شده است. از سوی دیگر امریکا مایل است تا این همکاری ها در چارچوب یک اعلامیه تنظیم شود اما افغانستان تاکید دارد که این سند به صورت یک پیمان امضا شود.

درحال حاضر، مقام های افغان از آمادگی خود برای آغاز دور تازه مذاکره با مقام های امریکایی در مورد امضای سند همکاری های استراتژیک خبر می دهند ولی حامد کرزی ادامه عملیات های شبانه نیروهای ائتلاف را یکی از موانع اساسی در راه امضای این سند عنوان کرده است. رئیس جمهور افغانستان همچنین از امریکایی ها خواسته است که تمام مسئولیت های زندان بگرام را به دولت بسپارند.

با این حال به نظر می رسد تجربه عراق از یکسو و احتمال آغاز گفتگو با طالبان از سوی دیگر، دو دلیل عمده باشد برای انعقاد همکاری های درازمدت افغانستان با بریتانیا، فرانسه، آلمان، امریکا و حتی ایتالیا تا از این طریق، زمینه های بکارگیری سیاست "فشار و گفتگو" در قبال مخالفان و جلوگیری از آشفتگی های امنیتی و سیاسی در این کشور فراهم باشد.


موضوعات مرتبط: سیاست
[ سه شنبه 1390/10/27 ] [ 9:6 ] [ حبیب الله رضایی ]

 

جهانی که امروزه در آن زندگی می کنیم کلیت چهره اش در حال دگرگونی است. جهان پیش رو با خطر بدون تردید انفجار آمیز خشونت مواجه است. خشونتی نا متمرکز، نا متقارن و در دسترس تر برای همه. و یکی از وجوه این خشونت مسئله تروریزم است. اما این تروریسم امروز یکی از متکثر ترین مفاهیم ادبیات امنیتی و بین الملل است. مفهومی فوق العاده موسع که به منظور مطالعه آن نمی توان آن را به مفاهیم و واحدهایی مضیغِ صرف تبدیل کرد.

● مسئله بازیگران

پس از نظام وستفالیایی و تولد دولت ملی تا کنون دولت به عنوان یگانه بازیگر اصلی نظام بین الملل شناسایی شده است و علی رغم آنکه تحت تاثیر تحولات و نظریه های جدید بازیگران نوینی در این عرصه شناسایی شده اند، اما دولت را هچنان به عنوان بازیگر عمده می شناسند. اما موج جدید ابر تمدن بشری به شدت این مفهوم را به چالش می کشد. بحران هایی در این عرصه از یک سو و برخی از انواع تروریسم از سوی دیگر به انحاء مختلف این دردانه نظام وستفالیایی را به چالش می کشند.

امروزه با آنکه پایه های هنوز پایدار نظام وستفالیایی وجود دارند، اما انحصار دولت بر جنگ و خشونت سازمان یافته از بین رفته است. میان خشونت جنگی و جنایات سازمان یافته غالباً مرزی مشخص وجود ندارد و تمایز بین سازمان های بزرگ جنایتکار [...] با بازماندگان ارتش های پیشین یا پیروان مسلحِ جنگ سالاران که با غارت و سوداگری اموال نامشروع ارتزاق می کنند ممکن نیست.

● تروریسم، بحرانی برای بشریت و امنیت بشر

موضوع تروریسم در تمامی ابعادش، موضوعی است که از تمامی بازیگران بین المللی امنیتی تلقی می گردد. بدون تردید بر اساس آنچه بوزان و همکارانشان معتقدند، نگاه امنیتی مضیغ نمی تواند به تبیین چیستی و چرایی تروریسم بپردازد و به دنبال آن در دیپلماسی پاد تروریسمی نیز با شکست مواجه می گردد. چرا که پیش از آنکه ما به مفهومی موسع از امنیت دست یابیم، تروریسم خود هم در روش و هم در ابزار و هم در هدف، به دلیل عمده بین المللی شدنش، مفهومی موسع شده بود.

به طور کلی می توان گفت همین امنیتی بودن موضوع تروریسم است که نقطه اشتراک برای تدوین یک دیپلماسی پاد تروریسمی را بوجود می آورد. بر این اساس، دستیابی به قرائتی مشترک در رابطه با تمام وجوه تروریسم و هر چه بیشتر بین المللی شدن آن می تواند زمینه ها را برای همکاری های گسترده تر در جهت دیپلماسی پاد تروریسمی آماده تر نماید. هرچند جهانی شدن گسترش تروریسم را تسهیل نموده است.

اما تروریسم یکی از مقوله ای مهم در حوزه مسائل امنیتی است که به علت پیوندی که با تکنولوژی های نوین پیدا نموده به یک معضل راهبردی تبدیل گردیده و توانسته به عنوان یک بازیگر قابل بحث و مهم در عرصه روابط بین الملل تبدیل گردد. این به واسطه آن است که روز به روز خشونت گسترده تر می گردد و می تواند مظاهر و بنیادهای تمدن انسانی را هدف قرار دهد.

تروریسم بین المللی –چنانچه در سالهای اخیر ثابت شده است، دیگر اعمال خشونت را بهترین یا تنها شیوه جلب افکار عمومی جهانیان برای انتقال پیام ها و اخبار خاص خود به حساب نمی آورد. [...] شکل نوین خشونت تروریستی، مستقیماً شریان های اقتصادی [تمدن بشری] را هدف می گیرد و به جای تبعات فیزیکی خشونت، از پیامدهای روانی آن سود می جوید. این امر، دقیقاً همان چیزی است که به خشونت مزبور، خصلت تروریستی می بخشد. ویرانگر بودن تروریسم نوین، بدان سبب نیست که به تاسیسات زیربنایی، کارخانه ها، مراکز خرید، سیستم هدایت و حمل و نقل کشور مورد تهاجم، خسارات فراوان وارد می آورد؛ بلکه از آن جهت است که رعب و وحشت ایجاد می کند و به واسطه این امر، بافت بسیار حساس اقتصادی جوامع مدرن را از هم می گسلد. آسیب پذیرترین نقطه این جوامع همین جاست و دقیقاً بر همین نقطه می توان به سادگی لطمه وارد ساخت.

اما خطر تروریسم پس از ۱۱ سپتامبر جدی تر و قابل پیگیر تر است. چرا که اینکه چه حادثه ای را می توان تروریستی نامید و چه حادثه ای را نمی توان، دست کم بعد از یازده سپتامبر سال ۲۰۰۱، از حالت مسئله ای صرفاً آکادمیک خارج شده و اهمیت فراوان در سیاست جهانی یافته است. بویژه آنکه تروریسم مرز نامشخصی با یک جنگ تمام عیار دارد. آنچنان که در انحصار ارتش بودن جنگ و خشونت جنگی که در طول تاریخ جنگ های اروپا از قرن هفدهم تا قرن بیستم به چشم می خورد، پایان یافته است؛ به بیان دقیق تر، تروریسم به جنگ ترور تبدیل شده است و این جنگ در کل جهان و بدون هیچ گونه محدودیتی در انتخاب قربانیان همچنان ادامه دارد. به موازات این جریان، غیرنظامیان و تاسیسات زیربنایی غیرنظامی به منابع حیاتی جنگ تبدیل شده اند.

بر این اساس است که موضوع مقابله با تروریسم از معدود موضوعاتی است که تقریباً تمامی کشورها و ملت ها بر روی آن اجماع نظر دارند. تروریسم به طور کلی خطری است برای همه، و نه خطری از سوی یکی برای دیگران و یا بالعکس.

● پیچیدگی های مفهومی

اگرچه در رابطه با موضوع مقابله با تروریسم میان کشورها و ملت ها اجماع نظر وجود دارد اما این اجماع نظر کلی و اجمالی است و دولت و ملت های مختلف دارای برداشت های مخصوص به خود در خصوص این پدیده هستند. بررسی ها نشان می دهد که اکثر بازیگران و گفتمان ها در بخشی از شاخصه های مرتبط با تروریسم با یکدیگر مشارکت دارند. اما برخی از آنها به شکل دقیق تر به مفهوم شناسی توجه کرده اند و امکان مناسبی را برای الگو سازی جهت تشخیص پدیده ها، وضعیت ها و فعالیت های تروریستی فراهم آورده اند. و در گفتمان ها و اسناد امنیتی بررسی شده، دسته بندی های مختلفی از تروریسم ارائه شده است. این دسته بندی ها تا حدودی به گونه شناسی بر اساس محیط فعالیت، گونه شناسی بر اساس موضوع و گونه شناسی بر اساس انگیزه عمل قابل تقسیم هستند. به علاوه در رابطه با مسئله خشونت نمی توان گفت هر خشونتی تروریسم است.

اما با این حال در حال حاضر [در خصوص مسئله تروریسم] در سطح بین المللی اجماع نظری وجود ندارد و کشورها، سازمان ملل و سایر سازمان های بین المللی و منطقه ای به فراخور درک، برداشت، ارزش ها و فرهنگ خود، تروریسم را به اشکال مختلف تبیین نموده اند.

تبیین های متفاوت از مبانی نظری و مفهومی تروریسم منجر به شکل گیری رفتارها، راهبردها و سیاست های متفاوت در خصوص آن گشته تا جایی که اختلافات عمده ای در خصوص مصادیق سازمان های تروریستی، افکار تروریستی و اقدامات تروریستی به وجود آمده است. البته به نظر می رسد به سادگی امکان ایجاد اجماع نظر در خصوص مفهوم تروریسم وجود نداشته باشد، زیرا تروریسم در چارچوب منافع و امنیت ملی کشورها تعریف می گردد و کشورهای مختلف به علت فضاها و تهدیدات امنیتی متفاوت، برداشت منحصر به فردی از تروریسم را ارائه می کنند.

آن هنگام که به الکس اشمید(Alex P. Schmid) و آراء وی می نگریم برداشت ما از تروریسم مات تر و پیچیده تر می گردد. وی معتقد است اقدامات تروریستی اغلب در چارچوب یک مناقشه سیاسی صورت می گیرد. در این خصوص به مانند آنکه جنگ ادامه سیاست با ابزاری دیگر تعریف شده، می توان تروریسم را نیز بعضاً ادامه سیاست تعریف کرد.

رضا رضایی (مصدق) و منیره رضایی - سایت آفتاب


موضوعات مرتبط: سیاست، تاریخ، گروههای تروریستی
[ یکشنبه 1390/10/25 ] [ 2:21 ] [ حبیب الله رضایی ]

 

در این اواخر دیده می‌شود که افراد و گروه‌هایی که وابسته به حکومت اند، پی‌هم و به گونه‌های مختلف، بحث تجزیه را مطرح و رسانه‌یی می‌سازند. گاهی هم بعضی از مراکز و اشخاص مرتبط به حکومت، این موضوع را همراه با فدرالیسم، عنوان می‌کنند. اما طوری که بر مردم افغانستان معلوم است، این حکومت است که با پخش خبرِ سپردن جنوب کشور به افغانستان، این موضوع را به شكل رسمي‌تر عنوان کرده است. ولي جالب اين‌كه به تازه‌گي رسانه‌های طرفدار حکومت، به بهانة نشست برلین، به مخالفان سیاسی حکومت برچسپ اتهام و تجزيه‌طلبي زده و این موضوع را دوباره ـ اين‌گونه ـ علم كرده‌اند.

در کل می‌توان گفت، آن‌چه پیرامون تجزیه در این اواخر مطرح شده، تماماً از سوی حکومت و یا طرفداران آن، بوده است. بر همين اساس، گمانی به وجود می‌آید که در پشت این قضایا، اهداف پنهانی برخي اشخاص و حلقات درون‌حكومتي، مطرح است.

پرسشی كه اكنون به ميان مي‌آيد، اين است که آن‌ها از بلندکردن این مباحث، چه منافعي را دنبال می‌کنند؟ در نزدیک‌ترین دریافت، دو گزینه افکار عمومی را به خود جلب می‌کند.

ـ از قراین پیداست، گروهی از افرادی که در اطراف حکومت حلقه زده اند، با پی‌گیری افکار قوم‌پرستانه و برتري‌جويانةشان، آرمان تجزیه را به صورت استراتژیک در برنامه‌های حکومت می‌گنجانند و دنبال می‌کنند. این گروه به صورت برنامه‌ریزی شده، هر از گاهی که دست‌شان رسیده است، با دامن زدن به اختلافات قومی ‌و زبانی، این خواست‌شان را از مجاری مختلف دنبال کرده اند.

ـ گمان دوم بر آن است که کدام گروه یا کشوری در بیرون این برنامه قرار داشته و آن را به واسطة منسوبان حکومت، دنبال مي‌کند. طوری که خود رییس‌جمهور اعلام داشت، نهادهای حکومتی افغانستان به ویژه ارگ ریاست‌جمهوری پر از جاسوسان کشورهای همسایه است. که این گفتة وي، اين گمان را تقویت می‌بخشد.

از آن‌جايي كه حكومت فعلي، در نهايتِ ضعف و رخوت به‌سر مي‌برد، و از آن‌جايي كه گذشتة این کشور نشان داده است که تمام برنامه‌های خارجی‌ها مو به مو تطبیق شده، نگرانی از گمانة دوم جدي‌تر به نظر مي‌رسد.

به هر حال، مجریان و مدیران حکومت و به ویژه شخص آقای رییس‌جمهور، باید بداند که غوغای تجزیه‌طلبی از خود ارگ و وابسته‌گان آن چهاردیواری برمی‌خیزد و بی‌گمان، نفوذ خارجی‌ها و قوم‌انديشانِ تجزيه‌گرا، منشأ و سرچشمة اصلي اين غوغا مي‌باشد.

حالا اگر طرفداران تیم بر سر اقتدار، هر اندازه هم كه خود را به در و دیوار بکوبند و بگویند که مخالفانِ حکومت تجزیه‌طلب اند، اما مردم افغانستان نيك می‌دانند که در پشت بلندگوی تجزیه‌طلبی، کی‌ها ایستاده اند.


موضوعات مرتبط: سیاست
[ شنبه 1390/10/24 ] [ 16:59 ] [ حبیب الله رضایی ]

 

اعضای جبهه ملی روز جمعه در نخستین ساعات ورود به کابل، در میدان هوایی کابل اعلام کردند که طرف های درگیر در جنگ با طالبان در زمان مقاومت باید وارد برنامه های گفتگو با این گروه شوند.
احمد ضیا مسعود رییس جبهه ملی در کابل به خبرنگاران گفت: " تا زمانیکه طرف درگیر با طالبان در دوران مقاومت شامل روند صلح نشوند ، بسیار مشکل است که صلح در افغانستان تامین شود."
مسعود می گوید، جبهه ملی در حال حاضر از میلیون ها افغان نمایندگی می کند، و باید این جبهه در گفتگو های صلح با گروه های مخالف مسلح دولت سهیم باشد.
احمد ضیا مسعود، محمد محققق، جنرال عبدالرشید دوستم اعضای جبهه ملی به شمول امرالله صالح رییس پیشین امنیت ملی، یک هفته پیش به شهر برلین آلمان سفر کرده بودند ودر آنجا با شماری از اعضای کانگرس امریکا و اعضای پارلمان آلمان بحث و گفتگو کردند.
اعضای این جبهه می گویند که آنان با دانا رورا باکر رییس هیئت کانگرس امریکا و برخی از اعضای پارلمان المان در مورد تغییر نظام سیاسی افغانستان بحث وگفتگو کرده اند.
آقای مسعود امروز به خبرنگاران گفت: " تا زمانیکه اصلاحات اساسی در ساختار نظام بوجود نیاید، بسیار مشکل خواهد بود از بحران کنونی که کشور ما را تهدید میکند نجات پیدا کنیم."
او می گوید در این مورد پیشنهاداتی مشخصی را با اعضای هیئت کانگرس امریکا و اعضای پارلمان آلمان ارائه کرده اند.
مسعود از سیستم موجود سیاسی در کشور به شدت انتقاد کرد و تاکید کرد که محدود بودن صلاحیت ها به شخص رییس جمهور باعث شده تا پروژه های اقتصادی بصورت درست تطبیق نشود.
مردم را به قربانگاه نمی فرستیم
اعضای جبهه ملی از واکنش حکومت مبنی  بر سفر آنان (اعضای جبهه ملی) به خارج از کشور به شدت انتقاد کردند.
محمد محقق از اعضای این جبهه و عضو ولسی جرگه می گوید هر زمانیکه صدایی برای بهبود وضع زندگی مردم بلند می شود، حکومت هراسان و "دست و پاچه" می شود.

آقای محقق می گوید که جبهه ملی خواستار ایجاد حکومت پارلمانی (صدارتی) در افغانستان است و به گفته او در این مورد باید، گفتمان "ملی" برای تعدیل در مواد قانون اساسی راه اندازی شود.
او اعلام کرد که اعضای جبهه به ولایات خواهند رفت و با مردم صحبت می کنند تا به گفته محقق، یک محور سیاسی کلان را ایجاد کنند.
محمد محقق گفت: " توقع ما از حکومت اینست که قاعده بازی را خراب نکند، برادر وار پیش میرویم ببینیم ملت گپ کی را قبول میکند."
او تایید کرد که حکومت گفتگو با مخالفان مسلح را در خفا انجام می دهد.
محقق گفت:" "ما حق داریم نگران آینده مردم خود باشیم، ما در برابر طالبان بودیم و باید بدانیم با آنان چه معامله میشود، ما مردم خود را به قربانگاه نمی فرستیم."
محمد محقق گفت: "اگر طالبان بیایند که "نمی آیند" ما دست دوستی به آنها دراز میکنیم."


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ شنبه 1390/10/24 ] [ 1:0 ] [ حبیب الله رضایی ]


تغییرات جدید در وزارت امور خارجه کشور که از چندی بدینسو به نسبت مشکلات ناشی از ضعف آن وزارت زبانزد شده است در حال تحقق میباشد. قابل تذکر است که افشای لست تعینات جدید از طریق مطبوعات اکنون آهسته آهسته با اندکی تفاوت در جریان عملی شدن است که با شروع کار پارلمان نهائی میگردد.

آقای جاوید لودین تبدیل بحیث وزیر امور خارجه
آقای زلمی رسول تبدیل بحیث سفیر و نماینده فوق العاده افغانستان در سازمان ملل متحد 
آقای صلاح الدین ربانی سفیر افغانستان در ترکیه تبدیل بحیث رئیس عالی شورای صلح افغانستان

آقای ننگیالی طرزی تبدیل بحیث سفیر افغانستان در سویس

آقای شیدا محمد ابدالی معاون شورای امنیت ملی تبدیل بحیث سفیر افغانستان در هند

آقای برنا کریمی معین اداره ارگانهای محل تبدیل بحیث سفیر افغانستان در کانادا

آقای عبدالحی حیدر تبیدل بحیث معین سیاسی

آقای عبدالقهار عابد تبدیل بحیث معین اداری

آقای عمر داوودزی سفیر افغانستان در پاکستان تبدیل بحیث رئیس کمیسیون مستقل انتخابات

آقای عزیزالله امین تبدیل بحیث جنرال قونسل افغانستان در آلمان

آقای عبدالجمیل پروانی تبدیل بحیث رئیس اداری

آقای ضیاء صالحی عضو شورای امنیت ملی تبدیل بحیث رئیس تشریفات

آقای حمید صدیق تبدیل بحیث سفیر افغانستان در پاکستان


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ جمعه 1390/10/23 ] [ 18:18 ] [ حبیب الله رضایی ]

این روزها بحث مذاکرات امریکا با طالبان نقل هر مجلسی است. این مذاکرات بدون آگاهی و در جریان قرار گرفتن منابع رسمی و دپلوماتیک حکومت افغانستان در قطر جریان داشته است.
همچنان شایعاتی در مطبوعات صفحه به صفحه نقل می شود که شماری از ولایتهای جنوبی کشور را در بدل قطع جنگ به طالبان واگذار می کنند.
از سوی دیگر شورای پنج نفری طالبان در پاکستان تشکیل می شود تا کلیه امور جنگی طالبان افغانستان و پاکستان را هماهنگ ساخته و تداوم حنگ در افغانستان را تامین کنند.

بار بار درگذشته شنیده ایم که پرویز مشرف دکتاتور نظامی پاکستان از تعلق پشتونی طالبان صحبت می کند و حمایت کشورش از طالبان را حمایت از پشتونهای افغانستان قلم داد می کند.

همچنان در همین سال جاری اردوی پاکستان به وقفه و هر بار برای چندین روز متوالی مناطق سرحدی کشور را مورد بمباران توپخانه یی قرار می دهد؛ مردم ما را می کشد و دهکده ها و قصبات ما را ویران می کند.
و با شگفتی می بینم و شاهد بوده ایم که در هیچ یک موارد بالا که هریک آنها نقض قانون اساسی، نقص حاکمیت ملی و دشمنی با وحدت ملی در افغانستان را در پی داشته است، وزارت خارجۀ افغانستان اعلامیه چی که حتی سرفۀ دپلوماتیکی هم صادر نکرده است که دشمنان بدانند اینجا کشور مستقلی است و دارای وزارت خارجه و حکومتی است که خود را مسوول دفاع از مردم و کشورش می داند.

اما همین حکومت و وزارت خارجه و دستگاه فرمایشی "استرتیژیک" اش کنفرانس برلین را محکوم می کند و نقش خارجی ها را دران مداخله در امور کشور می خواند. کنفرانس برلین به صورت علنی و به خاطر بررسی راه های برون رفت از بن بست کنونی، رسیدن مردم به صلح واقعی و پاسخگو ساختن حکومتی که در حال حاضر استبدادی ترین نظام جهان را تمثیل می کند، دایر شده بود و وزارت خارجه افغانستان با صدور اعلامیه یی اینچنین یک کنفرانس را محکوم و تقبیح نموده آنرا خلاف وحدت ملی قلمداد می کند- آنهم با چه دستپاچگی و رسوایی یی!

اگر جناب حامد کرزی خود در یک کنفرانس آلمانی به صفت رییس جمهور پیشنهاد می شود و با تایید خارجی ها به کابل می آید و این کار مداخله در امور داخلی کشور نبوده باشد، پس چگونه کنفرانسی که هیچ گونه تصمیم اجرایی در مورد افغانستان نمی گیرد و تنها بحث روی مسایل مربوط افغانستان دران جاری بوده است، خواب خوش ومزمن وزارت خارجه را برهم می زند و با عجله چنان اعلامیه یی را صادر می کند؟

مشکل اینحاست که حکومت کرزی اختیار کلیه امور فرهنگی، اقتصادی و سیاسی کشور را بدست حزب قومگرایی سپرده است که برنامه های فاشیستی اش جامعه را به انقطاب خطرناکی کشانده است. حزب افغان ملت یگانه حزبیست که به گونۀ عملی و نظری آجندای قومی دارد. این حزب مطابق قانون اساسی یک حزب غیر ملی و غیر قانونی است. اما جناب کرزی رییس همین حزب را درین ده سال در کنار خود دارد و اعضای این حزب همه روزه برنامه های فاشیستی و قومگرایانه خویش را با استفاده از پستهای حساسی که سخاوتمندانه از سوی کرزی در اختیار شان گذاشته شده است به پیش می برند.

با این حال وقتی حکومت علیه این حزب کاری نمی کند، معلوم نیست باکدام منطق و کدام وجدان پاک وحدت خواهانه ملی جمع شدن چند شخصیت سیاسی در خارج را محکوم می کند و آنرا با وحدت ملی متناقض می خواند؟

هیچ سندی وجود ندارد که کنفرانس برلین خواهان نظام فدرالی شده باشد بلکه در اعلامیه آنها نظام پارلمانی به جای ریاستی پیشنهاد شده است. این خواست از سوی سایر مخالفین سیاسی حکومت بارها اعلان شده و خواست تازه یی نیست. اما پرسش اینجاست که حتی اگر کنفرانس برلین خواهان نظام فدرالی هم شده باشد با کدام منطق آنرا می شود ضد وحدت ملی خواند؟

شخصیت های شرکت کننده درین کنفرانس معاون پیشین رییس جمهور، عضو مجلس نمایندگان، سرقوماندان اعلی ارتش و رییس پیشین امنیت ملی کشور اند. با کدام مجوزی اشخاص تازه به دوران رسیده و مجهول الهویه یی که کارشان بادنجان چیدن گرد قاب کرزی است، به خود حق می دهند وفاداری و تعهد این شخصیت ها به خاک و مردم را زیر سوال ببرند؟

وانگهی زمانی که حقوق مردم زیر نام قومیت تلف شود و کلیه چوکی های تصمیم گیرنده دولت بدست یک قوم باشد و کلیه برنامه های انکشافی در یک سمت کشور متمرکز شود و شخصیت های سیاسی اقوام دیگر یکی پی دیگری کشته شوند و ده ها دلیل اظهرمن الشمس وجود داشته باشد که مبین حق تلفی و استبداد قومی طراز فاشیستی درین کشور در حال تطبیق است، آیا خواست حکومت فدرالی غیر منطقی است؟ آیا حتی خواست تجزیه غیر منطقی است؟ اما پرسید که چه چیزی سبب کشاندن مردم به همچو راه هایی شده است؟

اگر حکومت خواهان ساختن یک افغانستان یک پارچه و مستحکم است، باید حزبی را که همه روزه نفرت قومی خلق می کند و کشور را به پشتون و غیر پشتون تقسیم کرده است و خود را "نادری" و دیگران "سقوی" می خواند از دولت اخراج کند.

اگر بسیار خواهان وحدت ملی استید برای کلیه اقوام حق دخالت در تصمیمگریها بدهید. مثلاً چرا هزاره ها و ازبک ها را به صفت والی کندهار و ننگرهار و قندهار مقرر نمی کنید. اگر مردم سایر ولایات حضور والی های پشتون را در مناطق شان می پذیرند و سالها هم پذیرفته اند، چرا والی های غیرپشتون در ولایتهایی که دران پشتونها اکثریت استند مقرر نمی شوند؟

چرا بامیان و غور و بادغیس و بدخشان و پروان و کاپیسا... از هرگونه انکشاف اقتصادی محروم اند؟ چرا سرک کابل بلخ خراب است و ساخته نمی شود؟ چرا کار سرک کابل پروان که همه امور دو رخه شدن آن تکمیل است هرگز آغاز نمی گردد؟ چرا سرک حلقوی هرات جوزجان تکمیل نمی شود...؟ هزاران چرای دیگر می تواند یادآوری شود که مبین تبعیض و تعصبی است که دولت به رهبری حامد کرزی و مطابق دکترین حزب طراز فاشیستی افغان ملت درین کشور تطبیق می کند.

حضور و حاکمیت حزب افغان ملت منطقاً منجر به انقطاب قومی می شود و این را هر ابجد خوان سیاسی می تواند درک کند. حکومت جناب کرزی امروز مملو از کسانی است که با تمام ذرات وجود شان با زبانهای غیر زبان خود شان و با اقوام غیر قوم خودشان دشمنی دارند. این حزب افغان ملت است که تاریخ پنجهزار سالۀ این کشور را در دو صد و پنجاه سال کوتاه می کند.

وقتی چنین باشد و تمامیتخواهان به سرنوشت مردم حاکم شده باشند، مردم چه چاره یی دارند جز این که برای اصلاح نظام، تمرکززدایی و تقسیم قدرت به گونۀ عادلانه به پا بخیزند. انتخابی شدن والیها، ولسوالها و شاروال ها کمترین خواستی است که می تواند برای رفع این نقیصه کمک کند.

نظام پارلمانی، فدرالیزم و تجزیه راه هاییست که برای نجات جوامعی متکثر از ستم در همۀ جهان در نظرگرفته می شود. گزینش این سه راهکار نه گناه است و نه جرم بلکه پذیرفتن و سرگذاشتن به تداوم استبداد است که گناه نابخشودنیست.

ازین حکومت باید پرسید که اگر سنگچلی به کفش نداری چرا از قطر نمی ترسی که از برلین می ترسی؟

چرا از رسمیت یافتن خیل درندگان وحشی قرون وسطی یی حذر نداری و علیه آن اعلامیه نمی دهی که از اجتماع آنهایی که به دست خود و با امکانات خود و با صرف نیرو و توان خود این نظام را ساخته اند و تنها خواست شان جلوگیری از خودکامگی در نظام است، این طور دستپاچه شده ای و در یکسو اعلامیه می دهی و در سوی دیگر کنفرانس دایر می کنی تا مردم را "ابله" بخوانند.

به کارگیری لفظ "ابله" در مورد دیگران از دهن کارگذاران حکومت کنونی افغانستان با اینهمه کارنامه های درخشان چه مصداقی دارد جز این که به خودشان بربگردد.

مگر کنفرانس برلین چه داشت که حکومت را به فحش دادن واداشته است؟

سایت خاوران - عصر دولتشاهی   


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ جمعه 1390/10/23 ] [ 10:47 ] [ حبیب الله رضایی ]

 

"سالم زهران" نویسنده جهان عرب در مقاله‌ای در " پایگاه اطلاع رسانی البناء" به بررسی علل حضور بی‌سابقه کشور قطر در عرصه منطقه‌ای و ایفای نقشی فراتر از حد انتظار و اندازه  اش می‌پردازد و در این‌باره می‌نویسد: بسیاری از راز قطر و نقش بزرگ و مهمی که این کشور کوچک با جمعیت اندکش که حتی فراتر از یکی از کوی‌های شهر مصری "شبرا" یا "حلب" در سوریه نیست، سوال می‌کنند. کشوری که نه تنها دارای تمدنی نیست، بلکه حتی معنای کامل دولت را هم نمی‌توان در آن یافت.
 
نقش کنونی قطر حتی غرب را نیز به تعجب واداشته
 حد و مرز این سوالات فقط به اعراب محدود نمی‌شود، بلکه غربی‌ها و دستگاه‌های اطلاع رسانی‌ آنها نیز از ظهور این پدیده متعجب و شگفت‌زده شده‌اند، با این که دستگاه‌های سیاسی و اطلاعاتی کاملا از دلایل نهفته در پس این ظهور غیرمنتطره و این که چه دست‌هایی در پس آن هستند، مطلع و آگاه می‌باشند.
شاید بتوان از جمله دلایل این به ظاهر اقتدار کشور قطر در قدرت اقتصادی و همچنین وابستگی این کشور به آمریکا و وجود پایگاه‌های متعدد نظامی آمریکایی در دوحه و عدم حضور بازیگری چون عربستان سعودی از صحنه حوادث جهان عرب یا وجود شخصیت مکاری با افکاری شیطانی چون "حمد بن جاسم"، نخست‌وزیر و وزیر خارجه‌اش ملاحظه کرد، اما دلیل اصلی چیز دیگر است.

دلیل اصلی این ایفای نقش قطر را باید در چه چیز ملاحظه کرد
 درباره دلیل اصلی نهفته در پس این اقتدار قطری را "سامی ریول"، دیپلمات صهیونیست تبیین می‌کند که برای سال‌های سال نقش بسیار مهمی را در سرویس اطلاعات و جاسوسی رژیم صهیونیستی "موساد" ایفا کرد، علاوه بر این‌که ریول مسئولیت اداره دفتر منافع اسرائیل در دوحه را هم اداره می‌کرد.
ریول آشکارا و بی‌پرده در کتابی که اخیرا تحت عنوان "قطر و اسرائیل: پرونده روابط محرمانه" چاپ و منتشر کرده، از دلایل این ایفای نقش سخن می‌گوید، بویژه آن‌که وی در قطر از جمله مهمترین مهندسان ، طراحان و برنامه‌ریزان جهت عادی سازی روابط اسرائیل – قطر بود که ریاست گروهی که وظیفه‌اش پیشبرد عادی سازی روابط اسرائیل با کشورهای عرب حوزه خلیج فارس و گسترش همکاری‌های اقتصادی دو جانبه را هم برعهده داشت.
در سال‌های اخیر هم سامی ریول مدیر بخش روابط اسرائیل با ناتو در وزارت خارجه این رژیم بود؛ همان ناتویی که قطر عرصه عملیاتش در لیبی را رهبری و هدایت نمود.
 
تلاش‌های قطری برای برقرار رابطه با اسرائیل
 
این دیپلمات اسرائیلی تاکید می‌کند، امکان نفوذ اسرائیل در قطر جز از طریق پایگاه‌های نظامی موجود در قطر ممکن نبود که پایتخت پایگاه‌های آمریکایی نه تنها موجود در خاورمیانه که در سراسر جهان را تشکیل می‌دهد. به همین دلیل ریول تاکید می‌کند،‌ امکان فهم روابط میان کشورهای و بویژه اعراب با اسرائیل جز از دروازه آمریکایی آن امکان پذیر نیست. 
ریول در این‌باره به سخنان امیر قطر که آن را در شبکه "ام‌بی‌سی" و تنها سه ماه پس از رسیدن به قدرت ایراد کرده بود، استناد می‌جوید که گفته بود: طرح گازی میان قطر و اسرائیل وجود دارد که قرار است، از طریق اردن به اجرا گذاشته شود و در ادامه خواستار لغو ومحاصره اقتصادی تحمیل شده از سوی اعراب بر اسرائیل شده بود.
 
پایگاه‌های آمریکایی دروازه ورود به جهان عرب
 
ریول تاکید می‌کند: پایگاه‌های نظامی آمریکا و تمایل قطر به برقراری روابط اقتصادی با اسرائیل دروازه روابط تل‌آویو- دوحه گشوده شد تا اسرائیل سنگ‌بنای یکی از پایدارترین دوستی‌های خود با یک کشور و طرف عربی به جز مصر را بنا نهد که از روابط خود با اسرائیل شرمنده و خجلت‌زده می‌نمود.
و درحالی‌که کشورهای عرب حوزه خلیج فارس، بویژه عربستان سعودی از درز اخبار دیدار مقامات مسئول خود با همتایان اسرائیلی خود به شدت واهمه داشتند، امیر قطر تلاش می‌کرد، روابط خود با اسرائیل را به صورتی اشکار در تمام سطوح گسترش دهد.
 
نقش انکار ناپذیر مقامات قطری
 
اگرچه ریول تاکید می‌کند، اگر کمک مسئولان و مقامات بلندپایه کاخ امیر قطر و وزارت خارجه و شرکت‌های بزرگ این کشور از جمله شرکت‌های حمد بن جاسم، نخست‌وزیر و وزیر خارجه قطر وجود نداشت، اسرائیل هیچ‌گاه نمی‌توانست با دوحه رابطه برقرار کند.
ریول در این‌باره به بحران‌هایی اشاره می‌کند که روابط مصر-قطر در زمان حسنی مبارک رئیس جمهور مخلوع مصر برای مدتی شاهد آن بود و از بیم آن‌که مبادا قطر جای مصر را در رابطه با اسرائیل بگیرد، آن را به شدت تحت فشار قرار داده بود تا از سرعت روند گسترش روابط خود با اسرائیل بکاهد. در واقع مصر از این بیم داشت که به جای قاهره، دوحه قرارداد صدور گاز با اسرائیل را امضا و کم کم جای این کشور را در عرصه منطقه‌ای احراز کند.
 
همسر امیر قطر، قدرتمندترین زن جهان عرب
 
نکته جالب این‌که این دیپلمات اسرائیلی از "شیخه موزه"، همسر امیر قطر نام‌ می‌برد و او را تاثیر گذارترین زن در جهان عرب می‌داند و پس از آن از نقش غیرقابل انکار قطر جهت تشویق کشورهای مغرب عربی به برقراری رابطه با اسرائیل به عناوین مختلف اقتصادی و امنیتی پرده برمی‌دارد.
 
ادامه روند گسترش روابط
 
همچنین تاکید می‌کند، هنگامی‌که در سپتامبر 1994 شورای همکاری خلیج فارس اعلام کرد که تحریم اقتصادی غیر مستقیم تحمیل شده بر شرکت‌های فعال در اسرائیل یا دارای روابط با آنها را لغو می‌کند و پس از آن روابطی میان شرکت‌های هواپیمایی عربی با شرکت‌های هواپیمایی اسرائیلی برقرار شد، همه و همه به لطف قطر صورت گرفت.
پس از آن ریول به احداث کارخانه مشترک قطری- اسرائیلی برای تولید محصولات لبنی در مزارع اسرائیل در "وادی عربه" اشاره و تاکید می‌کند که هدف از تاسیس این کارخانه رقابت با محصولات سعودی و اماراتی بود.
 
حال "تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل" شاید این اندکی از دلایل حضور و نقش پررنگ قطر در تحولات منطقه‌ای باشد.


موضوعات مرتبط: سیاست
[ پنجشنبه 1390/10/22 ] [ 13:12 ] [ حبیب الله رضایی ]

 

بیشتر از یکسال است که ایالات محتده امریکا با پاکستان ، قطر و عربستان سعودی برای به رسمیت شناختن طالبان و ایجاد یک سفارت برای این گروه تلاس می ورزد.
تمام این برنامه ها بدون اطلاع مقامات افغانستانی انجام میشود ، ولی گاهگاهی رییس جمهور کرزی ، وزیر خارجه افغانستان از تماس ها بین طالبان و افغانستان صحب میکنند که دروغی بیش نیست آنها اصلآ ابتکار عمل را در مورد مذاکره با طالبان از دست داده اند.
این در حالیست که آقای کرزی واضح میگوید از محتوای ملاقات ها با طالبان در قطرهیچ اطلاعی ندارد و همچنین ایجاد سفارت طالبان در قطر نیز بدون اجازه و اطلاع دقیق حکومت افغانستان ایجاد شده است.
اکثر روز نامه های المان از ایجاد سفارت طالبان در قطر خبر میدهند.
چرا قطر برای ایجاد سفارت طالبان انتخاب شده است؟
قطر دومین کشوری میباشد، که پس از پاکستان امارت اسلامی طالبان را به رسمیت شناخته و طالبان از طریق قطر کمک های فراوانی برای جنگ علیه نیروهای مقاومت به دست آورده و فعالیت های تروریستی علیه جامعه جهانی از همین کشور نیز آغاز شده است.
تماس طالبان با مقامات قطر در ده سال گذشته مرتب ادامه داشته و امارات متحده یکی از حامیان طالبان بشمار میرود.
انتخاب قطر برای سفارت طالبان یک پلان برنامه ریزی شده ای می باشد که امریکا نیز به آن توافق داشته و درخواست حکومت افغانستان برای ایجاد نمایندگی طالبان در ترکیه یا عربستان سعودی از طرف ایالات متحده امریکا رد شده است.
افغانستان در این میان بیشتر به عنوان نظاره گر اوضاع بوده و تا حال هیچ نشانه از اینکه افغانستان در این ملاقات ها سهم داشته باشد وجود نداشته است.
به گفته آگاهان سیاسی طالبان از طریق این سفارت و یا نمایندگی در قطر میخواهد رسمآ کمک های بیشتری برای ادامه جنگ در افغانستان به دست بیاورند. همچنین فعالت های تروریستی و شدت بخشیدن به حملات علیه نیروهای امنیتی افغانستان از جمله اهداف طالبان میباشد. گرچه هنوز سفارت طالبان در قطر کاملآ فعال نشده، ولی طالبان خواهان ایجاد سفارت های دیگر در عربستان سعودی و المان و پاکستان شده اند.
از طریق ایجاد سفارت طالبان در قطر راه برای به رسمیت شناختن رژیم طالبان آغاز میشود.
یکی از پلان های طالبان جابجا نمودن بیش از 24 هزار جنگجوی طالبان در اردو و پولیس افغانستان میباشد که در آینده مطرح خواهد شد. همچنین بالا بردن پرچم سفید امارت اسلامی برفراز سفارت طالبان در قطر از جملۀ خواسته های طالبان میباشد که به تدریج عملی خواهد شد.
خواسته های طالبان برای پیوستن به پروسه صلح خیلی بیشتر از آن است که حکومت افغانستان از آن اطلاع دارد.
حامد کرزی دلش خوش است که گاهگاهی در صفحه تلویزیون حاضر شده و با خنده و چشمک طوریکه وانمود میسازد گویا از همه خصوصیات گفتگوها با طالبان در قطر اطلاع دارد.
طالبان ادرس تصمیم گیرنده اصلی طرف مذاکره خود را که گفته میشود امریکا است را پیدا نموده، هیچ نیازی به حامد کرزی ندارند و برای از بین بردن او تلاش میکنند و تآسیس سفارت طالبان در قطر آغاز این برنامه ها میباشد.
اعتماد جامعه جهانی به حامد کرزی به شدت کاهش یافته و حکومت افغانستان برای از بین بردن فساد اداری و قاچاق مواد مخدر که در بالاترین مقام های ارشد دولت افغانستان وجود داشته، کاری انجام نداده و فقط با شعارهای بی محتوای رییس جمهور کرزی به ادرس ناتو و امریکا بی اعتمادی جامعه جهانی نسبت به حکومت افغانستان شدت یافته است. بدین وسیله میتوان گفت که حامد کرزی در انزوای جامعه جهانی قرار گرفته است.
به گفته آگاهان سیاسی یکی از اهداف این سفارت در قطر جمع آوری اطلاعات در باره مخالفان و از بین بردن سیستماتیک نیروهای مقاومت در افغانستان بوده ، که بیش از یکسال قبل آغاز شده است.
طالبان با ایجاد سفارت خود در قطر آسانتر میتوانند کمک های کشورهای عربی را جلب نموده و افراد خود را در اروپا، امریکا و هرکشوری که بخواهند جابجا نموده، فشار بیشتری بالای دولت افغانستان و محالفان خود در خارج از کشور وارد آورند.
دوری حامد کرزی از مردم افغانستان و به چالش کشیدن مجلس نمایندگان، دشمنی و یا بی ارزش شمردن نهادهای جامعه مدنی و کمیسیون مستقل حقوق بشر و نیروهای مقاومت ملی و در عوض ایجاد حلقه بسیار کوچک تمامیت خواه در ارگ، تمام راه های وحدت ملی را در افغانستان بسته و یا بسیار محدود نموده و فقط از راه شریک ساختن طالبان به هر قیمت می خواهد چند روزی حکومت کند. اینکه طالبان اصلا کرزی را قبول دارند سوال دیگری است.
حامد کرزی از اینکه آینده افغانستان به چه سرنوشتی گرفتارخواهد شد، ترسی ندارد. چون خود و تیم کاری اش پاسپورت های ویزه دار در اختیار داشته و هر لحظه اماده فرار از افغانستان میباشند.
طبق گزارش برنامه تلویزیونی رپورت (Report/ Mainz (در رابطه به فعالت های غیر قانونی طالبان در سال های 1997 تا اواخر سال 2001 میلادی زمانیکه دفتری در فرانکفورت داشته اند از قول دادستان شهر فرانکفورت Job Tillmannچنین آمده ، در این دفتر صدور اسناد تولدی، مجری خط ، تصدیق ازدواج، طلاق، تمدید پاسپورت و صدور پاسپورت جدید در دستور کار بوده و به گزارش دیگری طالبان از طریق دفتر خود در فرانکفورت هزاران پاسپورت به غیر افغانستانی ها صادر نموده اند.
این دادستان میگوید تمام این کارها باید مجوز وزارت امور خارجه آلمان را میداشت ولی پس از تحقیقات ما چنین مجوزی، که از طرف وزارت خارجه المان صادر شده باشد را ندیدیم. او تعجب میکند چطور ممکن است دفتر طالبان در فرانکفورت چندین سال به این فعالیت های غیر قانونی ادامه داده است.
بقول همین منبع طالبان در ده سال گذشته نیز روابط خود را با حلقاتی که قبلآ در اروپا برای مبارزه با دولت افغانستان ایجاد نموده بودند ادامه داشته است.
این در حالیست که سفارت دولت اسلامی افغانستان در آن زمان در برلین و جنرال قنسولگری در بن رسمآ فعال بوده و روابط دیپلوماسی بین افغانستان و المان رسمآ وجود داشته است.
پس از شکایت های مکرر وزارت خارجه افغانستان و اعتراض شدید سفارت افغانستان در برلین به مقامات عدلی و قضایی، این دفتر از طرف پولیس محاصره شده و به حکم محکمه المان تمام اسناد آن توقیف شده ، بعدآ معلوم شده است چه کارهای خلاف قانون و مقرارت بین المللی و دیپلوماتیک در این دفتر انجام گرفته است.
برنامه تلویزیونی رپورت یک لیست 106 نفری از مخالفان طالبان را ، که در این دفتر به دست آمده، به امضا و فرمان ملاعمر باید افراد شامل این لیست کشته شوند.
در این لیست نام عبدالاحد کرزی نیز دیده شده ، که در پاکستان کشته به قتل رسیده است. افراد شامل این لیست در کشورهای امریکا و اروپا ، افغانستان و پاکستان از جمله مخالفان طالبان بوده که بیشتر شان کشته شده اند. از آن جمله نام 4 شهروند افغانستانی مقیم المان نیز ذکر شده که در المان زندکی میکردند.
در این دفتر کارهای امور قنسولی افغانستانی ها با مهر و تصدیق تآیید شده و از آن در ادارات رسمی المان مورد استفاده قرار گرفته و بر اساس اسناد تآیید شده از طرف دفتر طالبان ویزای اقامت المان صادر شده است.
یکی از افرادی که نامش در لیست بوده ، در مصاحبه با Report گفته است، که طالبان سالها کارهای غیر قانونی خود را انجام داده که نه تنها صدور پاسپورت بلکه اهداف خطرناکتری را دنبال میکرده است.
یکی از کارهای مهم این دفتر این بوده، که افراد خاص خود را با نام دروغین به المان انتقال میدادند.
این گزارش همان زمان به پولیس فدرال المان ارايه شده و مقامات امنیتی المان لیست افرادی که باید به قتل برسند را بسیار مهم دانسته و گفته اند تا حد امکان باید از این افراد حفاظت شود.
فراهم نمودن هزاران پاسپورت افغانستانی توسط طالبان در قطر کار مشکلی نبوده و با فساد گسترده ای که در افغانستان وجود دارد هرکارغیر قانونی در افغانستان ممکن میباشد.
از گزارش Report/Mainz چنین به نظر می رسد که فعالت های غیر قانونی طالبان میتواند مشکلاتی را در آینده ایجاد نماید.
گزارش دیگری حاکی از آن است که یک ساختمان بسیار بزرگ که دارای چندین اطاق، اقامتگاه و چند سالون کوچک و بزرگ برای تشکیل کنفرانس ها در اختیار سفارت طالبان در قطر گذاشته شده در همین گزارش آمده که موترهای اعضای سفارت طالبان نمره سیاسی دریافت خواهند نمود.

محمود منجم زاده-  المان


موضوعات مرتبط: سیاست، تاریخ
[ چهارشنبه 1390/10/21 ] [ 10:18 ] [ حبیب الله رضایی ]

 

خبرگزاری مهر-ایران : رئیس جمهور سابق پاکستان از بازگشت خود به کشورش در ماه جاری میلادی خبر داده و این در حالی است که همسایه شرقی ایران در ماه های اخیر روزهای پرتنشی را پشت سرگذاشته است.

"پرویز مشرف" شب گذشته اعلام کرد که تا پایان ماه جاری میلادی به پاکستان بازمی گردد. این در حالی است که اسلام آباد پیشتر اعلام کرده بود در صورت بازگشت مشرف به پاکستان، پلیس وی را به اتهام دخیل بودن در ترور "بی نظیر بوتو" نخست وزیر اسبق این کشور، بازداشت می کند.

بر همین اساس اولین چالش مشرف در بدو ورود به پاکستان برخورد با حکم جلبش خواهد بود. اما نکته مهم در این رابطه آن است که مشرف چند روز قبل در مصاحبه با رسانه های صهیونیستی گفته بود که از نظر وی برقررای رابطه با رژیم اسرائیل مشکلی ندارد و وی در صورت رسیدن به قدرت در این راه گام برمی دارد.

مشرف در اولین گفتگوی خود با یک روزنامه صهیونیستی اظهار کرده بود: روابط با اسرائیل به نفع پاکستان است. ما در پاکستان به خاطر فلسطین همیشه ضد اسرائیل بوده‌ ایم زیرا مردم پاکستان طرفدار فلسطینیان هستند و نگران موقعیت آنها هستند. از همان ابتدا یعنی زمانی که ما استقلال خود را کسب کردیم و یک سال بعد از آن اسرائیل موجودیت یافت، ما طرفدار فلسطین بودیم.

مشرف در پاسخ به این که آیا افراد زیادی در پاکستان دارای این نقطه نظر هستند یا خیر، اظهار داشت: من اینگونه فکر می کنم. من چندین سال پیش با چنین موضعی شروع به سخن گفتن کردم. من در کنگره یهودیان آمریکا و سپس در رسانه ها درخصوص این موضع صحبت کردم و واکنش ها مثبت بود. روزنامه‌ها و افکار عمومی نیز واکنش مثبتی نشان دادند. سپس من دست به این ابتکار عمل زدم که وزیر خارجه پاکستان با وزیر خارجه اسرائیل به طور مستقیم در ترکیه دیدار و گفتگو کند و این دیدار نیز با بازخورد مثبت رو به رو شد.

اینکه چرا مشرف در این موقعیت زمانی سخن از رابطه با رژیم صهیونیستی می کند خود جای تحلیل دارد که بدون شک کسب حمایت آمریکا از بازگشت ژنرال به قدرت، یکی از مهمترین دلایل آن است.

موقعیت متزلزل زرداری

مشرف در حالی آهنگ بازگشت به پاکستان را سرداده که "آصف علی زرداری" رئیس جمهور فعلی این کشور از موقعیت چندان مستحکمی برخوردار نیست و ماجرای آذرماه و افشای ارسال نامه استمداد کمک زرداری از آمریکا برای کاهش قدرت ارتش پاکستان موجب شده تا وی مورد غضب نظامیان قرار بگیرد و حتی سخن از استعفای او به میان بیاید اما زرداری که ترور همسرش بی نظیر بتو موجب شد تا بر مسند قدرت تکیه بزند اعلام کرده که به هیچ وجه قصد کنار رفتن را ندارد.

در پاکستان توازنی بین قدرت ارتش و حکومت غیرنظامی این کشور وجود ندارد. نظامیان بارها دولتهای غیرنظامی این کشور را که فکر می‌ کردند خلاف سیاست آنها حرکت کرده، ساقط کرده و حکومت نظامی برپا کرده اند.

بر همین اساس هم اکنون در پاکستان، فشار احزاب مخالف و ارتش این کشور بر دولت آصف‌علی زرداری، رئیس جمهوری این کشور شدیدتر شده است . دلیل این فشار این است که دولت او متهم است که با کشته ‌شدن اسامه بن ‌لادن در خاک پاکستان، نامه‌ ای محرمانه به ارتش آمریکا فرستاده و خواهان کمک آمریکا برای تضعیف قدرت ارتش پاکستان شده‌ است.
 
"منصور اعجاز" یک بازرگان پاکستانی ‌الاصل آمریکایی اعتراف کرده که حسین حقانی، سفیر بانفوذ پاکستان در واشنگتن این نامه را تدوین کرده و به‌ واسطه او در اختیار دریاسالار مایک مولن، رئیس پیشین ستاد مشترک ارتش آمریکا قرار گرفته ‌است.

از سوی دیگر تحرکات "عمران خان" قهرمان افسانه ای کریکت پاکستان نیز موجب شده تا موقعیت زرداری پیش از پیش متزلزل شود بطوریکه هم اکنون عمران خان محبوب ترین فعال سیاسی پاکستان محسوب می شود.

ارتش پاکستان با ژنرال یا علیه ژنرال

این تحولات در حالی رخ می دهند که ارتش در پاکستان همچنان قدرت اصلی را در دست دارد و مشخص نیست که با ادامه روند فعلی ژنرال های پاکستانی به سمت مشرف گرایش پیدا می کنند؟ حامی زرداری باقی می مانند؟ و یا آنکه بار دیگر خود زمام حکومت را در دست می گیرند؟

پس از پایان دوران ریاست جمهوری "پرویز مشرف" در پاکستان و انتخاب رئیس جمهور از طریق انتخابات تصور می شد که این کشور نیز در مسیر دموکراسی قرار گرفته و دیگر نظامیان آن قدرت دوران مشرف را ندارند، اما تقابل آنها با زرداری و تجربیات سال های گذشته این کشور، اینطور نشان می دهد که پاکستان تا رسیدن به دموکراسی راه درازی را پیش رو دارد.


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ دوشنبه 1390/10/19 ] [ 11:20 ] [ حبیب الله رضایی ]

 

"سرور جوادی" در گفت‎وگو با خبرنگار خبرگزاری فارس در کابل، اظهار داشت: آمریکا می‏خواهد در کنار تشنج‏های نظامی افغانستان و پاکستان به اهداف بزرگ‌‌تری چون کنترل بر منطقه دست یابد.
 این نماینده سابق پارلمان افغانستان گفت: آمریکا با طالبان در 2 موضع اطلاعاتی و عرصه جنگ سیاسی، بازی می‌کند.
 
مشکل اصلی روند صلح به حاشیه کشیدن دولت افغانستان است
 
وی در ادامه با بیان این که دولت افغانستان در گفت‌وگوهای صلح با طالبان در قطر مانند پاکستان به حاشیه رانده شده است، گفت: این مشکلی بزرگ در راه تأمین صلح و ثبات است زیرا در این مذاکره بحث اصلی سرنوشت کشوری به نام افغانستان و مردم این سرزمین است در حالی که نه دولت افغانستان و نه مردم این کشور در این مذاکرات طرف اصلی هستند.
 جوادی تصریح کرد: آمریکا به خوبی می‏داند که دولت افغانستان عملکردهای متناقض آمریکا را زیر سئوال نمی‌برد به همین خاطر بدون در نظر گرفتن دیدگاه‌ها‌ی دولت افغانستان وارد مذاکره شده است.
           
هدف از مصالحه با طالبان فشار بر پاکستان و هشدار به دولت افغانستان است
 
این کارشناس امور سیاسی افغان، معتقد است: پیام اصلی آغاز روند مذاکره و مصالحه آمریکا با طالبان ایجاد فشار بر پاکستان و هشداری برای دولت افغانستان است.
 وی با بیان این که دولت افغانستان در این اواخر اقدامات و کارکردهای آمریکا و خارجیان را زیر سئوال برده است، گفت: عملکرد نیروهای خارجی چون عملیات‌های شبانه و آغاز روند مذاکره با طالبان در حقیقت دهن کجی به دولت افغانستان است.   
 
بازنده اصلی نبرد طالبان و آمریکا، مردم افغانستان است
 
جوادی در پاسخ به این پرسش که پس از جنگ‌های خونین 10 سال گذشته و آغاز روند مذاکره با طالبان بازنده اصلی این میدان چه کسی خواهد بود؟ گفت: آمریکا برای رسیدن به اهداف خود به افغانستان آمده است که حضور دراز مدت در منطقه مهمترین هدف این کشور از حضور در افغانستان است.
وی در ادامه اظهار داشت: ادامه روند تلفات غیرنظامیان و تخریب زیر بنای اقتصادی این کشور در نبرد میان طالبان و آمریکا این واقعیت را ثابت می‌کند که بازنده اصلی این روند مردم افغانستان هستند.
 این کارشناس افغان با اشاره به نقش طالبان در جنگ افغانستان، افزود: قربانی اصلی جنگ‌های خونین در 10 سال گذشته مردم افغانستان بودند که هم از سوی طالبان و نیروهای خارجی هدف حمله قرار گرفتند.
این عضو سابق پارلمان افغانستان با بیان این که در زمان طالبان، نبود حاکمیت در افغانستان به کشورهای خارجی اجازه داد تا در این منطقه حضور یابند، گفت: این فرصت خوبی برای خارجی‏ها بود تا موفق شوند منافع سیاسی و اقتصادی خود را در منطقه جستجو کنند.
 به باور جوادی، این احتمال وجود دارد که آمریکا اکنون راه دیگری را برای دستیابی به خواسته‏هایش پیدا کرده است و به نظر می‌رسد برای رسیدن به این هدف راه مصالحه با طالبان را در پیش گرفته است.
 
شعار جامعه جهانی و طالبان، غیر واقعی و نمادین بود
 
این نماینده سابق مردم در پارلمان افغانستان، با اشاره به این سخن طالبان که گفته‌‌ بودند تا زمانی که حتی یک نظامی خارجی در افغانستان حضور داشته باشد، این گروه حاضر به صلح و مذاکره نخواهند بود، ادامه داد: شعار طالبان  و  جامعه جهانی غیر واقعی بود و این ظاهر ماجرا است، در حقیقت طالبان به عنوان ابزار کار دستگاه اطلاعاتی پاکستان عمل کرده‌اند.
وی افزود: فشار وارد شده بر پاکستان، برای تعامل آمریکا و طالبان در بیرون از مرزهای این کشور صورت گرفته است.
 
ایجاد طالبان یک پروژه بود  

کارشناس مسائل سیاسی افغانستان با تأکید بر این که طالبان یک پروژه برای دستیابی به اهداف کشورهای خارجی است، گفت: به همین خاطر در این اواخر طالبان در موضع خود انعطاف نشان دادند و آمریکا‏ نیز از موضع خود که نابودی طالبان بود، عقب نشینی کرده است.
 وی در ادامه گفت: گفت‏وگوهای صلح با طالبان مشروط بر جدایی این گروه از القاعده، کنار گذاشتن خشونت‏ها و پذیرش قانون اساسی افغانستان است.
جوادی با بیان این که طالبان به عنوان یک قدرت یا یک حزب مطرح نیست، بلکه آن‏ها به عنوان یک ابزار مورد استفاده قرار گرفته‏اند، گفت: طالبان در مقطع زمانی خاص به عنوان یک ابزار به صورت مشترک در دست آمریکا و پاکستان قرار داشت و مورد بهره برداری قرار می‌گرفت.
 جوادی در مورد موضع اخیر "حزب اسلامی حکمتیار" به عنوان یکی از جناح‏های مخالف دولت افغانستان گفت: نمایندگانی از این حزب که با هدف مذاکره با دولت چندی پیش وارد کابل شد در تلاش است کمتر به عنوان حزب اطلاعاتی پاکستان شناخته شود و به همین دلیل به آمریکا کمتر توجه کرده است.
 این عضو سابق پارلمان افغانستان، ادامه داد: حزب اسلامی سعی دارد تا از حق مردم افغانستان در گفت‏وگوهای صلح دفاع کند در حالی که طالبان به طور مطلق به عنوان حزب اطلاعات پاکستان شناخته شده است.
 کارشناس افغان تصریح کرد: به تازگی بین طالبان پاکستانی و افغانی توافقی مبنی بر این که پاکستان را کنار بگذارند و کار خود را در افغانستان به صورت مستقل ادامه دهند، صورت گرفته است.
 
مذاکرات قطر بر اهداف آمریکا استوار است نه صلح در افغانستان  
 
این کارشناس سیاسی افغان، تأکید کرد: به نظر نمی‏رسد که این مذاکرات به ایجاد صلح منجر شود، چون اساس اهداف آمریکا در منطقه اصلی ترین محور این مذاکرات است.
 جوادی خاطرنشان کرد: آمریکا می‌خواهد در کنار افزایش تشنج‏های نظامی در افغانستان و پاکستان به اهداف بزرگ‏تر خود که کنترل منطقه است، دست یابد.


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار، تاریخ
[ یکشنبه 1390/10/18 ] [ 20:4 ] [ حبیب الله رضایی ]


امروزه سلطه گران جهانى پس از سالها تجربه در چپاول و غارت ، بخوبى پى برده اند كه براى تداوم سلطه ، ناچارند از روشهاى مختلف و جديد استفاده كنند؛ از اين رو به شيوه هاى مختلف فرهنگى و اجتماعى روى آورده اند و از اين راه با نفوذ در فرهنگ جوامع مختلف ، بويژه كشورهاى اسلامى مى كوشند تا مردم را متقاعد سازند كه معيارها و ارزشهاى ارائه شده از سوى آنان ، همان هدف مطلوب ملتها و متناسب با شاءن و مقام والاى انسان متمدن و مترقى است .
شيوه هايى كه فرهنگ سلطه گر جهانى ، براى اسارت ملتهاى مستضعف جهان به كار گرفته ، بسيار متنوع و گوناگون است .در اينجا به عنوان نمونه به برخى از مهمترين اين شيوه ها اشاره مى كنيم.

 1- تربيت دست آموزها  
سياستمداران ، اساتيد دانشگاهها، دانشجويان فارغ التحصيل غرب ، تاجران ، صاحبان قلم ، هنرمندان و شاعران مى توانند بهترين عوامل براى نفوذ و نشر فرهنگ بيگانه باشند.
اينان در صورتى كه از هويت فرهنگى و ملى خود بيگانه شده و تبديل به مهره هاى ساخته و پرداخته استعمار گردند، با زبان و قلم خويش ، و با بهترين شيوه ، تلاش مى كنند تا فرهنگ مبتذل غرب را جايگزين فرهنگ ملى و بومى خود نمايند. همچنان كه خود مجذوب بى بند و باريهاى فرهنگ بيگانه مى شوند، مى كوشند تا ملت خود را از ارزشهاى فرهنگ خودى تهى كرده ، مجذوب جلوه هاى فرهنگ و تمدن نمايند. در اين ميان ، آنان كه دوره هاى تحصيلى و تخصصى خود را در دنياى غرب گذرانده و اينك به عنوان استاد دانشگاه و متخصص رشته هاى گوناگون علمى و صنعتى به كشور خود باز مى گردند. مى توانند اين نقش مخرب فرهنگى را به بهترين وجه ايفا نمايند. مگر آنكه پيش از آن در فرهنگ دينى و ملى خود پخته و وارسته شده باشند.
2 - ارائه الگوها و نمونه ها  
اصولا كاركرد اساسى تحميل فرهنگ و وظيفه اصلى استعمار فكرى اين است كه افراد و ملتهاى زير سلطه ، شخصيت اصلى خويش را از دست داده و به صورت زائده و فرعى از كشور استعمارگر در آيند؛ آن هم زائده و فرعى كه اصول تفكر و فرهنگ اصل (استعمارگر) را به صورت بهترين ارمغان و يا حتى به شكل وحى منزل آسمانى پذيرا شده و آن را معلم مطلق فرهنگ ، دانش ، آداب و... آن اعتراف نمايد.
آرى اينكه مدهاى فصل به فصل لباس و كفش و كلاه و آرايش ، شكلهاى مختلف دكوراسيون و تزئين منازل ، ويلاها و باغها و گلخانه ها و مدلهاى پيشرفته لوكس و گران قيمت اتومبيلهاى غربى براى كشورهاى زير سلطه ، اين گونه جذاب و فريبنده است به اين علت است كه فرهنگ غرب راه ورود اين نوع اجناس لوكس و تجملى را به وسيله كتاب ، مجله ، روزنامه ، راديو و تلويزيون ، كلاسهاى درس و خلاصه تمام رسانه هاى گروهى آنچنان باز كرده كه توانستند آمال و آرزوهاى هزاران پير و جوان و زن و مرد از خود بيگانه و غربزده به دلخواه خود تنظيم نمايد؛ بر اساس اين تفكر و فرهنگ تحميلى ، يك زن هر چند از نيكويى صورت و سيرت برخوردار باشد، فقط آنگاه زيبا محسوب مى شود كه سر تا پا غرق در آرايش به شيوه غربى باشد. و يا ساختمانى آنگاه كامل به حساب مى آيد كه به طور دقيق بر اساس ‍ متدهاى مهندسى غرب ساخته شده باشد؛ - هر چند منطبق بر نيازهاى واقعى صاحبان آن نباشد. فرد متشخص متمدن آن كسى است كه بخوبى بتواند راه و رسم معاشرت و غذا خوردن و صحبت كردن اروپايى را تقليد كند. يا يك فرد درس خوانده و صاحب فكر و نظر، آنگاه روشنفكر محسوب مى شود كه يك دو زبان اروپايى را بداند و با ادبيات و فلسفه غرب آشنا باشد، هر چند زبان مردم خويش را نفهمد، و دردهاى آنان را لمس نكند.
مصرف گرايى : يكى از الگوهاى ارائه شده از سوى استكبار ، الگوى مصرف گرايى است . چرا كه براى تسلط بر كشور، چاره اى جز وابستگى اقتصادى جامعه به خارج نيست . و چون حيات جامعه به كالاهاى خارجى وابسته گرديد، با ورود كالا از خارج ، فرهنگ غرب نيز همراه آن وارد خواهد شد. و در نتيجه منابع كشور هم به غارت خواهد رفت .
3 - جدايى جوانان از اعتقادات دينى  
جوانان سازندگان كشورند و اگر خوب تربيت شوند و باورهاى دينى را در قلب پاك خويش بپرورانند، هاديان جامعه اند. شور و نشاط جوانان وقتى با فرهنگ پاك و پوياى اسلام عجين شد، آنگاه به بار خواهد نشست و همگان از ثمرات آن بهره مند خواهند گرديد. دشمنان اسلام اين نكته را خوب مى دانند؛ از اين رو، باورهاى اسلامى در نوك پيكان يورش آنان است و مى كوشند از هر طريق اعتقادات مذهبى را در وجود جوانان سست و كم رنگ كنند تا به خود برسند؛ زيرا با وجود فرهنگ اسلامى - كه با فطرت (بخصوص فطرت و بى آلايشى جوانان ) سازگار است - جاى هيچ نفوذى براى فرهنگ بيگانه نيست .
لجام گسيختگى و اشاعه شهوترانى در بين جوانان از رايجترين و شايد آسانترين روشهاى به تباهى كشيدن اين قشر مهم از جامعه است . استكبار جهانى براى اين منظور، سعى كرده است از راههاى گوناگون از قبيل استفاده از ماهواره ها، ارسال نوارهاى صوتى و تصويرى ، عكسهاى مبتذل ، كتاب و مجله و... بهره جويد.
4 - ارائه معيارهاى فرهنگ غرب  
از ديگر شيوه هاى عملى دشمن در جهت نابودى فرهنگ اسلامى ، ارائه معيارهاى ارزشى فرهنگ غرب و القاى آن به افراد جامعه است .
معيارهاى ارزشى در فرهنگ غرب : معيارها در زندگى غرب و آنچه استكبار در پى القاى آن به جامعه بشرى است عبارت است از، رفاه مادى ، بهره جويى و لذت بردن بى حد و لجام گسيختگى در زندگى و بالاخره زندگى در چارچوب حيات مادى و حيوانى به دور از معنويات و اخلاق و انسانيت - كليه تلاشهاى آنان پيرامون محور مادى بودن انسان كه همه امكانات بايد در مسير لذت بيشتر بسيج شود - سير مى كند. از اين رو، انسان با معنويت و با تقوا در صورتى كه از سرمايه هاى بيشتر بى بهره باشد، انسانى مرتجع و غيره متمدن مى دانند، ولى بى بند و بار، رفاه طلب ، سود جو، ثروت اندوز، چپاولگر، بى دين و لامذهب را، انسانى متمدن ، متشخص و هماهنگ با زندگى مدرن امروز معرفى مى كنند.
بى توجهى به آينده و فقط حال را نگريستن - و به تعبير فرهنگ قرآنى تنها به فكر دنيا بودن - از جمله معيارهايى است كه نظامهاى استكبار براى انسان ترسيم مى كنند. و اعتقادات و اخلاق فردى و اجتماعى را از انسانها مى زدايد. در اين صورت هيچ اعتقادى به سراى ديگر و معاد و آخرت وجود ندارد. در نتيجه ارزشهاى اخلاقى - انسانى فداى ماديات و زندگى مادى مى شود.
معيارهاى ارزشى كه در آيين الهى اسلام مطرح است ، بكلى با معيارهاى فرهنگ غرب مغاير است . به عنوان مثال قرآن كريم مى فرمايد: هر كسى به اندازه مثقالى كار خير انجام دهد، پاداش آن را مى بيند و هر كس ‍ به اندازه ذره اى كار شر انجام دهد به سزاى آن خواهد رسيد.  
بر اساس معيارهاى فرهنگ غربى ، دروغ ، خيانت ، كلاهبردارى و دست زدن به انواع نيرنگها، براى رسيدن به سود مادى جايز است . و خود فروشى به عنوان نوعى بهره جويى از مواهب آزادى ، نه تنها مجاز است بلكه مورد حمايت قانون و افكار عمومى قرار مى گيرد و گاهى فخر و مباهات هم به دنبال دارد! داشتن اعتيادهاى خطرناك به دليل آنكه لحظات و يا ساعاتى انسان را از خود بى خود مى كند و به عالم مخمورى و بى خبرى مى كشاند، قابل توجيه است .
بنابراين در قاموس استكبار، دفاع از ستمگران و سوداگران مرگ ، دفاع از حقوق بشر محسوب مى شود؛ اما دفاع از انسانيت و مظلومان و محرومان تا جايى شايسته است كه منافعى را در پى داشته باشد. اشغال كشورى ضعيف و محروم و غارت منابع آن ، نام دفاع از دموكراسى به خود مى گيرد. اما در مقابل ، دفاع ملتى از مرزهاى اعتقادى و فرهنگى خود، تجاوز و تعدى و دخالت در امور ديگران قلمداد مى شود.
5 - تشكيل مسابقات بين المللى ادبى ، هنرى ، علمى و ورزشى منطبق بر ارزشهاى غربى
از ديگر شيوه هاى تهاجم فرهنگى دشمن ، مسابقاتى است كه در سطح بين المللى در رشته هاى گوناگون ادبى ، هنرى و علمى و ورزشى برگزار و به هنرمندان و دانشمندان كشورها جوايزى اعطا مى شود. در اين تحليل جايزه اى كه داده مى شود مهم نيست ، بلكه مهم افرادى هستند كه جايزه به آنان تعلق مى گيرد. و باصطلاح مورد توجه استكبار جهانى قرار مى گيرند، كه بيشتر افراد بى اصالت و دور از فرهنگ اسلامى و مزدوران را شامل مى شوند. غالب اين افراد كه ترويج كنندگان فساد و ابتذال هستند و انسانيت را خدشه دار ساخته اند، به عنوان چهره هاى بر جسته ادبى ، هنرى (!) و دانشمند (!) معرفى مى شوند! در نتيجه ، هر علم و هنرى كه بيانگر لجام گسيختگى آدمى و دور از معنويات بوده و در خدمت منافع غرب باشد، مورد تاءييد و تشويق قرار گرفته و مى گيرد و برنامه هاى مبتذلى مانند انتخاب ملكه زيبايى و غيره كه نه تنها فاقد ارزشهاى انسانى است ، بلكه مايه لگدكوب كردن شرافت انسان و كرامت ذاتى اوست - در راءس ‍ برنامه هاى آنان قرار مى گيرد.
به اين ترتيب هنرمندان وابسته اى كه كشور به تقليد از ادبيات و هنر اروپا و آمريكا مى پردازد مقبول استكبار قرار مى گيرند و روشنفكرانى كه فرهنگ اسلامى و سنتهاى بومى و دينى خويش را به صورتهاى مختلف مورد تحقير و تمسخر قرار مى دهند و همچون سلمان رشدى مرتد خود را با لامذهبى و بى قيدى زده و به رنگ اروپا و آمريكا در مى آيد
6 - طرح و تفسير دمكراسى به شيوه غرب  
امروزه واژه دمكراسى بيش از هر زمانى بر سر زبانهاست . معناى حقيقى دمكراسى يعنى آزاديهاى مشروعى كه هر كدام از افراد انسانى مى توانند از آن بهره مند شوند. اما آن دمكراسى كه توسط غربيها مطرح شد، آزادى مطلق انسان را مد نظر قرار مى دهد كه در اين صورت آزادى نامشروع جزئى از حقوق طبيعى انسانها به حساب مى آيد و بر اين اساس بى بند و بارى ، همجنس بازى و مناسبات جنسى نامشروع و صدها فساد ديگر جنبه قانونى به خود مى گيرد.
ترويج اين تفكر، يكى از شيوه هاى تهاجم فرهنگى استكبار بر عليه ممالك اسلامى است بعنوان نمونه مطرح كردن كنفرانس جمعيت و توسعه كه با ارائه راه حلهائى از قبيل كورتاژ و سقط جنين سياست گسترش بى بند و بارى و فساد اجتماعى را در جوامع اسلامى تعقيب مى نمايد، گواه صادقى بر اين مدعاست .
يكى ديگر از اقدامات دشمن در اين زمينه ، سوء استفاده از مقام و موقعيت زنان در جامعه است . جهان غرب با تبليغ اينكه زن بايد از هر بندى آزاد باشد، در صدد ترويج فساد و هرزگى در جامعه است و بدين منظور از راههاى مختلفى چون انتشار مقالات و كتب و فيلمها و تصاوير خلاف عفت و... بهره جسته و مى جويد كه همه اينها را تحت عنوان آزادى به مردم القاء مى كند.
دشمن اين شيوه را بهترين راه براى سر گرم كردن جوانان و از بين بردن فرهنگ اصيل اسلامى و انسانى و در نتيجه غارت منابع آنان مى داند و سعى دارد با همين شيوه فرهنگ انقلابى ملت ايران را نيز نابود سازد.
7 - تلاش در جهت نابودى افكار مخالف  
استكبار جهانخوار هر عقيده و فكرى را كه مخالف سلطه گرى آنان باشد، مردود شمرده و سعى در نابودى آن دارد. كتاب آيات شيطانى كه به دستور استكبار جهانى ، نوشته شد و عقايد بيش از يك ميليارد مسلمان را به تمسخر گرفت بر همين انگيزه تدوين و انتشار يافت . دشمن تلاش داشت تا با مطرح ساختن اين مسايل ، توهين به اسلام و ديانت را عادى سازد. و يا به گفته خودش ، بشر مورد نظرش را آزاد بسازد.
8 - ادعاى دلسوزى براى آزادى مطبوعات  
شيوه ديگر استكبار براى مخدوش ساختن فرهنگ ملى كشورها ، فرياد عدم آزادى مطبوعات است . غرب با شعار آزادى مطبوعات تلاش مى كند تا كشور  ها را مخالف آزادى مطبوعات جلوه دهد و به مردم القا كند كه آزادى مطبوعات وجود ندارد.


موضوعات مرتبط: معارف اسلامی، سیاست، تاریخ، اجتماعی
[ شنبه 1390/10/17 ] [ 8:17 ] [ حبیب الله رضایی ]

 

بررسی آخرین تحولات مذاکره امریکا و طالبان در گفت و گوی سایت "دیپلماسی ایرانی"  با پیرمحمد ملازهی، کارشناس مسائل شبه قاره

 به نظر می رسد روند جدیدی درباره مذاکرات صلح و آشتی ملی در افغانستان آغاز شده است. این روند را با توجه به بحث احتمال گشایش دفتر سیاسی طالبان در قطر چگونه ارزیابی می کنید؟

 مذاکراتی که میان امریکایی ها و طالبان در جریان بوده تقریبا از ده روز پیش علنی شد. هر دو طرف مواضع متفاوتی از گذشته اتخاذ کردند. قبلا طالبان حاضر نبودند هیچ نوع مذاکره ای را انجام دهند یا اگر مذاکره می کردند به شکل کاملا محرمانه بود و نمی خواستند این مسئله علنی شود. حتی یک بار طیب آغا که در آلمان با امریکایی ها مذاکره می کرد، به محض لو رفتن مذاکرات توسط روزنامه ها، مذاکرات خود را قطع کرد.

اما این بار برای اولین بار خود طالبان پیش قدم شده اند و گفته اند که مذاکراتی بوده و توافقاتی صورت گرفته است که بر اساس آن قرار است طالبان دفتر سیاسی خود را در قطر افتتاح کنند. به نظر می رسد این یک تحول جدی است. به این دلیل که اولا طالبان که تا این حد جلو آمده اند نشان می دهند که برای یک سری مذاکرات جدی و احتمالا کنار آمدن با امریکایی ها آمادگی دارند. اگر این روند ادامه داشته باشد، احتمالا دولت کابل هم در همین مسیر حرکت خواهد کرد و در ادامه مذاکرات میان طالبان و امریکایی ها که در حال حاضر قطر آن را میزبانی می کند، وارد خواهد شد. قطر در حال حاضر آدرس مشخصی است و هر کسی که بخواهد با طالبان مذاکره کند می داند که باید به کجا مراجعه کند.

بنابراین خواه ناخواه دولت افغانستان و بعد از آن دولت پاکستان هم در همین مسیر قرار خواهند گرفت. یعنی درست است که امریکایی ها در این مرحله هم افعانستان را دور زده اند و هم پاکستان را؛ اما در نهایت هیچ نوع صلحی بدون این که دولت کابل در آن بگنجد یا پاکستان در آن دخالت داشته باشد، به جایی نمی رسد. بر این اساس به نظر می رسد امریکایی ها اولین گام جدی را برای این که بتوانند از مخمصه افغانستان به طور آبرومندانه ای خارج شوند برداشته اند و از آن طرف هم طالبان به این گام پاسخ داده است.

 به نظر می رسید که تا قبل از این دولت افغانستان راسا پیگیر بحث مذاکره با طالبان است. این که امریکا وارد این میدان شده آیا مورد قبول دولت در کابل هم هست؟

 در ابتدای کار دولت در کابل با هر نوع مذاکره ای خارج از چارچوب دولت مخالفت کرد. دولت ترجیح می دهد که مذاکرات بین الافغانی باشد. یعنی در افغانستان برگزار شود و میان دولت و طالبان. اما وقتی که دیدند مسئله جدی است و امریکایی ها و طالبان با هم مذاکره کرده اند، تغییر موضع دادند. یعنی الان دولت کابل می گوید که هر کشوری که طالبان در آن مستقر شوند را تایید می کند؛ به رغم این که در مرحله اول سفیر خود را از قطر فراخواند که این کار نوعی اعتراض به دولت قطر به حساب می آمد. اما واقعیت این است که دولت در کابل هم به این نتیجه رسیده است که امریکایی ها برای مذاکره با طالبان تصمیم جدی دارند و می خواهند به نوعی با طالبان مصالحه کرده و آبرومندانه از افغانستان خارج شوند، یا حداقل تغییر موضعی دهند و نیروهای خود را در پایگاه های نظامی مطمئن مستقر کنند.

این تصمیمی که دولت افغانستان در حال حاضر گرفته است تحت فشار است؛ نه این که داوطلبانه آن را پذیرفته باشد. چون هنوز سیاست رسمی دولت این است که با طالبان مذاکره کند و خود ابتکار صلح را به دست داشته باشد.

 با توجه به فضای متشنجی که در روابط پاکستان و امریکا وجود دارد و نقشی که پاکستان در رابطه با طالبان دارد، پیش بینی شما از واکنش پاکستان چیست؟

 پاکستان هم چاره ای جز پذیرش واقعیت ها ندارد. اگر امریکایی ها درباره پاکستان تصمیم جدی بگیرند ـ همان طور که در مورد طالبان تصمیم جدی گرفته اند ـ پاکستان در موقعیتی نیست که بخواهد مقاومت کنند. پاکستانی ها اگر احساس کنند که امریکایی ها به طور جدی روی مسئله ای ایستاده اند شانس مقاومتی برای پاکستانی ها نیست. البته این به آن معنا نیست که پاکستان هیچ نوع ابزاری در اختیار ندارد تا بازی خود را انجام دهد و منافع خود را تامین کند. اما در نهایت به نظر می رسد که اگر طالبان با امریکایی ها کنار آیند، پاکستان راهی جز این که این واقعیت را بپذیرد پیش رو نخواهد داشت. به این دلیل که طالبان در حال حاضر از دست پاکستان هم خارج شده؛ هم چنان که از دست افغانستان هم خارج شده است. وقتی طالبان در قطر هیئت نمایندگی می زند در واقع نشان می دهند که پاکستان را دور زده اند. البته این درست است که ارتباطات پاکستان و طالبان، ارتباطات نزدیکی است اما به آن معنا نیست که طالبان تحت کنترل پاکستان است. به نظر می رسد پاکستان برای به دست آوردن امتیاز چانه زنی خواهد کرد اما نمی تواند جلوی این روند مقاومت کند.

 رابطه طالبان با القاعده چه می شود؟ یکی از پیش شرط های امریکا برای مذاکره قطع ارتباط طالبان با القاعده است. مذاکره این قدر برای طالبان مهم هست که ارتباط خود را با القاعده قطع کند؟

 من فکر نمی کنم که طالبان با القاعده قطع ارتباط کند. واقعیت این است که احتمال دارد سازمان القاعده و زیر مجموعه هایی که در وزیرستان دارد که عمدتا نیروهایی با ملیت های گوناگون هستند مثلا بنگلادش، اندونزی، ازبک، چچن، ایغور هستند، به این ارزیابی رسیده اند که امریکایی ها در این تصمیم که سازمان القاعده و گروه هایی که وابسته به این سازمان هستند جمع آوری شوند و به جاهای دیگر منتقل شوند جدی هستند. یعنی این خطر را احساس می کنند که اگر بیشتر مقاومت کنند نه تنها خود را در معرض خطر جدی قرار می دهند بلکه گروه طالبان را که حامی اصلی آن ها در منطقه است، با یک چالش بزرگ رو به رو می کنند. مذاکره طالبان با سازمان القاعده احتمالا به این معنا است که توافق کنند که سازمان القاعده به آهستگی نیروهای خود را از منطقه خارج کرده و به مناطق دیگر ببرد. قبلا هم بخشی از نیروهای خود را به یمن و سومالی و کشورهای عربی منتقل کرده بودند.

از آن جا که امریکا سازمان القاعده را یک سازمان جهانی می داند که توان عملیات از مناطق مختلف را دارد و طالبان را یک گروه محلی می داند که انگیزه و توانش محدود به منطقه خودش است، سیاست جدا کردن این دو را پیش گرفته است. ولی این که کاملا طالبان و القاعده از هم جدا شوند چندان عملی نیست. به این دلیل که تجربه نشان داده است که سازمان القاعده از حمایت طالبان برخوردار بوده است. اساسا اگر طالبان از القاعده حمایت نمی کردند حمله به افغانستان صورت نمی گرفت و طالبان قدرت را از دست نمی دادند.

بنابراین احتمال دارد که طالبان و القاعده با هم مذاکره کنند و توافق کنند که با توجه به شرایط خاص، تصمیم خاصی بگیرند و احتمالا آن تصمیم این است که سازمان القاعده بخش اصلی نیروهای خود را از منطقه وزیرستان خارج کنند و به ظاهر این گونه وانمود کنند که با طالبان به توافق رسیده اند و از آن مناطق خارج شده اند تا فشار امریکا بر طالبان کم شود.


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ جمعه 1390/10/16 ] [ 19:4 ] [ حبیب الله رضایی ]

"وحید مژده" در گفت‏وگو با خبرنگار خبرگزاری فارس در کابل، اظهار داشت: از سال‎ها پیش طالبان در پاکستان تحت فشار قرار داشتند و این فشار منجر شده است که  تعدادی از طالبان با دوری جستن از پاکستان، به مذاکرات صلح با آمریکا روی آوردند.
 ملاعمر پاکستان را ترک کرده است/پاکسازی طالبان از عناصر پاکستانی
 وی افزود: خواست طالبان همواره این بوده است که پاکستان به این گروه به عنوان یک طرف قضیه در معادلات سیاسی و نظامی منطقه بنگرد اما اسلام آباد کمتر به این خواست طالبان توجه کرد.  
 به گفته مژده، بعد از کشته شدن "اسامه بن لادن" در خاک پاکستان، "ملا عمر" رهبر طالبان به این نتیجه رسید که پاکستان با طالبان معامله ابزاری می‎کند و به این جهت پاکستان را ترک کرده است.
وی افزود: پس از این تحول بود که ملا عمر در درون دستگاه طالبان و به منظور پاکسازی عناصر پاکستانی از درون طالبان، تعدادی از سران طالبان را سلب اعتماد و از عضویت طالبان طرد کرد که این می‌تواند تحولی بزرگ در درون طالبان به شمار رود.  
 تلاش برای تعیین جانشین ملا عمر

 این کارشناس ارشد افغان اظهار داشت: به دنبال این تحولات پاکستانی‎ها در پی آن هستند تا جانشینی برای ملا عمر تعیین کنند و برای کشتن و یا دستگیری وی نیز تلاش‌هایی انجام داده اند اما تاکنون موفق نشده اند.
مژده افزود : پاکستان همچنین در تلاش است تا گروهی دیگر را ضد آمریکا و در رقابت با ملاعمر به وجود آورد که رهبری آن را "ملا آغا جان معتصم" به عهده خواهد داشت که یکی از نزدیکان سیاسی ملاعمر در گذشته بود و در این اواخر از صفوف طالبان رانده شد. وی گفت: اکنون این کودتا (تقسیم طالبان به 2 شاخه و تعیین جانشین برای ملاعمر) از سوی پاکستان به شکل جدی با کمک دولت اففانستان در دست است به همین جهت ملاعمر به جز مذاکره با آمریکا چاره‌ای برای خود ندید و به همه هواداران خود دستور داد تا به قطر سفر کنند.
مژده با بیان این که مذاکراتی که میان طالبان و آمریکا تاکنون صورت گرفته، در مورد صلح افغانستان نبوده است، افزود: آمریکایی‎ها با آگاهی از این جریان و با درک اوضاع از فرصت استفاده کرده و وارد مذاکره با ملاعمر شده اند.
طالبان و آمریکا خواستار تغییر دولت افغانستان هستند

 وی اذعان کرد: این‎ که طالبان و ملاعمر حاضر شدند تا با آمریکا وارد گفت‎وگو شوند، تحولی مهم در استراتژی طالبان است زیرا طالبان در گذشته بارها اعلام کرده بودند حتی اگر یک نظامی آمریکایی در افغانستان حضور داشته باشد، مذاکره‌ای در کار نخواهد بود.
به نظر این کارشناس افغان، طالبان در دولت کنونی شریک نخواهد شد بلکه پیشنهاد این گروه برای تغییر دولت افغانستان است، زیرا دولت فعلی نه وفق خواسته طالبان و نه آمریکا است.
 آمریکا و طالبان در مورد آتش‌بس به توافق رسیده اند
 وی افزود: نتایج مذاکرات طالبان و آمریکا در مرحله اول آتش‌بس خواهد بود که در این مورد صحبت و توافقی نیز حاصل شده است و در مرحله بعدی طرف‎های درگیر وارد مذاکره خواهند شد.
به گفته مژده، یکی از مقامات دولت افغانستان که خواست نام وی فاش نشود، گفته است که رئیس جمهور افغانستان در سفر اخیر خود به استانبول، با "سید طیب آغا" نماینده طالبان نیز دیدار کرده و صحبت مفصلی میان این 2 صورت گرفته است.
این کارشناس افغان همچنین به مذاکرات اخیر دولت افغانستان با نمایندگان حزب اسلامی در کابل نیز اشاره کرد.
 اظهارات متناقض طالبان به خاطر سرعت تحولات است 
 این صاحب نظر افغان در مورد  اظهارات اخیر سخنگوی طالبان که مذاکره با آمریکا و ایجاد نمایندگی سیاسی را  رد کرده است، گفت: برخی از سخنگویان طالبان در جریان تحولات اخیر قرار ندارند و علت اظهارات متناقض طالبان، سرعت تحولات اخیر است.
مژده با اشاره به این که افغانستان به زودی شاهد تحولات بزرگی خواهد بود، افزود: اکنون طالبان حاضرند تا با آمریکا و دولت افغانستان وارد معامله شوند که برایند آن صلح در این کشور و حضور طالبان در قدرت سیاسی افغانستان خواهند بود.
وی بار دیگر تأکید کرد که هم طالبان و هم آمریکا خواهان تغییر در ساختار و شکل نظام سیاسی فعلی به خصوص در نحوه  اداره نظام هستند.
 فرار زیرکانه آمریکا از افغانستان/گرفتن ابتکار صلح از کشورهای منطقه

  مژده در پاسخ به این پرسش که هدف آمریکا از گفت‏وگو با طالبان چیست، گفت: آمریکا در تلاش است تا خود را از مشکلات و جنجال افغانستان نجات دهد و مذاکره با طالبان راه فراری است که در قالب مذاکره طراحی شده است.
این صاحب نظر افغان تأکید کرد: نزدیکی طالبان به برخی از کشورهای منطقه و به خصوص کشورهای همسایه افغانستان باعث نگرانی آمریکا شده است و آمریکا به این دلیل که مبادا ابتکار صلح و تأمین امنیت و ثبات در افغانستان را از دست دهد، اقدام به مذاکره با طالبان کرده است.
وی در اخیر افزود: در گذشته ما روز‎های دوشنبه شاهد یک بیانیه و یا  اطلاعیه از سوی طالبان در سایت‎های اینترنتی بودیم، اما روز گذشته این اطلاعیه در سایت‎های طالبان وجود نداشت و این نشان دهنده آن است که نوعی سردرگمی میان طالبان نیز بوجود آمده است.
مژده  افزود: در تماسی که با برخی از مقامات طالبان داشتم آنها گفتند که سران طالبان بیم دارند که در صورت ارائه نظر در مورد نمایندگی سیاسی طالبان در قطر و روند مذاکره توسط پاکستان دستگیر خواهند شد به همین دلیل سیاست سکوت را اختیار کرده اند.
وی افزود: طالبانی که در سال‌های اخیر تحت حمایت دولت افغانستان بودند، با گشایش نمایندگی سیاسی طالبان در قطر موافق هستند اما "عبدالسلام ضعیف" سفیر سابق طالبان در اسلام آباد خواهان افتتاح این دفتر در عربستان و یا ترکیه بود.


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ پنجشنبه 1390/10/15 ] [ 16:25 ] [ حبیب الله رضایی ]

امروز یکی از دوستان اهل سیاست را اتفاقی زیارت کردم! بعد از حال و احوال پرسی، گفتم چی خبر؟

درحالی که می خندید  ، گفت : نگران نباش در این هوای سرد زمستان بازار امضایی پیمان های استراتژیک باکشور ها و انواع واقسام مذاکره با مخالفان و تشکیل ایتلاف ها گرم است.

گفتم: نتیجه؟

گفت : کسی در افغانستان دنبال نتیجه نمی باشند. همه ادای وظیفه می کنند!. زیرا؛ بیشتر مسایل مربوط به افغانستان نیست و ناشی از مسایل پنهانی و بیرونی است. برهمین اساس نه خارجی ها و نه داخلی ها هیچ کدام در کارهای شان جدی نمی باشند و دنبال روز گزرانی و و قت کوشی هستند. تا فردا چی می شود.

گفتم : عجب ، سر انجام یک سیاست مدار هم راست گفت.

گفت : او بچه ؛ مه با تو دوستانه  گپ زدم و از این سیاست بازی خایینانه در افغانستان بیزارم.


موضوعات مرتبط: سیاست
[ سه شنبه 1390/10/13 ] [ 16:35 ] [ حبیب الله رضایی ]

بر اساس گفته های سیما سمر، رییس کمیسیون مستقل حقوق بشر گزارش مفصلی که نقض حقوق بشر سه دهه جنگ در افغانستان را برملا می سازد، خدشه دار نخواهد شد و بلاخره به نشر خواهد رسید.
در این گزارش موارد نقض حقوق بشر از اواخر دهه۷۰ میلادی تا پایان سال ۲۰۰۱ میلادی که پایان رژیم طالبان است شامل است و درآن نامهای شماری از مقام های بلند پایۀ حکومت کنونی نیز درج شده است.
داکترسیما سمر در تازه ترین گفتگو با طلوع نیوز گفته است که این گزارش حقایق تاریخ افغانستان را بر ملا ساخته است و از آن چشم پوشی نمی توان کرد.
وی گفته است امکان این وجود دارد کسانی که به عوض ما توظیف می شوند، این گزارش را منتشر نکنند اما نابودی کامل آن امکانپذیر نیست.
این سخنان نشان می دهد که گزارش جدید باعث برخی اختلافات میان حکومت و کمیسیون حقوق بشر افغانستان شده است .  همچنان رییس جمهور کرزی دو هفته پیش ادامه فعالیت سه عضوی این کمیسیون را تایید نکرد. نادر نادری یکی از افراد تایید نشده ، مسؤل گرد آوری گزارش های جرایم جنگی، ثبت جنایت رژیم کمونیستی، حکومت مجاهدین و رژیم طالبان است. اما ریاست جمهوری می گوید که معیاد کاری پنج سالۀ این کمیشنران ماه گذشته پایان یافته و تمدید نگردید که از حق مسلم رییس جمهور است.
خانم سمر همچنان گفت که رییس جمهور برای وی وعده سپرده بود تا درباره تقرر کمیشنران جدی در این کمیسیون با وی مشورت خواهد کرد.وی گفت؛ در دیداری که دو ماه پیش با رییس جمهور داشتم، من برایش از پوره شدن دوره های کاری خویش را یاد آوری کردیم. وی برایم گفت که شما باید ادامه دهید. من برایشان گفتم در صورتی که من به کارم ادامه دهم اعضای تیم را خودم انتخاب خواهم کرد و یا در انتخاب آن ها نقش خواهم داشت.
گفتنی است که کمیسیون حقوق بشر و به خصوص رییس آن مخالفان فراوانی درحکومت و چهره های تند روی همچون سیاف از مخالفان سر سخت خانم سمر می باشد.


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ دوشنبه 1390/10/12 ] [ 16:21 ] [ حبیب الله رضایی ]

طبق اخبار منابع بشری وزارت امور خارجه، پس از مقرری های تازه قرار است تغییرات فاحشی در ختم وظیفه دیپلومات های سفارتخانه های افغانستان نیز صورت گیرد که این برطرفی های قرار ذیل است :
سروش ختم وظیفه از واشنگتن
عطارد ختم وظیفه از واشنگتن
هارون الکو ختم وظیفه از واشنگتن
کرزی ختم وظیفه از واشنگتن
حنیف احمدزی ختم وظیفه از لندن
حمید حامی ختم وظیفه از لندن
جنرال غیور ختم وظیفه از مسکو
حاجی لطف الرحمن ختم وظیفه از ریاض
ذکی بشری ختم وظیفه از جده
ناصر جمال ختم وظیفه از دبی
عبدالغیاث توخی ختم وظیفه از ونکوور
عتیق بلاغ ختم وظیفه از نیویارک
داوود هاشمی ختم وظیفه از ویانا
هارون ختم وظیفه از چین
بابه خان ختم وظیفه از چین
عبدالاحد هاتف ختم وظیفه از قاهره
صمیم همراز ختم وظیفه از دهلی
زلمی وفامل ختم وظیفه از دهلی
ظاهر انوری ختم وظیفه از دهلی
توریالی غیاثی ختم وظیفه از امارات
حسن امان ختم وظیفه از دوشنبه
کبیر فراهی ختم وظیفه از چک
سلطان احمد بهین ختم وظیفه از چین
کتوازی ختم وظیفه از استرالیا
منیژه باختری ختم وظیفه از ناروی
معروفی ختم وظیفه از ایتالیا
عابد نجیب ختم وظیفه از المان
مجنون گلاب ختم وظیفه اسلام اباد
احمدی ختم وظیفه از اسلام اباد
طرزی ختم وظیفه از اسلاام اباد
مجتبی ختم وظیفه از یونسکو
فیروز پارسا ختم وظیفه از امارات
راغی ختم وظیفه از امارات
شیما ختم وظیفه از امارات
شکیبا هاشمی ختم وظیفه از پاریس
بیژن طاهری ختم وظیفه از بن
زلمی خان ختم وظیفه از بن
لقمان ختم وظیفه از کوریا
نصیر اندیشه ختم وظیفه از استرالیا
بهیر وردک ختم وظیفه از استرالیا
سلام الدین ناصر ختم وظیفه از استرالیا
سالنگی ختم وظیفه از بمبی
سالم وحدت ختم وظیفه از هسپانیه
فرشته سعید ختم وظیفه از استانبول
فاطمه تالقانی ختم وظیفه از دوشنبه
عبدالغفور آرزو ختم وظیفه از تاجکستان
امان سالار ختم وظیفه از اسلام اباد
انورزی ختم وظیفه از عراق
احمد گیلانی ختم وظیفه از اردن
اسدالله حنیف ختم وظیفه از کویت
نصیر احمد نور ختم وظیفه از قاهره
ناصر خوشیوال ختم وظیفه از تورانتو
اسامی که در بالا ذکر شده است به اساس ریفورم جدید وزارت امور خارجه، تبدیل و بجای شان افراد دیگری تعیین میشود.


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ یکشنبه 1390/10/11 ] [ 23:19 ] [ حبیب الله رضایی ]

دولت افغانستان اعلام کرده است که تنها زمانی حاضر به گفتگو با نیروهای مسلح مخالف دولت است که شرایط افغانستان مبتنی بر پذیرفتن دستاوردهای ده ساله حکومت افغانستان، پذیرفتن قانون اساسی کشور و حقوق بشر و زنان و پایان دادن به خشونت و جنگ علیه مردم افغانستان را قبل از آغاز مذاکره بپذیرند.
این شرایط در حالی اعلام شده است که گروه طالبان چندی پیش اعلام کرده بودند که حاضر به گفتگو با دولت افغانستان نیستند چرا که دولت افغانستان را مشروع نمی پندارند
.
آقای وحید مژده تحلیلگر امور سیاسی می گوید ایالات متحده آمریکا و برخی دیگر از کشورهای غربی که سعی در پیشبرد پروسه صلح دارند دو پشنهاد را برای طالبان مطرح کرده اند
.
طالبان می توانند به حکومت افغانستان و کرزی بپیوندند و قانون اساسی افغانستان را بپذیرند، خشونت را رده کرده و سلاح را بر زمین بگذارند و با القاعده و گروه های تروریستی ارتباط خود را قطع کنند و پیشنهاد دوم این بوده است که اگر طالبان قانون اساسی افغانستان را نمی پذیرند ارتباط خود را با گروه های دهشت افکن قطع کرده و در مناطقی که خودشان در آن جا کنترل دارند حکومت کنند و مذاکرات با حکومت افغانستان ادامه پیدا کند تا افغانستان به یک رفراندوم برسد که مردم افغانستان کدام نوع حکومت را ترجیح میدهد
.
در همین حال طالبان با صراحت بیان کرده اند تا زمانی که آمریکایی ها اعلام نکنند که به صورت کامل قصد خروج از افغانستان را دارند و بعد از سال 2014 از افغانستان خارج میشوند حاضر نیستند در مورد صلح با جانب آمریکا مذاکره کنند و جنگ ادامه خواهد یافت
.
از طرفی هم مردم افغانستان آگاه هستند که شیوه حکومتی طالبان هیچگاه با سیستم دموکراسی غربی همخوانی ندارد و طالبان پیشنهادات آنان مبنی بر انجام رفراندوم یا اداره حکومت به شکل امروزی را نخواهند پذیرفت
.
با وجود این تفاوت های دیدگاهی، ما شاهد گشایش دفتر برای انجام مذاکرات با طالبان هستیم. این دفتر که از دیدگاه آقای مژده و برخی دیگر از تحلیگلران، با صدور بیانه های طالبان از آنجا و رفت و آمد دیپلمات ها و ژورنالیست ها ناخواسته به یک دفتر سیاسی بدل خواد شد و گروه طالبان را به عنوان یک قوت سیاسی در سطح بین الملل مطرح خواهد کرد
.
برخی می گویند هم اکنون نیز این دفتر به طور غیر رسمی باز است و آقای مولوی شهاب الدین دلاور، سهیل شاهین و طیب آقا در آنجا رفت و آمد دارند و مذاکراتی هم در این مکان صورت گرفته است.


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ دوشنبه 1390/10/05 ] [ 22:11 ] [ حبیب الله رضایی ]


در پی زمزمه های از سر گیری مذاکرات صلح با طالبان در کشور؛ استادمحمد کریم خلیلی، معاون رئیس جمهور در مراسم نماز جمعه غرب کابل ، با اشاره به دستاوردهاي فصل جديد کشور گفت که در اين دوره افغانستان دست اوردهاي خوبي داشته؛ اما کافی نيست و ما بايد براي پيشرفت و ترقي کشور کارهاي بيشتري را انجام دهيم.
وی با حمايت از روند مصالحه ملي در کشور، اظهار داشت که مصالحه به هدف آوردن امنيت و ثبات يک ضرورت جدي است اما اين روند نبايد سبب نقض ارزشهاي جديد و برگشت افغانستان به گذشته هاي تاريک گردد
.
به گفته معاون رييس جمهور روند مصالحه ملي يک خط قرمز دارد و آن حفظ ارزشهاي جديد و وحدت ملي در کشور است
.
استاد خليلي بارديگر از مخالفان مسلح دولت خواست تا بدون دخالت کشورهاي خارجي به پروسه صلح بپيوندند
.
به گفته معاون رييس جمهور صلح زماني موفق خواهد شد که اين پروسه افغانيزه شود
.
همچنان معاون رييس جمهور به حاميان تروريزم هشدار داد که اگر از حمايت، تمويل و تجهيز تروريستان دست برندارند، سر انجام حوصله مردم افغانستان به سر خواهد رسيد
.
وی همچنان به حلقات بيروني هشدارداد تا دست به تضعيف و تخريب وحدت و برادري افغانستانی ها نزنند زيرا به تعبير معاون رييس جمهور چنين کاري به خير و صلاحي هيچ کسي نخواهد بود
.
معاون رئیس جمهور با آنکه موجودیت بی عدالتی ، فساد اداری و تبعیض و تعصب را در حکومت می پذیرد اما 10 سال گذشته را دوره طلایی مردم افغانستان می داند
.
به گفته آقای خلیلی در شرایط کنونی دشمنان افغانستان در صدد راه اندازی بی اعتمادی و کشمکش میان مردم می باشند
.
وی در عین حال با اشاره به حادثه غم انگيز عاشورا در کابل از واکنش رييس جمهور کرزی، شوراي سراسري علما، رهبران جهادي و احزاب سياسي، مجامع مدني، رسانه ها، تحليلگران و مردم افغانستان نسبت به آن ابراز سپاس نموده و اظهار داشت که دشمنان افغانستان با ايجاد اين حادثه به هيچ يک از اهداف خود نرسيد
.
معاون رییس جمهور افزود که دشمنان افغانستان از همدلي و وحدتي که امروز ميان مردم ما وجود دارد، رنج مي برند و آنان در کمين اند تا از هر وسيله، براي خدشه دار کردن آن استفاده نمايند؛ اما واکنشها در برابر رويداد عاشوراي امسال، نشان داد که ملت افغانستان هوشيار است و تسليم هيچ توطئه و دسيسه اي نخواهد شد
.
آقاي خليلي از علما، روشنفکران، قلم بدستان و نخبگان جامعه خواست تا در راستاي تحکيم هرچه بيشتر وحدت و برادري ميان مردم کشور تلاش نموده و اجازه ندهند تا حلقاتي که مي خواهند افغانستان به پيشرفت، ترقي، ثبات و اقتدار دست نيابند، به موفقيت برسند
.
وی همچنين نتايج و دست اوردهاي جرگه عنعنوي را به نفع مردم افغانستان خواند و تصريح کرد که همکاري هاي جامعه جهاني تا رسيدن به صلح و ثبات دايمي و قادر شدن افغانستان به دفاع از خود، يک ضرورت است.


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ شنبه 1390/10/03 ] [ 23:5 ] [ حبیب الله رضایی ]

 

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در کابل، گزینش قطر برای افتتاح دفتر طالبان توسط غربی‌ها موضوعی است که این روزها به آن بسیار پرداخته می‌شود، با این حال مسئله‌ای که جای بحث و تأمل جدی دارد، این است که چرا آمریکا و همکاران غربی‌ آن در تلاش هستند تا این بار قطر را وارد بازی سیاسی افغانستان کنند؟
دولت افغانستان رابطه گرم و دوستانه‌ای با قطر ندارد و عدم حضور نمایندگی رسمی و  سیاسی این کشور در افغانستان دلیل محکمی بر این ادعا است.
افغانستان در واکنش به اقدام اخیر قطر مبنی بر اعلام آمادگی برای افتتاح دفتر طالبان در این کشور، سفیر خود را از "دوحه" فراخواند.
این در حالی است که قطر به عنوان شریک استراتژیک آمریکا، پایگاه نظامی آن کشور را در خود جای داده است و از طرفی گروه طالبان نیز با قطر رابطه گرمی دارد و در گذشته نیز این کشور از حامیان مهم طالبان بوده است.
در واکنش به این اقدام این پرسش مطرح می‌شود، که با وجود مخالفت‏ها و نگرانی‏های دولت افغانستان چرا طالبان و کشورهای غربی، قطر را به عنوان مرکز اصلی مذاکرات انتخاب کرده‌اند؟

کشورهای عربی همواره حامی طالبان بوده‌اند

"نورالحق علومی" کارشناسی سیاسی افغان بر این باور است که کشورهای عربی در گذشته نیز حامی رژیم طالبان بودند و این بار قطر تلاش می‏کند برای پوشش دادن به اهداف سیاسی طالبان و کشورهای غربی وارد بازی افغانستان و طالبان شود.
وی تصریح کرد: در 10 سال گذشته نیز کشورهای عربی از تأمین کنندگان طالبان بوده‌اند و می‏توان ادعا کرد که پیوند بسیار نزدیکی میان طالبان و آن کشورها وجود دارد.

دفتر سیاسی در قطر= کمک شیوخ به طالبان
 
"صدیق الله توحیدی"، یکی دیگر از  کارشناسان سیاسی افغان بر این باور است که در گزینش قطر به عنوان دفتر طالبان، کشورهای غربی و طالبان نظر واحدی دارند.
به باور وی، طالبان می‏توانند در قطر از کمک مالی شیوخ عرب بهره‌مند شوند، این در حالی است که آنان این امکان را در کشورهای ترکیه و عربستان ندارند.
این کارشناس سیاسی افغا‏ن با بیان این که ایجاد این دفتر در قطر به آمریکا و آلمان برای ایجاد ارتباط بهتر با طالبان کمک می‌کند، گفت: باز هم چنین امکانی در ترکیه و عربستان سعودی برای این 2 کشور وجود ندارد.
وی ادامه داد: با وجودی ‏که ‏دولت عربستان سعودی با طالبان رابطه خوبی دارند، اما  وضعیت در سعودی به گونه‏ای است که نمی‏توان راحت با گروه‌های طالبان تماس برقرار کرد.
"نور الحق علومی" نیز بر این باور است که طالبان در گذشته توسط خارجی‏ها به وجود آمده‌اند و امروز نیز این کشورها دوست دارند طالبان را به عنوان یک نیروی سیاسی وارد جریان افغانستان کنند و این روند در کشورهای همسایه افغانستان در جریان است.

خلع سلاح اعتقادی طالبان

توحیدی تصریح کرد: کشورهای غربی در تلاش هستند که طالبان را از بدنه القاعده جدا کنند تا بتوانند تئوری جنگ را از طالبان پس بگیرند، این اقدام زمینه تهی سازی فکری را برای طالبان فراهم کرده و انگیزه جنگ را از آنان خواهد گرفت.
وی با بیان این که نمی‌توان به تلاش‏های صلح خوش بین بود، گفت: غربی‌ها در تلاش هستند تا با ایجاد این دفتر در قطر عده‏ای را از صفوف طالبان جدا کنند.
رئیس مرکز دیده‌بان رسانه‏های افغانستان ادامه داد: شرط اصلی طالبان برای مذاکره خروج نیروهای خارجی از افغانستان است.

مذاکره با طالبان= به رسمیت شناختن آنان
 
علومی روند فعلی مذاکره برای صلح در افغانستان را به سود مردم این کشور نمی‌داند و معتقد است: در هر مذاکره‌ای باید موضوع آن در نظر گرفته شود.
وی افزود: طالبان هنوز به جنایت‌های خود در افغانستان ادامه می‏دهند و مذاکره با آنها نوعی مشروعیت دهی به این گروه تروریستی است.
"جاوید کوهستانی" هم ایجاد دفتر سیاسی برای طالبان را به مثابه مشروعیت بخشیدن به این گروه می‌داند و معتقد است که این یک پیروزی برای طالبان به شمار می‌رود.
وی تصریح کرد: تا کنون دولت افغانستان در برنامه صلح با طالبان ضعیف عمل کرده و استراتژی منظمی در این راستا نداشته است.
این کارشناس افغان گفت: طالبان می‌خواهند با این گونه مذاکرات وارد روند سیاسی پس از 2014 در افغانستان شوند.

روابط قطر و افغانستان دوستانه نیست

توحیدی خاطر نشان کرد: با وجود این که روابط قطر و افغانستان دوستانه نیست، به همین دلیل این کشور در واکنش به افتتاح دفتر طالبان در قطر سفیر خود را به  کابل فرا خواند.
گفت‏وگوی صلح با طالبان از چند سال پیش آغاز شده، اما این بار روند به گونه ای است که آمریکا و آلمان را در یک طرف و طالبان را در طرف دیگر قرار داده است و واکنش اولیه دولت افغانستان به این اقدام نیز قابل تأمل است. یکی از بزرگترین پایگاه‌های نظامی آمریکا در قطر قرار دارد

 


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ چهارشنبه 1390/09/30 ] [ 0:52 ] [ حبیب الله رضایی ]

خبرگزاری فارس: انتشار خبر رهایی تعداد 70 طلبه از یک مدرسه دینی در شهر کراچی که بطور مخفیانه در این مرکز آموزش‌های علوم دینی و فعالیت‌های تروریستی را فرا می‌گرفتند، زنگ خطر پیوند مدارس دینی پاکستان با شبکه‌های تروریستی فعال در منطقه را به صدا درآورده است.

به گزارش فارس، پلیس پاکستان در عملیات جستجوی ویژه خود در چند روز گذشته، نزدیک به 70 طلبه علوم دینی را از زندانی در یک مدرسه دینی متعلق به وهابی‌ها در کراچی کشف و آزاد و 2 تن از مدیران این مدرسه را بازداشت کرد.
 بر اساس این گزارش، نیروهای پلیس و انتظامی ایالت سند پاکستان طی یک عملیات جستجوی فوق العاده در منطقه "سهراب گوته" کراچی حداقل 70 طلبه دینی را از زیرزمین یک مدرسه دینی در مسجد "زکریا" در حالی کشف و آزاد کردند که دست‌وپای آنان با زنجیرهای آهنی بسته شده بود.
بیشتر این افراد که سن آنان بین شش تا 25 سال می‌باشد از اهالی شهرهای مختلف ایالت خیبر پختون خواه هستند.

آموزش حملات انتحاری با استفاده از زور و شکنجه

به گفته طلاب دینی آزاد شده، مربیان این مدرسه دانش‌آموزان را با زنجیرهای آهنین می‌بستند و سپس مبادرت به آموزش علوم دینی به آنان می‌کردند.  کاری که نه فقط برخلاف حقوق انسانی است بلکه از نظر شرعی و اخلاقی و قانونی نیز ممنوع می‌باشد.
این طلاب عنوان کردند که مربیان در حاشیه آموزش علوم دینی، حملات انتحاری را نیز به آنان آموزش داده و برای تشویق و برانگیختن احساسات آنان مبادرت به پخش فیلم‌های مربوط به این نوع حملات می‌کردند.
 یکی از این طلبه ها به تلویزیون "جیو" پاکستان گفت: از ما در این جا مجاهد و طالب می ساختند. آنها می گفتند شما باید این جا آموزش ببینید، بعداً ما شما را به جنگ می فرستیم.
در شرایطی که مربیان این مدرسه طلاب را برای شرکت در جهاد افغانستان آماده می‌کردند، رهبران و فرماندهان طالبان نیز برای بازدید به این مدرسه می‌آمدند.

تأمین نیروی انسانی مورد نیاز القاعده و طالبان

طالبان و القاعده در حال جذب نیروهای جوان بوده و این در حالی است که حرکتی جدی برای جلوگیری از این اقدام انجام نمی‌گیرد.
یکی از مسئولان این مدرسه در گفت‌وگو با خبرنگاران ادعا کرد که تعداد زیادی از این افراد معتاد بوده و برای ترک اعتیاد و آموزش علوم دینی به این مدرسه آورده شده‌اند، اما حضور کودکان شش ساله در زنجیرهای آهنین این ادعا را رد می‌کند.
این رویداد نشان می دهد که بعضی از مدارس دینی و سازمان‌های فرقه‌گرا که دارای عقاید خاصی می باشند نیروی انسانی مورد نیاز طالبان و القاعده را تأمین می‌کنند.
این در حالی است که روابط بعضی از مدارس و سازمان‌های مذهبی این کشور با گروه‌های تروریستی طالبان و القاعده کاملاً آشکار بوده و از نگاه دولت مخفی نیست.

عدم برخورد جدی دولت و نیروهای امنیتی پاکستان با تروریست‌ها

وجود چنین مدرسه غیر قانونی در شهرهای پیشرفته این کشور از جمله کراچی عملکرد آژانس‌های اطلاعاتی و نیروی انتظامی و پلیس و نیروهای امنیتی پاکستان را زیر سئوال می‌برد.
 نیروهای امنیتی پاکستان چند روز قبل از ماه محرم 2 تروریست را در کراچی دستگیر کردند که هر دوی آنان متعلق به "جامعه بنوریه" بودند؛ جامعه بنوریه بزرگترین مدرسه دینی وهابی‌ها در کراچی است که در عملیات انتحاری نیز دست دارد.
عملکرد ناقص نهادهای مربوطه موجب فرار تروریست‌ها از محل حادثه می‌شود و اگر برخی از آنان نیز دستگیر شوند ساختار پلیس دارای نواقصی است که هیچ دادگاهی نمی‌تواند آنان را به اعدام یا زندان محکوم کند.
به اعتقاد "زاهد عباس" کارشناس امور مذهبی و سیاسی پاکستان، اگر اداره‌های امنیت و سلامت این کشور گامی موثر در جهت خشکاندن ریشه تروریسم برمی‌داشتند، پاکستان سال‌ها پیش از دیو تروریسم و فرقه‌گرایی نجات پیدا می‌کرد.

فرقه گرایی و جایگاه مدارس مذهبی در پاکستان

پاکستان یکی از مهمترین کشورهایی است که نیروهای اسلام‌گرا در آن پرورش می‌یابند.
در برخی از این مدارس افراطی‌ اغلب به دانش آموزان آموزش داده می شود که تروریسم در پشت نقاب جهاد وظیفه دینی آنان به شمار می‌آید.
گفته می‌شود که از کل مدارس مذهبی در پاکستان، 8 هزار مدرسه زیر نظر سازمان‌های طرفدار تفکر "دیوبندی"، 1800 مدرسه زیر نظر سازمان‌های "بریلوی"، 400 مدرسه زیر نظر سازمان‌های اهل حدیث، 382 مدرسه زیر نظر سازمان های شیعی و 1200 مدرسه زیر نظر جماعت اسلامی پاکستان فعالیت می‌کنند.
 نخست وزیر پاکستان نیز چندی پیش به طور رسمی از وجود بیش از 5000 مدرسه دینی در این کشور خبر داد و گفت حدود 2600 طلبه خارجی و 70 هزار طلبه پاکستانی در این مدارس مشغول به تحصیل هستند.
 مدارس مذهبی سنتی تندرو که در پاکستان نفوذ زیادی دارند با حمایت عربستان در دهه 1980 برای مقابله با نفوذ ایران بر شیعیان پاکستان وارد صحنه شدند.
 یکی از عوامل اساسی در رشد این مدارس، قدرت یابی ژنرال "ضیاء الحق" رئیس جمهور سابق پاکستان است.
 او نسبت به وهابیت علاقه نشان می‌داد و همین ویژگی باعث شد تا پول زیادی از عربستان سعودی برای تأسیس مدارس مذهبی جهت ترویج ایدئولوژی دیوبندی ـ وهابی دریافت کند.  

 تلاش برای بومی سازی فرهنگ انتحاری و ناامنی در افغانستان

اگرچه عملیات و عاملان انتحاری زمانی با فرهنگ و قاموس افغانستان بیگانه بود اما گزارش‌های رسیده از شمال افغانستان نیز زنگ خطری را به صدا در آورده که گویا دشمنان این مرز و بوم تلاش دارند تا این عمل را در این کشور بومی کنند.
به تازگی خبرهایی از شمال افغانستان می‌رسد که گویا دشمنان این مرز و بوم قصد دارند تا این عمل مذموم را در این کشور عملی هنجار جلوه دهند.
مدارس سنتی از جمله مکان‌هایی هستند که امکان جذب عوامل این حملات را فراهم می‌سازند.
 مدت‏هاست که مدارس دینی خانگی در ولایت "قندوز" افغانستان فعالیت خود را آغاز کرده‌اند و بیشتر دختران این منطقه برای فرا گرفتن مسائل اسلامی و دینی در آنها ثبت‌نام می‌کنند.
شماری از دختران ولایت قندوز که در مدارس خانگی مشغول فراگیری آموزش‏های دینی هستند، از تشویق به انجام حملات انتحاری توسط مدرسان این مدارس سخن می‌گویند.
در همین حال، برخی از آنان آمادگی خود را برای انجام چنین حملاتی اعلام کرده‌اند.
 تحلیل کارشناسان بر این است که پس از سقوط طالبان و افزایش ناامنی‎ در ولایت‌های جنوبی این کشور، تلاش‎ها برای ناامن کردن شمال افغانستان افزایش یافت.
افراط‌گرایی در شبه‌قاره که به طور عمده از مدارس دینی نشأت می‌گیرد اکنون به یک مشکل جهانی تبدیل شده و پاکستان در جنوب شرق آسیا یگانه کشوری است که شمار مدارس دینی آن از لحاظ کمی و کیفی رقم درشتی را به خود اختصاص داده است.
 برخی کارشناسان بر این باورند که حکومت پاکستان نه فقط از کنار این موضوع می‌گذرد بلکه این مدارس و ثمره آن برای برخی از نهادهای این کشور همچون یک ارتش غیر رسمی به شمار می‌رود.


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ یکشنبه 1390/09/27 ] [ 1:22 ] [ حبیب الله رضایی ]

نمی خواهم از قلمرو افغانستان برای جنگ ایالات متحده و ایران مورد استفاده قرار گیرد. این مطلب را رییس جمهور کرزی پس از ملاقات با وزیر دفاع امریکا در یک نشست خبری در کابل بیان داشت و افزود:
افغانستان روابط دوستانه خود را با ایران باید نگهدارد و نگهداشته است. بنابراین افغانستان نمی خواهد که در هیچ یک از روابط متخاصم ایران و ایالات متحده سهیم گیرد و مداخله کند. افغانستان آرزو دارد که دوست این کشورها باشد و قلمرو افغانستان برای استفاده حملات یکی از این کشورها علیه دیگری قرار نخواهد گرفت.
این اظهارات در حالی بیان می گردد که اخیراً یک هواپیمای بی پیلوت امریکایی در ایران توسط نیروهای هوایی آن کشور بدست امده است.
رسانه ها گزارش داده اند که این هواپیمای جاسوسی از سوی سازمان مرکزی استخبارت امریکا ماموریت هایی را انجام می دهد.در پی این حادثه سفیر افغانستان در ایران احضار شد و خواستار پیگیری موضوع از سوی مقامات وزارت خارجه افغانستان گردید.
رئیس جمهور کرزی در این راستا گفت که حکومت ایران یادداشتی را در این رابطه به ما فرستاده است و وزارت خارجه ما این موضوع را تعقیب می کند و نتیجه را اعلام می کنیم.
لئون پانیتا، وزیر دفاع ایالات متحده نیز در این نشست خبری اعلام کرد که امریکا در همکاریهای دراز مدت خود با افغانستان متعهد است.
بر اساس معلومات دفتر مطبوعاتی ریاست جمهوری، وزیر دفاع امریکا گفت که افغانستان نه تنها حمایت امریکا بلکه حمایت منطقه و جامعه جهانی را برای رفتن بسوی ثبات و نیرومند شدن با خود دارد.
وی ضمن اینکه از تلاش های رئیس جمهور و مردم افغانستان به خاطر تعهد که نیروهای امنیتی افغانستان برای دفاع از سرزمین شان از خود نشان داده اند، قدردانی کرده گفت که توانایی نیروهای امنیتی افغانستان در تامین امنیت جرگه عنعنوی گواه بزرگ ادعای ما می باشد.
پانیتا گفت که در نتیجه قربانی های نیروهای امنیتی افغانستان و نیروهای بین المللی بود که روند مرحله اول انتقال مسؤلیت های امنیتی موفقانه به پایان رسید و مرحله دوم انتقال مسؤلیت های امنیتی اخیراً از جانب رئیس جمهور کرزی اعلام و امکان پذیر گردید که این یک پیشرفت بزرگ را نشان می دهد.
وزیر دفاع آمریکا همچنین گفت که ما تعهد می کنیم که خونی را که نیروهای امنیتی افغانستان و امریکا ریختانده اند و قربانی های را که آنها داده اند به هدر نخواهد رفت.
رئیس جمهور کرزی نیز در مورد اوضاع جاری افغانستان و منطقه، روابط استراتژیک با افغانستان و ایالات متحده ، آموزش نیروهای امنیتی افغانستان بحث و گفتگو داشته است.
رئیس جمهور به جواب سوالی گفت که همکاری امریکا و افغانستان باعث امنیت و ثبات در کشور شده است و این ثبات ما را به آینده بهتر می رساند اما کاری که انجام نشده است تامین امنیت فردی مردم در برابر حملات می باشد.
وی همچنین گفت افغانستان به بهترین روابط با همسایه های خویش متعهد است. در 10 سال گذشته کشور های ایالات متحده امریکا و ایران هر دو موقعیت افغانستان را درک کرده اند. کشور ایران با افغانستان در حضور نیروهای بین المللی همکار بوده است و امریکا هم دوست بزرگ مردم ما می باشد.
رئیس جمهور در پایان تأکید کرد که از حاکمیت ملی و تمامیت ارضی افغانستان علیه هیچ کشوری استفاده نخواهد شد.


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ جمعه 1390/09/25 ] [ 2:4 ] [ حبیب الله رضایی ]

روزنامه انگلیسی «ایندیپندنت» گزارش داده که «آصف علی زرداری» از پاکستان فرار کرده است.
این روزنامه نوشته است: آصف علی زرداری برای معالجه بیماری خود به دوبی رفته است و پس از آن برای استراحت به نیویورک خواهد رفت.
بر پایه  ادعای این روزنامه، وی در اوج بحران سیاسی این کشور، پاکستان را به دلیل عارضه سکته مغزی خفیف ترک کرده است.

تنش میان زرداری و مخالفان، از آنجا بالا گرفت که بسیاری از سیاستمداران پاکستانی بر این باورند که وی از حمله نیروهای آمریکایی به مقر بن لادن در پاکستان خبر داشته و به آنان اجازه نقض حریم هوایی پاکستان را داده است؛ هرچند وی تا کنون بار‌ها این ادعاها را رد کرده، ولی انتشار نتایج کمیسیونی که در این باره تحقیق می‌کند، اطلاع  زرداری از این حمله را به نوعی تایید کرده است.
پاکستان از جمله کشور هایی است که تداخل وظایف و اختیارات نظامیان و سیاستمداران وضعیت بغرنجی را در این کشور ایجاد کرده است ، به گونه ای که اغلب روسای جمهور این کشور پس از ترک قدرت یا از کشور فرار کرده اند و یا تبعید شده اند .
گفتنی است٬ با اینکه نظام سیاسی پاکستان پارلمانی است؛ اما تجربه 61 سال حضور موثر نظامیان در قدرت٬ و نیز ساخت فئودالی جامعه این کشور  باعث شده تعامل زمینداران و افراد صاحب نفوذ با نیروهای نظامی٬ ساختار سیاسی ای در  پاکستان ایجاد کند که خود را بر دولت تحمیل کند.
در واقع٬  در ساختار سیاسی پاکستان انتخاب نخست وزیر و رییس جمهور همواره برعهده پارلمان نبوده و به رغم آنچه در قانون اساسی سال 1973 آمده نتوانسته پارلمانتاریستی باشد، زیرا نظام پارلمانتاریستی را دو قطب ارتش و سرمایه سالاران شکل داده و هدایت کرده اند

نکته جالب آن که طبق قانون اساسی پاکستان٬ ارتش فوق قوای سه گانه است و بر همین اساس حاکمیت سیاسی را حق خود می داند.به همین خاطر ارتش در نظام سیاسی پاکستان متغیری است که بر همه ابعاد سیاست ورزی در پاکستان تاثیر می گذارد و سیاستمداران برآمده از جامعه این کشور٬ رفتار خود را عموما با نظامیان هماهنگ می کنند. رفتار آصف علی زرداری هم خارج از چنین چارچوبی قابل تحلیل نیست.


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ پنجشنبه 1390/09/24 ] [ 1:7 ] [ حبیب الله رضایی ]

شورای علمای افغانستان، احزاب سیاسی، ملا امامان مساجد غرب کابل، وکلای گذر، شخصیت های سیاسی علمی و فرهنگی و هزاران تن از اقشار مختلف کشور طی گردهمایی بزرگ ملی، حملات خونین تروریستی را در روز عاشورا، شدیداً محکوم کردند.

در این گردهمایی بزرگ که روز جمعه در غرب کابل برگزار گردید و در آن شخصیت روحانی حضرت صبغت الله مجددی، اعضای شورای علمای افغانستان و احزاب سیاسی، ملا امامان مساجد غرب کابل، وکلای گذر، شخصیت های سیاسی علمی و فرهنگی و هزاران تن از اقشار مختلف کشوراشتراک داشتند، با صدور قطعنامه ای گفتند که گردهمایی بزرگ کابل ضمن تاکید بر وحدت ملی افغانستان، باورمند است که حادثه غم انگیز عاشورای خونین کابل و مزار شریف که منجر به شهادت دهها تن و زخمی شدن صد ها نفر مردم ملکی، بی دفاع و عزادار، اعم از زن و مرد، کوچک و بزرگ گردید، توطئه دشمنان اسلام و کشور عزیز ما بوده و هیچ ربطی به پیروان مذاهب اسلامی و اقوام با هم برادر افغانستان نداشته و ندارد.

در این قطعنامه آمده است که ما ضمن اینکه این حادثه ناجوان مردانه و ضد اسلامی و انسانی شدیداً محکوم می نماییماز ملت عزیز افغانستان می خواهیم که در برابر دسایس دشمنان وطن هوشیار بوده و یک پارچگی خویش را حفظ نمایند.

اشتراک کنندگان این گردهمایی اظهار داشتند که ما از حکومت جمهوری اسلامی افغانستان می خواهیم که قضیه فاجعه بار عاشورا را همه جانبه بررسی نموده عاملین اصلی را شناسایی و به محاکمه بکشاند.

همچنان در این قطعنامه آنها تأکید کردند از آنجایی که مسئولیت این فاجعه را لشکر جنگوی به دوش گرفته ایجاب می کند که دولت جمهوری اسلامی افغانستان با حکومت پاکستان در تماس شده و در چارجوب قوانین بین المللی قضیه را پیگیری نماید.

از سازمان ملل تقاضامندیم با توجه به اینکه لشکر جنگوی که خود را عامل این حملات معرفی نموده، بخشی از اتباع کشور پاکستان می باشد، این عمل اقدام علیه امنیت ملی یک کشور همسایه از طرف یک کشور دیگر می باشد و در امنیت جهانی اثر گذار است که گروهک تروریستی لشکر جنگوی و حلقات تروریستی مستقر در پاکستان از طرف دادگاه بین المللی مورد تعقیب قضایی قرار گرفته و بر پاکستان فشار آورده شود که گروهک های تروریستی را منحل و سران آن را به پنجه قانون بسپارد.

در پایان قطعنامه نیز آمده است: گردهمایی بزرگ ملی از همه مجامع بین المللی و داخلی، مراکز علمی، دینی، سیاسی، فرهنگی و جامعه مدنی که این حادثه غم انگیز را تقبیح و با خانواده های شهدای عزیز ملت افغانستان همدردی نموده اند صمیمانه سپاسگزاری نموده و از رسانه های جمعی کشور که این قضیه را پوشش مقتضی دادند تشکر می نماییم.

گفتنی است در این مراسم ، صبغت‌الله مجددی، رییس کمیسیون تحکیم صلح و رییس پیشین مجلس سنای کشور طی سخنانی گفت ؛ پاکستان سبب اصلی ناامنی‌ها در کشور است. آی اس آی است که تروریستان را از تمام دنیا استخدام می کنند؛ پول می دهند؛ تمام وسایل و تجهیزات را در دسترس شان قرار می دهند؛ از سرحد ما می گذرد و ما را به خاک و خون آلوده می سازد.

داکتر عبدالله، رهیر ائتلاف ملی تغییر و امید نیز که از دیگر سخنرانان این مراسم بود نقش جامعه جهانی برای جلوگیری از فعالیتهای گروههای هراس افکن و سازمان استخباراتی پاکستان در افغانستان را یک نیاز خواند. وی افزود مسؤلیت دولت افغانستان است که با اقدامات بسیار جدی و در تبانی با جامعه بین المللی صدای مظلومیت مردم افغانستان را به گوش جهانیان برساند.

احمد ضیا مسعود، رهبر جبهه ملی افغانستان نیز با محکوم‌کردن حمله بر جان سوگواران عاشورا، نسبت به تعهد رییس جمهور کرزی مبنی بر پیگیری حادثه روز عاشورا با پاکستان ابراز تردید کرده است.وی گفت که حکومت در داشتن پالیسی ها و استراتژی های خود در برابر طالبان؛ تروریزم بین المللی و مداخله پاکستان و حلقاتی که در بین اردوی پاکستان می خواهند کشور ما را بی ثبات بسازند باید کاملاً شفاف عمل نماید.

حاج محمد محقق،رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان هم تأکید کرد که اگر جامعه جهانی و مقامات پاکستان مانع فعالیتهای آی اس آی در افغانستان نشوند مردم افغانستان بسیج خواهند شد و در این راستا خود تصمیم خواهند گرفت.

این اظهارات در حالی بیان می گردد که رییس جمهور کرزی نیز چندی پیش اعلام کرد که در این مورد با پاکستان با جدیت صحبت خواهد کرد.گفتنی است که در نتیجه‌ حمله انتحاری روز سه‌شنبه به مراسم عاشورا در نزدیک زیارت حضرت ابوالفضل در کابل حدود 60 غیرنظامی شهید و نزدیک به 200 تن دیگر زخم برداشتند.


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ شنبه 1390/09/19 ] [ 13:2 ] [ حبیب الله رضایی ]

 

صحبت از دردهايي‌ست كه امروز در حال فوران است، صحبت از زخم‌هايي‌ست كه دهان باز كرده و مي‌گريد. صحبت از دشمني‌هاي آشكاري‌ست كه بدون شك توان و طاقت همه را گرفته است. امروز دشمني‌هاي آشكار كساني كه هر روز برادر خوانده مي‌شوند شرم آورترين انتقام خود را از مردم ما گرفت، به شهادت رسيدن هم وطنان ما در مزار شريف، كابل و قندهار، آن هم به جرم پاسداري از ارزش‌هاي اسلامي، همان محك محكمي‌بود كه نشان داد دوست و دشمن را چگونه بايد از هم تفكيك كرد. چگونه مي‌توان كساني را برادر خواند و از آن‌ها توقع كمك و هم ياري داشت كه دست پنهان و اشكارشان درجهت ناامني و بي ثباتي كشور در كار است تا بتوانند از افغانستان مستعمره كوچكي براي خويش بسازند كه هر گاه بخواهند به نام افغان‌ها و با استفاده از اين جغرافياي استرات‍‍ژيك خواست خود را بر گرده جامعه جهاني تحميل كنند. امروز اگر براي اين غده سرطاني يعني آن سازمان دهي فكري و فيزيكي غلطي كه در كشور پاكستان به راه افتاده است و هر روز در حال پروار تر شدن است، فكري نشود و خود مردم اين سرزمين با ديگران، همكاري در جهت حذف و نابودي يك چنين جرياناتي به خرج ندهند، بدون شك فرداهاي غم انگيز و اسف باري را شاهد خواهيم بود كه هرگز نخواهيم توانست، بحران‌هاي آتي را كنترل كنيم.

درست بعد از ختم نشست بن و عدم حضور پاكستان، انفجارهاي زنجيره اي در افغانستان آن هم درست در روز عاشوراي حسيني، يك پيام بيشتر نداشت و آن اين كه منهاي توافق پاكستان، افغانستان هرگز روي خوشي و آرامش را نخواهد ديد. امروز ترا‍ژدي تلخي در افغانستان رقم خورد كه عاشورا را به معناي واقع عاشورا ساخت.

امروز مردم افغانستان بيشتر از هر روز ديگر به اتحاد و همدلي نياز دارند تا بتوانند در مقابل توطئه‌هايي از اين دست مقاومت كنند. امروز كشته شدن به نام مذهب و يا مرامي‌خاص و سعي در چند دسته كردن مردم افغانستان همان هدفي است كه دشمنان اين سرزمين سخت به دنبال آنند.

به اين معنا كه انفجارهاي روز عاشورا در مراسم عزاداري حسيني تلاش مذبوحانه اي بود كه گفته مي‌شود يكي از جريانات افراطي كه محصول و پرورده پاكستان است به خرج داد تا از اين راه هم قدرت پاكستاني‌ها را در ناامن كردن افغانستان نشان دهد و هم به اختلافات مذهبي دامن بزند و از اين راه شكاف و خلايي كه لازم است تا وضعيت افغانستان را به دهه‌هاي قبل برگرداند، فراهم آورند؛ اما غافل از اين كه افغانستان كشوري است كه تاريخ آن ثابت كرده است هر بار كه اختلافات مذهبي دامن زده شده است، براي عاملان و بانيان آن چندان موفقيتي به بار نياورده و به نوعي تلاش‌هاي آن‌ها خنثي شده است.

چرا كه مذهب تشيع و مذهب تسنني كه در افغانستان وجود دارد، در عين داشتن محورهاي مشتركي كه دنياي اسلام ازآن برخوردار است، ريشه‌ها و مشتركات زيادي دارند كه اين دو مذهب را به ‌يكديگر نزديكتر مي‌كند و تلاش‌هايي كه در اين كشور صورت گرفته تا اختلافات مذهبي به حداقل برسد در يك دهه گذشته به اوج پيشرفت‌هاي خود رسيده است.

هر چه دامنه دار تر شدن و مردمي‌تر شدن عزاداري عاشورا ميان هر دو مذهب، خود زنگ خطري است براي تمام كساني كه قوت و قدرت خود را در بي اتحادي و ناامني بيشتر آن مي‌بينند.

چرا كه در چند سال گذشته تمام كوشش دولت و ملت افغانستان و آگاهان ديني بر اين بود كه بتوانند از عاشورا و بزرگداشت آن،‌نقطه وحدت بخشي بسازند كه در سايه آن هماهنگي و وفاق ملي را تجلي ببخشند.

عزاداري براي نواده پيغمبر اسلام و روايت شجاعت و رادمردي او و يارانش، ارزش‌هايي است كه هر كدام مي‌تواند محور مشتركي شود تا اتحاد را همراه داشته باشد. و اين اتحاد و اين گسترش ارزش‌هاي ديني، هميشه براي دشمنان افغانستان خطرناك بوده است.

اين اولين بار است كه در يك چنين روز بزرگي فاجعه‌يي اين چنين تلخ رخ مي‌دهد. تاريخ بشري مالامال از سوء استفاده‌هاي سياسي از مذهب و دين است.

و اين انفجارهاي زنجيره‌يي نشان دهنده اين است كه تلاش‌هاي حقيرانه‌ي در جريان است تا در افغانستان مسائل را رنگ و روي مذهبي داده و پاي مذهب را در ناامني‌ها و بي ثباتي‌ها كشانده و افكار عمومي‌را نسبت به هم و نسبت به مذهبي خاص بدگمان كنند.

قندهار و مزار و كابل در افغانستان قرباني دادند و افرادي از سني و شيعه به شهادت رسيدند كه فقط براي نشان دادن احترام قلبي خود نسبت به ارزش‌هاي ديني به خيابان‌ها رفته بودند. اما مردم افغانستان امروز هوشيارتر از آن هستند كه بخواهند از يك چنين داستان‌هاي تلخي، نتايجي تلخ تر بگيرند و فريب خورده و ريشه‌هاي مذهبي آن هم از سوي افراد داخلي را برداشت نمايند. تروريسم دهشت انگيز، يك بار ديگر از مردم ما قرباني گرفت.

در حالي كه جامعه جهاني يك بار ديگر تعهد خود را نسبت به حمايت از افغانستان اعلام كرد، با به خاك و خون كشيدن مردم بي‌گناه گروه‌هايي كه خود را به نوعي ازميدان بازي كنار گذاشته احساس مي‌كنند، به تلاش افتادند تا نشان دهند كه حمايت از افغانستان و برنامه ريزي براي اين سرزمين منهاي پاكستان آن چيزي نيست كه بتواند ثباتي دوام دار را براي اين مردم به دنبال داشته باشد. امروز رييس جمهور كرزي با اين كه اين حملات را تروريسم دهشت انگيز مي‌خواند كوچكترين كاري كه براي تسلي خاطر بازماندگان اين حملات دهشتناك و آوردن ثبات به افغانستان مي‌تواند داشته باشد اين است كه خطوط سياست خود را با دشمنان آشكاري از اين دست مشخص سازد و بگذارد كه اين ملت خود تصميم بگيرد كه با دشمنان اين آب و خاك چگونه بايد تعامل كرد.


موضوعات مرتبط: عکس ها و مطالب یادگاری، معارف اسلامی، سیاست، تاریخ، اجتماعی
[ پنجشنبه 1390/09/17 ] [ 10:59 ] [ حبیب الله رضایی ]

بسم الله الرحمن الرحيم

جلالتمآب خانم انگلا مرکل، صدراعظم آلمان

جلالمتآب آقای بانکی موون، سرمنشی سازمان ملل،

وزرای محترم خارجه و هیات عالیقدر،

 

خانمها و آقایان!

جای بسا افتخار است که یکجا با شما خانم صدرعظم، اشتراک کننده گان محترم در کنفرانس بین المللی بن را خوش آمدید گویم. ده سال پیش در همین شهر بود که افغانستان سفر تاریخی خود برای بیرون آمدن از تاریکی، ظلمت و انزوا بسوی یک آینده مملو از امید و تعهد را آغاز کرد. تمامی شما در این سفر با ما همراه بوده اید. بنابرین، این امتیاز بزرگیست که یکجا با شما از دهمین سالگرد این تعهد و تلاش مشترک تجلیل میکنیم.

از دوستی دیرینه و روابط کهن با آلمان می بالیم و از همبستگی و تعهد این کشور در یک دهه گذشته ممنون هستیم. همچنان میخواهم از مردم و حکومت آلمان بخاطر میزبانی صمیمانه ایشان از ما ابراز سپاس و تشکر کنم.

خانمها و آقایان!

ده سال قبل درهمین روز، افغانستان صفحه جدیدی را در روابط اش با جهانیان گشود. پس از آن، افغانستان به بستر همکاری های جهانی برای تحقق اهداف مشترک مبدل شد. ما یکجا با هم با قیمت خون و سرمایه، جنگ با تروریزم را تعقیب کرده و گام های بلندی را برای بازسازی و تامین ثبات پس از چندین دهه جنگ و ناآرامی در افغانستان برداشتیم. امروز در بن، تاریخ بار دیگر در حالی شکل میگیرد که یک افغانستان دیموکراتیک و دارای حاکمیت یکجا با جامعه جهانی برای تعمیق و گسترش همکاری های سازنده در جهت تامین امنیت و همیاری منطقوی و فراتر از آن گردهم میاید.

برای افغانستان، یک دهه گذشته فرصت ها، ترقی و آسایش در زندگی مردم را به اندازهءمساعد ساختکه در تاریخ کشور ما پیشینه ندارد. ما پروسه سیاسی فراگیری را به میان آوردیم و وحدت را درمیان افغانها ایجاد کرده و زمینه را طوری مساعد ساختیم تا افغانستان بار دیگر خانه مشترک تمامی افغانها گردد؛ ما ادارات از هم پاشیدهء ملی و محلی را دوباره احیا کرده و بنیاد یک نظام کثرت گرا و دیموکراتیک را گذاشتیم.

حقوق اساسی و آزادی های شهروندی بشمول حق آزادی بیان، حق تجمع و مشارکت سیاسی در قانون اساسی افغانستان تظمین شده است.

نهاد های امنیتی افغانستان که ویرانی آنها در سال های 1990 ضربه ناامید کننده را به حاکمیت افغانستان وارد کرد امروز دوباره احیا شده است. زنان افغان که در جریان حاکمیت طالبان در انزوای کامل بسر می بردند امروز جایگاه برحق شان را در جامعه افغانی بازیافته اند و اکنون 20 فیصد ادارات ملکی، 27 فیصد پارلمان و 39 فیصد دانش آموزان در مکاتب و پوهنتون ها را تشکیل میدهند.

در عین حال، حاکمیت قانون آرام آرام تحکیم یافته و ارائه خدمات عامه بهبود یافته است. پوشش خدمات اساسی صحی از 9 فیصد بهبیش از60 فیصد جمعیت افغانستان افزایش یافته؛ ثبت نام در مکاتب از کمتر از یک میلیون به 8.4 میلیون شاگرد رسیده است؛ در ده سال گذشته، جاده های زیادی را که در تاریخ کشور بی نظیر بوده است احداث کرده ایم. در حالیکه در 2001 تیلفون همراه وجود نداشت، امروز 60 فیصد افغانها تیلفون دارند. مطبوعات رشد چشمگیری داشته است. امروز 50 شبکه تلویزیونی نشرات دارند؛ 150 ستیشن رادیو و بیش از 800 نشریه و گاهنامه در کشور فعالیت دارند. هزار ها تصدی سرمایه گذاری کوچک ایجاد شده است و تعداد زیادی از افغانها امروز بیش از هر زمان دیگر در سکتور خصوصی اشتغال دارند. بطور خلاصه، از یک حالت رقت بار ده سال قبل، اقتصاد ما رشد چشمگیری را تجربه کرده و میزان عواید ناخالص ملی ما تقریباً سه برابر افزایش یافته است.

اما، باوجود همه، باید گفت که داشتن یک افغانستان با ثبات، خودکفا و دیموکراتیک که هدف مشترک همه ماست هنوز تحقق نیافته است. در واقع، چالش های کنونی به حدی گسترده و جدی اند که میتواند سمت پیشرفت را منحرف ساخته و دست آورد ها را به عقب برگرداند. فقر و عقب ماندگی هنوز از چالش های عمده محسوب میشوند. دیموکراسی جوان ما شکننده است و مردم افغانستان هنوز به آرزوی شان برای داشتن نهاد های ملی نیرومند، موثر و پاسخگو نرسیده اند.

کمبود مزمن سرمایه گذاری، موجودیت ساختار های موازی و ترویج فساد و فرهنگ معافیت باعث تضعیف انکشاف نهاد ها از لحاظ نیرومندی و اعتبار شده است.

بزرگترین چالش ما که همه میدانید ناشی از ناامنی بوده که باعث از دست رفتن زندگی یک تعداد زیادی از مردم ما شده و مانع پیشرفت ما در ساحات بازسازی، اصلاحات، انکشاف و توسعه شده است. القاعده و سایر سازمان های تروریستی بدون شک شدیداً تضعیف شده است. اما ابعاد وسیع منطقوی تهدید تروریزم به فراموشی سپرده شده و مشکل پناه گاهای تروریستان در خارج از افغانستان همچنان ادامه دارد.

درنتیجه، تروریستان به جنگ خونخوار شان علیه صلح و آرامش ادامه میدهند. در حالیکه این مشکل هنوز وجود دارد، این حقیقت ثبات افغانستان و امنیت دوامدار منطقه و تمامی جهان را به خطر جدی مواجه ساخته است.

خانمها و آقایان!

ما در افغانستان راهی را که انتخاب کرده ایم ادامه خواهیم داد و برای فایق آمدن به چالش های که فراروی ماست همچنان متعهد باقی خواهیم ماند.

خانمها و آقایان!

اجازه دهید دیدگاه خود را برای آینده افغانستان با شما شریک سازم و گام های را که برای تحقق این دیدگاه در نظرداریم خدمت شما تشریح دهم. ما افغانها آرزو و اشتیاق زندگی در یک کشور صلح آمیز را در سر می پرورانیم، کشوریکه در آن باعزت، خوشحال و مرفه در فضای اتحاد و اتفاق بتوانیم زندگی کنیم.

ما میخواهیم افغانستان را به یک کشور باثبات، دیموکراتیک و مرفه مبدل بسازیم، کشوریکه خانه امن و صلح آمیز برای تمامی افغانها بوده و روابط دوستانه و پربار با همسایه های دور و نزدیک و با دیگران داشته باشد. ما قاطعانه تلاش میکنیم تا افغانستان بار دیگر به دست کسانی نیافتد که این کشور را به منبع تهدید و آسیب برای دیگران استفاده کنند. ما میخواهیم کشورما یک سرمایه واقعی برای امنیت و صلح در منطقه باشد.

این دیدگاه تمام افغانهاست، دیدگاهیست که اهداف ما را تشکیل داده و تلاش های خستگی ناپذیر ما را برای یک آینده بهتر و باامن تحرک می بخشد. برای تحقق این دیدگاه، ما دست آوردهای ده سال گذشته را تحکیم بخشیده و به تلاش های خود با تعهد و اراده قاطع ادامه میدهیم. سعی ما در راستای مبارزه با فساد به شکل موثر ادامه داشته و اصلاحات گسترده تر در نهاد های دولتی را به هدف بلند بردن کفایت، شفافیت و پاسخگوئی تطبیق خواهیم کرد. ما حاکمیت قانون را تنفیذ کرده و اصلاحات در سکتور عدلی و قضائی را ادامه خواهیم داد. به ویژه، طوریکه من در لویه جرگه عنعنوی به مردم افغانستان وعده سپردم، ما اصلاح اداره خدمات ملکی افغانستان را محور کار خود قرار داده تا این اداره غیرسیاسی و مصئون بوده و توانمندی خدمت به مردم افغانستان را داشته باشد. ما پروسه انتخابات را اصلاح کرده آنرا افغانی خواهیم ساخت تا به این ترتیب انتخابات آینده در این کشور شفاف، آزاد و در برابر هرگونه تقلب و مداخلات مصئون بماند.

هفته گذشته، دومین مرحله انتقال مسؤولیت های امنیتی را که از ولایت پروان آغاز گردید، اعلام نمودم. آرزو دارم، بتوانیم مرحله دوم را تا اخیر ماه فبروری سال 2012 که طی آن نیرو های ملی امنیتی افغان مسؤولیت تامین امنیت تقریباً پنجاه در صد جمعیت افغانستان را بدوش خواهند داشت، به اتمام برسانیم. روند انتقال مسؤولیت ها تنها بعد امنیتی نه ، بلکه لازمهء برای پاسخ به آرزوی افغان ها برای رسیدنبه خودکفائی نیز می باشد.

بنابرین ، امروز تاکید می نمایم که ما کاملاً مصمم هستیم تا پروسه انتقال مسؤولیت های امنیتی را طبق برنامه الی ختم سال 2014 میلادی تکمیل نماییم. در عین زمان، از جامعه جهانی به خصوص متحدین ما در سازمان ناتو خواهانیم تا آموزش و تجهیز نیرو های امنیتی افغان را به منظور ارتقای ظرفیت آنان ادامه و آنرا توسعه بیشتر بخشد تا نیرو های ما توانائی دفاع از حاکمیت و حفاظت از شهروندان شان را داشته باشند.

همچنان، ما به تلاش های صلح و مصالحه به مثابه مطمئن ترین راه برای تامین صلح پایدار در افغانستان ادامه خواهیم داد. با تأسف، ترور تاثُربار پروفیسور ربانی ، رییس جمهور اسبق و رئیس شورای عالی صلح در ماه سپتامبر، تلاش های ما برای صلح را با مانع جدی مواجه ساخت.

اخیراً، در مورد آینده پروسه صلح با نماینده گان ملت افغانستان در لویه جرگه عنعنوی مشوره نمودم ، و با خرسندی تمام دریافتم که مردم افغانستان خواهان تداوم تلاش های صلح ، بشمول همکاری دوجانبه با جمهوری اسلامی پاکستان هستند. اصول ما برای پیشبرد پروسه صلح و مذاکرات همچنان پا برجا و غیرقابل تغییر باقی است. پروسه سیاسی همچنان فراگیر و همه شمول خواهد بود و آنعده از طالبان و جنگجویانیکه از خشونت دست کشیده، روابط شان با تروریزم بین المللی را قطع نموده، قانون اساسی افغانستان را بپذیرند و به زنده گی صلح آمیز برگردند، میتوانند به این پروسه بپیوندند.

میخواهم یکبار دیگر با تاکید آرزوی مردم افغانستان را برای تداوم رهنمود و حمایت اعلیحضرت خادم الحرمین الشریفین پادشاه عربستان سعودی از تلاش های صلح افغان ها ابراز نمائیم.

خام ها و آقایان،

در حالیکه ما به دورنمای دهه تحول بعد از سال 2014 می بینیم، افغانستان به حمایت دوامدار مالی جامعه جهانی برای تحکیم دست آورد های ده سال گذشته و برای تامین امنیت فراگیر و اقتصاد پایدار کشور همچنان نیازمند است. برای اینکه روند انتقال امنیت و پیشرفت های اقتصادی افغانستان برگشت ناپذیر باشد، مردم افغانستان توقع دارند تا این کنفرانس بر تعهدات روشنی به این هدف تاکید نماید.

در چند ماه آینده، ما باید با متحدین بین المللی خویش در رابطه به توسعه اقتصادی آینده افغانستان به مباحثات جدی بپردازیم. میخواهم از تصمیم حکومت جاپان، دوست و حامی دوامدارافغانستان به خاطر میزبانی از کنفرانسی که در مورد برنامه های اقتصادی افغانستان قرار است در سال آینده در توکیو برگزار نماید، اظهار سپاس کنم.

مطابق به روند موسوم به پروسه کابل، ستراتیژی بین المللی برای ارائه کمک ها باید از هدف ابتدائی آن که تامین ثبات است به انکشاف درازمدت با تمرکز به موثریت کمک ها منحیث اولولیت کاری، تغییر کند.

تطبیق پروژه های بزرگ زیربنایی، ایجاد فرصت های اشتغال و انکشاف سکتور های تولیدی افغانستان به ویژه زراعت، انرژی و معادن در اولویت کاری ما قرار دارد. کشورما سرشار از منابع غنی زیرزمینی به ارزش هزاران میلیارد دالر است و ما تمامی تلاش های ممکنه را برای استخراج و بهره برداری از این منابع به نفع رشد و رفاه متداوم افغانستان انجام میدهیم.

مسلماً، آینده افغانستان بلاخره به تحقق همگرایی اقتصادیمنطقه که افغانستان مرکز آن به شمار میرود، بستگی دارد. موقعیتخوب افغانستان نقش کلیدیی را منحیث پل ارتباطی برای ترانزیت، تجارت و پیوند کشور ها ایفا میکند. یک افغانستان با ثبات، با امن و مترقی نه تنها آرزوی برحق افغان ها و دوستان بین المللی ماست ، بلکه نیاز مبرم برای تامین امنیت و همگرایی ارزشمند اقتصادی منطقه نیز محسوب میگردد. افغانستان آماده است تا کشور های منطقه را در فضای دوستی، همبستگی و همکاری مشترک باهم یکجا نماید.

یک ماه قبل در شهر استانبول ، در کنفرانسی به رهبری دوست ما جمهوری ترکیه ، دوازده کشور همسایه نزدیک و دور افغانستان دورهم جمع شدند تا روی چالش های منطقویی که در برابر همکاری و نیاز به اعتماد سازی مانع شده است، به بحث بپردازند. امیدوارم که پروسه استنبول باعث تحرک بیشتر همکاری های منطقوی تا تدویر کنفرانس وزرای خارجه در جون سال 2012 در کابل گردد.

خانم ها ، آقایان، و دوستان مُعزز!

بیشتر ما و شما قبلاً نیز در جلسات مشابهی راجع به افغانستان باهم دیدار های داشته ایم، اما این بار در کنفرانس متفاوتی حضور داریم. نشست امروز، ثمر تلاش ها و مبارزات مشترک و قربانی های است که در یک دهه گذشته متحمل شده ایم. امروز ما در حالی در شهر بُن به دورهم جمع می شویم که از ده سال همکاری میان افغانستان و جامعه جهانی، از دست آوردهای چمشگیر که مشترکاً داشته ایم و تفاوتی را که این دست آورد ها در زندگی مردم افغانستان رونما کرده اند، تجلیل میکنیم. ما افغان ها از جامعه جهانی سپاسگذار هستیم، از همه ی شما که دور این میز گردهم آمده اید و برای کمک ها و قربانی های که شما یکجا با مردم افغانستان متقبل شده اید، تشکر میکنم.

در عین حال که سفر افغانستان هنوز ادامه دارد، مردم ما از دوستان و متحدین خود میخواهد تا به دیدگاه یک افغانستان صلح آمیز، مرفه و دموکراتیک متعهد بمانند و برای تحقق این دیدگاه آنها را همراهی کنند. ماه گذشته در شهر کابل، بیش از 2200 تن از نماینده های مردم افغانستان اعم از زنان و مردان از سراسر افغانستان در لویه جرگه عنعنوی اشتراک کردند و با یک صدا و وحدت نظر خواهان تداوم روابط افغانستان با جامعه بین المللی شدند.

لویه جرگه تلاش های مان برای داشتن همکاری های درازمدت ستراتیژیک با جامعه جهانی را جداً تائید کرده و شرایطی را برای عقد چنین همکاری ها وضع نمودند. هدف از این همکاری ها همانا کمک به تامین امنیت و ثبات و نیز توسعه اقتصادی آینده افغانستان می باشد. در این خصوص، از تصمیم اتحادیه اروپا برای آغاز مذاکرات درمورد همکاری های درازمدت با افغانستان استقبال میکنیم. ما به این باور هستیم که چنین همکاری ها نه تنها برای افغانستان، بلکه برای تمامی منطقه منفعت بار خواهد بود و به هیچ صورت تهدیدی را متوجه همسایه ها و یا کشور های دیگر نخواهد ساخت.

خانمها و آقایان!

مسؤولیت آینده افغانستان به دوش افغانهاست و ما افغان ها در ادای این مسؤولیت تعلل ننموده و اراده ما تغییر نخواهد کرد. اما، همبستگی، تعهد و حمایت دوامدار شما به خصوص در دوره ده ساله از 2014 الی 2024 حیاتی خواهد بود، تا یکجا با شما بتوانیم دستآورد های مان را تحکیم بخشیده و به رفع چالش های موجود بپردازیم. مردم افغانستان نمی خواهند حتی یک روز بیش از نیاز، دیگر بار دوش جامعه جهانی باشند. ولی، برای رسیدن به پیروزی و پیشرفت برگشت ناپذیر، به حمایت متداوم شما حداقل برای یک دهه دیگر نیاز خواهیم داشت.

اظهار سپاس !


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ سه شنبه 1390/09/15 ] [ 2:19 ] [ حبیب الله رضایی ]

 

جرگه عنعنوى با موافقت با امضای پيمان استراتژيک با امريکا پايان يافت. در مراسم اختتامیه جرگه پس از ارائه نظریات کمیته های 40 گانه ، مسؤلین جرگه عنعنوی قطعنامه مشورتی جرگه را که شامل 76 ماده بود را قرائت کردند. در این قطعنامه امضاى سند استراتژيک ميان افغانستان و امريکا يک ضرورت و در تامين امنيت، بهبود وضعيت اقتصادى کشور مهم خوانده شد.

برخی از موارد قطعنامه در مورد پیمان راهبردی که اعضای جرگه بر آن تأکید داشتند به شرح ذیل می باشد:

در عرصه سیاسی:

با تأکید روی نیاز و حفظ دستاوردهای 10 سال گذشته افغانستان، احترام به قانون اساسی افغانستان، حقوق زنان و آزادی مطبوعات و با در نظرداشت وضعیت حاکم در منطقه همکاریهای استراتژیک با ایالات متحده که یک همکار استراتژیک نظام و مردم افغانستان می باشد بمنظور تأمین امنیت اقتصادی، سیاسی و نظامی کشور ضرورت پنداشته می شود.

امضای سند همکاریهای استراتژیک با ایالات متحده آمریکا در همنوایی با منافع ملی افغانستان بوده و از اهمیت زیادی برخوردار است. چون با امضای این سند؛ امنیت سیاسی و نظامی افغانستان در منطقه تأمین می شود.

سفارش اعضای جرگه این است که حکومت افغانستان باید خطوط اساسی ذیل را در تمام انواع گفتگو بخصوص در چارچوب مذاکرات استراتژیک با ایالات متحده آمریکا در نظر داشته باشد:

به مقدسات دینی و عنعنات مردم افغانستان بدون هیچ نوع کوتاهی احترام گذاشته شود.

قوانین افغانستان احترام و رعایت گردد.

سند همکاریهای استراتژیک به 3 زبان، دری، پشتو و انگلیسی ترتیب و در شروع آن بسم الله الرحمن الرحیم تحریر گردد.

رهبری تمام عملیتها باید به عهده نیروهای امنیتی افغانستان باشد.نیروهای آمریکایی باید از عملیاتهای خودسرانه و بدون هماهنگی با نیروهای امنیتی افغانستان خودداری نموده و به حاکمیت ملی کشور احترام نماید.

زمان انفاذ همکاریهای استراتژیک به زودترین فرصت و پس از امضای سند شروع گردد.

ایالات متحده تعهد نماید که به ساختارهای موازی به حکومت جمهوری اسلامی افغانستان خاتمه داده و نهادهای رسمی حکومتی را در پیشبرد وظایف محوله شان همکاری نمایند.

امریکا نمی تواند در امور مربوط به شورای ملی، ساختارهای سیاسی و امور قضایی افغانستان مداخله نمایند و یا در خاک افغانستان زندان داشته باشد.بنابراین مسؤلیت تمام زندانهای آمریکایی که در قلمرو افغانستان وجود دارد به اسرع وقت با تمام زندانیان ان به حکومت افغانستان سپرده شود.

آمریکا در قسمت احیا، تعلیم، تجهیز و تسلیح قوای هوایی کشور اقدام عاجل نماید.

امریکا باید در مورد آماده ساختن بورسیه ها و زمنیه های تحصیلات عالی در رشته های مختلف تعهدات مشخص داشته باشد.

برای حصول اطمینان از همکاریهای استراتژیک سند مورد نظر باید در سازمان ملل ثبت شود و از آنها تعهد گرفته شود که همکاریها و امور تعهد شده از سوی آمریکا در وقت معین آن عملی می گردد.

در سند باید ذکر گردد که در صورت حمله کدام کشور دیگر بالای افغانستان، آمریکا در پهلوی افغانستان ایستاده می شود.

امریکا باید ضمانت نماید که افغانستان به صحنه رقابتهای سیاسی مبدل نمی گردد.

سند همکاریهای استراتژیک توسط متخصصین دقیقاً ارزیابی، تجزیه و تحلیل شود.

افغانستان و آریکا به صورت مساویانه حق فسق سندهمکاریها را داشته باشند.

با امضای این سند، اسناد و قراردادهایی که در دوران حکومت موقت، انتقالی و دوره اول حکومت انتخابی افغانستان به امضا رسیده است لغو گردد.

در عرصه دفاعی و امنیتی؛

قرار است در سال 2014 میلادی روند انتقال مسؤلیتهای امنیتی و دفاعی کشور از نیروهای بین المللی به قوت های امنیتی افغانستان تکمیل گردد بنابراین به تداوم همکاریهای امنیتی کشورهای بزرگ دنیا با جمهوری اسلامی افغانستان بنابر نیازمندیهای عینی ضرورت است با درک این حقیقت که امنیت و ثبات کشور ما هنوز در معرض خطرات داخلی و بیرونی قرار دارد همکاریهای استراتژیک امریکا با افغانستان از اهمیت خاصی برخوردار است بنابراین مردم افغانستان از آمریکا در خصوص تقویت ظرفیتهای دفاعی و امنیتی کشور توقع دارند که :

امریکا، افغانستان را بنا به درخواست خود افغانستانی ها در دفع تجاوزات خارجی و بر اساس اصول پذیرفته شده بین المللی، همکاری به موقع نمایند.

نیروهای نظامی امریکا در تأسیسات نظامی شان در زیر بیرق افغانستان زندگی نموده و به قانون اساسی کشور احترام نمایند.

امریکا باید زمینه آن را مساعد سازد تا حکومت افغانستان بتواند از سرحدات خود صورت مؤثر حفاظت نماید.

سند همکاریهای استراتژیک با آمریکا در حد یک پیمان یا موافقتنامه باشد نه اعلامیه یا چیزی کمتر از پیمان و موافقتنامه.

در ارتباط با همکاریهای دفاعی و امنیتی آمریکا با افغانستان و استفاده از تأسیسات نظامی کشور اکنون و پس از سال 2014 ، حخکومت افغانستان باید اصول نافذ بین المللی را رعایت نماید. تعداد و نوعیت تأسیساتی را که آمریکا خواهان آن است هم اکنون تعیین گردد.

ترجیح داده شود که این تأسیسات در نزدیکی سرحدات افغانستان با کشورهای همسایه بخصوص با کشورهایی که افغانستان از ان جا تهدید می شود ؛ قرار گرفته شود.

امریکا نمی تواند از این تأسیسات برای تقویت مخالفین استفاده کند.

در عرصه توسعه اقتصادی و اجتماعی :

با توجه به رشپد اقتصادی و اجتماعی جمهوری اسلامی افغانستان مردم ما توقع دارند تا ایالات متحده امریکا در خصوص همکاری های اقتصادی و اجتماعی به مسائل ذیل توجه نمایند.

در مورد کمک های مالی و پولی ایالات متعهده امریکا باید تعهدات مشخص و زمان بندی شده از جانب آن کشور وجود داشته باشد.

روی ساختن زیر بناها در افغانستان توجه بیشتر صورت گیرد.

با در نظر داشت موقعیت حساس جغرافیایی افغانستان من حیث نقطه اتصال میان آسیای مرکزی، آسیای جنوبی و خاور میانه در راستای رشد و انکشاف ترانزیتی و تجارتی همکاری لازم و توجه بیشتر صورت گیرد.

ایالات متحده امریکا در قسمت دادن قرضه ها و سکتور خصوصی همکاری نماید.

ایالات متحده امریکا باید افغانستان را در عرصه رشد و انکشاف صنعت همکاری قابل توجه نماید.

پروسه صلح و مصالحه ملی و بازگشت به زندگی مسالمت آمیز

چون یک امر الهی و نیاز مبرم مردم افغانستان است به ادامه آن تأکید می شود ولی با در نظر داشت تجارب یک سال گذشته خواهان تغییر در عملکرد این پروسه هستیم. پروسه صلح باید فراگیر بوده و در تمام ابعاد آن تدابیر مشخص را با در نظر داشت سفارشات این جرگه در نظر بگیرد.

شهادت نابهنگام جناب پروفسر برهان الدین ربانی، رئیس جمهور سابق کشور، رئیس شورای عالی صلح و جهاد و مقاومت افغانستان ضربه جدی را به پروسه صلح وارد نمود در حالی که ما این عمل غیر انسانی و اسلامی را شدیدا تقبیح می نماییم و به صلح باور داریم، از دولت و شورای عالی صلح به جدیت می طلبیم تا راه صلح را که استاد شهید زندگی خود را قربان آن کرد با جدیت ادامه داده و نگذاردتا دشمنان افغانستان به نیات شوم خویش که همانا توقف پروسه صلح، ایجاد فضای بی اعتمادی در بین مردم افغانستان و جلوگیری از پیوستن مخالفین به پروسه صلح می باشد، نائل آیند برای بهبود رابطه مردم و دولت کار بیشتر صورت گیرد زیرا فاصله ایجاد شده فعلی یکی از عوامل نفوذ عمال تروریستی در کشور می باشد.

و همچنان یک مطلبی که مانده است این است که کمیته ها خواسته بودند که باید دوستی استاد ربانی نهایی شود و و قاتلینش به پنجه قانون سپرده شوند، این موضوع مانده است که لطفا اضافه کنید.

در صورت عدم کامیابی این هیأت از جامعه بین المللی خواسته می شود تا برای بررسی موضوع یک هیأت عالی رتبه را از جانب خود تعیین نماید.

دولت باید در راستای تشخیص و محدود ساختن پیوستن هم وطنان ما با گروههای مسلح مخالف کار جدی و قابل لمس نماید.

دولت زمینه های تعلیم وتربیت دینی را به ثبت عالی در داخل کشور مساعد سازد تا اولاد وطن به خاطر فراگیری دانش دینی مجبور به سفر به خارج کشور نشوند و شکار تروریزم قرار نگیرند.

در تشکیل شورای عالی صلح، در ساختارهای جانبی آن و سایر ساختارهای حکومتی بازنگری صورت گیرد (برای یکشخص نباید چندین وظیفه مهم سپرده شود.

جریان مذاکرات با سران مخالفین مسلح دولت باید براساس تحلیل های همه جانبه از واقعیت های عینی، اوضاع سیاسی و امنیتی منطقه و از یک موقف قوی صورت گیرد. بسیج مساعی مشترک مردم، دولت و جلب پشتیبانی و همکاری های صادقانه کشورهای منطقه و جهان افغانستان را در این موقف قرار می دهد.

مذاکرات با مخالفینی صورت گیرد که هویت ثابت افغانستانی داشته باشند، آدرس دقیق شان معلم باشد و من حیث یک جریان سیاسی مشروع خواهان راه حل سیاسی در کشور باشند.

دروازه صلح برای مخالفین مسلح و رهبرانشان که آرزوی ترک خشونت و بازگشت به زندگی سلح آمیز را داشته باشند، باز گذاشته شود، دقت کامل صورت گیرد تا تجارب تلخ گذشته تکرار نگردد وهویت آنهایی که تحت عنوان مخالفین با این پروسه یکجا می گردند، به صورت دقیق تشخیص گردد. بر علاوه کسانی که صادقانه با پروسه صلح یکجا می شوند، مصونیت وامنیت آنها تکمیل گردد و با مشکلات کسانی که از اعمال جنایتکارانه تروریستان آسیب می بینند، رسیدگی دقیق و به موقع صورت گیرد.

برای مطالعات دوام دار درباره روند صلح یک مرکز مطالعات صلح ایجاد و یک کنفرانس بین المللی صلح در یکی از کشورهای اسلامی دایر گردد که در آن پیام صلح و فتوای نامشروع بودن جنگ به جهانیان شنوانده شود.

دولت و شورای عالی صلح با همکار تمام نهادهای ذیربط یکجا با مساجد، تکایا و نهادهای جامعه مدنی و فرهنگی کشور در راستای ترویج فرهنگ صلح کار شدید را راه اندازی نمایند تا مردم از رابطه نزدیک پروسه انتقال، پروسه صلح، همکای های منطقه ای و بین المللی، همکاری های استراتژیک با ایالات متحده امریکا و سایر کشورها یک دید روشن داشته باشند و در روشنایی آن بدون تشویش در پروسه صلح فعالانه سهم بگیرند.

ما از تمام کشورهای همسایه و منطقه می خواهیم که رقابت برای نفوذ در افغانستان را با استفاده از وسایل بی ثباتی کنار بگذارند و به وضع آن در همکار صادقانه و نزدیک که خیر و صلاح همه در آن نهفته است، مردم افغانستان را کمک نمایند تا بعد از سه دهه قربانی به صلح برسند. صلح و ثبات در افغانستان در حقیقت به معنی صلح و ثبات در منطقه است.

ما از مسؤلین دارالانشای کمسیون آمادگی برای تدویر جرگه عنعنوی می خواهیم تا مجموع سفارشات کمیته های کاری را رسما به دولت و شورای عالی صلح بسپارند تا در روشنایی سفارشات تفضیلی تدابیر مشخص را رو دست گیرند.

حکومت افغانستان برای دست یافتن به صلح دائمی و دریافت راه حل مؤثر و سریع برای حل معضلات امنیتی در افغانستان و منطقه باید با جمهوری اسلامی افغانستان به گفتگوی جدی بپردازند.

رییس جمهور کرزی درمراسم پایانی جرگه از شرایط و پیشنهادات قطعنامه جرگه عنعنوی استقبال کرد وآن را جامع دانست و افزود که منافع ملی، استقلال و حاکمیت، رابطه با همسایه ها و دیگر موارد در نظر گرفته شده است.

وی همچنین از نحوه برگزاری جرگه اظهارخشنودی نموده گفت که وی تشویش داشت که نشود اعضای این جرگه نرمش زیاد نشان دهند تا امضای این پیمان را بدون ارائه نظریات شان بپذیرند و یا تشدد نشان دهند که کاملاً این پیمان را رد نماید.

حامد کرزی در عین حال از همسایگان افغانستان خواست که با افغانستان بعنوان همکار معامله نمایند نه بعنوان رقیب و اظهار امیدواری نمود که افغانستان در آینده ای نزدیک دارای یک نظام نیرومند شود.


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ شنبه 1390/08/28 ] [ 19:3 ] [ حبیب الله رضایی ]

اعلاميه همكاري دراز مدت استراتژيك و توسعه همكاري بين جمهوري اسلامي افغانستان و ايالات متحده آمريكا

بخش اول : مقدمه

از فروپاشي رژيم طالبان در سال 2001 ميلادي بدينسو ، دولت جمهوري اسلامي افغانستان ( افغانستان ) و دولت ايالات متحده آمريكا ( ايالات متحده ) براي مقابله با تهديدها عليه صلح و امنيت از نزديك با هم همكاري نموده و به مردم افغانستان كمك نموده اند تا يك آينده امن ، دموكراتيك و موفق را براي خويش طراحي كنند. در نتيجه ، اكنون افغانستان در جهت اتكا پايدار به خود در امور امنيتي ، حكومتداري ، توسعه اقتصادي و اجتماعي و روابط منطقه اي سير مي كند .

با تاكيد بر اراده مشترك شان براي تحقق آرزوي مردم افغانستان به منظور ايجاد يك دولت با ثبات و مستقل ، كه بر اساس قانون اساسي افغانستان و ارزشهاي مشترك دموكراتيك ، به شمول احترام به حقوق اساسي و آزادي هاي تمام مردان و زنان استوار باشد ، افغانستان و ايالات متحده ( طرف ها ) تعهد مي كنند تا همكاري هاي دراز مدت خويش را در ساحات مورد علاقه متقابل تقويت نمايند كه اين همكاري ها شامل تحكيم صلح ، امنيت و مصالحه تقويت نهادهاي دولتي ، حمايت از توسعه اقتصادي و اجتماعي افغانستان در دراز مدت و تشويق همكاري هاي منطقوي مي باشد .

همكاري ميان افغانستان و ايالات متحده بر اساس احترام متقابل و اهداف مشترك استوار بوده بخصوص اينكه ، آرزوي مشترك براي زندگي در صلح و تقويت مساعي جمعي جهت دست يافتن به منطقه اي كه داراي همگرايي اقتصادي منطقه اي ، عاري از القاعده و وابستگان آن ( تروريستان بين المللي ) بوده و هيچگاه پناهگاه امن براي دهشت افگنان بين المللي نباشد.

بخش دوم : دورنماي مشترك براي افغانستان در 2015 و بعد از آن

طرفين بر اين باورند كه :

در سال 2015 بيش از ده سال پس از كنفرانس بن و تصويب قانون اساسي ، افغانستان تهداب مستحكمي را براي گرفتن مسئوليت كامل حاكميت ملي ايجاد كرده و به مسير خودكفايي در ساحات امنيت ، حكومتداري ، توسعه اقتصادي و اجتماعي و روابط منطقه اي پايدار در حركت است . ايالات متحده آمريكا و افغانستان همكاري دوجانبه دراز مدت و مستحكم را ايجاد نموده اند كه متضمن منافع مشترك و امنيت پايدار افغانستان و توسعه اقتصادي درازمدت پس از سال 2015 مي باشد.

تداوم حاكميت ملي و تامين تماميت ارضي افغانستان به رهبري نيروهاي امنيتي افغان در سراسر اين كشور كه از ظرفيت و توانايي مقابله با تهديدات داخلي برخوردارند با حمايت قوي و دراز مدت دوجانبه ايالات متحده و همكاري دراز مدت ناتو – افغانستان تضمين گرديده و تداوم مي يابد . در نتيجه مساعي مشترك افغانها با جامعه جهاني از 2001 بدينسو ، در سال 2015 القاعده هيچگونه حضور عمده در افغانستان نخواهد داشت كه بتواند حملات بزرگ را در داخل و خارج از سرحدات افغانستان راه اندازي نمايد . شورشيان طالبان به وسيله ابزار سياسي و نظامي بطور فزاينده تضعيف شده تا نتوانند تهديدي براي از بين بردن حكومت افغانستان باشند . ممكن است افغانستان از طرف شورشيان مسلح با تهديداتي مواجه باشد اما اين تهديدات توسط نيروهاي امنيتي افغان قابل اداره و نيروهاي افغان همكان مهار آن را خواهند داشت . تعداد محدودي از نيروهاي ايالات متحده آمريكا بر اساس دعوت دولت افغانستان با هدف حمايت نيروهاي امنيتي افغان براي پيشبرد عمليات ضد تروريستي باقي خواهند ما و حضورشان بر اساس " موافقتنامه حقوقي حضور نيروها " تسجيل خواهد شد .

از نظر سياسي ، در سال 2015 افغانستان به تاسي ازقانون اساسي خويش كه انعكاس دهنده يك جامعه كثرت گرا مي باشد ، باقي مانده و توسعه نهادهاي دموكراتيك افغانستان كماكان ادامه خواهد داشت . رقابت احزاب و گروههاي عمده براي رسيدن به قدرت دولتي ديگر از طريق استفاده از شورشيان مسلح صورت نگرفته ، تعدادي از آنها از طريق ادغام مجدد در سطوح محلي و تعداد ديگر از طريق مصالحه در سطوح بالا شامل پروسه سياسي افغاني خواهند شد . نهادهاي حكومتي افغانستان در تمام سطوح ، پاسخگوي نيازمندي هاي اقتصادي و ملكي مردم افغانستان بطور فزاينده بوده و خدمات عمده را به آنها عرضه مي دارند .

اين تلاشها مستلزم سعي دوامدار مبني بر ارتقاء ظرفيت تحت رهبري حكومت افغانستان با همكاري ملل متحد ، همكاران دوجانبه و نهادهاي افغاني مي باشد . نهادهاي حكومتي افغان فعالانه از حقوق تمام شهروندان خويش به شمول زنان ، در مطابقت با قانون اساسي افغانستان و مكلفيت هاي بين المللي و حقوق بشري ، حراست و احترام مي نمايد . ايالات متحده آمريكا و افغانستان روابط ديپلوماتيك سنتي ( عادي ) دوجانبه خويش را از طريق نمايندگي ديپلوماتيك در كابل و مراكز عمده در شهرها پيش خواهند برد .

از نظر اقتصادي در سال 2015 افغانستان بطور فزاينده در مسير توسعه پايدار ، پيشرفت و ارتقاي سطح زندگي قرار خواهد داشت . اقتصاد با سرعت ثابت رو به رشد بوده فرصت هاي اشتغال در حال گسترش ، سكتور مالي سالم و عوايد حكومت رو به افزايش خواهد بود . پيشرفت زراعتي افغانستان تداوم داشته و كشور در مسير مصونيت غذايي قرار خواهد داشت . افغانستان جمع آوري و اداره منابع عامه به شمول منابع طبيعي خويش را به تأسي از نظام شفاف و حسابده و متكي بر نورم هاي بين المللي و اصول اساسي قانون گذاري ايجاد كرده كه بيانگر پيشرفت اقتصادي و خودكفايي مالي مي باشد . ايالات متحده آمريكا به اهداف افغانها در قمست رسيدن به خودكفايي و رفاه از طريق توسعه منابع اساسي بشري بعد از سال 2015 حمايت مي نمايد . مساعدت هاي ايالات متحده آمريكا و جامعه بين المللي از حالت كمك به منظور اعاده ثبات به حالت كمك به تحقق توسعه پايدار تغيير خواهد كرد .

در بعد منطقوي ، افغانستان در سال 2015 مساعي خود را جهت تقويت همكاري هاي منطقوي و با درك نقش تاريخي و مهمي كه منحيث پل ارتباط بين آسياي مركزي و جنوبي ، خاورميانه و خاور دور دارد ، تسريع نموده و روابط استراتژيك خود را با همسايگانش به شمول پاكستان بهتر مي سازد . فعاليتهاي دوامدار دوجانبه و چند جانبه ديپلوماتيك همسايه هاي افغانستان چتر حمايتي براي دورنماي مشترك ما بوجود آورده ، در راستاي كاهش مداخلات خارجي كمك نموده ، اصول عدم مداخله و احترام به حاكميت ملي را تقويه و اتحاد اقتصادي و سياسي افغانستان را در منطقه سهولت مي بخشد . پروسه صلح به رهبري حكومت افغانستان مورد پشتيباني منطقه و جامعه بين المللي قرار خواهد داشت .

بخش سوم : حراست و گسترش ارزشهاي مشترك ديموكراتيك

1 – طرفها معتقدند كه تعهدات افغانستان به ارزشهاي ديموكراتيك و حقوق بشر عنصر اساسي مشاركت و همكاري هاي دراز مدت شان مي باشد .

2 – طرفها بر اهميت مركزي ارزش ها و اصول مندرج در قانون اساسي افغانستان كه در لويه جرگه تاريخي جنوري سال 2004 ميلادي تصويب گرديده اند ، تاكيد نموده افغانستان تعهد خويش را به حكومت مبتني بر ارزشهاي ديموكراتيك و كثرت گرايي ، با حفظ تنوع سياسي ، اجتماعي ، قومي و جغرافيايي تجديد مي نمايد .

الف : افغانستان تعهد مي نمايد كه بدون در نظرداشت تفاوت جنسيتي ( جندر ) قومي و يا اعتقادات مذهبي ، قوانين را بالاي تمام شهروندان به صورت مساوي تطبيق نموده و حقوق و آزادي هايي را كه براي تمام افغانها در قوانين افغانستان تضمين گرديده مراقبت مي كند . افغانستان همچنين تاكيد مي نمايد كه hc حقوق بشري و سياسي ( افراد ) بر اساس قانون اساسي و وجايب بين المللي به شمول ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي را رعايت و از آن حمايت كند .

ب : افغانستان بيش از پيش تعهد مي نمايد تا انتخابات معتبر و فراگير مطابق با قانون اساسي و قانون انتخابات را برگزار نموده و با حمايت ملل متحد اصلاحات دقيق انتخاباتي را روي دست گرفته ، از كمك و همكاري ايالات متحده براي تطبيق اين اصلاحات استقبال مي نمايد .

3 – افغانستان مصمم است تا ظرفيت و كارآيي نهادهاي ديموكراتيك به شمول اقدامات ملموس جهت حفظ استقلال هر سه قواي دولت و حمايت از توسعه جامعه مدني فعال به شمول مطبوعات آزاد را تقويت بخشد .

4 – با در نظر داشت قانون اساسي افغانستان و مكلفيت هاي بين المللي ، طرف هاي تعهد مي نمايند تا نقش و سهم اساسي زنان را در جامعه افغاني براي اينكه آنها بتوانند از حقوق اقتصادي ، اجتماعي ، سياسي و ساير حقوق بشري شان بهره مند شوند ، افزايش دهند .

بخش چهارم : تسريع امنيت پايدار

1 – افغانستان و ايالات متحده آمريكا تعهد مي نمايند تا در مقابل تهديدهاي شناسايي شده ي مشترك به خصوص تروريسم بين المللي – به همكاري امنيتي و دفاعي خويش بر اساس توافق دوجانبه ادامه دهند .

2 – طرفها بر حمايت قوي خويش از مساعي صلح و مصالحه به رهبري افغان ها كه بر اساس توصيه هاي لويه جرگه مشورتي صلح در جون سال 2010 ، تاكيد مي ورزند .

الف – پي آمدهاي روند صلح در برگيرنده آن افراد و نهادهايي خواهد شد كه ارتباط شان را با القاعده قطع نموده از كاربرد خشونت در مقابل دولت افغانستان منصرف شده ، قانون اساسي افغانستان به شمول حراست از حقوق زنان و مردان را بپذيرند .

ب – افغانستان تعهد مي نمايد كه در تمامي طرز العملها و نظرات مربوط به صلح و مصالحه احترام به ارزش هاي قانون اساسي افغانستان را در نظر بگيرد .

3 – به منظور تقويت امنيت و ثبات منطقه و همچنان براي بلند بردن هر چه بيشتر سطح توانايي افغانستان در راستاي حفظ حاكميت و تماميت ارضي در برابر تهديدها ، دولت افغانستان از نيروهاي نظامي ايالات متحده دعوت به عمل مي آورد تا به عمليات كمكي خود براي تامين ثبات و امنيت مناسب ، مساعي مجاز بين المللي براي مبارزه عليه مواد مخدر در چارچوب قطعنامه 1943 شوراي امنيت سازمان ملل متحد و ساير قطعنامه هاي مربوطه ادامه دهد .

4 – افغانستان همچنين از حمايت و مساعي دراز مدت ايالات متحده آمريكا در عرصه آموزش ، تجهيز ، مشوره و همكاري با نيروهاي امنيتي افغانستان بعد از دوره گذار به رهبري توسط افغان ها نيز استقبال مي نمايد تا بدينگونه بتواند مستقلانه به تامين امنيت و دفاع از خود پرداخته و اين تضمين بدست آيد كه ديگر تروريسم بين المللي هيگچاه جهان را از خاك افغانستان مورد تهديد قرار نمي دهد .

الف – حمايت هاي ياد شده بايد : (1) كمك به ايجاد توانايي هاي مناسب براي مقابله با رشد تهديدات مورد توافق دوجانب عليه ثبات افغانستان باشد (2) { اين كمك ها } بايد در چارچوب افغاني مورد حمايت جامعه جهاني ارائه شود (3) در ادامه تلاش هايي باشد كه افغان ها را قادر مي سازد تا يك ساختار امنيتي كه خود توانايي تقويت و نگهداري آن را داشته باشند ايجاد كنند و (4) ظرفيت نهادهاي امنيتي افغانستان را تقويت كند .

ب – طرفها از كشورهاي عضو ناتو مي خواهند تا در قسمت ارتقاي ظرفيت نيروهاي امنيتي افغان پس از سال 2014 از طريق عملي نمودن اقدامات مشخص مطابق به مندرجات اعلاميه ناتو و حكومت جمهوري اسلامي افغانستان در مورد همكاري دوامدار كه در نوامبر 2010 در اجلاس ليزبن امضا شده است ، به افغانستان كمك نمايند .

5 – در هماهنگي با هدف اجرا و رهبري عمليات امنيتي توسط نيروهاي امنيتي افغانستان در تمام ولايات پس از سال 2014 و در راستاي عملي ساختن " اعلاميه همكاري دوامدار ميان ناتو و جمهوري اسلامي افغانستان " مصوب اجلاس سران كشورهاي ناتو در ليزبن ، نوامبر 2010 ، ايالات متحده خود تعهد مي سپارد تا حضور نظامي خويش در افغانستان را كاهش دهد .

6 – افغانستان تعهد مي نمايد تا دسترسي مداوم نيروهاي ايالات متحده به تاسيسات افغانستان را در صورت لزوم از هر دو طرف در جريان مبارزه عليه تروريسم بين المللي ، آموزش نيروهاي امنيتي افغان ، عمليات ضد مواد مخدر و ساير ماموريتهايي كه جانبين مشتركا براي تامين منابع امنيتي مشترك تعيين مي نمايند ، را فراهم سازد .

الف : در هماهنگي با چارچوب پروسه انتقال و برداشتهاي مربوط به آن ، ايالات متحده تعهد مي نمايد تا انتقال مديريت تاسيسات زير اداره اش را به افغان ها بسپارد .

ب : ايالات متحده بر احترام كامل خود به حقوق مردم افغانستان تاكيد مي ورزد . اين كشور مجددا تصريح مي دارد كه در پي ايجاد تاسيسات دايمي نظامي در افغانستان و يا حضوري كه كشورهاي همسايه افغانستان را تهديد كند ، نمي باشد.

ج : ايالات متحده همچنين تعهد مي نمايد كه از قلمرو و يا تاسيسات افغانستان منحيث نقطه آغاز حملات عليه كشورهاي ديگر استفاده استفاده نمي نمايد مگر اينكه مسئله حق دفاع از خود در مطابقت با قوانين بين المللي مطرح باشد .

د : در همكاري با حكومت افغانستان و بر اساس مشوره و طرزالعملهاي قبول شده متقابل ، نيرو هاي ايالات متحده كماكان داراي آزادي عمل براي اجراي عمليات نظامي ، به شمول عمليات ضد تروريستي و ضد مواد مخدر مي باشند .

ذ : طرفها براين باور و آگاهي مي باشند كه " قرارداد " منعقده ميانشان در رابطه با موقعيت حقوقي كارمندان نظامي و ملكي ايالات متحده مربوط به وزارت دفاع آن كشور در افغانستان در رابطه با مساعي آنها براي مبارزه با تروريسم و كمك هاي ملكي و انساني ، آموزش ها و تمرينات نظامي و فعاليتهاي ديگر ( در سال 2003 ) و همچنين قراردادها و تفاهمات ديگر قابليت اجرايي دارند .

طرف ها با در نظرداشت طرزالعملهاي داخلي خود مصمم هستند تا گفتگوها را براي تجديد نظر در قرارداد " موقعيت حقوقي نيروهاي ايالات متحده در افغانستان " در سال 2014 آغاز نموده و مجددا تصريح مي نمايند كه در سال 2015 حضور نيروهاي آمريكايي در افغانستان بر اساس موافقتنامه " موقعيت حقوقي نيروهاي ايالات متحده در افغانستان " تنظيم گردد .

7 – ايالات متحده مجددا تصريح مي دارد در صورتي كه افغانستان ظرفيت كافي را از خود نشان داده و يك چارچوب حقوقي مسئولانه را براي حفظ و مراقبت از زندان ها و توقيف خانه به وجود آورد ، اين كشور براي انتقال مسئوليت تاسيسات مربوطه به افغانستان متعهد مي باشد . ايالات متحده همچنان تعهد مي نمايد كه به تلاش هاي آن كشور براي كمك به تقويت يك سيستم اصلاحي مصون و امن مبتني بر ارزشهاي انساني با افغانستان همكاري نمايد .

8 – طرفها تعهد نمايند كه در ساحات تبادل معلومات براي مبارزه عليه تهديدهاي مشترك به شمول تروريسم بين المللي ، قاچاق مواد مخدر ، جرايم سازمان يافته و تطهير پول مساعي خويش را افزايش دهند .

9 – همچنان طرفين برحمايتشان از اقدامات مشخص جهت همكاري و هماهنگي امنيتي منطقوي تاكيد مي ورزند .

الف – طرفها تصريح مي دارند كه توليد ، قاچاق و مصرف مواد مخدر تهديد جدي براي تامين امنيت و شكل گيري اقتصاد مشروع در افغانستان بوده و همچنان امنيت منطقه و يك جهان سالم را تهديد مي نمايند . آنها مصمم اند تا در اين زمينه در افغانستان و منطقه با همسايگان اين كشور همكاري نمايند تا اين تهديد محو گردد .

10 – با درك اين موضوع كه ثبات افغانستان به توسعه و ثبات آسياي جنوبي و مركزي كمك مي كند ، ايالات متحده تصريح مي دارد كه هر نوع فعاليت خارجي تجاوزكارانه عليه افغانستان را با نگراني عميق مورد توجه قرار مي دهد . در صورت چنين رويدادي ، طرفها به گونه عاجل موضوع را براي طرح و تطبيق يك پاسخ مناسب در مطابقت با موازين قوانين اساسي كشورهاي خويش مورد مشوره قرار مي دهند .

بخش پنجم : تقويت امنيت و همكاري هاي منطقوي

1 – طرفها بر اهميت روابط دوستانه و همكاري افغانستان با كشورهاي همسايه تاكيد ورزيده و بر اهميت اين روابط بر اساس احترام متقابل ، عدم مداخله و تساوي تاكيد مي نمايند .

الف : طرفها بر اين باورند كه همسايگان افغانستان در گسترش امنيت منطقه اي و همگاني ، در مطاقبت با منشور سازمان ملل متحد و قوانين بين المللي نقش مهمي را بر عهده دارند .

ب : طرفهاي از همه ملل دعوت مي كنند تا به حاكميت ملي و تماميت ارضي افغانستان احترام گذاشته و از مداخله در پروسه ديموكراتيك افغانستان اجتناب ورزيده و از موقف خويش در افغانستان عليه ملل ديگر استفاده ننمايند .

2 – با در نظر داشت اهميت همكاري هاي منطقوي براي تحكيم امنيت در منطقه ، طرف ها تعهد مي كنند كه با همسايه هاي افغانستان ، سازمانهاي منطقوي ، ملل متحد و ساير سازمان هاي بين المللي در مورد تهديدات شناخته شده از طرف جانبين ، به شمول شبكه هاي تروريستي بين المللي ، جرايم سازمان يافته ، قاچاق مواد مخدر و تطهير پول همكاري جدي نمايند .

3 – براي تقويت صلح و ثبات منطقوي ، طرفين تعهد مي نمايند تا در احياي جايگاه تاريخي افغانستان به مثابه پل ارتباطي بين آسياي مركزي و جنوبي با توسل به ابزار زير همكاري نمايند:

الف – طرح ، تسهيل و تطبيق ابتكارات منطقوي مانند " موافقت نامه تجارت و ترانزيت ميان افغانستان و پاكستان " كه در جون 2011 نافذ گرديده است .

ب – تقويت هماهنگي و اداره سرحدات بين افغانستان و كشورهاي همسايه نزديك افغانستان

ج – توسعه پيوندها با شبكه هاي منطقه اي از طريق تحقق پروژه هاي ترانسپورت ، ترانزيت و انرژي در سراسر افغانستان

د – بسيج حمايت بين المللي در جهت سرمايه گذاري منطقوي به منظور تسهيل جذب افغانستان در منطقه .

4 – در حالي كه افغانستان از كمك هاي اقتصادي ، اجتماعي و امنيتي ساير كشورها استقبال مي كند ، در راستاي شفافيت كمك ها و فعاليتهاي اشخاص ثالث در قلمرو خود نيز متعهد مي باشد .

بخش ششم : توسعه فرصتهاي اقتصادي و اجتماعي

1 – توسعه منابع طبيعي و بشري افغانستان در تامين ثبات منطقوي ، رشد پايدار اقتصاد و احياي مجدد افغانستان بعد از سي سال جنگ امر مهم پنداشته مي شود .

2 – در بخش اقتصادي :

الف : طرفها تعهد مي نمايند كه تقويت و رشد اقتصاد بازار آزاد و همكاري بلند مدت به منظور رشد اقتصاد پايدار را با در نظر داشت قانون اساسي ، تاريخ و واقعيتهاي اجتماعي افغانستان دنبال مي نمايند .

ب – با توجه به اولويت هاي افغانستان ، ايالات متحده آمريكا متعهد است تا افغانستان را در تقويت زيربناهاي اقتصادي ، انكشاف پايدار و خودكفايي و به ويژه در ساحات ذيل كمك نمايد: توليدات زراعتي مشروع ، زيربناهاي ترانسپورتي و انرژي ، ترويج مديريت مسئولانه ، منابع طبيعي و ايجاد يك سيستم مستحكم مالي به منظور حفظ سرمايه گذاري خصوصي كه براي رشد سرمايه گذاري خصوصي الزامي مي باشد .

ج – طرفهاي اظهار مي دارند كه مردم افغانستان بايد استفاده كنندگان اصلي از ثروت ذخاير و معادن شان باشند . ايالات متحده امريكا برحمايت هاي خويش براي كمك به تدوين پاليسي ، امور مالي و كمك به اصلاحات نهادها به شمول كمك به ايجاد قواعد اكتشاف معادن و ابتكار شفاف سازي فعاليتهاي صنايع به منظور حفاظت از عوايد معادن به نفع مردم افغانستان متعهد است .

د – ايالات متحده آمريكا مجددا تصريح مي دارد كه تعهدات خود در كنفرانس كابل سال 2010 را در مطابقت با اولويتهاي ملي افغانستان و چنانچه از طرف جانبين موافقه گرديده ، به هدف دستيابي به 80 فيصد اهداف مورد نظر الي پايان سال 2012 اجرا كند.

3 – در بخش اجتماعي ، طرفها بر گسترش تلاشهاي مشترك خويش به منظور ارتقاي ظرفيت بشري افغانستان از طريق ذيل تاكيد مي ورزند :

الف : دسترسي به معارف به شمول تحصيلات عالي و آموزش حرفوي در ساحات كليدي به تمامي افغانها

ب : دسترسي به خدمات ابتدايي صحي و مراقبت هاي خاص به شمول زنان و اطفال

4 – طرفها باور دارند كه فساد اداري يك تهديد جدي عليه مردم افغانستان مي باشد .

الف : افغانستان متعهد به : مبارزه قاطعانه در برابر همه اشكال فساد ، تقويت نهادهاي مبارزه عليه فساد ، تجديد و اجراي قوانين به اساس موازين و كنوانسيون هاي بين المللي به شمول كنوانسيون سازمان ملل عليه فساد مي باشد .

ب : افغانستان متعهد به حفظ و بلند بردن سيستم مالي خويش در راستاي تطبيق توصيه هاي FATF/APG) )Financial Action Task Force Asia Pacific Group در مورد تطهير پول و مبارزه عليه تامين مالي تروريستي ، مي باشد .

ج : همراه با افغانستان ، ايالات متحده آمريكا متعهد به ايجاد ميكانيزم هاي كارا ، شفاف و پاسخگو به منظور جلوگيري از فساد و ارتقاي مؤثريت كمك هاي داده شده به افغانستان مي باشد .

5 – ايالات متحده آمريكا به تداوم همكاري هاي اجتماعي و اقتصادي خويش به مردم كوشش نموده و حداقل 50 فيصد كمكهايش را از طريق نهادهاي افغاني مصرف مي نمايد .

الف : افزايش كمك هاي اجتماعي و اقتصادي به دولت مشروط بر اين است كه دولت افغانستان ميكانيزم شفافيت و پاسخگويي مالي را قسميكه در كنفرانس هاي كابل و لندن در سال 2010 روي آن موافقه شده ايجاد و از پيشرفت كاري آن اطمينان مي دهد .

ب : كمك هاي دوامدار ايالات متحده آمريكا مشروط به افزايش مصرف بودجه افغانستان ، بهبود در جمع آوري عوايد ، بهبود سيستم مديريت مالي عامه و ساير اقدامات به شمول تعهداتي كه در كنفراس ها به آن موافقه شده ، مي باشند .

6 – طرف ها مصمم اند تا روابط دراز مدت ميان مردم و جوامع مدني شان از طريق يك سلسله تلاش هاي وسيع از جمله ابتكارات جوانان و زنان و همكاري ميان پوهنتون ها و مؤسسات تحصيلات عالي يكديگر تقويت گردد .

الف : ايالات متحده آمريكا تعهد مي نمايد تا ابتكاراتي چون برنامه هاي تبادل تحصيلي و فعاليت هاي مربوط به آن را افزايش دهد كه اين ابتكارات شامل بورسيه هاي فولبرايت ( program Fulbright ) و برنامه هاي آموزش رهبري براي بازديدگان بين المللي ( Leadership Program International Visitor ) مي گردد.

7 – طرف ها همچنان تعهد مي نمايند تا جهت حمايت از نهادهاي فرهنگي افغان و حفظ ميراثهاي فرهنگي ، همكاري نمايند .

بخش هفتم : تقويت نهادهاي افغاني و حكومتداري

1- افغانستان تعهد مي نمايد تا حكومتداري را از طريق ازدياد پاسخگويي و شفافيت قواي سه گانه اجرائيه ، مقننه و قضاييه و به شمول مامورين حكومتي در كليه سطوح تقويت نمايد ، تا بدينگونه آنها به نيازهاي اقتصادي و مدني مردم افغانستان بطور بهتر رسيدگي نمايند . همچنان افغانستان تعهد مي نمايد تا مامورين حكومتي در تمامي سطوح ، حسابده و به قانون افغانستان پايبند مي باشند تا اين اطمينان حاصل شود كه آنها خدمات را بر طبق رويه هاي مناسب و ضابطه مند عرضه مي نمايند .

2 – افغانستان از ايالات متحده مي خواهد تا از ارتقاء ظرفيت بشري نهاد هاي مهم حكومت افغانستان در سطح ملي و محلي ، حمايت نمايد . كمك هاي ايالات متحده بايد به اساس اولويت هاي وزارتها و نيازمندي هاي افغانستان كه از طرف هر دو جانب مشخص گردد ، باشد .

3- طرف ها تعهد مي نمايند كه براي از بين بردن نهادهاي موازي به شمول تيم هاي بازسازي ولايتي و تيم هاي تحكيم ثبات ولسوالي ها در مطابقت با جدول زماني مشخص دو جانبه ، همكاري مي نمايند . اين امر شامل آوردن كمپني هاي امنيتي خصوصي تحت نظارت و صلاحيت حكومت افغانستان بوده ، در حاليكه به ايالات متحده آمريكا اجازه داده مي شود تا اقدامات لازم را جهت اطمينان از امنيت پرسونل و تأسيسات خود اتخاذ نمايد .

بخش هشتم : تدابير و ساختارهاي اجرايي

1- براي پيشبرد همكاري و ارزيابي پيشرفت ها در جهت تطبيق اين اعلاميه ، طرف ها تعهد مي نمايند تا يك كميسيون دو جانبه افغانستان – ايالات متحده آمريكا و مكانيزم هاي تطبيقي مورد نظر آن را ايجاد كنند .

الف : اين كميسيون به رياست وزراي خارجه كشورهاي افغانستان و ايالات متحده يا نماينده شان هر دو سال يك بار در كابل و يا واشنگتن نوبت وار جلسه برگزار مي كنند .

- نهادهاي دو جانبه موجود مانند مجمع دو جانبه مشورتي امنيتي افغان – آمريكا ، در ساختار جديد مدغم مي شود .

ب : يك كميته رهبري مشترك بايد به وزرا در مورد فعاليت كاري گروه پ هاي متخصصين كه مسئول عملي نمودن اين اعلاميه مي باشند ، گزارش دهند .

- اين گروه هاي كاري توسط وزراي ذي ربط و يا نمايندگان با صلاحيت شان رهبري شده كه يك فوروم را براي مشاوره هاي منظم روي موضوعات ذي علاقه در سطح كارمندان ارشد ، ايجاد مي نمايند .

ج : اين كميته رهبري مشترك بايد نشست هاي منظم را جهت تشخيص تهديدهاي مشترك و بحث در مورد مسايل منطقه اي و مورد علاقه طرف ها برگزار نمايد .

2- از طريق كميسيون دو جانبه ، طرف ها بايد اقدام به تعيين سقف همكاري دو جانبه براي اندازه گيري پيشرفت كار نمايند .

3- افغانستان و ايالات متحده آمريكا جهت تطبيق اين اعلاميه ، مي توانند در صورت لزوم تدابير لازم را در مطابقت با قوانين و مقررات هر دو كشور اتخاذ كنند .

بخش نهم : احكام نهايي

1- اين اعلاميه نشاني از تعهدات سياسي استوار مابين طرف ها بوده و بعد از امضاء تا زمانيكه يكي يا هر دو طرف تقاضاي فسخ آن را ننمايد نافذ مي باشد . اين اعلاميه مي تواند با رضايت كتبي هر دو طرف تعديل شود .

2- تمامي اقداماتي كه بر اساس اين اعلاميه صورت مي گيرد ، بايد در سازگاري با تعهدات و تكاليف طرف ها و تحت قوانين بين المللي باشد .

3- هر نوع اختلاف كه از ناحيه تطبيق اين اعلاميه ايجاد گردد ، از طرق مشورت هاي ديپلوماتيك بين طرف ها حل و فصل مي گردد .

4- اين اعلاميه حقوق و تكاليف طرف ها در موافقتنامه ها و تفاهمات موجود را متأثر نمي سازد ؛ و همكاري تحت اين اعلاميه به اساس قوانين و مقررات هر دو كشور صورت مي گيرد . تمامي تعهدات اين اعلاميه وابسته به موجوديت وجوه مالي تخصيص داده شده مي باشد .

بخش دهم : نتيجه گيري

افغانستان و ايالات متحده در اين مشاركت با اعتماد به پيش مي روند زيرا اين كشورها در پي يك آينده مبتني بر عدالت ، صلح ، امنيت و فرصت ها براي مردم افغانستان متعهد مي باشند . احترام به پرنسيب هاي حاكميت ملي و تساوي دولت ها بنياد اين مشاركت را تشكيل مي دهد . احترام به حاكميت قانون و همچنان پيروي سالم و شفاف از قانون اساسي و كليه قوانين نافذه ، بنياد اين مشاركت را استحكام مي بخشد .

اين اعلاميه توسط رؤساي جمهور ، جمهوري اسلامي افغانستان و ايالات متحده آمريكا به تاريخ روز XX ماه XX سال 2011 در شهر YYY در دو نسخه به زبان هاي دري و انگليسي امضاء شده است .

به نمايندگي از حكومت به نمايندگي از

جمهوري اسلامي افغانستان ايالات متحده امریكا

حامد كرزي ، رئيس جمهور بارك اوباما رئيس جمهور


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ جمعه 1390/08/27 ] [ 17:33 ] [ حبیب الله رضایی ]

 

( بخش های از سخنان رییس جمهور کرزی در مراسم افتتاح جرگه سنتی)

جرگه سنتی صبح امروز با حضور 2700 تن از نمایندگان مردم افغانستان و میهمانان خارجی در شهر کابل آغاز به کار کرد.

در ابتدای این نشست سنتی حامد کرزی در سخنانی پر شور که با تشویق مرتب حاضران همراه شد، به طور مختصر به مرور 10 سال گذشته پرداخت.

وی امضای پیمان استراتژیک با آمریکا و مذاکره با طالبان را دستور کار جرگه بیان کرد و اظهار داشت: به جز این‌ 2 مورد مسئله دیگری در جرگه مطرح نخواهد شد.

وی با اشاره به این که سال 2014 نقطهای حساس برای افغانستان است، افزود: در این سال قرار است سربازان افغان مسئولیت تأمین امنیت و حفاظت مردم را خود به دوش گیرند.

کرزی تصریح کرد: این فرآیند از هفت ماه قبل آغاز شده و قرار است تا چند روز دیگر مرحله دوم آن نیز انجام شود.

وی خاطر نشان کرد: به همین دلیل افغانستان با کشورهای مختلف در حال مذاکره است و با کشورهایی چون آمریکا، انگلیس، فرانسه و استرالیا در حال گفت‌وگو است تا در صورت توافق، قرارداد امضا کند.

رئیس جمهور افغانستان با بیان این که تقاضا برای امضای این پیمان‌ها و حضور دائمی آنها در افغانستان از سوی این کشورها صورت گرفته است، گفت: افغانستان در این رابطه هیچ نفشی نداشته است.

کرزی ادامه داد: در همین رابطه با هندوستان پیمان امضا کردیم و اکنون این جرگه هم برای امضای پیمان استراتژیک با آمریکا برگزار شده است و موضوع دیگری مطرح نیست.

وی تصریح کرد: در این جرگه تحلیل و بررسی می‌کنیم که از کجا آمدیم، به‌کجا رسیدیم و قرار است به کجا برویم و منزل مقصود ما کجا است.

رئیس جمهور افغانستان افزود: 10 سال گذشته برای افغانستان پربار و با برکت بود به طوری که در این سال‌ها افغانستان از هیچ، تنهایی، بدبختی و بیچارگی امروز به کشوری رسیده است که میلیونها دختر و پسر آن مشغول به تحصیل هستند.

کرزی اظهار داشت: ثروت افغانستان از سا ل 2002 که 180 میلیون دلار بود امروز به شش هزار میلیارد دلار رسیده است.

وی با بیان این که در طول این سال‌ها روابط افغانستان با کشورهای دیگر احیا شده است، گفت: امروز بیش از 60 کشور در افغانستان سفارت دارد و پرچم افغانستان در سراسر جهان به احتزاز در آمده است و افغانستان در تمام محافل سیاسی دنیا حاضر است.

رئیس جمهورافغانستان تصریح کرد: مهمتر از همه این که امروز افغانستان دوباره خانه همه افغان‌ها شده است و هر فرد افغان در کشور خود امروز جای دارد.

کرزی ادامه داد: زنان، احزاب جهادی، احزاب غیر جهادی و روشنفکران همه در ارگان‌های دولتی و پارلمان حضور دارند که این هم از بزرگترین دستاوردهای دولت افغانستان است.

وی افزود: با این وجود بازهم مشکلات زیادی در افغانستان داریم کشور هنوز از تاریکیها و خطرات خارج نشده است و بامشکلات عدیده‌ای روبرو است.

رئیس جمهور افغانستان مهمترین آرزوی خود و دیگر هموطنانش را ایجاد ثبات و امنیت در افغانستان دانست و افزود: ما تاکنون به این مهم نرسیدیم، جنگ علیه تروریسم موفق نبوده است و جامعه جهانی نیز در این رابطه آن طورکه باید موفق عمل نکرده است.

کرزی ادامه داد: تروریسم در خانهها و روستاهای افغانستان نیست بلکه در لانه‌های خود است که این لانه‌ها در خارج از مرزهای افغانستان قرار دارد.

وهمچنان گفت: افغانستان با چین، روسیه، هند، تاجیکستان، ترکیه و عربستان رابطه حسنه دارد و این رابطه را ادامه خواهد داد.

کرزی تأکید کرد: هیچ چیز و هیچ عاملی نمی‌تواند رابطه افغانستان را با ایران مخدوش کند و افغانستان با هر قیمتی که باشد این رابطه را حفظ می‌دارد.

وی خاطر نشان کرد: جمهوری اسلامی ایران و پاکستان ما را در آب و نان خود شریک کردند و مردم افغانستان هرگز این مهمان نوازی را فراموش نخواهد کرد.

رئیس جمهور افغانستان در ادامه افزود: جهاد افغانستان به همه کشورها نفع رساند اما مردم این کشور را بدبخت کرد.

کرزی خاطرنشان کرد: کشورهای همسایه به برکت جهاد مردم افغانستان از چنگال روسیه آزاد شدند، روسیه از هم پاشید و آمریکا یکه تاز میدان شد، پاکستان به بمب اتم دست یافت اما مردم افغانستان بدبخت شدند.

وی افزود: توان نظامی امروز پاکستان و دستیابی این کشور به بمب اتم به برکت جهاد افغانستان بود و آمریکا با هدف مقابله با روسیه پاکستان را مسلح کرد.

رئیس جمهور افغانستان با بیان این که آمریکا بعد از حادثه 11 سپتامبر برای رفع تهدیدهایی که منافع این کشور را تهدید می‌کرد به افغانستان آمد، گفت: این بار آمریکا افغانستان را ترک نخواهند کرد.

کرزی در ادامه خطاب به حاضران گفت: اگر آمریکا افغانستان را ترک نکند پس معامله چگونه خواهد بود؟ آیا افغانستان دراین معامله بسوی امنیت، رفاه اقتصادی و حاکمیت ملی پیش خواهد رفت یا خیر؟

رئیس جمهور افغانستان با اشاره به نقش آمریکا در تربیت نیروهای ارتش و پلیس افغانستان گفت: برای داشتن ثبات در افغانستان حضور آمریکا ضروری و نفع مردم افغانستان است.

کرزی در ادامه افزود: افغانستان حاضر است با آمریکا معامله کند و به آنها اجازه ایجاد پایگاه نظامی بدهد.

وی افزود: آمریکا در افغانستان باقی خواهد ماند و از تأسیسات نظامی کشور استفاده خواهد کرد این حضور تنها برای منافع افغانستان نیست بلکه آمریکا بدنبال منافع خود نیز است.

رئیس جمهور افغانستان تصریح کرد: بدلیل این که تأسیسات نظامی آمریکا بر کشورهای همسایه تأثیر گذار خواهد بود ما در رابطه با حضور این تأسیسات برای آمریکا شرایطی داریم.

کرزی گفت: ادارات موازی که از سوی آمریکا ایجاد شده است را نمی‌خواهیم بلکه امروز تثبیت حاکمیت ملی را در افغانستان می‌خواهیم.

وی با بیان این که رابطه میان افغانستان و آمریکا باید یک رابطه مستقل باشد، ادامه داد: اگر چه آمریکا قدرتمند است و در عرصه نظامی از توانایی بالایی برخوردار است اما افغانها "شیر" هستند و شیر اگر ضعیف هم باشد شیر است.

رئیس جمهور افغانستان ادامه داد: آمریکا باید با افغانستان به عنوان یک شیر معامله کند.

کرزی با اشاره به این که این قرارداد بین شیر(افغانستان) و آمریکا بسته خواهد شد، گفت: شیر نمی‌خواهد که بیگانه شبانه وارد منزلش شود چون شیر خودش پادشاه است.

به گفته کرزی افغانستان با این شرایط با آمریکا پیمان استراتژیک امضا خواهد کرد.

رئیس جمهور افغانستان ادامه داد: به کشورهای همسایه اطمینان می‌دهیم که اجازه نمی‌دهیم از خاک افغانستان بر علیه آنان استفاده شود.

کرزی همچنین افزود: خارجی‌ها باید اداره زندان‌ها را به دولت افغانستان واگذار کنند، خانه‌های مردم را شبانه بازرسی نکنند و وارد منزل کسی نشوند با این شرایط تأسیسات نظامی در اختیار آمریکا قرار می‌دهیم .

در نخستین روز جرگه آقای مجددی به عنوان رییس، شهرانی و نورزی به عنوان معاونان و ایزدیار و بلاغی به عنوان منشی و صفیه صدیقی به عنوان سخنگوی جرگه انتخاب شدند.


موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار
[ چهارشنبه 1390/08/25 ] [ 18:28 ] [ حبیب الله رضایی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ



بسم الله الرحمن الرحیم

سراپا اگر زرد و پژمرده‌ایم
ولی دل به پاییز نسپرده‌ایم
چو گلدان خالی لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده‌ایم
اگر داغ دل بود ما دیده‌ایم
اگر خون دل بود ما خورده‌ایم
گواهی بخواهید اینک گواه
همین زخم‌هایی که نشمرده‌‌ایم
دلی سربلند و سری سربه‌زیر
از این دست عمری به سر برده‌ایم
×××

در یک نگاه اجمالی می توان دریافت که مشکل اصلی و علت واقعی عقب ماندگی و اختلافات مسلمانان ، وجود حکام فاسد، وابسته به بیگانه،بی تعهد به احکام دین و سرنوشت مردم، می باشد. افغانستان نیز خارج از این زنجیره ظلم و خیانت نیست ؛ تاریخ محدوده جغرافیایی بنام افغانستان ، نمایشگاه وموزیم خوبی از انواع خیانت ها و ظلم های است که حکام غاصب و نالایق این سرزمین روا داشته اند. قتل عام ها واخراج های دست جمعی برنامه ریزی شده ، بنام قوم ، مذهب ومنطقه تنها بخشی از ستم های است که برای نابودی و عقب نگهداشتن یک ملت اعمال شده است.
سه صد سال است که چهره افغانستان خونین و سوخته است. جلادان و انحصار طلبان فاشیست در این فغانستان برای حفظ قدرت خویش و نابودی گذشته غنی این مردم دست به هر جنایتی یازیده است ؛ کله منارها،غصب سر زمین ، اموال ، تخریب آثار تاریخی کشور و فروش زنان وکودکان مسلمان هموطن به عنوان برده به خارجی ها ، ازجمله خدمات اسلامی و میهنی حکام فاشیست افغانی برای مردم این کشور است.
متاسفانه ، با پیروزی انقلاب وجهاد وبا همه تغییرات که جهان بخود دیده ، شرایط در افغانستان تغییر نکرده است. قدرت طلبان فاشیست ،همچنان مثل گذشته دنبال خواسته های غیر انسانی خویش هستند . اگرروزی عبدالرحمان جنایت می کرد ، امروز ملاعمر و طالبان و یا... ظاهر شده وبا روش های متفاوت دنبال هدف واحد هستند. در واقع هیچ تفاوتی بین کسانی که چند متر پارچه را به سر شان و یا به گردن بسته اند وجود ندارد، فرقی بین سرتراشیده و ریش تراشیده نیست.همه و همه یک چیز می خواهند؛ حکومت قومی.
حکومت قومی که اساس آن را ، بنا شدن روی اجساد سوخته و بردگی مسلمانان هموطنش تشکیل می دهد . این قوم قدرت طلب را چیزی به غیر از رنگ سرخ خون انسان ها و اجساد نیم سوخته اطفال " خمار" و قناعت نمی بخشد. حقارت ارزش های انسانی و اسلامی تا جای در میان آنان ریشه دوانده است که به جنایات خود وگرفتن جان انسان های دیگر افتخار نموده و آن رادر راستای وحدت ملی می خوانند!؟
درحالی که هرچه بدی و نا انسانی است، همه در وجود حکام افغانی یک جا جمعند، اما مردم افغانستان بر خلاف آنان ، مردمان دلیر، متدیین و پاک هستند.آیا چنان مردمان چیزی از دیگران کم دارند که گرفتار چنین نکبت ها و مشکلات شوند؟ اینان شایسته بهترین زندگی و ترقی هستند.
پس ، برای تهداب گزاری افغانستانی که در آن معیار؛ انسانیت، دینداری و عدالت اجتماعی قرار داشته باشد، تلاش کنیم . جای بسی افتخار خواهد بود که برای خدمت به چنین مردمان پاک و دلیر ازهمه چیزخود بگذریم ، تا اطفال وطن آرام و سر بلند بزرگ شده و برای و طن و همه انسانیت مثل گذشته تاریخی خود خدمت نماید. تا بار دیگر، مهد تمدن جهان و ام البلاد شکوه و شوکت دزدیده شده اش را باز یابد.

×××

در بهار 1350 در یکی از دره های زیبای بامیان کهن ، وارد این دنیا شدم! . از روزی که بیاد دارم ، هماره آواره بودم ؛ قبل از کمونیست ها و جنگ ، با کوچی ها که از سوی برتری طلبان، ماموریت نابودی و تخریب هزاره جات را داشتند، در گیر بودیم . درست دو ماهه بودم که خانواده مجبور به ترک منطقه شده بودند، چون فصل آمدن کوچی شده بود و پدر ( مرحوم رضاخان) مثل همیشه تفنگ سر پوش بشانه و در شینک بالای ده سنگر گرفته بود، این کار هرسال پدربود.
چند سالی از جنگ با کمونیست ها سپری شده بود که آواره واقعی شدیم ، اول پاکستان و بعد ایران . در عالم غربت ، پزیرای انواع الطاف ها بودم !، برای امرار معاش گارگری و دست فروشی کردم و برای آموختن درمکتب و مدرسه های دینی تهران و قم سر گردان .
شش ماه بعد از سقوط طالبان در یکی از روزهای خوب ماه حوت ، سجده شکر بازگشت بوطن را در میدان هوایی کابل به جای آوردم . نفرین بر طالبان که برای میدان هوای کابل هیچی نگذاشته بودند، در و دروازه اش اصلا معلوم نبود. با هزاران امید آمده بودم ، اما بعد از چند سال و با دیدن وضعیت که هر روز بد ترمی شد . با دل افسرده ونا امید از بهبود شرایط ، بار دیگر آواره شدم. نام این وبلاگ هم در حال و هوای زمان حضور در کابل و کار های که انجام می دادیم انتخاب شده و اگر نه فعلا جزء بی خبران عالم هستم.
اگر گذشت زمان و آدم هایش قلم بطلان نکشیده باشند ، می شود آثار حضورم را درنشریات "وحدت"، "همبستگی"،"میثاق" و مخصوصا در"مشارکت ملی" پیدا کرد. یادش بخیر با چه آرزو و امید ها که کارمی کردیم ودر خیایابان ها و کوچه های ویران کابل( شهر ارواح و سگ های آدم خوار)و درمیان مردم فقیر به امید بهبود وضعیت تلاش کردیم و به تنها پولیس ترافیک کابل در چهار راهی زنبق چقدر پول نسوار دادم تا او هم امید وار باشد .
دراین مدت،مطالب خوشایند ونا خوشایند و راست و دروغ فراوانی را به خورد خلق الله داده ام . ازهمه کسانی که سعادت همکاری و همنشینی در داخل و خارج از کشور را با آنان داشته ام صمیمانه سپاس گزارم و برای همه شان سلامتی و آرزوی موفقیت بیشتر می نمایم، خدا مرا هم ببخشد .

یاالله مدد