|
یاد داشت های یک خبرنگار مروری بر رسانه ها
| ||
|
پس از وقوع حملات تروریستی از سوی گروه حقانی به مقر نیروهای ناتو و سفارت امریکا در افغانستان و نیز ترور برهان الدین ربانی که گفته شد به رهبری همین شبکه انجام شده است، فشارها و اتهام زنی ها بر اسلامآباد افزایش یافت و روابط افغانستان – پاکستان و امریکا – پاکستان را تحت الشعاع قرار داد. دیپلماسی ایرانی: سفر چند هفته پیش هیلاری کلینتون به اسلام آباد و کابل و سپس برگزاری اجلاس استانبول با موضوع افغانستان با حضور وزیران و دیپلمات های کشورهای منطقه و فرامنطقه ای، زمینه ای بود تا روابط از هم گسسته و بدبینانه افغانستان – پاکستان اصلاح شود و مناسبات تیره شده واشنگتن – اسلام آباد هم نه به روزهای خوب که دست کم به روزهای سابق بازگردد.البته این تصور که امریکا و پاکستان بتوانند همچون گذشته بر سر موضوع افغانستان و جنگ با تروریسم در این منطقه نظر مثبت پاکستانی ها را جلب کنند و به دولت و ارتش این کشور به عنوان بازویی مطمئن بنگرند، تصوری بیهوده بوده و خواهد بود. امریکا و پاکستان از سر ناگزیری است که باید با یکدیگر همکاری کنند. درواقع نیاز به همکاری بر سر مشکلات موجود است که دو طرف را به ادامه رابطه با یکدیگر ترغیب و توجیه می کند .پاکستانی ها به لحاظ موقعیت و جلب اعتماد نزد افغان ها و امریکایی ها در یکی از بدترین موقعیت های تاریخی خود به سر می برند اما شرایط گنگ و پیچیده ای که بعد از گسترش حملات تروریستی در چند ماه اخیر مشاهده شده، سبب شده تا بخش اعظم این بی اعتمادی و تنش ها لاپوشانی شود و روابط اسلام اباد با کابل و واشنگتن به هر ترتیب ممکن ادامه پیدا کند .بعد از سفر هیلاری کلینتون به منطقه، این گمانه تقویت شد که اسلام آباد و به خصوص بخش هایی از حکومت و دستگاه اطلاعاتی این کشور که مورد ظن و اتهام قرار دارد، بیشتر زیر فشار قرار گیرند و مجبور شوند شکاف ها و منفذهای موجود را که گفته می شود به حمایت از برخی گروه های خرابکار دست می زنند، پر کنند تا دست کم از زیر فشارهایی که در مقطع فعلی بر اسلام آباد وارد آمده، بکاهند .بدبینی ملت افغانستان به پاکستان هم مزید بر علت است و این مسئله باعث می شود تا افغان ها از دولت امریکا بخواهند که فشارها بر پاکستان را حفظ کند. به تازگی تعدادی از اعضای مجلس افغانستان که به امریکا سفر کرده اند گفته اند، مذاکره در مورد صلح با شبکه حقانی، جز اتلاف وقت چیز دیگری نیست و ایالات متحده باید میلیاردها دلار کمک خود را به پاکستان قطع کند و به جای تمرکز بر فرایند صلح به فکر فشار بیشتر بر سازمان اطلاعات پاکستان (ISI) باشد تا بتواند مانع روابط و حمایت های آنها از شبکه حقانی شود.این نمایندگان مجلس به روزنامه واشنگتن تایمز گفته اند، ایالات متحده امریکا باید از یک طرف کمک های اقتصادی اش را به پاکستان قطع کند و از طرف دیگر چنان فشارها را بر ISI بیفزاید که حتی از سفر مقام های این سازمان جلوگیری کرده و به نوعی آنها را مشمول تحریم سفری کند.عبدالرحمن ایوبی عضو کمیته دفاعی ولسی جرگه (مجلس) افغانستان می گوید، این اداره اطلاعات پاکستان است که شبکه تروریستی حقانی را کنترل و حمایت می کند. بنابراین مقام های امریکایی باید مذاکره با گروه حقانی را قطع کنند و در عوض فشار را بر حکومت پاکستان و اداره اطلاعات این کشور افزایش دهند .با این حال هیلاری کلینتون وزیر خارجه امریکا ماه گذشته در مجلس سنا از استراتژی باراک اوباما در تعامل و معامله با شورشیان دفاع کرد و گفت: یکی از دلایل تماس های ما با گروه های شورشی این است که ببینیم آیا این گروه ها به مذاکره عقیده دارند و قابل مذاکره هستند یا خیر؟ در همین باره علی اکبر جمشیدی معاون کمیسیون دفاعی مشرانو جرگه (مجلس اعیان شورای ملی) افغانستان می گوید، کابل و واشنگتن درباره مذاکره با گروه های تروریستی، نظر یکسان و هماهنگی ندارند. این عدم هماهنگی آنجا آشکار می شود که ایالات متحده می خواهد با طالبان و شبکه حقانی مذاکره کند ولی حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان پس از ماجرای ترور برهان الدین ربانی - رئیس شورای عالی صلح - دیگر اعتقادش را به این پروسه از دست داده و می گوید باید مستقیما با پاکستان مذاکره کرد .به گزارش رادیو آزادی، محمد نعیم لعلی احمدزی رئیس کمیسیون امور امنیت داخلی پارلمان افغانستان در این باره گفته است: "شبکه حقانی فقط یک نام است؛ حقانی در حقیقت یک شبکه ارتش و اداره اطلاعات پاکستان است. ما شواهدی داریم که نشان می دهد پاکستان از شبکه حقانی پشتیبانی می کند. ما افرادی را بازداشت کرده ایم که با اداره اطلاعات پاکستان ارتباط داشته اند ."به هر روی، گروهی از اعضای پارلمان افغانستان در مذاکرات شان در واشنگتن از مقام های امریکایی خواسته اند تا علیه پایگاه های شبکه حقانی در داخل پاکستان اقدام نظامی انجام دهد چرا که معتقدند هیچ تغییری در حمایت های پاکستان از حقانی مشاهده نشده و چنانچه پاکستان رفتار خود را درخصوص شبکه حقانی و طالبان تغییر ندهد، نیروهای امریکایی باید این گروه را در داخل خاک پاکستان تحت تعقیب قرار دهند موضوعات مرتبط: سیاست [ چهارشنبه 1390/08/18 ] [ 22:39 ] [ حبیب الله رضایی ]
گفتگو با خلیل رومان، مشاور کمیسیون انتقال مسؤولیتهای امنیتی به نیروهای افغان گفته میشود، کار بالای برنامۀ دوم انتقال قدرت آغاز شده، چه زمانی کار عملی آن آغاز میشود؟ همان گونه که هموطنان عزیز ما در جریان هستند، کار دور اول انتقال مسؤولیتهای امنیتی به نیروهای افغان با مؤفقیت خاتمه یافت و کار بالای مرحلۀ دوم، آغاز شده است، در مورد تاریخ دقیق آن رییس جمهور و شورای امنیت ملی تصمیم میگیرند و رسماً زمان آن را به زودی اعلام میکنند. کدام ولایتها و شهرها مشمول دور دوم انتقال میشود؟ در دور دوم انتقال هفده ولایت شامل است که در این جمع، شش ولایت به گونۀ کلی (سراسر ولایت) شامل برنامۀ انتقال است. در یازده ولایت دیگر برخی ولسوالیها و شهرهای آن شامل است که نام و مشخصات این ولایتها زمانی که به صورت رسمی کارش آغاز شود، اعلام میشود. چه میکانیزم و معیاری وجود دارد تا کمیسیون بر اساس آن خود را مطمئن سازد که شهری و یا ولایتی برای اجرا شدن برنامۀ انتقال آماده است؟ در هر دوره معیارها فرق میکند. در دور اول چون یک دورۀ ابتدایی و تجربی بود، کوشش صورت میگرفت که ولایتها و شهرهایی که کمتر مورد تهدید هستند و کمتر حملات تروریستان در آن صورت میگیرد، شامل برنامه شوند. در دور دوم سعی بر این است که برخی از ولسوالیها و شهرها که دچار مشکلات جدی امنیتی هستند و همچنین برای اجرای قانون مشکل دارند نیز شامل برنامه شوند؛ یعنی یک ترکیبی از معیارهای سیاسی، اجتماعی، امنیتی، اقتصادی و ارایۀ دولت داری خوب شامل این معیارها است. دور دوم دور کمتر دشوار است و احتمالاً به همین ترتیب تا پایان برنامه که شش دور را در بر میگیرد، معیارها و میکانیزم فرق خواهد کرد. فاصلۀ زمانی میان این شش دوره چگونه تقسیم بندی شده است؟ هر دوره، شش ماه را در بر میگیرد. هر دوره به شش ماه به سببی تقسیم شده است که کمیسیون انتقال، تجربهها و درسهایی را که از مرحلههای گذشته کسب کرده، در مراحل بعدی مورد استفاده قرار دهد. نقاط مثبت انتقال پیدا کند به دور بعدی و نکات منفی حذف شود. کمیسیون تنظیم انتقال، کارهایشان را با نیروهای نظامی چگونه همآهنگ میکند، میکانیزم همآهنگی میان این دو ارگان چگونه است؟ دو بخش عمده را کمیسیون تنظیم انتقال به عهده دارد، بخش اول همآهنگی داخلی است؛ پیش از اینکه یک ولایت یا ولسوالی به مرحلۀ انتقال شامل شود، اوضاع آن از لحاظ امنیتی، سیاسی، اقتصادی، حاکمیت خوب و تأمین عدالت مورد ارزیابی قرار میگیرد. شرایطی که در دوران بعدی باید صورت بگیرد، نشانی میشوند و از لحاظ همسان بودن با دیگر ولایتها سنجیده میشوند که این یک بخش کار است. در این بخش همآهنگی میان ارگانهای مسؤول داخلی صورت میگیرد. بخش دوم کار که بسیار عمده است، در مورد تعلیم و تربیه، اکمال تجهیزات، جلب کمکهای اقتصادی و همآهنگی با نهادها و کشورهای بین المللی است که آن را هم مسؤول کمیتۀ انتقال، داکتر اشرف غنی انجام میدهد. کمیسیون تنظیم انتقال چند نفر عضو دارد و چند نهاد شامل آن میشود؟ کمیسیون، متشکل از هشت عضو است و بر اساس حکم ۳۰۹۲ رییس جمهور کشور؛ مشاور امنیت ملی، وزیر امور خارجه، وزیر دفاع ملی، وزیر امور داخله، وزیر عدلیه، وزیر مالیه، رییس عمومی امنیت ملی و رییس ادارۀ مستقل ارگانهای محل اعضای کمیسیون انتقالاند. در ولایتها و شهرهایی که دور اول انتقال تکمیل شده است، مردم شاکیاند که ناامنیها دوباره آغاز یافته و هر روز بیشتر میشود، با وجود این، چطور دور دوم آغاز شد؟ طوری که شما و مردم افغانستان میدانید، برنامۀ انتقال یک برنامۀ مرحله وار است که باید صورت بگیرد. بیشتر در اختیار دولت افغانستان و مقامات افغانستان نیست. کشورهایی که در افغانستان قوت نظامی دارند، در رأس ایالات متحدۀ امریکا اعلام کرد که تا سال ۲۰۱۴ از افغانستان خارج میشوند؛ دولت افغانستان تصمیم گرفت که این برنامه یک برنامۀ نظاممند شود و تدریجی باشد. تا زمانی که نیروهای خارجی هستند، به شکل مرحله وار آهسته آهستۀ خروج اینها (خارجیها) سازماندهی شود، و نکات ضعف و نکات قوت مورد ارزیابی قرار بگیرد. در صورتی که نیروهای امنیتی داخلی توانایی ندارند، به کمک مردم و نیروهای خارجی این کمبودها برطرف شود. بله! در ولایتها و شهرهایی که انتقال صورت گرفته، در برخی مناطق نقاط مثبت داشتهایم و در برخی مناطق هم نقاط ضعف موجود است؛ انتظار این بود که بزرگترین بهانۀ مخالفین دولت افغانستان که میگفتند با وجود حضور نیروهای خارجی حاضر به دست کشیدن از جنگ نیستند، برطرف شود، ارزیابی این چنین بود در مناطقی که نیروهای خارجی بیرون میشوند وافغانها خود امنیت را میگیرند، مخالفین در آن مناطق جنگ را کاهش میدهند؛ ولی عملاً چنین نشد. به هر حال ما شاید شاهد ناامنیها باشیم ولی این به شکل دراماتیک و خطرناک نخواهد بود. برآوردها چنین است که برنامۀ انتقال، ابر سیاه جنگ و بحران را با خود دارد، و افغانستان پا به پای با مراحل شش گانۀ برنامۀ انتقال به بحران مجدد خواهد رفت، باورتان چیست؟ برخلاف، من بسیار خوش بین هستم. در تمام دنیا که نیروهای خارجی در آن بوده، بین ده الی پانزده سال بوده است، ما به سال یازدهم حضور قوای خارجی گام میگذاریم و بلآخره یک روزی باید خارجیها و به ویژه قوتهای نظامی این کشورها افغانستان را ترک کنند. اما حالا که این روند مرحله یی و تدریجی با اشراف دولت افغانستان صورت میگیرد، فکر نمیکنم که یک تراژدی بسیار کلان به وجود بیاید. دولت افغانستان یک روزی باید سرپای خود ایستاده شود و از خود دفاع کند. اما عمدهترین نگرانی مردم از ضعف نیروهای امنیتی و نداشتن امکانات است؟ در این شکی نیست که پولیس کمبودهایی دارد و از لحاظ تجهیزات آن قدر که باید اکمال باشد، نیست. اردوی افغانستان در سطح خوب اکمالات و تجهیزات قرار ندارد. ولی به هر حال قدرت دفاعی ما روز به روز باید بهبود پیدا کند. با وعدۀ کمکهایی که ما از کشورهای خارجی داریم، من مطمئن هستم که ما باید از این مرحله برآییم و بتوانیم از خود دفاع کنیم، تا حادثه یی که پس از سقوط حاکمیت داکتر نجیب الله صورت گرفت، دوباره رخ ندهد. برنامۀ انتقال، پلان از سوی دولت افغانستان بوده است یا آنکه خارجیها برای اول بار آن را مطرح ساختند؟ بعد از آنکه رییس جمهور اوباما اعلام کرد که قوتهای خود را تا سال ۲۰۱۴ از افغانستان بیرون میکند، سایر کشورها نیز به تأسی از این اعلام تاریخهایی را معین کردند که نشان از خروج نیروهای خارجی از افغانستان بود. به این اساس دولت افغانستان شانس پیدا کرد که برای انتقال دو سه سالی وقت پیدا کند و در برابر یک عمل ناگهانی قرار نگرفت. بنا بر این انتقال تصمیم یک جانبۀ دولت افغانستان نبوده، بلکه بر اساس تصمیم خارجیها شرایط و مقدمۀ نظاممند و عادی خروج آنها را برابر میکند. اگر چنانچه که در برخی ولایات ناامنیها پس از پروسۀ انتقال افزایش یافت در سایر مناطق نیز افزایش یابد، آیا قوتهای خارجی باز هم به آن مناطق برخواهند گشت؟ در مراحلی که انتقال در جریان است، یعنی تا سال ۲۰۱۴ هر نوع همکاری در مناطقی که نیاز وجود دارد، متصور است، ولی زمانی که خروج تکمیل شود، فکر میکنم برگشت اینها محال است. خارجیها در مورد ظرفیت سازی و تجهیز نیروهای امنیتی چه تعهد سپردهاند، تا این برنامه به صورت مؤفقانه تکمیل شود؟ در کنفرانسی که کمیسیون انتقال، با دونرها و کشورهای خارجی داشت، خوشبختانه تعهدات بسیار بلند، برای بذل مساعی جهت تکمیل امکانات قوای نظامی افغانستان وجود داشت. این پیشنهادها به شکل یک بسته آماده شده و در اختیار دونرها و قوتهای خارجی گذاشته شد. در این چند سال رسم بر این شده است، که هر نهاد نوبنیاد بودجۀ بسیار کلانی را به خود اختصاص میدهد، کمیسیون انتقال چقدر بودجه دارد؟ سوال بسیار خوبی کردید، رییس کمیسیون انتقال داکتر اشرف غنی احمدزی، شخص داوطلب است و هیچ گونه معاشی از طرف دولت ندارد. سه یا چهار کارشناس یا مشاور به شمول خودم، آنها از معاش عادی و نسبی برخورداراند. این کمیسیون کدام بودجه ندارد. کدام مصرف خاص هم ندارد چون کار کمیسیون انتقال، همآهنگی است. رومان صاحب، بدون ملاحظۀ پالیسی کمیسیون انتقال، به عنوان یک شخص مستقل و کارشناس وضعیت امنیتی کشور پس از ۲۰۱۴ را چگونه بررسی میکنید؟ من فکر میکنم وضعیت افغانستان بسته گی به دو عامل دارد که یکی آن عامل داخلی است. پروسۀ مذاکره را که دولت افغانستان آغاز کرده اگر به صورت درست و دقیق به سوی اهداف تعیین شده به پیش برده شود و گروههای مخالف و یا بخشی از آنها مبارزۀ سیاسی را آغاز کنند، یک مقدار روی اوضاع امنیتی تأثیر مثبت خواهد گذاشت. اما بخشی که بحران زا و چالش زا است، مداخلۀ مستقیم پاکستان و همسایهها است که متأسفانه با اجیرکردن یک بخش از افغانها تهدیدهای امنیتی را متوجه افغانستان میسازد. تا زمانی که افغانستان قادر نشود این مداخله را چه از راه مذاکره و چه از طریق مراجعه به سازمان ملل، تعهدات مستحکم از پاکستان نگیرد، من فکر نمیکنم بحران در کوتاه مدت از افغانستان قطع شود.( خبرگزاری بست باستان) موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار [ پنجشنبه 1390/08/12 ] [ 13:12 ] [ حبیب الله رضایی ]
در حالی که افغانستان خود را برای برگزاری جرگه عنعنوی آماده می کند و تنها 2 هفته دیگر تا برگزاری این نشست باقی مانده شماری از فعالان سیاسی از این که اعضای جرگه عنعنوی، بدون آگاهی مردم و در پشت درهای بسته انتخاب شدهاند، ابراز نگرانی میکنند و این کار را مخالف قانون اساسی افغانستان میدانند. موضوعات مرتبط: سیاست [ چهارشنبه 1390/08/11 ] [ 0:32 ] [ حبیب الله رضایی ]
به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در کابل، بامیان از ولایتهای مرکزی افغانستان است که در 175 کیلومتری کابل قرار دارد و از نظر تاریخی و گردشگری جزء مناطق دیدنی جهان به شمار میرود. مجسمههای بودا با قدمت 2 هزار ساله و مناطق دیدنی بسیاری مانند "بند امیر" در این ولایت قررا دارند. موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار، تاریخ، اجتماعی [ دوشنبه 1390/08/09 ] [ 7:57 ] [ حبیب الله رضایی ]
پس از ماهها جنگ داخلی، "معمر قذافی"، رهبر پیشین حکومت لیبی سهشنبه مخفیانه و در محلی نامعلوم در بیابان به خاک سپرده شد. بسیاری نگران تبدیل شدن مقبره وی به میعادگاه طرفداران دیکتاتور جنجالی لیبی هستند. پیش از این نیز پس از مرگ "اسامه بنلادن"، رهبر سازمان تروریستی القاعده مقامهای آمریکایی نسبت به زیارتگاه شدن مقبره اسامه ابراز نگرانی کرده و هشدار داده بودند، هشدارهایی که سرانجام باعث شد تا جسد رهبر یکی از مخوفترین سازمانهای تروریستی جهان به دریا افکنده شود. به گزارش قانون، با نگاهی به این نگرانیها و هشدارها، این پرسش مطرح میشود که آیا براستی مقبره رهبران جنجالی به زیارتگاه حامیان آنها بدل میشود؟ و پاسخ این است: "هم بله و هم خیر". به همین بهانه، فارینپالیسی نگاهی به روزهای پس از مرگ برخی رهبران جنجالی جهان از آدولف هیتلر تا صدام انداخته که در زیر به آن اشاره میشود. صدام رهبر پیشین عراق در سال 2003 میلادی و در شرایطی که در گودالی پنهان شده بود، یافت شد؛ سه سال پیش در یک مرکز نظامی در نزدیکی بغداد به اتهام جنایت علیه بشریت اعدام شد. رهبران جدید در ابتدا قصد داشتند که جسد صدام را همچون قذافی در محلی مخفی دفن کنند اما سرانجام رضایت دادند که وی در محل زادگاه خود در نزدیکی تکریت به خاک سپرده شود. گرچه کسانی که روزانه برای دیدار از مقبره صدام به این مکان میآیند انگشتشمار هستند اما حضور تعداد قابلتوجهی از حامیان دیکتاتور پیشین بهویژه در روز تولد وی از جمله دانشآموزان مدارس، رهبران عراقی را برآن داشت تا بازدیدهای سازمانیافته از این محل را ممنوع اعلام کنند. "آگوستو پینوشه"، دیکتاتور پیشین شیلی که بهدلیل مشکلات حاد جسمانی از دادگاهی شدن گریخت در سال 2006 میلادی در شرایطی که در بازداشت خانگی به سر میبرد بهدلیل حمله قلبی درگذشت. دولت شیلی از برگزاری مراسم رسمی خاکسپاری برای وی خودداری کرد و "میشله باتلت"، رئیسجمهوری این کشور که پدرش از جمله قربانیان جنایتهای پینوشه بود از حضور در مراسم خاکسپاری خودداری کرد. "اسلوبودان میلوسویچ"، رهبر ملیگرای صرب در دادگاه بینالمللی به نسلکشی، ارتکاب جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت محکوم شد و در سلول خود به دلیل حمله قلبی درگذشت. خانواده میلوسویچ دولت صربستان را به تلاش برای جلوگیری از برگزاری مراسم خاکسپاری وی متهم کردند، با این حال دولت صربستان سرانجام اجازه داد که جسد وی در زادگاه خانوادگی وی به خاک سپرده شود. مقبره میلوسویچ هم مانند صدام حسین در سالروز تولد و مرگ وی مورد بازدید هواداران وی و ملیگرایان افراطی صرب قرار میگیرد. "عیدی امین"، دیکتاتور پیشین اوگاندا پس از یک دوره حکومت خونبار بر اوگاندا در دهه 1970 میلادی، سرانجام به عربستان سعودی گریخت و تا پایان عمر یعنی تا سال 2003 میلادی در شهر جده زیست. با وجود موافقت دولت وقت اوگاندا برای دفن شدن جسد امین در این کشور، خانواده وی ترجیح دادند که او را در همان شهر جده به خاک بسپارند. رسانههای خبری گزارش دادند که مقبره وی به زیارتگاه تبدیل نشده و افراد کمی برای دیدار از مقبره وی به جده میروند. "نیکلای چایشسکو"، دیکتاتور خشن رومانی و همسر وی پس از سرنگونی دولت در 1989 میلادی تیرباران شدند. چایشسکو در گورستان نظامیان در بخارست به خاک سپرده شد. خبرگزاری فرانسه در سال 1990 میلادی در گزارشی نوشت که برخی رومانیاییها با هدف یادآوری روزهای گذشته رژیم چایشسکو در ایام کریسمس، روز تولد و روز اعدام وی در محل مقبره او گردهم میآیند. وقتی "فرانسیسکو فرانکو"، دیکتاتور اسپانیا در سال 1975 میلادی مرد در روستایی در دره "فالن" به خاک سپرده شد، جایی که فاشیستها قهرمانان خود در جنگ داخلی اسپانیا را به خاک میسپردند. ولی اکنون دولت اسپانیا قصد دارد که باقیمانده جسد فرانکو را به "ال پاردو"، سکونتگاه پیشین وی در خارج از شهر مادرید منتقل کند. گفته شده که این اقدام تلاشی برای زدودن سمبل رژیم فرانکو از حافظه تاریخی اسپانیا است. مقبره فرانکو هنوز زیارتگاه حامیان پروپا قرص وی است. زمانی که "جوزف استالین" رهبر قدرتمند کمونیست در سال 1953 میلادی درگذشت ابتدا در مقبره بزرگ لنین به خاک سپرده شد اما در سال 1961 باقیمانده جسد استالین در روندی موسوم به روند "استالینزدایی" به مقبره سادهای نزدیک کرملین منتقل شد با این حال مقبره وی به عنوان زیارتگاهی برای حامیان وی و دوران وی باقی ماند. خبرگزاری فرانسه ماه مارس گزارش داد که چند صد تن از مردم روسیه با گردهمایی در میدان سرخ پنجاهوهشتمین سالگرد مرگ وی را برگزار کردند. داستان مرگ "بنیتو موسولینی"، دیکتاتور فاشیست ایتالیا اینگونه بود که وی هنگامی که سعی داشت تا به اسپانیا بگریزد به اتفاق معشوقهاش در مزرعهای توسط پارتیزانهای ایتالیایی دستگیر شده و در همان جا به همراه سایر همراهانشان که از مقامهای حکومت فاشیستی بودند، پس از محاکمه صحرایی به اعدام محکوم شدند. جسد موسولینی و معشوقهاش در پیازا لورتو در میلان، برای نمایش عموم با قلابهای مخصوص آویزان کردن گوشت در قصابیها، به صورت وارونه، از سقف یک ایستگاه پمپ بنزین آویخته شده و به وسیله مردم شهر سنگباران شد. جسد وی سرانجام چهار ماه بعد در زادگاه وی در "پریداپیو" به خاک سپرده شد. تعلل طولانی برای دفن جسد وی باعث نشد تا مقبره وی به زیارتگاه حامیانش تبدیل نشود. داستان مرگ "آدولف هیتلر" نیز همچون مرگ موسولینی مرموز و خشن است. زمانی که هیتلر در سال 1945 به خود شلیک کرد، بیبیسی گزارش داد که بدن به آتش کشیده شده وی توسط نزدیکانش به خاک سپرده شده است. با این حال بعدها گزارشهایی منتشر شد مبنی بر اینکه روسها مخفیانه با نبش قبر هیتلر باقیمانده جسد وی را به آلمانشرقی منتقل کردند. در سالهای اخیر مقامهای روسیه مدعی شدند که استخوان جمجمه و فک وی را که نشان میدهد هیتلر خودکشی کرده است را در اختیار دارند. با این حال متخصصان آمریکایی پس از معاینه استخوانهای ادعا شده اعلام کردند که این استخوانها متعلق به یک زن است. موضوعات مرتبط: سیاست، تاریخ [ یکشنبه 1390/08/08 ] [ 19:47 ] [ حبیب الله رضایی ]
موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار [ یکشنبه 1390/08/08 ] [ 13:10 ] [ حبیب الله رضایی ]
جرگه عنعنوى چهار روزه افغانستان به تاريخ ٢٥ماه جارى با حضور بيش از 2000 تن در کابل برگزار می شود. صفيه صديقى، سخنگوى کميسيون آمادگى اين جرگه با بیان این مطلب به رسانه ها گفت در نظر است در این اجلاس درباره روابط استراتژيک افغانستان با امريکا و درمورد مکانيزم صلح در کشور گفتگو صورت گیرد. موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار [ چهارشنبه 1390/08/04 ] [ 2:18 ] [ حبیب الله رضایی ]
*افغانستان با وجود نیازهای که دارد، با وجود فقری که دارد و با وجود حضور حدود 150 هزار نیروی خارجی و با تمامی ویرانی هایرا که این کشور در طول 30 سال گذشته تجربه کرده است، افغانستان یک کشور مستقل است. باوجود همه نیازها، امریکا امروز معاشات ما را می پردازد. اما، وقتی بحث از منافع افغانستان میشود، منافع مسلمانان و منافع منطقه مطرح میشود، منافع افغانستان و پاکستان و ایران و همسایه های ما مطرح میشود، در اینصورت افغانستان مستقلانه تصمیم میگیرد و خواهد گرفت. اما، برادران پاکستانی ما به افغانستان پاسخ درست نداده است، ما به این باور هستیم که شما و دستگاه های پاکستان بیشتر متوجه تقاضای امریکا هستند تا آنکه ما در افغانستان باشیم. *لطفاً این سوءتفاهم را دور کنید، حال اگر پاکستان فکر میکند و یا دستگاه های در این کشور فکر میکنند که افغانستان نباید با هیچ کسی ارتباط برقرار کند و رابطه نداشته باشد و یا از طریق پاکستان روابط اش را برقرار کند، این یک خواب است که هیچ گاهی به حقیقت مبدل نخواهد شد، چون افغانستان یک کشور مستقل است و پاکستان نیز یک کشور مستقل است. پاکستان میخواهد روابط بهتر تجاری با هند داشته باشد، اگر داشتن رابطه تجاری با هند یک مفکوره غلط است، شما چرا تلاش میکنید با هند این رابط را داشته باشید؟ چرا با هند صحبت میکنید، چرا نخست وزیر و وزیر خارجه شما از هند دیدن میکند؟ شما به خود حق میدهید که با هند رابطه تجاری داشته باشید و بهترین رابطه مردمی با هند داشته باشید، اما میخواهید افغانستان رابطه تعلیمی با هند نداشته باشد، این منصفانه و عادلانه نیست، *چگونه ما میتوانیم یک افسر خود را برای آموزش به پاکستان بفرستیم در حالیکه فکر این باشد که تروریستان نیز از پاکستان میایند؟ وقتی ما مطمین شویم که عامل منفی دیگر از پاکستان به جانب افغانستان نمی آید و وقتی مطمین شویم که روابط دو کشور متمدن، دوستانه، آینده نگر و برمبنی احترام شکل گرفته است، در آنوقت است که ما می توانیم سربازان، افسران، پولیس و داکتران خود را به پاکستان برای آموزش بفرستیم. پس از برداشتن این مشکل، ما میتوانیم شگوفا ترین رابطه را داشته باشیم. *برادر عزیزم! لطفاً استفاده از این وسایلکه ما را رنج داده است و امروز شما را نیز رنج میدهد متوقف سازید، بیائید از دروازه دیگری پیش بیائیم، دروازه و راهیکه هردو برادر بتوانند به صلح و آسایش دست یابند، افغانستان با شما خواهد بود. افغانستان از سوی هیچ کشوری دیکتی نخواهد شد، و امر هیچ کشوری چه امریکا، هند، روسیه یا چین یا دیگری را قبول نخواهد کرد. افغانستان خود سیاست دارد، موقف دارد و دید مشخص نسبت به اوضاع دارد و بر مبنای همین دیدگاه با پاکستان روابط دارد. *موضوع تداوم حضور نیروهای خارجی پس از سال 2014 و در مجموع دلیل حضور آنها در افغانستان سوالیست که بازهم متوجه برادران ما در پاکستان میشود و مربوط به محیط و فضای میشود که افغانستان خود را در این سی سال جنگ یافته است. *پایگاه طالبان، روابط طالبان و حمایت طالبان در پاکستان است، ایران شاید ارتباطی با طالبان داشته باشد، اما این ارتباط به حدی وسیع، مهم و عمیق نیست که در پاکستان است. موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار، تاریخ ادامه مطلب [ دوشنبه 1390/08/02 ] [ 8:27 ] [ حبیب الله رضایی ]
روز یکشنبه جنجال عجیبی در باره مصاحبه رییس کرزی با تلویزیون جیو نیوز پاکستان برپاه شده بود. داستان از این قرار بود که آقای کرزی در این مصاحبه گفته بود:" اگر پاکستان مورد حمله قرار می گیرد و اگر مردم پاکستان به کمک افغانستان نیاز داشته باشند افغانستان با شما خواهد بود. افغانستان برادر پاکستان است. برخلاف همه کارهای که ادارات پاکستانی در برابر افغانستان انجام داده اند، افغانستان باز هم یک برادر است. افغانستان هرگز استقبال، مهمان نوازی، احترام و برادری را که مردم پاکستان به مردم افغانستان نشان داده اند فراموش نخواهد کرد." امریکا تهدید نموده است که در صورت عدم همکاری جدی وصادقانه پاکستان برای مبارزه با تروریست ها ، ممکن این کشور در پاکستان عملیات نظامی انجام دهد. ازاین سخنان نمی توان فهمید که منظور آقای کرزی حمایت از نظام حاکم پاکستان است . بلکه منظور از کمک و در کنار پاکستان بودن مردم آن کشور است. کما اینکه سخنگویی رییس جمهور نیز بر این نکته تاکید نمود. از سوی هم مردم افغانستان با مردم پاکستان دشمن ومخالف نیست . مشکل اصلی حاکمان ونظامیان قدرت طلب این کشور است، نه مردم اسیر و دربند آن. نشانه دیگر برای اثبات عدم حمایت از نظام پاکستان سخنان دیگر کرزی در این مصاحبه است. رییس جمهور کرزی طی مصاحبه با شبکه جیو نیوز پاکستان در پاسخ به پرسشی که چرا افغانستان نیروهای امنیتی اش را برای آموزش به پاکستان نمی فرستد گفته است، چگونه ما افسران خویش را برای آموزش به پاکستان بفرستیم در صورتی که می گوییم حمله کنندگان انتحاری از پاکستان می آیند؟ البته نمی توان مخالفان سیاست های کرزی را به خاطر بی دقتی و جنجال درست کردن بر سر هیچ ، چندان ملامت کرد. زیرا؛این شخص آقای رییس جمهور است که با سیاست های نا معلوم و مبهم خویش و انتظار داشتن احتمال هرنوع موضع گیری و تغییر سیاست از سوی او ، زمینه چنین جنجال ها و بازی مخالفان را فراهم می نماید. موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار [ دوشنبه 1390/08/02 ] [ 7:44 ] [ حبیب الله رضایی ]
وی همچنان هشدار داد ؛ اگردولتمداران به همین شکل به وعده های شان پشت پا بزنند، تعهد می کنم که از وظیفۀ کنونی (لوی درستیزوال قوای مسلح) استعفا کنم و زنده گی خود را در کنار مردم سپری کرده، وقف دفاع از حقوق آنان نمایم. موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار [ شنبه 1390/07/30 ] [ 14:36 ] [ حبیب الله رضایی ]
[ شنبه 1390/07/30 ] [ 12:13 ] [ حبیب الله رضایی ]
این روزها آمادهگیها برای برگزاری «لویه جرگهی عنعنوی» به سرعت جریان دارد. از گذشتهها نشانههایی دیده میشد که برگزاری «لویه جرگهی عنعنوی» یک برنامهی طرحریزی شده است و اهداف مشخصی را دنبال میکند. اما در حال حاضر، استدلالهای برگزاری این جرگه، کاملاً پخته شده است. یکی از این نشانهها را میتوان در اتفاقاتی که پس از انتخابات پارلمانی در مجلس نمایندهگان افتاد، سراغ گرفت. به گونهیی که از آغاز، آن انتخابات دچار بحران شد و جنجالهایی را در پی داشت که به شدت مشروعیتش را خدشهدار ساخت. تظاهرات پیِهم نمایندگان بازنده و ایجاد ایتلاف حمایت از قانون، همه دستهبندیهایی بود که با تجدید نظر کمیسیون مستقل انتخابات دربارهی 9 نمایندهی دیگر، همه و همه به این مجلس فرصت نداد که سر از بحرانهای داخلی خود بلند کند و به مسایل کاری خود بپردازد. از زمان پایان انتخابات پارلمانی به این سو، مجلس نمایندگان فقط به زدوبندهای سیاسی پرداخته و هیچ کاری در زمینهی مسوولیتهای خود انجام نداده است. به هر حال، میتوان حدس زد که در ایجاد این بینظمیها در مجلس نمایندگان، دستهایی از بیرون دخیل بوده است و سهم حکومت را در ایجاد این بحران نیز نمیتوان از یاد برد. حالا که موضوع برگزاری «لویه جرگهی عنعنوی» به میان آمده، این پرسش تقویت میشود که حکومت، چرا قوهی همکار خود را با چالش مواجه ساخته است؟ میشود گفت که حکومت از آغاز، به مجلس نمایندگان به دیدهی خصومت مینگریست. حداقل برخوردهای اعضای مجلس پیشین با حکومت و ناکام شدن پیِهم نامزدوزیران حامدکرزی را میتوان به عنوان مثال یاد کرد که این رویاروییها را زمینهسازی کرد. «لویه جرگهی عنعنوی» به هیچ وجه در شرایط حاضر جای برگزاری ندارد. قانون به صراحت در این مورد تذکراتی دارد که اصلاً شرایط برگزاری این لویه جرگه آماده نیست. پس چرا حکومت پافشاری دارد؟ با ایجاد بحران در مجلس نمایندگان، یکی از مراجع مدافع قانون از میان رفته است و به زعم رییس جمهور، لویهجرگه میتواند مرجع بالاتری از مجلس نمایندگان کنونی باشد. از این رو، او با خاطر آسوده برنامههای پشت پردهی خود را به واسطهی همین لویه جرگهی غیرقانونی تطبیق میکند. حداقل سه موردی را که رییسجمهور در این لویه جرگه به واسطهی نمایندهگان انتصابشدهی خود به اجرا میگذارد، از همین اکنون میشود پیشبینی کرد. نخست: رییسجمهور قانون اساسی را تعدیل میکند تا ضمانتی برای ادامهی حکومت او به وجود آید. پس از تعدیل، رییسجمهور برای مدت نامعینی در سمت خود باقی میماند. حالا برقراری چندبارهی حامد کرزی بر کرسی ریاست جمهوری، یا بلافاصله پس از تعدیل قانون اساسی اعلام خواهد شد و یا هم این راهگنجشکی که تعدیل قانون اساسی برای ادامهی کار ریاستجمهوری ساخته است، سه سال دیگر به اجرا گذاشته خواهد شد. دوم: حلقاتی برای شامل کردن طالبان در قدرت تلاش خواهند کرد و احتمالاً لویه جرگهی عنعنوی نیز بر این شمولیت، مهر تأیید خواهد گذاشت. سوم: در این لویه جرگه که به کلی در عدم موافقت مردم برگزار میگردد، حلقات مدافع منافع پاکستان نیز شامل خواهند شد که در راستای برآورده کردن منافع پاکستان، از هرگونه کوشش دریغ نخواهند ورزید… موضوعات مرتبط: سیاست [ دوشنبه 1390/07/25 ] [ 8:8 ] [ حبیب الله رضایی ]
به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، ماهنامه نشنل اینترست آمریکا یک مقاله بروس ریدل، کارمند سابق استخبارات این کشور و مشاور قصر سفید را درباره افغانستان نشر کرده است. موضوعات مرتبط: سیاست [ پنجشنبه 1390/07/21 ] [ 22:52 ] [ حبیب الله رضایی ]
فضل احمد معنوی رییس کمیسیون مستقل انتخابات گفته است که فیصله آنان در باره وکلای رد صلاحیت شده بربنیاد قانون و مبتنی بر عدالت بوده است. وی همچنان اعتصاب غذای خانم بارکزی را خلاف شریعت اسلام خوانده است.
اما؛ آقای معنوی از کدام قانون و عدالت سخن می گویید؟ قانون و عدالتی که باریکزی را نماینده اعلام کرد و یا قانون وعدالت که اورا رد صلاحیت نمود؟ به نظرمی رسد که کار های شما براساس هیچ قانون و عدالت استوار نمی باشد وشما عروسک نمایشی در خدمت قدرت طلبان بی فرهنگی هستید که با چوب و نخ از بیرون هدایت می شوید وخیلی نازیبا خواهد بود که چنین آدمی بی اختیار و حقیر ازقانون وعدالت سخن بگوید. از همه بدتر ، این آدم بی اختیار و بی اراده در مصدر فتوانیزنشسته و کارخانم بارکزی را خلاف شریعت اسلام معرفی می نماید. آیا کار شما خلاف اسلام نمی باشد که با آبرو و آرای مردم بازی می کنید و حق را با پول ومقام ناحق می سازید. به هر صورت ، کارسیمین بارکزی از آن جهت ستودنی است که یک زن شجاعانه در برابر حق کشی و بازی های پست پشت پرده نشینان ایستاده و از حق و آبروی خویش در برابر نا انسان های قدرت طلب دفاع می نماید. موضوعات مرتبط: سیاست [ چهارشنبه 1390/07/20 ] [ 12:51 ] [ حبیب الله رضایی ]
گرچند "محافظ های شخصی زن" ، "لباسهای غیرعادی" ، "خیمه عربی" و "رفتار غیر متعارف" دیکتاتور سابق لیبی نکته های بود که همواره در داخل کشور و سفرهای قذافی به خارج مورد توجه مردم کشورهای مختلف قرار داشت و در این میان بحث "محافظهای شخصی" مقوله خواندنی دیگریست. البته نباید این نکته را از ذهن دور داشت که بسیاری از حاکمان کشورهای اسلامی دارای خصیصه های نا متعارف و یا گرفتاریک نوع بیماری روحی و روانی است. آیا مسلمین با داشتن چنین حکام مریضی می توانند وضع بهتر از این داشته باشند؟ به گزارش فارس به نقل از الجزیره ، آنچه در زیر میآید، گزارشی از نحوه انتخاب و شرایط به خدمت درآمدن زنان محافظ سرهنگ دیوانه است. *نخستین ظهور محافظان زن قذافی *منطقه صحرا کانون زنان محافظ قذافی *عایشه نامی که بر این محافظان نهاده میشد موضوعات مرتبط: سیاست، تاریخ [ سه شنبه 1390/07/19 ] [ 7:53 ] [ حبیب الله رضایی ]
پس از نه روز اعتصاب غذای سیمین بارکزی، حال این مادرسه طفل وخیم گزارش شده و تا کنون کسی هم به خواسته اوتوجه نکرده است. باریکزی 32 ساله، نه روز پیش در اعتراض به معاملات صورت گرفته برای سلب صلاحیتش از نمایندگی مردم هرات ، در برابر ساختمان پارلمان دست به اعتصاب زد. بر اساس آخرین گزارش های رسیده از خیمه سیمین ، وضعیت صحی وی خراب و امکان از کار افتادن کلیه هایش بدلیل نرسیدن مایعات وجود دارد. او در آخرین پیام مطبوعاتی اش که از آن به عنوان وصیت تعبیر شده است ، عامل مرگ خود رییس جمهورو معاون اولش، آقای معنوی و رییس پارلمان دانسته و خواهان به خاک سپردنش در محل اعتصابش گردیده است. سیمین همچنان ضمن پوزش خواستن از شوهرش از او خواسته است مواظب دودختر و تنهاپسر شان احسان دونیم ساله باشد. در عنعنه مردم افغانستان، برای زن احترام فراوان قایل است. اما سیاست گران فعلی گویا به همه ارزش های انسانی ، اسلامی و سنتی مردم افغانستان پشت کرده و مرگ تدریجی یک زن را که مادر سه طفل بوده و برای احقاق حقش قیام کرده است،درجلو چشمان مردم و اطفالش به نظاره نشسته اند. کجارفته است غیرت افغانی؟ موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار [ دوشنبه 1390/07/18 ] [ 17:50 ] [ حبیب الله رضایی ]
درست دهسال از پروسهی دموکراتیزه کردن افغانستان میگذرد؛ حکومت رییسجمهور کرزی و مقامات جامعهی جهانی، در این ده سال بهترین فرصتها را برای حل بحران این کشور از دست دادند. افغانستان با سیلی از امکانات اقتصادی و سیاسی جامعهی جهانی بدون هیچ حرکتی درجا زد و در این پروسه چنان ضعیف آمد که مشتی از طالبان شکستخورده و فراری در غارهای توره بوره، امروز به یک جبههی نیرومند علیه حکومت تبدیل شدهاند و از مجاری مختلف امتیازطلبی میکنند. در این دهسال تنها کاری که از دست مجریان این پروسه بر شد، اتهام وارد کردن بر یکدیگر بود. به گونهیی که بارها مقامات امریکایی، حکومت کابل را، و حامد کرزی، حکومت امریکا را به سهلانگاری متهم کردند. همینطور همه نیروهای دخیل در قضایای افغانستان، هرکس به اندازهی خودش انگشت اتهام را به یکدیگر نشان دادند. اما آنچه در این وضعیت قابل توجه است، چشماندازیست که رییس جمهور ـ در تبانی با مجری بزرگ، ایالات متحدهی امریکا ـ برای آیندهی خودش ترسیم کرده است. و آن همانا بقای قدرت او در ادامهی پروسهی ناکام حکومتداریاش در آیندهی نامحدود است. رییسجمهور نیک میداند که قانون اساسی افغانستان دیگر برای او، مجوز تکیه زدن به کرسی دور سوم ریاستجمهوری را نمیدهد، از اینرو باید چارهیی بیاندیشد. از سوی دیگر، بازندهی پروسهی نظامسازی در افغانستان تنها حامدکرزی نیست. ایالات متحده هم به اندازهی رییسجمهور در این باخت، شریک است. امریکا با عدم پابندی به تعهداتش در افغانستان، ده سال بازیهای استخباراتی پاکستان را تماشا کرد و شعوری و غیرشعوری، تمام فرصتهای بهدست آمده را، کشت. جنگ افغاستان، طولانیترین جنگ برای امریکاست؛ به قول فرماندهی بازنشستهی امریکایی استانلی مککرستال: «ایالات متحده و ناتو تنها نیمی از مسیر برآورده کردن اهداف خود در افغانستان، از جمله تشکیل یک دولت مشروع را، طی کرده اند.» آمارهای رسمینشان میدهند که ایالات متحده در این جنگ، با مصرف چهار تریلیون دالر و بیش از دوهزاروپنجصدتن کشته، به سرعت مرحلهی شکست خود را طی میکند و به شدت زیر فشار اذهان عامهی کشور خود قرار دارد. با این وصف، نمیتوان از نظر دور داشت که هر دو مجری ناکام در تبانییی، دنبال معاملهیی برای نیکنام کردن خود، نباشند. نشانههای این معامله، از حالا دیده میشود. چند روز پیش حامدکرزی، در یک سخنرانی تلویزیونی بیان داشت که به زودی لویهجرگه سنتی را فرا میخواند و در این لویهجرگه، دربارهی مذاکرات صلح و همکاریهای استراتژیک با نمایندههای مردم، گفتگو خواهد کرد. اما چند نکتهی قابل توجه: رییسجمهور خودش میداند که نتیجهی مذاکرات صلح، از راه برگزار کردن لویهجرگهی سنتی میسر نخواهد شد. زیرا از موضعگیریهای روزهای اخیر او نمایان است که تنها در اثر یک فشار شدید بینالمللی و یا هم در پی یک فشار نظامی ـ استخباراتی، این نتیجه به دست خواهد آمد. از سوی دیگر، به قول خودش یک طرف قضیه در این بحث پاکستان است، نه نمایندههای مردم در مجمع لویهجرگه. شاید تنها نفعی که از این کار بهدست آورد، موضع مشخص حکومت او در برابر پاکستان باشد که از سوی این لویهجرگه برایش تعیین میگردد. اما هدف دوم حامدکرزی از برگزاری لویهجرگه که خیلی جای بحث دارد، همانا گفتگو دربارهی پیمان استراتژیک با ایالات متحده است. نکتهی دیگر این است که خود لویهجرگه سنتی در قوانین افغانستان جای مشخصی ندارد. تنها لویهجرگهیی بدون پسوند سنتی در قانون اساسی ذکر شده که آنهم کارکرد مشخص خود را دارد. لویهجرگه زمانی برگزار میگردد که مسایل مربوط به استقلال، حاکمیت ملی، تمامیت ارضی، مصالح علیای کشور، تعدیل احکام قانون اساسی و محاکمهی رییسجمهور مطرح باشد. اما به نظر میرسد که رییسجمهور در این برگزاری لویهجرگه جز تعدیل احکام قانون اساسی، قصد دیگری ندارد. چون در شرایط حاضر، نیازمندی برگزاری لویهجرگه احساس نمیشود، وانگهی یک بخش اعضای این لویهجرگه، نظر به متن قانون اساسی که همان اعضای شوراهای ولسوالیها باشد، تا هنوز تشکیل نگردیده اند. در هر صورت، رییسجمهور بدون این بخش لویهجرگه، چنین کاری را خواهد کرد. در ضمن برگزاری لویهجرگه به اساس پیشنهاد ثلث مجلس نمایندهگان صورت میگیرد، نه به امر رییسجمهور. با توجه به اشارههای بالا، روشن است که حامدکرزی برای بقای حکومتش، لویهجرگهیی را با پسوند سنتی برگزار میکند که در هر دو صورت غیرقانونیست. و اما رییس جمهور تجربهی زیرپا گذاشتن قانون را نیز دارد. حالا هم چندان شگفتانگیز به نظر نمیآید که برای بار چندم این کار را بکند. احتمال این میرود که در این لویهجرگه، قانون اساسی تعدیل شود و برای درنظرگرفتن مصالح علیای کشور، این لویهجرگه بقای او را برای پنج سال دیگر و یا هم برای زمان نامحدودی تضمین کند. دو نشانهی دیگر که این نظر را تقویت میکند، یکی بیان رییس جمهور است که گفته است او پس از تکمیل دورهی مأموریتش، قصد کنارهگیری دارد و دربارهی جانشینش نیز اقداماتی را انجام داده است (چون اگر رییسجمهور مایل به کرسی قدرت نمیبود، نیک میدانست که مسوولیت او نیست تا برای جانشینش اقدامی را روی دست گیرد، بل این انتخابات است که جانشینش را تعیین میکند)؛ دوم، موضعگیریهای صریحش علیه غرب به ویژه ایالات متحده که پیِهم در کنار خود، آنها را نیز ناکام میخواند. شاید رییسجمهور فکر میکند که با این سخنها هم اذهان عامه را و هم مقامات غربی را مجاب میکند و با ایجاد یک توازن، میتواند از موقف بهتر با امریکا وارد معامله شود. بنابرین، لویهجرگه گزینهی خوبیست برای سامانگیری نیکنامی و انجام این معامله. برگزاری لویهجرگه این احتمال را تقویت میکند که رییسجمهور کرزی پس تعدیل قانون اساسی، بر کرسی ریاست جمهوری باقی بماند و مشروعیت بینالمللی خود را در ازای دادن مجوز ساخت پایگاههای نظامی امریکا در افغانستان، از آن کشور به دست بیاورد. اگرچه در برگزاری لویهجرگه نفع هر دو، «حامدکرزی و امریکا» مطرح است، اما اینکه سرنوشت دموکراسی و نظام و مردم چه میشوند، روشن نیست. منوچهر- روزنامه ماندگار-کابل
موضوعات مرتبط: سیاست [ دوشنبه 1390/07/18 ] [ 15:8 ] [ حبیب الله رضایی ]
*پاکستان دولتی مصنوعی است که در سال 1948 با چسباندن و جوش دادن حد اقل 8 قوم در هفت سرزمین، با کمک ملات اسلام، تشکیل و از سرزمین مادری یعنی هندوستان جدا شد! هندوستان به عنوان یک امپراتوری تاریخی میتوانست با هویت مشخص خود در بردارنده همه این اجزا باشد. اما پاکستان با اجزایی که هرکدام به تنهایی هویتی تاریخ جداگانه ای داشتند، برای بقای خود باید هویت سازی میکرد! این اجزاء عبارت بودند از 1- سند به مرکزیت کراچی با زبان سندی، 2- پنجاب به مرکزیت لاهور با زبان پنجابی، 3- بلوچستان به مرکزیت کویته با زبان بلوچی و فارسی (هزارهها)، 4- ایالت سرحد شمال غرب به مرکزیت پیشاور غالباً با زبان پشتو، 5- کشمیر با زبان کشمیری، 6- پاکستان شرقی (بنگلادش بعدی)، با زبان بنگالی، 7- مسلمانان مهاجر از هند که جایگزین هندوان مهاجر از پاکستان شدند، بدون سرزمین خاص، با زبان اردو! **میگویند هر کشور ارتشی دارد و ارتش پاکستان دارای کشوری است! این ارتش چندین جنگ داخلی و خارجی را با هند و در جریان جدایی و استقلال بنگلادش پشت سر گذاشته و در همه جنگها جز شکست نتیجه دیگری به دست نیاورده است. اکنون که عرصه را خالی میدید، به خطر بزرگی دست زد! این بار پاکستان پشتونهای خود را بهانه قرار داد تا شاید بتواند از آن طریق به آرزوی دیرین خود یعنی الحاق افغانستان به خاک خود دست یابد، آن هم در قالب حکومتی البته اسلامیکه زیربنا و فلسفه وجودی آن کشور را نیز تشکیل میداد. اطلاعات ارتش پاکستان هزاران طالب پشتون بیکار و ستیزه جو را گرد آورد و با حمایت علنی نظامیخاک افغانستان را اشغال و طالبی یک چشم به نام ملا عمر را امیرالمؤمنین امارت اسلامیافغانستان قرار داد. مقاومتها به سرزمینهای فارسی زبان هرات و مزار و بلغ و بامیان و پنجشیر محدود و نهایتاً در پنجشیر توسط احمد شاه مسعود منحصر شد. ***در پاکستان وضع قدری از هم گسیخته است. فقر بسیار، انحصار طلبی و عافیت خواهی نظامیان عملاً حاکم، فساد شدید اداری و اقتصادی، جمعیت فزاینده و کنترل نشده که دیگر مکان و منبعی برای ادامه زیست ندارند، تمایل به تملک افغانستان، افزایش شدید قدرت تند روان مذهبی و مولویان آنان، مسلح بودن عمومیقبایل و دستهها، جدالهای قومیخصوصاً میان قوم مهاجر (اردو) که قدرت اقتصادی را قبضه کرده اند با سندیها و پنجاییها، عدم توفیق در ایجاد یک هویت ملی و کشوری واقعی حول یک زبان مشترک، پراکنده شدن مراکز قدرت و تصمیم گیر، تضادهای علنی میان سیاستها و منافعی گوناگون و فرا ملی، پاکستان را در شرایط مشکلی قرار داده است. ****در آمارها جمعیت فارسی زبان افغانستان را که نزدیک دو سوم جمعیت است به تاجیک و هزاره و هراتی و ازبک (ازبکهای فارسی زبان و همچنین پشتونهای فارسی زبان کابل) تقسیم کردند و با تکرار کلیشه «پشتونها که اکثریت قومیرا در افغانستان تشکیل میدهند!» کوشیدند با نفوذ عنصر فارسی مبارزه کنند. زبان رسمیافغانستان نخست پشتو و سپس فارسی اعلام شد. اسکناس و پول فقط به زبان پشتو است، و حتی سرود ملی کشوری که دو سوم مردم آن فارسی زبان هستند به پشتو نوشته شد! در دانشگاه کابل تابلوهای دانشگاه و دانشکده را پایین کشیدند و با وجود اعتراض دانشجویان از واژههای توهنتون (دانشگاه) و پوهنزه (دانشکده) و غیره حتی برای دانشکده ادبیات استفاده کردند. موضوعات مرتبط: سیاست، تاریخ ادامه مطلب [ دوشنبه 1390/07/18 ] [ 7:39 ] [ حبیب الله رضایی ]
[ یکشنبه 1390/07/17 ] [ 17:53 ] [ حبیب الله رضایی ]
[ شنبه 1390/07/16 ] [ 17:14 ] [ حبیب الله رضایی ]
نخستين پيمان استراتژيك افغانستان با يك كشور خارجي در حالي به امضا رسيد كه منطقه به شكل بيسابقهیي درگير منازعات و مناسبات تنشزاي سياسي و ديپلماتيك شده است. آغاز اين تنشها، به موضعگيريهاي پاكستان در قبال مبارزه با تروريزم برميگردد كه در مجموع، جامعهی جهاني را نسبت به عملكرد دوگانهي اين كشور به شدت متأثر كرده است. ايالات متحد امريكا در حال بازنگري سياستهاي خود در برابر اين كشور است و با انتقادهاي شديد تلاش دارد كه پاكستانيها را به برچيدن پايگاههاي گروههاي تندرو و مخرب وادار كند. موقعيت سياسي پاكستان در حال حاضر، بدتر از هر زمان ديگري است و اين كشور سعي دارد با رويكردهاي فريبكارانه، برخي از كشورهاي منطقه را به حمايت از خود بكشاند. سفرهاي مقامهاي پاكستانی به روسيه، ايران و چين نشان ميدهند كه اين كشور متوجه وضعيت متزلزل خود در منطقه شده، ولي نميخواهد به آساني شكست سياستهاي خود را بپذيرد. البته در اين ميان، افغانستان با امضاي پيمان استراتژيك با هند، وارد مرحلهي تازهیي از مناسبات منطقهاي و بينالمللي خود شده و بدون شك در كنار امتيازهايی كه اينگونه مناسبات ميتوانند داشته باشند، آسيبهایي را نيز متوجه كشور ميسازند. هرچند مقامهاي پاكستاني از بيتأثير بودن امضاي اين پيمان سخن گفتهاند و رييسجمهور كرزي هم در كنفرانس خبري خود در هند تلاش كرد كه با برادر خواندن پاكستان، اين كشور را متقاعد كند كه امضاي پيمان استراتژيك با هند، منافع پاكستان را با خطر مواجه نميكند؛ ولي به نوشتهي رويترز از حالا پاكستانيها در فكر چارهجويي و تلافي اين وضعيت هستند. افغانستان نخستين پيمان استراتژيك را با كشوري به امضا رساند كه دشمن عنعنهاي پاكستان در منطقه به شمار ميرود و بارها پاكستانيها از نفوذ هند در افغانستان هشدار دادهاند. پاكستان وقتي حضور غيرنظامي هند را در افغانستان برنميتابد و نسبت به نمايندگيهاي سياسي اين كشور در افغانستان چنين حساس است، چگونه ميتواند امضاي پيمان استراتژيك را در تقابل با منافع خود تعبير نكند؟ پاكستان در واقع قرباني سياستهاي نظاميگرانهي خود در منطقه شد كه تلاش ميكرد همچنان به عنوان «ژاندرام» در مناسبات منطقهاي باقي بماند. پاكستان فراموش كرده که حدود دو دهه ميشود كه جهان با جنگ سرد وداع گفته و اين كشور نميتواند نقشي را كه در سالهاي جنگ سرد داشت، همچنان داشته باشد. بهترين نمونهي شكست اين سياست، در مبارزه با تروريزم و بنيادگرايي مذهبي خود را نشان داد كه نميتوان با بيثباتسازي منطقه، همچنان به هژموني در مناسبات قدرت ادامه داد. پاكستان در يك دههي گذشته، بدترين موضعگيري را در قبال افغانستان از خود بروز داد. این کشور دقيقاً تلاش ميكند كه از ضعف افغانستان به عنوان حربهیی براي باجگيري از غرب و مداخله در امور داخلي كشور ما سود ببرد. اما حالا ديگر آبها از آسياب افتاده و اين كشور خود به همان چالهیي افتاده كه آن را براي افغانستان حفر كرده بود. غرب در حال حاضر به شدت نگران خطر پاكستان شده و ميداند كه موجوديت سلاحهاي هستهاي در كشور بيثباتي چون پاكستان، ميتواند به تهديدی جدي علیه منافع آن تبديل شود. برخي از تحليلگران غربي حتا پاكستان را خطري جديتر از ايران براي خود توصيف كرده و مدعي شدهاند كه اين كشور به آساني ميتواند دست به استفاده از سلاحهاي اتمي ببرد. به همين دليل پاكستان تلاش ميكند كه مناسبات امريكا و افغانستان بر سر مسايل استراتژيك منطقه، تنشزا باقي بماند و پيمان استراتژيك ميان دو كشور كه احتمال ايجاد پايگاههاي نظامي امريكا در افغانستان را فراهم ميكند، به نتيجه نرسد. اما افغانستان با امضاي نخستين پيمان استراتژيك با دشمن منطقهاي پاكستان، اين كشور را دچار بهتزدگي كرد و بدون شك، اثرات آن را ميتوان در روزهاي آينده، هم در مناسبات سياسي و هم در ناامنيهاي افغانستان، شاهد بود. ولي آيا راه ديگري هم براي افغانستان وجود داشت؟ آيا بازهم بايد به سياست تضرع و التماس با پاكستان ادامه ميداد؟ بدون شك كه پاسخ آن، منفي است و نه تنها كه تغيير در سياستهاي كشور از امروز، بلكه از آغاز مداخلات پاكستان در امور داخلي ما به عنوان يك ضرورت مطرح بوده است. اگر ده سال پيش افغانستان با روحيهی فعلي در مناسبات خود عمل ميكرد، بدون ترديد كه اينهمه مشكل فراراه كشور در عرصهي امنيت و بازسازي وجود نميداشت. از سوي ديگر، امضاي نخستين سند استراتژيك با يك كشور قدرتمند در منطقه، به هيچ صورت بازنگري در سياستهاي داخلي و وارد كردن تغييرات و اصلاحات را منتفي نميسازد. افغانستان همگام با تغيير در سياستهاي منطقهاي خود، به خانهتكاني شديد داخلي هم نياز دارد. هنوز عناصر و افرادي در درون دستگاه نظام به عنوان ستون پنجم دشمن براي استخبارات بيگانه فعاليت ميكنند و اين موضوع ميتواند بهشدت به كشور آسيب بزند. نفوذ آي اس آي در ارگ رياست جمهوري، موضوعی پوشيده نيست و از ديرزماني به عنوان يك خطر گوشزد شده است. بازداشت يك گروه تروريستي از دانشجويان و استادان دانشگاه كابل كه يك محافظ رياستجمهوري هم شامل آنهاست، نشان ميدهد كه آي اس آي چقدر در درون نظام نفوذ دارد. و سخن آخري اينكه متوجه سياستهاي پاكستان در قبال افغانستان بايد بود؛ زیرا اين كشور همانند یک مار زخمي پس از اين ميتواند بسيار خطرناك باشد. در سياست برادري وجود ندارد، همانگونه كه در طول اين سالها پاكستان ما را برادر خود ندانسته است. (روزنامه ماندگار-کابل) موضوعات مرتبط: سیاست [ شنبه 1390/07/16 ] [ 14:55 ] [ حبیب الله رضایی ]
بعد از ترور برهان الدین ربانی تنش لفظی میان مقامات پاکستانی و افغانی بالا گرفت. تا حدی که افغانستان سفر نخست وزیر پاکستان به این کشور را لغو و منشا ترور ربانی را پاکستان خواند. گذشته از این اتفاقات جدید اگر نگاهی به روندهای جاری در منطقه بیندازیم، خواهیم دید که روند انزوای پاکستان از مدتی پیش و با کشته شدن اسامه بن لادن در پاکستان شروع شده است. دیپلماسی ایرانی این مسئله را در گفت و گو با پیر محمد ملازهی، کارشناس مسائل شبه قاره بررسی کرده است: به نظر میرسد بعد از ترور آقای ربانی روابط پاکستان و افغانستان متشنج شده است. در همین فضا سفر نخست وزیر پاکستان به افغانستان نیز از سوی افغانستان لغو شد. به نظر شما این تنش تا چه حد جدی است و آیا ادامه دار خواهد بود؟ از نظر افغانستان تمام مشکلاتی که در این کشور در حال حاضر وجود دارد به نوعی به سیاستهایی که ارتش پاکستان اعمال میکند و حمایت پشت پرده آنها از گروههایی که در افغانستان گروههای تروریستی نامیده میشوند، بر میگردد. عمدتا سه گروه هستند که در پاکستان مستقر هستند و فعالیتهای خود را در افغانستان پیگیری میکنند. یکی طالبان است که گفته میشود که رهبران طالبان در کویته یا در کراچی زندگی میکنند. دیگری حزب اسلامیگلب الدین حکمتیار است که افغانستان معتقد است اعضای این گروه نیز در مناطق قبائلی پاکستان حضور دارند و گروه سوم شبکه حقانی است که به عقیده افغانها عمدتا در وزیرستان شمالی مستقر هستند. البته پاکستان همه این ادعاها را رد میکند و مدعی است که هیچ یک از رهبران طالبان و گروههایی که با دولت افغانستان در جنگ هستند در پاکستان حضور ندارند. بعد از ترور ربانی، افغانها مدعی شدند که حتی آدرس خانهها و شماره تلفنهای کسانی که برای ترور آقای ربانی برنامه ریزی کرده بودند دارند و این افراد در کویته حضور دارند و این اطلاعات در اختیار سفارت افغانستان در پاکستان قرار گرفته است. این ادعا، ادعای بسیار مهمیاست. اگر واقعا اطلاعاتی که دولت افغانستان دارد درست باشد و این افراد در کویته حضور داشته باشند، در آن صورت پاکستانیها در تنگنای شدیدی قرار میگیرند و انکار آنها کسی را قانع نخواهد کرد. بر همین اساس میتوان گفت تنشها میان افغانستان و پاکستان در حال افزایش است. البته تنها دلیل این تنش بحث طالبان و گروههای مسلح نیست. این دو کشور مشکلات دیگری نیز با یکدیگر دارند. از جمله اختلافات بر سر خط مرزی دیوراند که افغانها این خط مرزی را به رسمیت نمیشناسند در حالی که پاکستان معتقد است که این خط، یک مرز بین المللی است که باید به آن احترام گذاشت. مشکل دیگری که وجود دارد نزدیکی افغانستان به هند است که برای پاکستانیها خیلی حساس است. پاکستانیها فکر میکنند که افغانستان باید عمق استراتژیک آنها را در مقابل هند تامین کند نه این که مقری برای نفوذ هندیها باشد. مشکلی که در این خصوص به وجود آمده به چند سال پیش و بحث ایجاد کنسولگریهای هند در قندهار و هرات بر میگردد. پاکستانیها معتقد بودند این کنسولگریها بیشتر برای سازماندهی مخالفتها با پاکستان به وجود آمده تا این که واقعا ضرورتی داشته باشد. آیا میتوان گفت تحولی در افغانستان برای مبارزه با گروههای شورشی به وجود آمده که این تحول کاملا به ضرر پاکستان تمام شده است؟ تردیدی نیست. تحول پیش آمده این است که امریکا و کشورهای عضو ناتو که در افغانستان نیرو دارند، متقاعد شده اند که منشا تروریسم در پاکستان است و فشاری که الان امریکا به پاکستان برای حمله به وزیرستان شمالی میآورد، در حقیقت پاکستان را بر سر دوراهی سختی قرار داده است که انتخاب دشوار و محدودی را در مقابل دارد: اگر به وزیرستان حمله کند، درگیر جنگ داخلی میشود، اگر حمله نکند، ممکن است امریکاییها بدون توجه به دولت پاکستان راسا وارد عمل شوند و به آن جا حمله کنند. در آن صورت بحران در پاکستان عمیق تر خواهد شد. بحث جایگزینی ازبکستان به جای پاکستان در سیاست امریکا در منطقه این روزها به شدت داغ شده است. چنین چیزی تا چه حد ممکن است؟ آسیای مرکزی جزء مناطق حساسی است که در آن رقابتی میان امریکاییها و اروپاییها از یک طرف و چین و روسیه از طرف دیگر وجود دارد. ازبکستان در بین این کشورها از موقعیتی برخوردار است که اگر امریکاییها از پاکستان قطع امید کنند، میتوانند برای تدارکات نیروهای حاضر در افغانستان از این کشور استفاده کنند. البته الان هم بخشی از سلاحها و امکانات و نیازهایی که ارتش امریکا و ناتو دارد، از طریق ازبکستان تامین میشود. اما حقیقت این است که برای تامین سلاحهای سنگین و سوخت، هنوز وابستگی امریکا به پاکستان زیاد است. الان بندر کراچی هنوز این موقعیت را دارد که سوخت و سلاحهای سنگین ناتو از طریق دریا به آن جا منتقل و بعد به افغانستان برده شود. اما این مسیر مدتی است که امنیت سابق را ندارد. همین چند روز پیش بود که تعدادی از کامیونهای امریکاییها که سوخت حمل میکردند در ایالت پختونخواه پاکستان به آتش کشیده شدند. بنابراین این احتمال وجود دارد که ازبکستان از این فرصا استفاده کند و توجه امریکاییها را برای گسترش همکاریها جلب کند. اما از طرف دیگر باید توجه داشت که ازبکستان عضو سازمان همکاریهای شانگهای است و در چارچوب این سازمان میتواند حرکت کند. اگر در این زمینه تک روی کند، ممکن است در آن سازمان با مشکل روبه رو شود. به هر حال احتمال این جایگزینی وجود دارد اما آن قدر که پاکستان میتواند به سهولت مورد استفاده امریکاییها قرار گیرد، ازبکستان نمیتواند. زمزمههایی از امضای پیمانهای استراتژیک میان هند و افغانستان شنیده میشود. مجموعه این شرایط به معنای انزوای پاکستان نیست؟ آقای کرزی قرار است به زودی به دهلی نو سفر کند و در آن جا یک سند استراتژیک امضا کند. این اولین سند استراتژیک میان افغانستان و یک کشور خارجی خواهد بود. در این سند دو موضوع مهم مورد توافق قرار گرفته است. یکی این که نیروهای امنیتی افغانستان توسط هندیها آموزش داده شوند و آنها به شکل فعال تری در ارتباط با تربیت نیروهای نظامیامنیتی افغانستان عمل کنند. نکته دیگری که اهمیت دارد این است که افغانستان و هندوستان به این سمت در حرکت هستند که گروههایی که علیه هند میجنگند مانند کشمیریها که به عقیده هندیها با القاعده و طالبان نیز همکاری دارند، را تضعیف کنند. البته هندیها در حال حاضر در افغانستان فعال هستند، در بسیاری از طرحهای عمرانی سرمایه گذاری کرده اند و از کشورهایی هستند که شرکتهایشان به طور فعالانه در افغانستان حضور دارند. و این به معنای انزوای پاکستان است؟ حتما. پاکستان به هر میزانی که افغانستان و هند به یکدیگر نزدیک شوند، احساس میکند که در محاصره هند قرار گرفته و این از نظر امنیتی برای پاکستان بسیار مشکل خواهد بود. چه راه چاره ای برای این انزوا دارد؟ به نظر میرسد یک معادله جدید قدرت در منطقه در حال شکل گیری است. پاکستانیها در حال نزدیک شدن با چین هستند و اخیرا هم مذاکراتی با چین داشته اند که اگر امریکاییها بخواهند بیش از این پاکستان را تحت فشار قرار دهند، سطح همکاریهای دو کشور بالاتر رود. به نظر من پاکستان با سرعت بیشتری به سوی چین حرکت خواهد کرد و در آینده احتمالا وارد مذاکراتی با ایران خواهند شد که همکاری نزدیک تری را با این دو کشور یعنی ایران و چین شروع کنند. در طرف دیگر امریکا و هند و افغانستان به یکدیگر نزدیک میشوند و سیاستهای هم سویی پیش خواهند گرفت. اگر چنین اتفاقی بیفتد، احتمالا در آینده شاهد تحولات جدیدی در منطقه خواهیم بود. برگرفته شده از سایت دپلماسی ایرانی موضوعات مرتبط: سیاست [ سه شنبه 1390/07/12 ] [ 15:36 ] [ حبیب الله رضایی ]
[ دوشنبه 1390/07/11 ] [ 16:33 ] [ حبیب الله رضایی ]
به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان ، مجله تایم چاپ آمریکا در شماره اخیر خود تحت عنوان «کشمکش های پاکستان حقایق تلخی را که ایالات متحده امریکا در افغانستان با آن مواجه است، به نمایش می گذارد» مقاله تحلیلی نوشته و در آغاز مقاله می پرسد که پاکستان از افغانستان واقعا چه می خواهد؟ موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار [ پنجشنبه 1390/07/07 ] [ 2:6 ] [ حبیب الله رضایی ]
از حادثه کشتار هزاره ها در مستونگ توسط ایس ایم ایس باخبر شدم. فورا ریموت تلویزیون را برداشتم، تا از طریق آن از قضیه آگاه شوم، یکی از شبکه های خبری تصاویری از صحنه را با زیرنویس شهادت بیست و شش نفری، که به طرف ایران می رفتند، نشان می داد. برای دقایقی اصلا باورم نمی شد، که این تصاویر زنده و مربوط به امروز باشد و چنین چیزی به وقوع پیوسته باشد. با فشار دادن بر دکمه های ریموت، شبکه های خبری دیگر را تماشا کردم، دیدم اکثر آنها به صحنه رسیده اند و با حضور در صحنه به صورت زنده جریان را گزارش می دهند. بعد از تماشای چندین شبکه خبری یقین کردم، که یکبار دیگر تعدادی از مسافران، که شاید اکثریت شان از ملیت مظلوم هزاره باشند، قربانی هوس راه یابی افراطیون به بهشت شده باشند. دقایقی بعد گزارشهایی برایم رسید، که حکایت از کشتار مسافران اتوبوسی می کرد، که سرنشینانش اکثریت هزاره بوده اند. من از طرفی گزارشها را دریافت و تلویزیون را تعقیب می کردم و از طرف دیگر لپ تاپم را برداشتم، تا گزارش آنرا تهیه کنم. تازه به نوشتن آغاز کرده بودم، که خبرنگار یکی از شبکه ها گزارش تکمیلی اش را طوری ارایه می کرد، که کشته شدگان از هزاره ها می باشند، که بعد از شناسایی صورتی و بررسی پاسپورت های شان، از اتوبوس آنها را پیاده کرده و در یک صف ایستاد نموده و با شلیک بر سر و سینه هایشان، آنها را در جلو چشمان مسافران اقوام دیگر کشتار نموده اند. بعد از این سخنان خبرنگار، صفحات تلویزیونها تصاویری را نشر می کردند، که در آن جنازه های هزاره های مظلوم در کنار هم غرق در خون انبار شده بودند و عده ای از افراد اقوام برادر دیگر در کنار آنها ایستاده شده و آنها را تماشا می کردند. با آنکه تقریبا سه سال است، از طریق کویته بلاگفا گزارشهای کشتارهای هدفمندانه و قتل عام هزاره ها را، از کویته نشر می کنم، ولی این حادثه به نحو خود اولین حادثه ای بود، که فقط قومای خودم از اتوبوس انتخاب شده و بر روی یکی از سرکهای بین المللی و در فاصله نه چندان دور از پوسته نیرو های انتظامی کشتار می شدند. تکان دهنده تر از آن اینکه افراطیون در زمان، کشتار مسافران مظلوم و بی دفاع، از صحنه توسط کامره فیلم پوری، با خیال راحت فیلم پوری نیز می کردند. بعد از آگاهی از وضعیت مغزم اینگار منجمد گردید، انگشتانم یاری نمی کردند، تا گزارش را تکمیل کنم. واژه ها همه از مغزم فرار کرده بودند و رامم نمی شدند، تا آنها را در کنار هم بچینم و با تهیه گزارشی مظلومایت مردمم را به گوش جهانیان برسانم. شاید یک پاراگراف را چندین بار دوباره مطالعه کردم، ولی اصلا درک اش کرده نمیتوانستم. در همین گیر و دار ها بودم، که گزارشی دیگر رسید، که در میسر راه حادثه، کسانی که به خاطر آوردن شهدا و زخمی های مظلوم می رفتند، بالای موتر شان شلیک شده است و در نتیجه آن سه نفر دیگر نیز شهید شده اند. حادثه قبلی و به تعقیب آن کمین موتر کمکی، شوکه ام کرده بود. اینک یقین کرده بودم، که ما با نسل کشی روبرو هستیم. دشمنان هار و افراطی مردم ما می خواهند به صورت سیستماتیک هزاره را نسل کشی کنند، تا در قبال آن سند عیش و عشرت را در بهشت بیابند. به هر نحوی، که بود گزارش را نشر کردم و از خانه بیرون به طرف بازار و شفاخانه عمومی، جایی که شهدا و زخمی های را انتقال داده بودند، رفتم. جسد های شهدا بعد از بررسی توسط داکتران، به امام بارگاه های هزاره تاون انتقال داده شدند. در هزاره تاون، چشمی نبود، که اشک بار نباشد. سر و صورت کسی نبود، که خاک نگرفته باشد، همه درد داشتند و از دست دشمنان بزدل و نامرد فریاد می زدند. از هر کوچه و خانه ای صدای گریه بلند بود. در امام بارگاه ها عاشورا قبل از موعود رسیده بود. همه فریاد می زدند و درد داشتند و با شیون و ناله کردن می خواستند، عقده ها و درد های شانرا آرام بخشند. جوانان از نامردی دشمنان به خود می پیچیدند، آنها با چشمان اشک آلود یاد آور می شدند، که کمین کردن و کشتار افراد بی گناه و دست خالی رسم هیچ دین و مذهبی نیست. بخدا کشتار مردم دست خالی و فرار کردن رسم مردانگی نیست. در شب حادثه اگرچه تصمیم بر این بود، که شهدا تدفین شوند، ولی به خاطر اینکه اکثر از شهدا از زخمهای بدنشان خون جاری بود، اهالی نتوانستند، آنها را به خاک بسپارند. فردا روز تدفیق شهدا بود. در قبرستان هزاره تاون قرار بود، شهدا برای ابد تسلیم خاک شوند. تاریخ هزاره تاون و ساکنان آن تا هنوز قبر دسته جمعی بیست و شش نفری را ندیده بودند، این اولی باری بود، که قبری به این بزرگی که بیست و شش جوان را یکجا می بلعد، در برابر چشمان همه خودنمایی می کرد. جمعیت سوگوار تعداد شان از حد زیاد بود، همه مضطرب و خشمگین بودند. همه از نامردی دشمنان نامریی شان شکایت داشتند و آنها را به بزدلی و نامردی متهم می کردند. حوالی ساعت ده بجه بود، که جوانان غیور جنازه های شهدا را به طرف آرامگاه ابدی شان انتقال داده و با فریاد کردن شعار های مصیبت بار و مظلومانه همراهی می کردند. در همین ایام، عده ای از مادران، خواهران و اطفال کوچک نیز فریاد زنان با شهدا به قبرستان رسیدند. فریاد های مظلومانه اطفال قلبی را نبود، که تکان نداده باشد. حضور اطفال و خواهران و مادران برای جمعیت داغدیده، یادآور مظلومیت امام حسین را می کرد، که بر جنازه اش فقط عده ای از اطفال فریاد می زدند. مردان و جوانانی، که با دشمن نامریی، ترسو و بزدل روبرو اند، جلو اشک شانرا گرفته نمی توانستند. همه حیران مانده بودند، که پاسخ این اطفال را چه بدهند. این اطفال عده شان پدر، تعداد شان برادر و خواهر و یک تعداد شان نیز مادر می خواستند. گرفتن رضایت اطفال خیلی مشکل است، تا زمانی، که پدر و مادر شان زنده بود، هر ناز این اطفال را با بوسه نمودن پاسخ می دادند، اما اینک کی می تواند جواب گو باشد. طفلان عزیز، یک صدا فریاد می زدند، "یا به ما پدران، مادران، برادران و خواهران شهید ما را پس بدهید و یا بهتر است ما نیز بمیریم و نزد پدران و مادران خود برویم" اطفال داغدیده شهدای شهر کویته روی پلاکارت های شان ، به انگلیسی نوشته بود: "It is better to die به این معنی، که بهتر است ما نیز بمیریم." من هر زمانی، که این عکس را می بینم، حادثه بیستم سپتامبر 2011م، به یادم می آید. خدای من اطفال دیگران زندگی می خواهند، اطفال مظلوم شهدای شهر کویته مرگ. با دیدن این پوستر سوالهای اطفال مظلوم شهدا به گوشم طنین انداز می شوند، که پاسخ اش را داده نمی توانم. با مشاهده این عکس جمله ای "بهتر است، ما نیز بمیریم." از زبان اطفال داغدیده و مظلوم شهدای کویته، گوشم را قفل می کند و هزاران بار در داخل گوشم تکرار می شود و قلبم را به شدت تکان می دهد! موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار [ سه شنبه 1390/07/05 ] [ 12:47 ] [ حبیب الله رضایی ]
حسين شريعتمداري روز 31 سنبله در روزنامه کیهان نوشت: موضوعات مرتبط: سیاست [ پنجشنبه 1390/06/31 ] [ 9:48 ] [ حبیب الله رضایی ]
در سالگرد یازدهم سپتامبر منابع رسانه ای انگلیس از چراغ سبز آمریکا به دولت قطر، برای گشایش دفتر طالبان در این کشور تا اواخر سال جاری خبر دادند. به گزارش ایران دیپلماتیک، در سال های گذشته با ناکام ماندن پروژه جنگ با طالبان، آمریکا جریان افراط را به دو دسته خوب و بد تقسیم کرد. طالبان خوب اصطلاحا به جریانی گفته می شود که باوجود دیدگاههای افراطی در صورت فراهم شدن زمینه های لازم، مایل به شرکت در فرآیند سیاسی افغانستان هستند. طالبان بد هم طیفی از جریان افراط هستند که تنها راه خروج افغانستان از بحران را جنگ با اشغالگران و انفجار و ترور می دانند. روزنامه تایمز انگلیس به نقل از دیپلماتهای غربی فاش کرد، دفتر نمایندگی طالبان در قطر بعنوان سفارتخانه و یا کنسولگری نخواهد بود؛ بلکه این دفتر مقری برای طالبان است که بتواند بعنوان یک حزب سیاسی فعالیت کند. چرا قطر؟ آمریکا تاکید کرده است که دفتر طالبان باید خارج از دایره نفوذ پاکستان باشد. هر کشور دیگر عربی به جز قطر در دو حوزه نفوذ پاکستان و عربستان محسوب می شود که این امر به معنای همکاری سرویس های اطلاعاتی این کشورها با طالبان بود. از همین رو قطر به عنوان میزبان بزرگترین جریان افراط منطقه پس از القاعده معرفی شده است. قطری ها هم در این رهگذر به دنبال پررنگ کردن نقش خود در جریانات منطقه هستند. گشوده شدن این دفتر در قطر، زمینه ساز مذاکرات مستقیم آمریکا با طالبان البته با حضور شخصیت های سلفی عربی قطر و دیگر کشورهای عربی برای تاثیرگذاری بر این گروه است. سه کشورحامی جریان افراط طالبان پیش از حمله آمریکا به افغانستان در سال 2001 میلادی از سوی 3 کشور عربستان، امارات و پاکستان مورد شناسایی قرار گرفته بود و این جریان افراط در امارات دارای دفتر بود و نمایندگان آن با سران این کشورها در رفت و آمدهای نزدیکی بودند. حمایت های تسلیحاتی و نیروی انسانی جریان افراط هم از سوی همین سه کشور تامین می شد. در برهه ای از دوران جورج بوش هم هیاتی از طالبان برای مذاکره با دولت آمریکا به کاخ سفید رفت. تبلیغات رسانه ای 5 دسامبر قرار است دومین اجلاس بن مشهور به بن 2 برگزار شد. یک منبع آگاه خبر گشایش دفتر طالبان در قطر را گامی در جهت آرام کردن اوضاع افغانستان و القای جو آرامش به شرکت کنندگان در اجلاس بن و در واقع تبلیغاتی دانست. پیش از این هم به گفته این منبع آگاه شایعاتی درباره احداث پایگاه طالبان در ترکیه بر سر زبان ها بود که بعدها تکذیب شد. با این وجود رسانه های غربی دیروز با آب و تاب فراوان به این موضوع پرداختند و تایمز به نقل از دیپلمات های غربی نوشت که آغاز به کار دفتر طالبان در امارات مقدمه آشتی ملی در افغانستان و کاهش خشونت های این کشور است. آمریکا معتقد است با جذب طالبان میانه رو بتواند پروسه خشونت های افغانستان را به درگیری های داخلی طالبان سوق دهد. مرد سفید طالبان یکی از نگرانی های عمده آمریکا درباره دفتر طالبان در قطر، استفاده این جریان از آن برای جذب کمک های مالی و نیروی انسانی برای جنگ افغانستان است. گفته می شود بخشی از جریان افراط هم در گفت و گوهای خود با آمریکا شرط کرده اند که نیروهای این جریان در دفتر قطر از خطر بازداشت مصون باشند. اینگونه اعلام شده است که این موضوع در گفت و گوهای فردی به نام طیب آقا که از او به عنوان نماینده طالبان در قطر یاد می شود، مطرح شده است. رسانه های غربی گزارش داده اند غربی ها در چند سال اخیر گفت و گوهای ویژه ای را برای تعامل با طالبان با طیب آقا برگزار کرده بودند که به نوشته این رسانه ها در یکسال اخیر بنابه دلایلی متوقف شده است. ملاعمر حرف آخر را می زند عبدالحکیم مجاهد سفیر سابق طالبان در پاکستان هم از رایزنی های گسترده طیب آقا با ملاعمر رهبر طالبان برای پذیرش دفتر قطر خبر داد. اگر ملاعمر گشایش دفتر طالبان در قطر را بپذیرد و وارد فرآیند تقسیم قدرت و فاز سیاسی شود، آن وقت باید آرام آرام در انتظار کاهش خشونت های افغانستان از سویی و خارج شدن کنترل این کشور از دست دولت کرزی و در نهایت نیروهای خارجی باشیم. دیپلمات های غربی هم به صراحت گفته اند که بدون ملاعمر امکان رسیدن به موفقیتی در این زمینه وجود ندارد. ازسویی گفته می شود یکی از پیش شرط های آمریکا برای ورود طالبان به فاز سیاسی بر زمین گذاشتن سلاح و به تعبیری خلع سلاح است. نگاه طالبان به آمریکا یکی از مهمترین بحث هایی که در اخبار مربوط به گشایش دفتر طالبان در قطر با موافقت آمریکا در رسانه های آمریکایی مطرح شده است، تمایل شدید جریان افراط به گفت و گوی مستقیم با ایالات متحده آمریکا است. این موضوع از آنجا نشات می گیرد که طالبان بر این تحلیل است که گفت و گو با حامد کرزی رئیس جمهوری افغانستان به دلیل وابستگی شدید وی به آمریکا بی فایده است و بهتر این است که به جای گفت و گو با جریانی سوخته مستقیما با آمریکا گفت و گو کند. موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار [ جمعه 1390/06/25 ] [ 9:48 ] [ حبیب الله رضایی ]
اکنون اصلی ترین پرسش این است که پس از عقب نشینی تمام نیروهای خارجی از افغانستان در سال 2014 میلادی ، چه تعداد سرباز امریکایی در این کشور باقی خواهد ماند و البته برای چه مدت؟ برخی گمانه زنیها این رقم را مابین 20 تا 40 هزار مورد میداند. دو مقام امریکایی در گفتگو با آسوشییتدپرس بر عدم افشای نام خود تاکید کرده و اضافه میکنند که در بسته همکاریهای جدید مابین کابل و واشنگتن هیچ گونه محدودیت زمانی مشخص نخواهد شد. با این وجود یک دیپلمات غربی در این خصوص میگوید: ایالات متحده به دنبال نگاه داشتن 35 هزار سرباز در افغانستان پس از سال 2014 میلادی است . 4 مورد هم مشخص شده که امریکاییها مایل به حفظ موقعیت خود در این مناطق هستند: هرات، مزار شریف، جلال آباد و قندهار. موضوعات مرتبط: سیاست ادامه مطلب [ یکشنبه 1390/06/13 ] [ 21:47 ] [ حبیب الله رضایی ]
امروز پارلمان متشنج بود. حدود یکهزار نیروی نظامی دولتی ، در اطراف پارلمان مستقر شده از ورود افراد رد صلاحیت شده و حتی اعضای کمیته حمایت از قانون جلوگیری کردند. موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار [ یکشنبه 1390/06/13 ] [ 0:6 ] [ حبیب الله رضایی ]
ایربا- گروه گزارش و تحلیل: نیلوفر گوله، نویسنده و فعال اجتماعی ترکیه و استاد جامعه شناسی مرکز مطالعات عالی پاریس، در نوشته زیر بر اساس مفهوم «مهاجرت» به قرائت خاصی از وضعیت مسلمانان به ویژه زنان مسلمان و با حجاب پرداخته است.او، دختران مسلمانی را که با حفظ حجاب در مجامع غربی مشغول تحصیلات علمی هستند، نماینده خوب هویت زن مسلمان امروز می داند. او می گوید "امروزه به هر طرف که نگاه کنیم، از اسلام به عنوان یک قدرت سیاسی یاد می شود. برخی از مسلمانان از اسلام به عنوان ندایی برای وارد عمل شدن بهره می گیرند، برخی دیگر در غرب (و حتی در جاهای دیگر) اسلام را به عنوان یک «دیگری» درک می کنند که بر محدودیت ها و محرومیت ها پافشاری می کند. من به عنوان یک تُرک، دو سوی این قضیه را دقیقا درک می کنم. " موضوعات مرتبط: سیاست، اجتماعی [ شنبه 1390/06/12 ] [ 10:16 ] [ حبیب الله رضایی ]
عطاءالله حبیب، نماینده مردم قندهار در پارلمان گفت که دولت افغانستان برای اینکه به بحرانهای انتخاباتی پایان دهد و از وقوع حوادث بدتر جلوگیری کند، با نه کاندیدی که از طرف کمیسیون انتخابات برنده اعلام شده اند، مصالحه صورت گرفته است. ولایت نامزدان بازنده نامزدان برنده پکتیکا حاجی عبدالقدیر محمود خان سلیمان خیل بدخشان عبدالولی نیازی عبدالرؤف بغلان ظاهرغنی زاده حاجی عاشق الله سمنگان طاهر زهیر احمدخان سمنگانی فاریاب شاکر کارگر محمد پهلوان هرات رفیق شهیر نثارغوریانی هرات سیمین بارکزی رحیمه جامی هلمند مسعود خان نورزایی معلم میرولی زابل عبدالحبیب اندوال حمیدالله توخی این در حالی است که 62 نامزدی که از سوی دادگاه ویژه برنده اعلام شده اند گفته اند که هیچ گونه تغییر در فیصله دادگاه ویژه انتخاباتی را قبول نخواهند کرد.آنان هشدار داده اند که اگر از میان 62 نامزدی که برنده اعلان شده اند حتی یک نفر هم بیرون باقی بماند مورد قبول ما نیست و به مبارزات خویش تا تطبیق کامل فیصله محکمه ادامه خواهیم داد. اعضای مجلس نیز به ویژه گروه حمایت ائتلاف از قانون با تأکید بر موضع قبلی خود اعلام کرده اند که هیچ گونه تغییر در مجلس را نخواهند پذیرفت. موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار [ سه شنبه 1390/06/01 ] [ 11:22 ] [ حبیب الله رضایی ]
[ شنبه 1390/05/29 ] [ 12:41 ] [ حبیب الله رضایی ]
احمد بهزاد معاون دوم مجلس نمایندگان افغانستان میگوید آقای کرزی رئیس جمهوری این کشور تلاش دارد با اعمال فشار بر کمیسیون انتخابات، ترکیب کنونی مجلس نمایندگان را تغییر دهد و اگر مجلس حاضر به پذیرفتن آن نشود، تصمیم دارد به تعطیل مجلس اقدام کند. آقای کرزی اخیرا به کمیسیون انتخابات افغانستان دستور داد، با توجه به قانون اساسی، قانون انتخابات و آرای دادگاه ویژه و دادگاه تجدید نظر در مورد نتایج انتخابات پارلمانی، تصمیم نهایی را بگیرد. حالا آقای بهزاد در گفت و گو با بی بی سی فارسی تاکید دارد که براساس اطلاعاتی که آنها دارند، آقای کرزی میخواهد حد اقل پنج تن از اعضای کنونی مجلس جای خود را به افراد دیگری بدهند. احمد بهزاد افزود: "آقای کرزی در صدد است که از این طریق مجلس را دچار تنش و دوپارچگی کند و آنگاه به نیروهای امنیتی دستور دهد که از ورود هر دو جناح به مجلس جلو گیری شود. و به این ترتیب مجلس را تعطیل کنند." احمد بهزاد همچنین گفت آقای کرزی از مدتی به این سو در تلاش تضعیف نهاد های مدنی، قانونگذار افغانستان است تا به برنامه اصلی اش که به گفته او ماندن در قدرت برای دور سوم است، برسد. اما دفتر ریاست جمهوری افغانستان سه روز پیش با اشاره به شایعاتی در این زمینه، اعلامیه ای صادر کرد. در این اعلامیه آمده است که آقای کرزی هرگز قصد ندارد قانون اساسی را تغییر دهد و یا خود را برای بار سوم، نامزد ریاست جمهوری کند. براساس قانون اساسی افغانستان، یک فرد بیش از دوبار پیهم نمی تواند رئیس جمهوری افغانستان شود. معاون مجلس نمایندگان افغانستان گفت آنها امیدوارند مسئولان کمیسیون انتخابات همان گونه که به گفته او در هفت هشت ماه گذشته تسلیم فشارهای سیاسی نشده اند، باز هم بر تصمیم قبلی خود مبنی بر اینکه تغییر ترکیب مجلس نمایندگان غیر ممکن است، باقی بمانند. او با اشاره به اظهارات اخیر فضل احمد معنوی، رئیس کمیسیون انتخابات، که در گفت و گو با بی بی سی فارسی احتمال تغییر در ترکیب مجلس نمایندگان را محتمل دانسته بود، گفت نمایندگان مجلس میدانند که اعضای کمیسیون انتخابات از سوی قوه اجرایی تحت فشارند. اعضای مجلس نمایندگان که شماری از آنها در چهار روز گذشته دست به تحصن زدهاند، بارها از اعمال فشار قوه اجرایی برکمیسیون انتخابات سخن گفتهاند، اما این نخستین بار است که یکی از اعضای هیات رهبری مجلس نمایندگان افغانستان از قصد آقای کرزی مبنی بر تعطیلی احتمالی مجلس نمایندگان در صورت دست نیافتن به یک راه حل، سخن میگوید. احمد بهزاد در پاسخ به این سوال که آیا پافشاری بیش از حد اعضای مجلس نمایندگان برای حفظ ترکیب کنونی، سبب ادامه بحران کنونی نخواهد شد گفت، مجلس حاضر به پذیرفتن هیچ تغییری نیست و اگر کمیسیون انتخابات بخواهد این ترکیب را تغییر دهد، افغانستان دچار بحران جدی تری خواهد شد اما در آن صورت مسئولیت به عهده کمیسیون انتخابات و کسانی است که کمیسیون انتخابات را تحت فشار گذاشته اند. اما آقای معنوی رئیس کمیسیون انتخابات می گوید، آنها با توجه به مصالح علیای ملی و براساس دستور رئیس جمهوری افغانستان، اقدام به بازنگری نتایج انتخابات افغانستان کرده اند. آنگونه که آقای معنوی می گوید، نتیجه نهایی بررسی های کمیسیون انتخابات افغانستان، در ظرف یک هفته تا ده روز دیگر مشخص خواهد شد. موضوعات مرتبط: سیاست، تاریخ [ چهارشنبه 1390/05/26 ] [ 18:38 ] [ حبیب الله رضایی ]
آقای کرزی با ندانم کاری ها و انحصار طلبی های بی حدو حصر جناحی اش ، نه تنها خود ، بلکه افغانستان را بسوی بحران نا معلوم وتباه کننده به پیش می برد. اعضای ائتلاف حمایت از قانون در سومین روز تحصن خود هشدار داده اند که اگر خواسته های آنان پذیرفته نشود، دامنه اعتراضات را تا دروازه های ریاست جمهوری خواهند رساند. موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار [ یکشنبه 1390/05/23 ] [ 2:5 ] [ حبیب الله رضایی ]
جمعه ای که گذشت بزرگترین تراژدی تاریخ حضور امریکا در افغانستان با سقوط هلی کوپتر نیروهای ویژه امریکا و قتل بیش از 30 سرباز رقم خورد. به گزارش ایران دیپلماتیک، خبرگزاری رویترز، دیروز جزئیات تازه ای را از نیمه شب وحشتناک امریکا در منطقه ای در جنوب شرقی کابل افشا کرد. رویترز در ادامه به نقل از یک مقام نظامی آمریکا که خواست نامش فاش نشود، نوشت: دلیل سکوت خبری اخیر درباره قتل سربازان آمریکایی دستور العملی است که از سوی رهبران سیاسی و نظامی آمریکا صادر شده است. رویترز در ادامه ادعا کرد که توانسته در گفت و گو با یک ژنرال ارشد ایساف به جزئیات تازه ای از سقوط هلی کوپتر آمریکایی در هفته گذشته دست پیدا کند. این مقام آگاه با بیان اینکه تحقیقات ادامه دارد خواستار مخفی ماندن هویتش شده است. به گفته این منبع آگاه هدف نیروهای ویژه در ان شب حمله به دره تنگی در مرکز وردک بوده است. این منبع آگاه گفت: این عملیات با هماهنگی هایی که با مقامات افغانستان انجام شد صورت گرفت تا ملاحظات فرهنگی و اسلامی در آن صورت بگیرد در صورتی که همیشه عملیات هایی که بدون اطلاع طرف های افغان صورت گرفته در شناسایی و هدف قراردادن نیروهای افراطی موفق تر بوده است. وی در توصیف محل عملیات هم گفت: این منطقه در 80 کیلومتری جنوبشرقی کابل قرارداشت و توسط رشته کوههای بسیار عجیب حفاظت می شد. این مناطق برای پنهان شدن شورشیان بهترین مکان محسوب می شوند. در این منطقه هرگونه تحرک نظامی به شدت تحت کنترل شورشیان است. نکته جالب اینکه در میان این کوهها چشمه ای همانند یک مار بلند جاری است. این ژنرال ارشد ایساف افزودک منطقه مورد نظر مورد استفاده مشترک القاعده، طالبان و شبکه حقانی قرار می گیرد و به دلیل دوری از پایتخت محل خوبی برای اقدامات شبکه های افراط است. این منبع آگاه افزودک عملیات جمعه شب به دنبال بازداشت عامل اصلی حملات طالبان و رهبر آن بود. به محض ورود هلی کوپتر حامل نیروهای ویژه امریکایی، این تیم شاهد تحرکات گسترده طالبان که اکثر آنها سلاح کلاشینکوف در دست داشتند و برخی هم مجهز به ارپی جی بودند، شد. به گفته این منبع آگاهف نیروهای ویژه با مشاهده طالبان اقدام به تبادل اتش می کنند که بنابر گفته طالبان، هشت شورشی در این تبادل اتش کشته شدند. این منبع افزود: شدت آتش ها به گونه ای بود که نشان از هماهنگی های فراوان طالبان با یکدیگر داشت به گونه ای که گویا آنها منتظر ورود نیروهای آمریکایی بودند. این منبع افزود: با بالا گرفتن درگیری ها، نیروهای ویژه درخواست اعزام کمک فوری می کند که نیروهای زمینی هم از ترس افتادن در تله طالبان به منطقه درگیری اعزام نمی شوند. به گفته وی به طور عادی امکان هدف قرار گرفتن هلی کوپتر نیروهای ویژه وجود نداشته است اما تنها می توان این اتفاق را یک شلیک شانسی موفق عنوان کرد. با این حال آیساف در بیانیه رسمی خود هدف قرارگرفتن هلی کوپتر آمریکایی را تکذیب و کشته شدن 30 سرباز آمریکایی را یک اتفاق عنوان کرده است. این منبع آگاه هم افزود: به احتمال فراوان هلی کوپتر نیروهای ویژه امریکایی با سلاحی به جز آر پی چی و نامتعارف همانند موشک های ضدتانک هدف قرار گرفته است که در نوع خود اتفاق عجیبی است. آنچه مسلم است هلی کوپتر امریکایی با هر سلاحی به جز سلاح های متعارف طالبان همانند آرپی جی هدف قرار گرفته است و این نگرانی در میان کارشناسان وجود دارد که احتمالا طالبان به سلاح های پیچیده تری همانند موشک های استینگر دست یافته است. این موشک در دهه 1980 میلادی توسط مجاهدین برای هدف قرار دادن نیروهای شوروی مورد استفاده قرار می گرفته است. این موشک ها می تواند هدف را در فاصله صدمتری هم به راحتی شکار کند. این منبع آگاه افزود با توجه به حضور هلی کوپتر در میانه کوه این احتمال هم وجود دارد که از بالا مورد هدف قرار گرفته باشد. موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار [ جمعه 1390/05/21 ] [ 1:23 ] [ حبیب الله رضایی ]
موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار [ چهارشنبه 1390/05/19 ] [ 23:57 ] [ حبیب الله رضایی ]
اعضای مجلس نمایندگان در جلسه روز چهارشنبه خود درواکنش به فرمان رییس جمهور مبنی بر عملی نمودن فیصله دادگاه ویژه اعلام کردند که دست به تحصن خواهند زد. موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار [ چهارشنبه 1390/05/19 ] [ 14:57 ] [ حبیب الله رضایی ]
حامد کرزی، رئیس جمهور افغانستان در دیدار با مقام های عدلی و روسای پارلمان و سنا، گفته است که برای حل جنجالهای اخیر در مورد انتخابات پارلمانی افغانستان، هر سه قوا باید انعطاف پذیر باشند نه اینکه علیه یکدیگر به پا خیزند. موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار [ یکشنبه 1390/05/16 ] [ 21:56 ] [ حبیب الله رضایی ]
روی داد تاریخی محاکمه حسنی مبارک رییس جمهورمقتدر سابق مصر و خانواده اش، نه تنها درس عبرت برای تمام حکام کشورهای اسلامی، بلکه عبرت فراموش ناشدنی برای تمام انسان ها و به خصوص مسلمانان است.
کاری به نتایج این دادگاه ندارم ، نفس برگزاری آن و حضور مبارک و فرزندانش با آن وضعیت در اطاق آهنین ، اطاق که مبارک در سال های گذشته ، جوانان مسلمان را به جرم اسلامی خواهی در آن قرارمی داد و محاکمه می کرد. عبرت آور و درس گرفتنی است. هرکس به اندازه توان و حضورش در جامعه و روابط اجتماعی مسئول و تاثیر گزار است. یکی شاه و رییس جمهور است و دیگری فقیر و یا یک مهره معمولی در چرخ اجتماع. نتیجه ظلم به مردم و نا فرمانی از فرامین الهی یک چنین ذلت و حقارت است. موضوعات مرتبط: سیاست، اجتماعی [ جمعه 1390/05/14 ] [ 0:53 ] [ حبیب الله رضایی ]
گروه جهانی بحران گفته است که اگر روند انتقال مسئولیتهای امنیتی به نیروهای افغانستانی درست مدیریت نشود، این موضوع سرآغازی برای آغاز جنگهای داخلی در افغانستان خواهد شد اما امیدواریم با مدیریت صحیح این اتفاق هیچ زمانی رخ ندهد موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار [ پنجشنبه 1390/05/13 ] [ 0:54 ] [ حبیب الله رضایی ]
روز یکشنبه وحید عمر سخنگوی رئیس جمهور به دلیل ناگفته ای استعفا داد و رئیس جمهور کرزی نیز بلافاصله با استعفای وی موافقت نمود. موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار [ سه شنبه 1390/05/11 ] [ 1:9 ] [ حبیب الله رضایی ]
سه روزپیش، فرد مهاجمی که مواد انفجاری را در دستار خود جاسازی کرده بود در دفتر کار آقای حمیدی خود را منفجر کرد که در نتیجه شهردارقندهار کشته شد.در آن زمان اعلام شدکه این حمله انحاری کار طالبان بوده است.
اطلاعیه وزارت فرهنگ در آستانه ماه مبارک رمضان وزارت اطلاعات و فرهنگ در آستانه فرا رسیدن ماه مبارک رمضان در اطلاعیه از همه رسانه های صوتی و تصویری کشور خواست . تا به احترام این ماه خیر و برکت برنامه های ویژه ای به نشر برسانند و نشر موسیقی و سایر برنامه های تفریحی خود را با ایجابات ماه فرخنده صیام مطابق سازند. موضوعات مرتبط: سیاست [ شنبه 1390/05/08 ] [ 15:13 ] [ حبیب الله رضایی ]
رایان کروکر، سفیر آمریکا در کابل گفته است که روابط استراتژیک آمریکا و افغانستان بر اساس یک اعلامیه تنظیم خواهد شد و نه پیمان ـ طوری که قبلا گفته شده بود. پیش از این مقامهای دولت افغانستان گفته بودند که مذاکراتی بین دیپلماتهای دو کشور برای تهیه سند پیمان استراتژیک جریان دارد و قرار است لویه جرگه (مجلس بزرگ) برای بررسی آن برگزار شود. آقای کروکر به بی بی سی گفته که روابط استراتژیک دو کشور بر اساس اعلامیه ای تنظیم خواهد شد که اجرایی شدن آن در مقایسه با پیمان ساده تر است. سفیر آمریکا گفت: "ما در مراحل مقدماتی مذاکرات قرار داریم. در این مذاکرات فهرستی از تقاضا ها از هر دو جانب وجود ندارد. در این مرحله امضای یک پیمان مطرح نیست، زیرا در سیستم کاری ما پیمانها باید از تصویب کنگره آمریکا بگذرد و برای تصویب آن یک روند خیلی پیچیده وجود دارد." او افزود: "ما در باره آن به عنوان یک موافقتنامه اجرایی یا یک اعلامیه مذاکره می کنیم که از سوی رئیس جمهوری امضا خواهد شد و کنگره به آن رای نخواهد داد. اعلامیه همکاری که ما در صدد تهیه آن هستیم، خیلی گسترده است و اساس همکاری های استراتژیک ما را خواهد ساخت." آقای کروکر همچنین گفت: "این اعلامیه عرصه های مختلف همکاری ها بخش های آموزشی، اقتصادی و بازرگانی، علمی و تکنولوژیک را در برخواهد گرفت و مبنای همکاری های دراز مدت خواهد بود." پیش از این گفته شده بود که یکی از بندهای اصلی پیمانی که احتمالا به امضای رهبران دو کشور خواهد رسید، در باره ایجاد پایگاههای دایمی آمریکا در افغانستان خواهد بود. اما آقای کروکر گفت که موضوع ایجاد چنین پایگاهی اصلا در میان نیست و افزود: "من به یاد ندارم که گفته باشیم که ما در پی ایجاد پایگاه دایمی یا حضور دایمی آمریکا (در افغانستان) هستیم. من فکر می کنم که این برای هر دو طرف واضح است که ما این را نمی خواهیم." او گفت که ممکن است در صورت نیاز به ادامه حضور نظامی آمریکا در افغانستان پس از سال ۲۰۱۴ میلادی، یک قرارداد امنیتی بین دو کشور به امضا برسد. آقای کروکر گفت: "ما به یک توافقنامه امنیتی که خواسته ها و انتظارات هر دو کشور را پس از سال ۲۰۱۴ در بر بگیرد، نیاز داریم. ممکن در این توافقنامه حکومت افغانستان تصمیم بگیرد که به حضور نیرهای ائتلاف نیازی نیست." سفیر جدید آمریکا در کابل گفت: "من فکر می کنم به حضور نظامی آمریکا نیاز خواهد بود، نه در نقش جنگی بلکه در بخش مشاوره و آموزش نیروهای افغان، به دلیل اینکه هم اکنون نیروهای افغان تصمیم می گیرند که (در آینده) به چه نوع سیستم تسلیحاتی نیاز خواهند داشت." بر اساس جدول زمانی که پیش از این اعلام شده، نیروهای خارجی تا سال ۲۰۱۴ میلادی افغانستان را ترک می کنند و روند خروج تدریجی آنها از هفته های گذشته آغاز شده است. نیروهای بین المللی مستقر در افغانستان اخیرا روند واگذاری مسئولیت های امنیتی به نیروهای افغان را هم آغاز کرده اند و اخیرا مسئولیت دست کم شش منطقه را به این نیروها واگذار کرده اند. این روند هم تا سال ۲۰۱۴ میلادی به پایان خواهد رسید، اما برخی از ناظران گفته اند که این کار نیاز به تقویت بیشتر نیروهای مسلح افغانستان و دقت بیشتر در اجرای این برنامه دارد. ( بی بی سی) موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار [ جمعه 1390/05/07 ] [ 2:27 ] [ حبیب الله رضایی ]
حسین کاظمی چندینبار در گذشته با خطرهای مشابهی روبرو شده بود. شاید از همینرو با وجود جراحتهای متعدد گلولهها در بازو و پاها و تصویر مرد مسلح خشن در ذهنش، بر بستر شفاخانه لمیده و هنوز هم تبسم برلب دارد. پناهجویی از کشور افغانستان که دو سال قبل در کشور ناروی پناه گرفت، یکی از دهها تنی است که در اثر حملهی مسلحانه مرگباری که در کمپ جوانان و نوجوانان به وقوع پیوست، جراحت برداشت. در اثر این حمله 86 تن کشته شدند که اکثر آنان را نوجوانان پایینتر از 20 سال تشکیل میداد. یک مرد نارویژی با دیدگاه ضدیت با حضور مهاجرین، به عنوان مظنون این حملات دستگیر شده است. در این حمله شمار زیادی به علت غرق شدن در آب، تا هنوز مفقودالاثراند. حسین کاظمی 19ساله در یک گفت و شنودی که با وی دو روز پس از حملهی مرگبار انجام گرفت، چنین گفت: «من خطرهای زیادی را در افغانستان تجربه کردم. اما شاید این بدترین تجربهای است که در تمام عمرم داشتهام.» با این وجود وی هنوز دیدگاه مثبتی در مورد کشور دومی دارد و میگوید بسا مسایل خوبی را در این کشور فرا گرفته است. شمار زیادی از مهاجرین و فرزندان مهاجرین در کمپ حضور داشتند و در جشنوارهی سالیانهی فعالان حزب کارگری لیبرال شرکت کرده بودند. کاظمی اظهار داشت که گلولهباری درست پس آن آغاز شد که مسابقهی فوتبال میان فعالان کشورهای افغانستان، گرجستان، کردهای اهل ترکیه و عراق، سریلانکا، سومالیا، لبنان و کشورهای دیگر، به پایان رسیده بود. دولت لیبرال کشور ناروی یکی از حامیان اعطای پناهندگی به پناهگزینان کشورهای جنگزده است. این موضوع بهصورت عتابآمیزی در شبکههای آنلاین از سوی «اندیرس بیرینگ بریویک» یک ملیگرای نارویژی 32 ساله که مظنون حملات مرگبار در ناروی خوانده میشود و دیدگاه مبنی بر پاکسازی اروپا از حضور مسلمانان دارد، بازتاب یافته است. کاظمی اظهار داشت که ظاهرا چنین نمینمود که مرد مسلح یک طیف مشخص مردم را هدف قرار دهد. «اینطور مینمود که وی میخواست همه را به قتل برساند. هیچکسی از گلولهباری وی در امان نماند.» اظهارات کاظمی را که دوستش از زبان دری برگردان مینمود جریان حادثه را چنین شرح داد. کاظمی در طعامخانهی کمپ بود که ناگهان صدای رگبار و به تعقیب آن صدای شیون و فریاد را از بیرون طعامخانه شنید. عدهای دیگر با آگاهی از موضوع خودشان را بهروی زمین انداختند. وی افزود: «من نیز خودم را به پایین افگندم، اما بیآنکه به موضوع پی ببرم.» در این حال بود که وی مرد مسلح را دید. مردمان اطراف در اثر گلولهباری به زمین افتیده بودند. سپس وی با سرعت خودش را به جمعی از نجاتیافتگان پریشانحال رسانید که در قسمتی از بیرون جنگل گردآمده بودند. این جمع درحالیکه از فرط خستگی به نفس زدن افتاده بودند، در قسمت سنگی ساحل رسیدند که یکی از دوستان کاظمی متوجه وی گردید که هدف گلولهای قرار گرفته بود. کاظمی به گفتههایش چنین افزود: «پایم کاملا خونین بود. اصلا متوجه نبودم. فقط و فقط میکوشیدم زنده بمانم.» برای کمکهای عاجل وقت نبود. مرد مسلح به تعقیب آنها پرداخته بود و پیهم از دهانهی تفنگش گلوله میجهید. جوانان دو راه بیش نداشتند: یا اینکه در پس صخرهها خودشان را پنهان میکردند و یا اینکه خودشان را به آب سرد استخوانسوز میانداختند و با عبور از دریاچهای به طول 600 متر، خودشان را به ساحل آنسوی دریاچه میرسانند. کاظمی نخست خودش را در عقب صخرهای پنهان نمود، اما همین که رگباری از گلولهها سنگهای اطرافش را نشانه بست، خودش را به آب انداخت، هرچند وی هیچگاهی آموزش شنا ندیده بود. مرد مسلح پیهم گلوله باری میکرد. اجساد روی آب شناور شده و اطراف کاظمی را پر کرده بودند و خونشان آب را به رنگ سرخ تیره درآورده بود. وی بهصورت تخمینی 20 تن از دوستانش را که کشته شده بودند و یا در حال جان دادن بودند، در اطرافش بهروی آب شمرد. وی کوشید تا در همان حال خوابیده بماند. به زودی توجه مرد مسلح به سوی دیگری از ساحل معطوف گردید، آنجاییکه شماری دیگری از جوانان میگریستند و فریاد بر میآوردند. اما پس از مدتی گلولهباری به آن صوب، صدای فریادها به خاموشی گرایید. پس از نیم ساعت دیگر که کاظمی خودش را به مردگی زده بود، پولیس با کشتیها فرا رسیدند تا مرد مسلح را دستگیر کنند. لبخند درخشندهی کاظمی بیانگر صحتمندی وی است، به وی برادر و دوستش کمک میکنند. وی محتاطانه با دستی که جراحت برنداشته، روجایی را کنار میزند تا دو زخمی را که در بالای زانوانش و یک زخم دیگر را که در قسمت ساق پایش، که محکم بانداژ پیچ شدهاند، بهمن نشان بدهد. بازوی دست چپش را نیز گلولهای بهصورت سطحی خراشیده است. کاظمی اظهاراتش را چنین پی میگیرد: «داکتر بهمن گفت که به زودی میتوانی قدم بزنی، اما امشب نیاز به یک جراحی دیگر دارم. احساس میکنم نیرومندم.» وقتی از وی پرسیدم: آیا اکنون نیز فکر میکند که کشور ناروی یک محل نامناسب و پرخشونت برای زندگی کردن است، وی با اندوه «نه» میگوید و میافزاید که در زادگاهش در شهر شمالغربی هرات چندینبار از حادثات مشابهی جان به در برده است و هیچ شکی وجود نداشت که از حمله مرگبار ناروی نیز جان سالم به در ببرد. «یک بار زندگی میکنیم و خوبیها و بدیها یکسان دم راهمان سبز میشوند. زندگی چنین است. مملو از پستیها و بلندیها. در یک محل پرمخاطره همیشه اقبال زنده ماندن وجود دارد و در یک جایگاه امن همیشه ممکن است به قتل برسی. این تقدیر است که نمیشود از آن رهید.» سه شنبه 04 اسد 1390 ساعت 20:53 شان پوگاچنیک – اسوشیتید پرس، برگردان: ضیا افضلی، هونیفوس – ناروی موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار، اجتماعی [ سه شنبه 1390/05/04 ] [ 2:6 ] [ حبیب الله رضایی ]
امید افغانها به سه سال نیامده در ۱۷ جولای ۲۰۱۱ انتقال مسئولیت های امنیتی از نیروهای ناتو به نیروهای امنیتی افغان طی مراسمی که در شهر بامیان با حضور مقامات ارشد امنیتی افغان و ناتو برگزار شد، رسما آغاز گردید. مراسم ۱۷ جولای سر آغازی روندی است که باید تاسه سال دیگر کامل شود. این مراسم گرچه یک آغاز است و بنا بر این ارزش نمادین دارد، اما شهروندان عادی افغان از همین اکنون پیامد های خروج را با نگرانی دنبال می کنند. باید دید که در ورای این نگرانی ها، دشواری های خروج چیست و چه پیامد هایی برای دو جانب افغانی وناتو دارد؟ پرسشی که اکنون مطرح است ا ین است که به راستی این خروج برای افغانستان یک کامیابی است یا سر آغاز یک چالش جدید؟ و بالاخره خروج از افغانستان برای ناتو به چه معنی است. آیا ناتو مسئولیت خود را در این کشور ادا کرده است واکنون پیروزمندانه راه خروج را پیش گرفته است، یا اینکه افغانستان برای ناتو به یک کوچه بن بست بدل شده و در جستجوی راهی برای خروج از باتلاق و بن بست است؟ برای پاسخ به این پرسش ها خوب است که یک بار دیگر پس زمینه منازعه جاری در افغانستان را مرور کنیم. چگونه قصه افغانستان جهانی شد افغانستان در نیم قرن اخیر گرفتار بحران دولت بوده است. یعنی نیروهای سیاسی داخلی از تأسیس یک دولت مدرن، ملی _ دموکراتیک و توسعه گرا ناکام بوده است و آرایش نیروهای سیاسی اغلب به جدال و منازعه و خونریزی و بی ثباتی منجر شده است. در ۱۹۷۱میلادی که سلطنت مشروطه در افغانستان ساقط شد و یک جمهوری تک حزبی در کشور سر برآورد، آرایش نیروهای سیاسی در داخل به گونه به هم خورد که دیگر ظرفیت داخلی برای حل مسایل و مشکلات افغانستان کافی نبود. این امر به نا گزیر سر آغاز بین الملللی شدن مساله افغانستان شد. پیوند نیروهای سیاسی دخلی به ایدئولوژی های جهانی چون مارکسیسم و اسلامسیاسی روند بین المللی شدن مساله افغانستان راتسریع کرد. بعد ها افغانستان به مکان بهره برداری های استراتژیک برای همسایگان خود تبدیل شد و درکام جدال های خونبار داخلی فرورفت. در ده سال اخیر نیز با اینکه یک ساختار حقوقی برای قدرت سیاسی به وجود آمده است، ساختار حقیقی قدرت همچنان بحران زا و تشنج آفرین است. اکنون در آستانه خروج نیروهای ناتو، این سه مساله دیرینه یکبار دیگر خود را به میان می کشد. آیا ضمانت هایی کافی برای دوران بعد از خروج نیروهای ناتو به وجود آمده است؟ یعنی بهره برداری های استراتژیک همسایگان از افغانستان قطع شده و ساختار سیاسی مقتدر که چالش ها و مطالبات فزاینده داخلی را جواب گو باشد، به وجود آمده و ظرفیت های داخلی برای حل مسایل در حد کافی رشد کرده است؟ وقتی که به بهره برداری های استراتژیک همسایگان از افغانستان اشاره می شود، پیش از همه گروه طالبان به خاطر می آید که اکنون همزمان هم یک چالش حقوقی و هم یک معضل امنیتی است. کارشناسان منطقه ای و بین المللی گروه طالبان را کارت بازی پاکستان در منطقه به خصوص افغانستان می دانند. پاکستان بنا به گفته احمد رشید، روزنامه نگار پاکستانی، "به دلیل بحران هویت، بعد از جدایی پاکستان شرقی، منافع ملی خود را در انحصار قدرت به دست ارتش، دستیابی به سلاح های هسته ای و به وجود آوردن یک دولت دوست در افغانستان تعریف کرده است". طالبان در همین راستای "تأسیس دولت دوست" در افغانستان پدید آمد و پاکستان اولین کشور از سه کشوری بود که رژیم طالبان را به عنوان دولت افغانستان، به رسمیت شناختند. عربستان سعودی و امارات متحده عربی نیز به تشویق پاکستان دست به این کار زده بودند. در ده سال گذشته، برغم فشار های بین المللی، پاکستان موفق شده است که طالبان را درمناطق خود مختار قبایلی در وزیرستان شمالی و جنوبی حفظ کند. چشم انداز ادغام این گروه در یک فرایند عادی تیره و دور از دسترس به نظر می رسد. اخیرا حملات این گروه به مقام های ارشد دولت افغانستان شدت یافته و تلاش های صلح دولت افغانستان نیز تا کنون راه به جایی نبرده است. خروج ناتو بیش از هر مورد دیگر سوال سرنوشت طالبان را به میان می آورد. تردیدی نیست که طالبان می خواهند دیگر دهه اول قرن ۲۱ تکرار نشود و دهه پایانی قرن ۲۰ تجدید شود که دوران طلایی برای طالبان بود. باخروج ناتو احتمالا طالبان به سوی تجدید دهه ۹۰ قرن بیستم خیز بر می دارند، اما ناتو بعد از ده سال جنگ همچنان با سوال سرنوشت طالبان مواجه است. نیرویی که بعد از ده سال حضور نظامی بین المللی همچنان حفظ شده است و به هیچ باج سیاسی و خراج مالی دست ازکار نکشیده است، در فردای خروج نیروهای ناتو که احتمالا بدون شائبه شکست اید ئولوژیک نیز نخواهد بود، با آن سابقه خشن و حمایت های لوژیستیکی و استراتژیکی و با افغانستان فاقد ساختار های مناسب و نظام سیاسی غرق در فساد و متزلزل چه خواهد کرد؟ موضوع جدی بعدی توانایی نیرو های سیاسی داخلی است. آیا بلوغ سیاسی این نیروها به حدی هست که بتواند با سازو کار های قانونی، حقوقی و دیپلماتیک بر مشکلات و اختلاف نظر های خود غلبه کنند یا باز هم ضرورت دست بردن به اسلحه صرف نظر از موجودیت گروه طالبان از میان نرفته است؟ واقعیت این است که تجربه کنش سیاسی دموکراتیک در افغانستان هنوز بیش از حد تصور خام است و اعتبار مراجع و نهاد های ملی بی طرف نیز به اندازه کافی درطی دوسال اخیر به یغما رفته است و بنا بر این هرگز با اطمنان نمی توان سرنوشت کشور را به نیروهای سیاسی موجود داخلی سپرد و از آشوب واغتشاش در امان ماند. برای بلوغ و پختگی تجربه سیاسی افغان ها، نیاز به حضور طولانی تر جامعه بین المللی است. البته انتقال تجارب سیاسی در صورت عدم حضور نظامی نیز ممکن است ولی حضور نظامی بیشتر حکم چکش تعادل را نه در منطقه که در میان جریان های سیاسی داخلی، با توجه به درگیری های آغاز دهه ۹۰ قرن بیستم نیز یافته است. نیروهای سیاسی داخلی افغان کم تر به انتقال تجارب سیاسی و بیشتر به فضایی برای تمرین کنش سیاسی محتاج اند. این ضعف، که با عث بین المللی شدن مسئله افغانستان شده است، یک تهدید جدی برای نابودی دست آورد های ده سال گذشته جامعه بین المللی است. در ده سال گدشته، نه تنها گام های اساسی برای رفع این مشکل بر داشته نشد، که اکنون نیز چندان به آن توجه نمی شود. برنامه خروج نیروهای بین المللی از افغانستان برای این ضعف ظرفیت که در اصل باعث ورود آنان به افغانستان شده است، نیز باید پاسخی داشته باشد. تعریف ناقص مبارزه با تروریسم مسئله سوم به ناکامی مسئله دولت سازی در افغانستان باز می گردد. مبارزه با تروریسم از همان روز های بعد از ۱۱ سپتامبر یک پروسه امنیتی – نظامی تعریف شد وکم تر به ابعاد حقوق بشری و مدنی وبه خصوص ملت سازی و دولت سازی در افغانستان توجه شد. مدیریت روند مبارزه با تروریسم را وزارت دفاع ایالات متحده به عهده داشت و نهاد های دیگر از جمله وزارت خارجه کم تر در تعیین سیاست های اصلی نقش داشت. در دوران تصدی دونالد رامسفلد واحد آموزش های مدنی ارتش امریکا نیز مطلقا تعطیل شد، هر چند بعد ها حدود سیصد نفر از این نیروها در افغانستان دست به کار شدند. این، یعنی که دولت سازی در صدر اولویت های جامعه جهانی به خصوص ایالات متحده قرار نداشت. ساختار حقوقی دولتی که در افغانستان شکل گرفته ا ست، بی تردید واجد اصول و ارزشهای دموکراتیک است، اماتمرکز بیش از حد قدرت، نظام سیاسی کنونی را آشکارا نا کارآمد ساخته است. این استدلال که دولت سازی وظیفه خود افغانها است به هیچ وجه درست نیست. نیم قرن بحران دولت در افغانستان نشان داده است که نخبه گان سیاسی افغان بدون همکاری بین المللی نمی توانند از عهده این مهم برآیند. صرف نظر از مشکلات امنیتی کلان و دشواری ها و چالش های ناشی از حضور طالبان و القاعده، ضعف نهاد های دولتی و کارنامه نا کام جامعه جهانی در امر دولت سازی درافغانستان، خروج نیروهای نظامی نا تو را به یک هشدار جدی بدل کرده است. چه ضمانتی وجود دارد که افغانستان باردیگر به دالان رقابت های منطقه ای و بنا براین به کانون تهدید کننده نظم و امنیت بین المللی بدل نشود. غفلت افکار عمومی در غرب تجربه تاریخی نشان داده است که خروج از افغانستان به مراتب دشوارار تر از ورود به این کشور است. معلوم نیست که ناتو در آستانه خروج چه اندازه به این دشواری ها اندیشیده است. شاید اکنون تلفات ودشورای های جنگ و به خصوص هزینه های سرسام آور آن و احتمالا نفرت از جنگ یا حد اقل کاهش حمایت ازجنگ در افکار عمومی آمریکا و غرب و پیش رو بودن مسایل چون انتخابات و رقابت های سیاسی، سیاستمداران و رهبران سیاسی کشور های غربی را به خروج زود هنگام نیروی های نظامی شان از افغانستان ترغیب کند. اما واقعیت این است که مردم دنیا به خصوص شهروندان کشور های غربی در مورد پیامد های واقعی خروج نیروهای بین المللی از افغانستان به طور وحشتناکی درغفلت نگه داشته شده اند. خروج ناتو با سه مساله ای که در بالا توضیح داده شد یعنی سوء استفاده همسایه ها، ضعف نهادهای دولتی و ضعف نیروهای سیاسی و نخبه گان داخلی پیوند جدی دارد و پاسخ های روشن وچشم انداز قانع کننده در این مورد دیده نمی شود. ناتو نمی تواند که خاطره خروج نیروهای شوروی از افغانستان در دهه ۸۰ قرن بیستم ار از یاد ببرد. تاوان خروج برای شوروی به مراتب سنگین تر از هزبنه حضور بود. خروج شوروی از افغانستان با بحران های ایدئولوژیک نظام سوسیالیستی همزمان شد. به حق یا ناحق بسیاری ها خروج نیروهای شوری از افغانستان را به زوال هژمونی ایدئولوژیک نظام شوروی پیوند دادند و بدین ترتیب چنانکه دیدیم، از این شکست باغ بنیاد گرایی مذهبی یک چندی به برگ و بار نشست. اکنون نیز بنیاد گرایان در کمین نشسته اند تا کارزار تبلیغاتی وسیعی را بعد از خروج نیروهای ناتو به راه اندازند. ناتو خواه نا خواه حیثیت بازوی دفاعی تمدن مدرن را یافته و مداخلات این سازمان در اغلب موارد از افریقا گرفته تا ارپای شرقی بعد اخلاقی و حقوق بشری نیزداشته است. به طور مشخص ناتو هم بعد دفاعی و امنیتی دارد که به موجب آن برای تأمین امنیت نظام بین الملل و صلح جهانی در گستره به وسعت جهان به ایفای نقش می پردازد و هم بعد اخلاقی و حقوق بشری دارد که به موجب آن جلو گیری از نقض گسترده حقوق بشر، استبداد و ستم، اگر نه در ذات خود، حد اقل به لحاظ پیامد آن در صورتی که صلح و امنیت جهانی را به خطر اندازد، در قلمرو صلاحیت و وظایف ناتو قرار می گیرد. افغانستان دقیقا برخوردار ازاین هردوبعد است. دراین کشورهم بعد حقوق بشری و ساختن یک نظام سیاسی مسئول که به الزامات بین المللی و روابط انسانی و حقوق اساسی شهروندان توجه داشته باشد مهم است، به خصوص که چنین پدیده با امنیت در منطقه وجهان پیوند خورده است، وهم امنیت در افغانستان با توجه به پیوندی که با امنیت منطقه و جهان یافته است، در هر اقدام سیاسی مربوطه به افغانستان، امر جدی و قابل ملاحظه است. فرار یا پایان کار؟ برای ناتو بسیار مهم است که خروجش از افغانستان اجرای مسئولیت این سازمان در این کشور تلقی گردد و نه شکست آن. این امر مستلزم آن است که ضمانت های لازم برای ادامه روند امور و حرکت به سوی صلح و دموکراسی و ثبات و امنیت در افغانستان ایجاد گردد. در غیر آن صورت خروج ناتو از دید بنیادگرایان، یک شکست ایدئولوژیک به حساب آمده و باعث تقویت انگیزه ستیزه جویان و خشونت طلبان خواهد شد. میان خروج از افغانستان وشکست ایدئولوژیک این سازمان، البته، رابطه منطقی وجود ندارد. اما اگر مسایلی که با خروج پیوند خورده است، از جمله مسایل چون دولت سازی وامنیت مورد توجه قرارنگیرد، سقوط افغانستان درکام هرج ومرج قطعی است و این علاوه بر پیامد های امنیتی غیر قابل پیش بینی، حیثیت و هیمنه ایدئو لوژیک ناتورا نیز مخدوش خواهد کرد. ناتو به خصوص به این نکته باید توجه کنند که خروج ارتش سرخ از افغانستان هیچ گاه منجر به ثبات و امنیت در این کشور نشد. نهاد های هم که طی بیش از یک دهه کمابیش شکل گرفته بود، در جدال های قدرت نا بود شدند. افغانستان هیچ گاه نتوانست که بر مشکلات خود غلبه کند و بیش از یک دهه جنگ قدرت ثبات و امنیت را تا حدی تنزل داد که در شروع قرن بیست و یکم افغانستان به مأمنی برای دهشت و ترور تبدیل شده بود. این مسئله هم برای افغانستان و هم برای جامعه بین المللی واجد درس های آموزنده و عبرتهای بسیار است. بازخوانی خاطره خروج نیروهای شوروی برای ناتو می تواند بسیار قابل توجه باشد، اما نه از این بعد که سرنوشت ناتو همان سرنوشت نیروهای شوروی است، بل از این حیث که پیامد خروج تا حدودی ممکن است برای هردو یک سان باشد. مخالفان نقش آفرینی ناتو در عرصه جهانی، از سازمان های ستیزه جویی چون القاعده وطالبان گرفته تا برخی دولت های که گسترش ناتو را یک تهدید امنیتی برای خود می داند، همگی انتظارفرصت یک خروج ناکام از افغانستان نشسته اند. نسبت به بیست سال گذشته اگر افغانستان از بسیاری جهات به عقب نرفته باشد، هیچ پیشرفتی نکرده است. ناپختگی و عدم ظرفیت سیاسی کافی، هنوز نقطه ضعف افغانستان است و این بی تردید نگرانی هایی را در مورد ادامه روند موجود بعد از خروج نیروهای ناتو و قوای ایتلاف بین المللی، برای ناظران امور، به وجود می آورد. هم در بخش امنیت و هم در بخش دولت سازی افغانستان در مرحله نا مطلوب و ناامید کننده به سر می برد. شانسی اندکی که وجود دارد، در فرصت سه ساله پیش رو است. اگربتوان در این فرصت اندک، به یک تجدید ساختار سیاسی در کشور دست زد ونظام سیاسی را انعطاف پذیر تر و عیوب ساختاری آن را اصلاح کرد و نیر با تجدید نظر اساسی در شیوه مبارزه با تروریسم و تشدید فشار های سیاسی و نظامی دستگاه ترور را از کار انداخت، می توان امید وار بود که خروج ناتو به سرنوشت خروج نیروهای شوروی دچار نشود. اما اگر این خروج نا موفق باشد مهار فاجعه بعدی به قدرتی بییش از قدرت ناتو نیاز پیدا خواهد کرد. (بی بی سی) موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار [ سه شنبه 1390/04/28 ] [ 18:38 ] [ حبیب الله رضایی ]
مقام های محلی در ولایت بامیان در مرکز کشور می گویند که نیروهای داخلی رسماً مسوولیت های امنیتی را از نیروهای ائتلاف بر عهده گرفته اند. مقام های دولت نیوزیلند پیشتر گفته بودند که باوجود واگذاری مسوولیت ها به نیروهای افغان، نظامیان این کشور در چهارچوب گروه بازسازی ولایتی تا سال 2014 در بامیان خواهند ماند. قرار است غیر از بامیان، مسوولیت های امنیتی شش منطقه دیگر نیز در مرحله اول به نیروهای داخلی واگذار شود که شامل ولایتهای کابل و پنجشیر، مراکز ولایت های بلخ، هرات، لغمان و هلمند می شود. ولسوالی سروبی در شرق کابل به دلیل وضعیت ناگوار امنیتی و حضور شورشیان در آن که نیروهای فرانسه در آن مستقر است، شامل مرحله نخست انتقال نمی شود. بر اساس برنامه از پیش اعلام شده، واگذاری مسوولیت های امنیتی تا اخیر سال 2014 تکمیل می شود و ماموریت رزمی نیروهای بین المللی نیز پایان می یابد. موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار، تاریخ [ دوشنبه 1390/04/27 ] [ 9:15 ] [ حبیب الله رضایی ]
مسئولان اداره آمار افغانستان به بی بی سی گفتهاند که مشکلات امنیتی باعث شده که تلاشهای آنها برای اجرای برنامه سرشماری در ۱۰ سال گذشته بی نتیجه بماند. عبدالرحمان غفوری، رئیس این اداره در گفتگویی با بیبیسی گفت که در شرایط کنونی اجرای برنامه سرشماری کامل و دقیق در افغانستان ناممکن است. هر چند او گفته است که براساس فرمولهای معتبر بینالمللی "آمار تخمینی" جمعیت افغانستان را بر اساس دادههای سالهای ۱۳۵۸ و ۸۴-۱۳۸۱ خورشیدی سنجیده و اعلام کرده است. در این آمار تخمینی کل جمعیت افغانستان ۲۶ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر تخمین شده است که از آن جمله ۱۳ میلیون و ششصد هزار آن مرد و ۱۲ میلیون و نهصد هزار آن زن هستند. اداره آمار بیش از ۷۶ درصد جمعیت کشور را روستانشین و بیش از ۲۴ درصد دیگر را شهرنشین اعلام کرده است. آقای غفوری آمار جمعیت شهرهای بزرگ افغانستان را چنین برشمرد: کابل ۳.۸ میلیون، مزار شریف ۱.۲ میلیون، قندهار ۱.۱ میلیون و هرات ۱.۷ میلیون نفر. هر چند شک و تردیدهایی در مورد نزدیک بودن این آمار به واقعیت هم مطرح شده است. برخورد سیاسی؟
اما برخی از صاحب نظران گفتهاند که بافت پیچیده قومی و تقسیم قدرت براساس قومیت در سالهای اخیرا، سرشماری را به یک مساله سیاسی بدل کرده و سبب شده تا برنامه سرشماری دقیق انجام نشود. در سه دهه اخیر، سیاستمداران افغانستان آمار تخمینی اقوام مختلف در این کشور را در نظر گرفته و خواستار تقسیم قدرت بر اساس آن شدهاند. حالا شماری از کارشناسان گفتهاند که اگر سرشماری دقیق صورت گیرد، ممکن است این آمار تغییر کند و در پی آن ادعای تقسیم قدرت بر اساس درصدی های سیاستمداران هم زیر سوال برود. صدیق الله توحیدی، روزنامه نگار و تحلیلگر سیاسی می گوید در سالهای اخیر "بزرگنمایی و کوچک نمایی اقوام برای گرفتن امتیازهای سیاسی" به شدت رایج بوده است. آقای توحیدی افزود: "در گذشته متاسفانه چنین چیزی وجود داشته است و به همین دلیل هم بوده است که ما هیچ گاه و در هیچ منبعی رقم درست جمعیت افغانستان را نداشته ایم." پیش از این در افغانستان تنها یک بار در سال ۱۳۵۸ سرشماری صورت گرفت که به نظر بسیاری این سرشماری هم کامل نبوده و با مشکلات زیادی همراه بوده است. آقای توحیدی انتقاد میکند که در ۱۰ سال گذشته امکان سرشماری جمعیت افغانستان وجود داشته، اما این کار صورت نگرفته و حالا به نظر او، هر آماری که در این مورد ارائه شود، "نادرست و غیرواقعی" است. محمد علی رضوانی، روزنامه نگار و تحلیلگر سیاسی به این نظر است که برای پرهیز از برخورد سیاسی با آمار جمعیت افغانستان، باید یک نهاد "بین المللی یا بی طرف" از روند سرشماری این کشور نظارت کند. آقای رضوانی گفت: "من فکر می کنم که در افغانستان با آمار جمعیت نه تنها برخورد سیاسی می شود، بلکه تا حال اصرار بر اینکه سرشماری صورت نگیرد، هم نوعی برخورد سیاسی با این قضیه بوده است." او تاکید کرد: "به همین دلیل (برخورد سیاسی با مساله سرشماری) هم هست که نهاد های مدنی اصرار دارند بر اینکه سرشماری باید زیر نظر یک سازمان جهانی یا یک نهاد بی طرف صورت گیرد که حد اقل استانداردها برای سرشماری مراعات شود." نبود نیروی حرفه ای در زمینه سرشماری دقیق و درست آمار جمعیت افغانستان هم مساله ای است که بسیاری ها به آن اشاره کرده اند، اما مقامهای اداره آمار افغانستان همواره ناامنی را از دلائل اصلی عدم تحقق برنامه سرشماری در این کشور دانسته اند. موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار [ پنجشنبه 1390/04/23 ] [ 1:47 ] [ حبیب الله رضایی ]
به گزارش بخش سیاسی شبکه اطلاع رسانی افغانستان ( afghanpaper )، این روزها که شاید بتوان گفت افغانستان بیشترین روزهای بحران خود طی ده سال گذشته را پشت سر می گذارد، برخی همسایگان هم شده اند بلای جان افغانها. موضوعات مرتبط: سیاست [ چهارشنبه 1390/04/15 ] [ 10:7 ] [ حبیب الله رضایی ]
در سال های ریاست جمهوری خاتمی سفری به ایران داشتم. در قضیه ی نتوانستم به وعده ام عمل کنم، دوست ایرانی ام خطاب به من گفت ؛ تو مگرخاتمی هستی که به قول هایت عمل تمی کنی؟
غرض از نقل این داستان دفاع از " این وطن، وطن نمی شود تا کرزی کفن نشود!" می باشد. کسی به شخص کرزی به عنوان یک افغانستانی و یک فرد کاری ندارد و شاید هم به ایشان علاقه داشته باشم. اما متاسفانه این روز ها در میان مردم نام " کرزی" مرادف با ؛ دروغ، فریب، فساد،بی برنامگی،دوستی با قاتلان مردم و بدنام کنندگان نام اسلام و افغانستان شده است. من با این کرزی مخالف و از وجودش شرمسارم ، هر لحظه در آرزوی مرگ ونا بودی اش می باشم. مطمئنا آقای کرزی نیز اگر خواهان خدمت به مردم و باقی گذاشتن نام نیک از خود درتاریخ کشور باشد، در آرزوی مرگ ونا بودی چنین کرزی خواهد بود.موضوعات مرتبط: سیاست [ چهارشنبه 1390/04/08 ] [ 20:13 ] [ حبیب الله رضایی ]
وقوع حوادث متفاوت و بر خلاف انتظار در کشور به اندازه فراوان وعادی شده است که اگر همین امشب گفته شود که طالبان ارگ ریاست جمهوری را اشغال و بار دیگر امارت شان را اعلام می کنند ، آقای کرزی از آغاز طالب بوده و همه را دراین سال ها فریب داده است ویا نیرو های خارجی به همان اندازه که ظاهرا به کابل کمک کرده اند به مخالفان و طالبان نیز کمک کرده اند... هیچ تعجب نمی کنم و تازه به همان نتیجه می رسم که سال ها قبل رسیده بودم؛ این مملکت با این افکارپوسیده وفاشیستی و طمع های بیگانگان، درست نمی شود.
تا زمانی که رهبران افغانستان به این حقیقت عریان تن ندهند که با حذف دیگران و مزدوری برای بیگانگان نمی شود به افغانستان خدمت کرد و خارجی های متجاوز و غیر متجاوز چشم طمع به افغانستان داشته باشند ، مردم افغانستان روی آرامش را نخواهد دید. امروز کرزی و حکومت آن،به سمبل خیانت و بی لیاقتی و فریب و دشمنی با خواسته های انسانی مردم و مزدوری برای بیگانگان ، مبدل شده است و تا این سمبل از بین نرود هیچکاری برای این مردم نمی شود کرد. موضوعات مرتبط: سیاست [ چهارشنبه 1390/04/08 ] [ 17:33 ] [ حبیب الله رضایی ]
در هفتههای اخیر همزمان به تاکید به ختم جنگ افغانستان از طریق مصالحه، حملات طالبان به صورت وسیعی افزایش یافته است. از سوی دیگر، افزایش این حملات همزمان است با فشارهایی که از سوی جامعه بین المللی بر پاکستان وارد میشود. پایان دادن به جنگ ده ساله از طریق مذاکره با طالبان، خوشبینی غالب مقامهای حکومت افغانستان و برخی مقامهای غربی بعد از اعلام برنامه خروج نیروهای امریکایی از افغانستان است.بارک اوباما، رییس جمهور ایالات متحده امریکا بعد از این که برنامه خروج سربازانش را اعلام کرد، گفت دلیلی وجود دارد تا معتقد باشد که در گفتگو با طالبان، پیشرفتهایی حاصل میشود. اما در موازات تشدید تلاشهای صلح توسط حکومت افغانستان و جامعه بین المللی، حملات طالبان به صورت وسیعی افزایش یافته است. بسیاری تحلیلگران، این حملات را با فشارهای جامعه بین المللی بر پاکستان ارتباط میدهند. عمر شریفی، تحلیلگر مسایل منطقهای میگوید که «پاسخ به فشارهای بین المللی با فشار متقابل با استفاده از طالبان»، تاکتیک کنونی پاکستان است. هنوز جزییات روند گفتگو با طالبان مشخص نیست و مقامهای شورای صلح حکومت افغانستان از گفتگو با اعضای شورای کویته سخن گفته اند. اما شواهد حاکی است که تلاشهای حکومت افغانستان برای گفتگوی مستقیم با طالبان به موفقیت دست نیافته است. عمر شریفی میافزاید: «دولت افغانستان و شماری از مقامهای بین المللی به این اعتقاد هستند که میشود با طالبان به صورت مستقیم مذاکره کرد. اما، تمام وقایع اخیر نشان میدهد، قسماً که قبلاً هم گفته شده بود، اصولاً صلح با طالبان به مفهوم مذاکره با پاکستان است». حکومت افغانستان گامهایی برای مذاکره با پاکستان برداشته است. اخیراً رییس جمهور افغانستان با هیاتی به پاکستان رفت و برای دو روز مذاکره کردند. در شرایط کنونی، پاکستان آن طور که گفته است، میتواند در روند مذاکره کمک کند، اما به باور تحلیلگران، این همکاری پاکستان کمکی نخواهد بود که کابل و واشنگتن میخواهند. چگونگی همکاری پاکستان در روند صلح نیز روشن نیست. به باور برخی تحلیلگران، پاکستان در صورتی در این روند کمک میکند که برایش نقش رسمی داده شود. اما این مساله در افغانستان مخالفین زیادی دارد. عمر شریفی میگوید تمام تلاش پاکستان این است که جامعه بین المللی به خصوص امریکا به «ناکام بودن روند صلح در افغانستان و راضی شدن به تقاضاهای پاکستان در مورد پروسه صلح در افغانستان» را قبول کند. به گفته شریفی، تمامی نیروهای احتیاطی طالبان و القاعده و طالبان پاکستانی و حتا «آی اس آی»، بعد از حملاتی که در وزیرستان صورت گرفت، بیشتر در مناطق شرقی افغانستان منتقل شدند. اکنون آشکار شده است که طالبان عاجز از تصمیمگیری مستقلانه اند. سید مسعود، استاد اقتصاد در دانشگاه کابل و تحلیلگر مسایل سیاسی میگوید: «از این لحاظ وقتی که طالبان در مذاکره میآیند، مستقلانه آمده نمیتوانند». در ده سال گذشته مساله افغانستان به صورت منطقهای مطرح نشده است، هرچند به نقش کشورهای منطقه به شدت تاکید شده است. تحلیلگران میگویند که رویکرد افغانستان نسبت به پاکستان و تلاشها برای متقاعد کردن این کشور به ختم جنگ، بیشتر بر «حسن نیت» استوار بوده است تا یک برنامه سیاسی که برگزاری جرگه مشورتی صلح نمونهای از این تلاشها بود. سید مسعود میافزاید: «در این جا مساله منطقه مطرح است و تا وقتی که مساله منطقه حل نشود، طالبان وجود دارند و منحیث وسیله مورد استفاده قرار میگیرند». موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار [ دوشنبه 1390/04/06 ] [ 6:5 ] [ حبیب الله رضایی ]
اوضاع ناروشن آینده، شمال بازهم سرنوشت ساز خواهد شد؟ منبع : خبرگزاری بست باستان 4 سرطان موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار [ یکشنبه 1390/04/05 ] [ 17:16 ] [ حبیب الله رضایی ]
بر اساس فيصله دادگاه ویژه انتخاباتی، 62 تن عضو جديد شامل پارلمان و 62 عضو برحال از مجلس نمايندگان خارج مى شوند. ! ولایت هرات: برندگان :رحیمه جامی، ناصر عطایی ، احمد وحید طاهری ،محمد معروف فضلی ، نثار احمد فیضی غوریانی ، زرین زرین. بازندگان: انجنير منور شاه بهادرى، حاجى خليل احمد شهيد زاده ،محمد رفيق شهير ،محمد عارف طيب، احمد فرهاد مجيبى و سيمين بارکزى . ولایت کابل: برندگان : جمیل کرزی، احسان صاحبزاده ، بیدار زازی ، عبدالقادر زازی و روبینا جلالی بازندگان : داکتر عبيدالله کليمزى وردگ، شريف الله کامه وال ،حفيظ منصور ،عرفان الله عرفان و فوزيه ناصريار گلدره يى . ولایت بدخشان: برندگان : عبدالشکور واقف حکیمی ، منیره محمدی ، عبدالرووف. بازندگان : عبدالولى نيازى ، الحاج صفى الله مُسلم و داکتر نيلوفر ابراهيمى. ولایت غزنی: برندگان :محمد داوود سلطانزوی، عبدالجبار شلگری ، عبدالحکیم دلیلی ، نیازمحمد امیری محمد عارف رحمانى ، خداداد عرفانى ، چمن شاه اعتمادى و محمد على على زاده ولایت ننگرهار: برندگان : ملک نذیر و مجیب الرحمان شینواری بازندگان :حاجى پير بخش گرديوال و انجنير سيد اکرام ولایت تخار: برنده: محمد هاشم حیدر زاده بازنده: سيد اکرام الدين معصومى ولایت سمنگان: برندگان: احمد خان سمنگانی ، رییس خیرالله و استاد محبوبه بازندگان: الحاج مخدوم مُحب الله فرقانى ،محمد طاهر زهير و داکتر معصومه خاورى ولایت قندوز: برندگان :نورالدین بیک ، فضل کریم ایماق و رییس حسین خیل بازندگان: شايسته باز ناصرى ، سيد داوود نادرى و داکتر فاطمه عزيز ولایت بلخ: برنده :محمد یوسف غضنفر بازنده: محمد فرهاد عظيمى ولایت لغمان: برندگان :عبدالهادی واکفی و وکیل مری بازندگان: بريدجنرال نقيب الله و ذوفنون صافى ولایت جوزجان: برنده:نور محمد نور بازنده: حاجى محمد اسماعيل ولایت پکتیکا: برندگان: داکتر خدیجه و محمود خان سلیمان خیل بازندگان: سيد اسحق گيلانى و ناجيه ولایت پکتیا: برنده: انجنیر دلاور طوطاخیل بازنده: محمد ابراهيم غښتلى ولایت خوست: برندگان: حیات الله وزیر و و لی خان هیله من بازندگان: همايون و لياقت الله بابکر خيل ولایت فاریاب: برندگان: سلطنت کوهی ، گل محمد پهلوان و نجیب الله بازندگان: آصفه شاداب ، محمد شاکر کارگر و انجنير محمد هاشم اورتاق ولایت فراه: برندگان: عبدالولی حمیدی و مسعود بختاور بازندگان: محمد سرور عثمانى فراهى و حاجى مامور موسى ولایت سرپل: برنده: حاجی محمد پاینده بازنده: محمد حسين فهيمى ولایت غور: برندگان: مولوی دین محمد ، فضل احمد خان بازندگان: آقاى بحر و قربان کوهستانى ولایت بادغیس: برندگان: رییس محمد عمر ، حبیب الله قادسی ، عبداللطیف ، عزیزالله بازندگان: صفيه ايماق ، غلام سرور فايز محمد موسى جناب صاحب و قاضى عبدالرحيم ولایت نورستان: برنده: نورالله معمار بازنده: مولوى احمد الله مُوحد ولایت زابل: برندگان: حمیدالله توخی، محمد اسماعیل زابلی ، تورپیکی بازندگان: عبدالقادر قلاتوال با ،زهرا توخى زابلى و عبدالحبيب انديوال نمایندۀ کوچی ها: برنده:عبدالقادر کوچی بازنده: حاجى حيدر خان نعيم زوى ولایت میدان وردگ: برنده: وحیدالله کلیمزی بازنده: حاجى عبدالمجيد وردگ ولایت هلمند: برنده: معلم میر ولی بازنده: عبدالجبار ولایت قندهار: برندگان: نیازمحمد فقیرلالی ، عبدالکریم اچکزی ، حاجی محمود نور ، محمد ایوب بازندگان: داکتر محمود خان با حاجى محمد عمر ننگيالى محمد نعيم لالى حميدزى و عطا الله جان حبيب ولایت بغلان: برندگان: عاشق الله وفا ، محمد نسیم مدبر بازندگان: محمد ظاهر غنى زاده ، دلاور ايماق ولایت لوگر: برنده:اسدالله فلاح بازنده: انجنير صاحب خان منبع: رسانه های کابل موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار [ شنبه 1390/04/04 ] [ 11:43 ] [ حبیب الله رضایی ]
پس از حدود شش ماه محکمهء اختصاصی رسیده گی به شکایت های انتخاباتی افغانستان، فیصلهء نهایی خود در خصوص شکایت های نامزدان معترض انتخابات ولسی جرگهء سال گذشته را اعلام کرد. به گفته صدیق الله حقیق، رییس دادگاه ویژه رسیدگی به شکایات انتخابات پارلمانی افغانستان، از ولایت های بامیان و پنجشیر هیچ شکایتی وجود نداشت و تقلب ها در آرای ولایت های کاپیسا، پروان، ارزگان، کنر، دایکندی و نیمروز به حدی نیست که در کرسی های این ولایات تغییرات به وجود آید. کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان نیز با تاکید بر موضع قبلی خود، تصمیم دادگاه ویژه را غیر قانونی خوانده و اعلام کرده است که به جز از این کمیسیون مستقل انتخابات هیچ نهاد دیگری حق دخالت در امور انتخاباتی را ندارد. نامزدان متعرض برنده از فیصلهء این محکمه استقبال کرده و آنرا گامی به سوی تامین عدالت در کشور خواندند. افراد انتخاب شده از سوی محکحمه اختصاصی موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار، تاریخ [ جمعه 1390/04/03 ] [ 18:14 ] [ حبیب الله رضایی ]
زود دویچه سایتونگ: شما در کتاب تان آرزو نموده اید که فرزندان تان "ملت سازی" کنند. آیا شما این امید را که نسل تان به این کار در پاکستان بحران زده موفق شود، از دست داده اید؟ رشید: در اینجا نهادهایی به وجود نیامده اند که دموکراسی و یک ملت کارآ را بسازند. وضع ما ناشی از نارساییهای خود ما است. هرچند 90 درصد پاکستانیها شاید چیز دیگری بگویند، امریکاییها ، هندیها ویهودیها را مسوول این وضع بخوانند. اما ما باید این را روشن سازیم. مردم هیچگاه در اینجا از تصورات خود بیرون نیامده اند. آنها روشناییای در پایان این تونل نمیبینند. زود دویچه سایتونگ: چرا افراطگرایان در پاکستان چنین قدرتمند اند؟ رشید: واضح است که دولت خود به این امر کمک کرده است. هرچند نظامیان اکنون علیه طالبان پاکستان دست به عمل میزنند، با اینهم ما هنوز هم کدام پیام روشن علیه افراطگرایان نداریم. پس از حملاتی که صورت میگیرند، سیاستمدارانی وجود دارند که میگویند: مطمینا که این کار را یک مسلمان نکرده است، مطمینا این کار را یک پاکستانی نکرده است. چنین چیزهایی فراوان اند. بنابراین به مردم دروغ گفته میشود. آنها را دچار ابهام میسازند. چون هر کس یک چیز دیگر میگوید، مردم نمیدانند حرف کی را باور کنند. زود دویچه سایتونگ: ارتش پاکستان علیه طالبان پاکستانی میجنگد، اما.... رشید:... اما طالبان افغانستانی هنوز هم سرمایهای شمرده میشوند که در افغانستان بعد از بیرون شدن امریکا به کار گماشته شوند. پاکستان به این نظر است: ناتو و امریکاییها از افغانستان میروند، ما میخواهیم که یک حکومت دوست مان در کابل روی کار آید. بنابراین در سالهای گذشته آنها افراط گرایان را در اینجا نگه داشته اند. زود دویچه سایتونگ: آیا این یک راه بیرون رفت از اغتشاش نیست، و یا؟ رشید: نه، این کار به فاجعه منجر میشود. در سالهای 1990 ما نخست گلبدین حکمتیار را به حیث نماینده مان در افغانستان مورد استفاده قرار دادیم. پس از آن ما جهت مان را تغییر دادیم و طالبان را حمایت کردیم. نتیجه آن تقویت القاعده بود و متعاقب آن حملات یازدهم سپتمبر به وقوع پیوست. ما امروز در منطقه از لحاظ دیپلوماسی به حالت انزوا قرار داریم. هیچ کس نمیخواهد از استراتژی (حمایت) از طالبان ما جانبداری کند، حتا عربستان سعودی. ما در داخل دچار مشکلات شدید امنیتی هستیم. اقتصاد مان ازهم گسیخته است. در بخشهایی از کشور مشکلات قومی و جنگ وجود دارد. حمایت از طالبان سیاست غلطی است. ما باید گفت و شنودی را بین حامد کرزی رییس جمهور افغانستان و طالبان به راه بیاندازیم. زود دویچه سایتونگ: گروههای افراطی بیشماری در منطقه مرزی میان افغانستان و پاکستان فعال میباشند. روابط آنها با همدیگر چگونه است؟ رشید: طالبان افغانی و طالبان پاکستانی دو واحد مختلف اند. در سالهای 1990 بسیاری پاکستانیها در افغانستان بودند و علیه اتحاد شمال میجنگیدند. بعدتر گروههایی به وجود آمدند که علیه هند در کشمیر بجنگند. آنها توسط دولت و دستگاه استخبارات نظامی پاکستان (آی اس آی) تقویت میشدند تا تندرو شوند و در این یا آن جبهه بجنگند. بعد از یازدهم سپتمبر، طالبان افغانی در خط مرزی آمدند و در اینجا پایگاههای شان را ایجاد کردند. اینها برخی از قبایل پشتون را که در دور و پیش شان قرار داشتند، تندرو ساختند. همراه با طالبان، سازمان تروریستی القاعده نیز به اینجا آمد. پس از آن قبایل پشتون نیز دستورالعمل شان را به وجود آوردند، به این منظور که ارتش را از مناطق قبایلی بیرون کنند و آنجا را طوری بسازند که هم برای خود شان و هم برای مهمانان افغان شان محفوظ باشد. زود دویچه سایتونگ: اما نفوذ طالبان تنها به مناطق مرزی محدود نیست. رشید: در دو سه سال گذشته صحنه داخلی پاکستان تغییر خورده است. طالبان کم و بیش خود را به مناطق قبایلی محدود ساخته اند، اما تعهداتی با گروههایی در پنجاب و کراچی نیز دارند که توسط "آی اس آی" آموزش دیده اند تا در کشمیر بجنگند . بسیاری این گروهها با طالبان پاکستانی همپیمان شده اند. اینها گروههایی بوده اند که نخست با هندوستان مخالفت داشتند و اکنون از دولت پاکستان احساس غدر و دغل بازی میکنند. طالبان افغانستان در جنگهای پاکستان دست ندارند. آنها میدانند که در اینجا نان شان با روغن تر است و به حمایت "آی اس آی" ضرورت دارند. زود دویچه سایتونگ: آیا آنها میخواهند با تمام قوا در افغانستان حکومت کنند؟ رشید: آنها می خواهند در یک شکل محدود به قدرت برگردند. در صفوف آنها آدمهای عملگرایی نیز هستند که خواهان مذاکره با کرزی اند و به تقسیم قدرت در بخشی از ساحات دولتی راضی خواهند بود. این گروهها میدانند هرگاه بازهم بخواهند به تنهایی حکومت کنند، یک دولت یاغی به وجود خواهند آورد. آنها علاقمند معامله با کسی هستند که بتواند برای شان حمایت بینالمللی را مهیا سازد. زود دویچه سایتونگ: آیا سخت سرانی وجود ندارند که نگذارند هیچ نوع مذاکرهای صورت گیرد؟ رشید: به نظرم طالبان عملگرا به طور چشمگیر بانفوذ میباشند. آنها میخواهند پاکستان را کاملا ترک بگویند و دوباره به افغانستان برگردند. امریکا و ناتو اکنون باید تصمیم بگیرند که با طالبان حرف بزنند و گفتگویی را آغاز کنند. این کار سه هفته نه بلکه شاید سه سال را در بر گیرد. دلیلی ندارد که بیشتر انتظار کشید. به ویژه آن که اعلام شده است در سال 2011 خارج شدن نیروهای خارجی از افغانستان شروع میشود. بالاخره غرب با طالبان مذاکره میکند، اما هر قدر انتظار طولانی شود، مذاکرات را به سراسیمگی میکشاند. ولی رییس جمهور اوباما این تصمیم را به تاخیر میاندازد. موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار [ پنجشنبه 1390/04/02 ] [ 20:9 ] [ حبیب الله رضایی ]
باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا از خروج ده هزار نظامی مستقر در افغانستان تا پایان سال ۲۰۱۱ خبر داده است. آقای اوباما چهارشنبه شب در یک سخنرانی زنده تلویزیونی اعلام کرد ۲۳ هزار سرباز دیگر آمریکایی نیز تا سپتامبر آینده از افغانستان خارج خواهند شد. به این ترتیب "نظامیان اضافی" آمریکا که در سال نخست ریاست جمهوری باراک اوباما به افغانستان اعزام شدند، تا پایان تابستان آینده از این کشور خارج خواهند شد. باراک اوباما گفت پس از این تاریخ نیز خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان با روند ثابتی ادامه خواهد داشت و ماموریت این سربازان به تدریج از شرکت در عملیات رزمی به پشتیبانی ارتش افغانستان تغییر خواهد یافت. آقای اوباما گفت: "تا سال ۲۰۱۴ روند انتقال (مسوولیت تامین امنیت) کامل خواهد شد و مردم افغانستان مسوول امنیت خود خواهند بود." باراک اوباما تاکید کرد خروج نیروهای نظامی آمریکا از افغانستان از موضع قدرت انجام می شود و گفت القاعده بیش از هر زمان دیگری پس از حملات یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ تحت فشار است. آقای اوباما گفت: "اطلاعاتی که از قرارگاه بن لادن به دست آوردیم نشان می دهد القاعده زیر فشار بسیار زیادی است." باراک اوباما تاکید کرد آمریکا به همراه پاکستان موفق شده است نیمی از رهبری القاعده را از پا در بیاورد. او گفت: "به خاطر تلاش کارشناسان اطلاعاتی و نیروهای ویژه کشورمان، اسامه بن لادن، تنها رهبری که القاعده تاکنون به خود دیده بود را کشتیم. این یک پیروزی برای همه کسانی است که از یازدهم سپتامبر (۲۰۱۱ به بعد، به آمریکا) خدمت کرده اند." آقای اوباما گفت مردم آمریکا می توانند آسوده خاطر باشند که شعله جنگ در حال خاموش شدن است. او گفت: "با این که ممکن است روزهای تاریکی هم در پیش روی افغانستان قرار داشته باشد، شعله صلح توام با امنیت در دور دست دیده می شود. این جنگ های طولانی به طور مسوولانه به پایان خواهند رسید." اعلام خبر زمانبندی خروج نیروهای نظامی آمریکا از افغانستان پس از هفته ها حدس و گمان در محافل سیاسی آمریکا و در پایان بازنگری یک ماهه در راهبرد نظامی ایالات متحده در این کشور انجام شد. باراک اوباما در سال ۲۰۰۹ برای کمک به ثبات در این کشور ۳۰ هزار نیروی نظامی اضافی به افغانستان فرستاد و در حال حاضر یکصدهزار سرباز آمریکایی در کنار نظامیان دیگر کشورهای عضو ناتو عهده دار تامین امنیت در افغانستان هستند. مسوولیت کامل حفاظت از امنیت افغانستان تا سال ۲۰۱۴ به این کشور واگذار خواهد شد. آمریکا ده سال است درگیر جنگ در افغانستان است که هفته ای دو میلیارد دلار هزینه دارد. به همین علت ادامه حضور نظامی در افغانستان نارضایتی هایی را به همراه داشته و ۲۷ سناتور آمریکایی به تازگی در نامه ای خطاب به آقای اوباما خواهان تسریع در خروج از این کشور شدند. بعضی از فرماندهان ارشد نظامی و رابرت گیتس، وزیر دفاع سابق آمریکا خواهان ادامه حضور گسترده نظامیان در افغانستان تا سال ۲۰۱۳ برای ثبات بخشیدن به دستاوردهای اخیر در برابر طالبان بودند. تحلیلگران می گویند نزدیک بودن زمان مبارزات انتخاباتی در آمریکا و عدم محبوبیت این جنگ از عوامل کاهش سربازان آمریکا در افغانستان است. جنگ افغانستان محبوبیت خود را در آمریکا از دست داده است یک نظرسنجی جدید که به وسیله سی ان ان انجام شد، نشان دهنده عدم رضایت ۶۲ پاسخ دهندگان از جنگ طولانی مدت در افغانستان بود. آقای اوباما درحالی درباره طرح های کاهش نیرو در افغانستان سخنرانی کرد که رابرت گیتس وزیر دفاع پیشین در چند روز گذشته خبر گفت و گوی آمریکا با طالبان در افغانستان را تایید کرد. این اولین بار است که دولت آمریکا تماس با طالبان را تایید می کند. واکنش ها: بیم و امیدوزارت دفاع افغانستان از تصمیم آمریکا برای خروج سربازانش از این کشور استقبال کرده است. سخنگوی این وزارتخانه گفت کابل از "تلاش ها و فداکاری های" نیروهای خارجی تقدیر می کند. واکنش سیاستمداران آمریکایی به سخنان آقای اوباما متفاوت بود. سناتور جان کری، رئیس دموکرات کمیته روابط خارجی مجلس سنا در بیانیه ای استراتژی تبیین شده به وسیله باراک اوباما را صحیح دانست و آن را مطابق با وعده ۱۸ ماه پیش رئیس جمهوری به مردم آمریکا درباره سیاست افزایش سی هزار نفری نیروهای نظامی در افغانستان دانست. از سوی دیگر، جان بینر، رهبر اکثریت جمهوری خواهان مجلس نمایندگان آمریکا در بیانیه ای از این که آقای اوباما متوجه اهمیت موفقیت در افغانستان است، ابراز رضایت کرد و گفت تضعیف القاعده باید بر هر جدول زمانبندی اولویت داشته باشد. سناتور جان مک کین، رقیب جمهوری خواه باراک اوباما در انتخابات سال ۲۰۰۸ از "تهدید غیرضروری" دستاوردهای نظامی و امنیتی آمریکا در افغانستان ابراز نگرانی کرد. در این حال، سناتور ریچارد لوگار، عضو جمهوری خواه کمیته روابط خارجی سنا اعلام کرد که هیچ منطقی حضور ۱۰۰ هزار نیروی نظامی در افغانستان و هزینه سالانه ۱۰۰ میلیارد دلاری در این کشور را توجیه نمی کند. آقای لوگار گفت: "این کشور فاقد ارزش استراتژیکی است که بخواهیم برایش این بها را بپردازیم، به خصوص در زمانی که کشور ما دچار بحران بدهی است و نظامیان ما به خاطر اعزام به ماموریت های رزمی متوالی زیر فشار هستند."!!!!!!(بی بی سی) موضوعات مرتبط: سیاست، اخبار [ پنجشنبه 1390/04/02 ] [ 10:5 ] [ حبیب الله رضایی ]
در لحظات آخری که بهترین جنرال خودرا به یک ماموریت مرگ و زندگی میفرستید، چه میگویید؟ اگر آدم مذهبی باشید با دعایی بدرقهاش مینمایید. شاید هم برایش در مورد اهمیت ماموریت، سخنرانی کنید. شاید هم بهعنوان رسم نظامی، پای را محکم به زمین کوبیده، با ابراز موفقیت برای او، با احترام راهیاش نمایید. چهارشنبه 01 اسد 1390 ساعت 09:10 نویسنده: محمد حنیف، نویسندهی پاکستانی / برگردان: 8صبح / منبع: مجله اوپن موضوعات مرتبط: سیاست، تاریخ [ پنجشنبه 1390/04/02 ] [ 1:43 ] [ حبیب الله رضایی ]
- در تلقى حضرت امير اگر حكومتى نتواند حق را اقامه كند و بر باطل يورش برد و در برابر فشار ستم و فرياد مظلوم بر خود نلرزد و بر پاى نخيزد به اندازه عطسه بز و يا كفش وصله دارى ارزش ندارد. - دو زن نزد حضرت آمدند و كمك خواستند، حضرت امير به هر يك از آنان مقدارى درهم و غذا به صورت برابر داد. يكى از زنان گفت: من زنى از عرب و او از عجم است! حضرت فرمود: به خدا قسم در زمينه بيت المال من فرقى بين فرزندان حضرت اسماعيل و فرزندان اسحاق نمى بينم. - پيرمردى نابينا گدايى مى كرد، حضرت امير فرمود: اين چه وضعى است؟ گفتند: يا اميرالمؤمنين شخصى مسيحى است. حضرت فرمود: او را به كار گرفته ايد تا اكنون كه عاجز و پير شده محرومش ساخته ايد، از بيت المال هزينه او را بپردازيد. جايگاه عدل در بيان علوىعوامل تحقق عدالتموانع اجراى عدالتگستره عدالت در حكومت دينىسرآغاز بى عدالتى ها در تاريخ سياسى اسلامجلوه هاى عدالت در سيره علوىستيز با عدالت گريزانموضوعات مرتبط: قرآن کریم، معارف اسلامی، سخنان معصومین (ع)، سیاست، زندگی نامه معصومین (ع) و بزرگان دینی [ پنجشنبه 1390/03/26 ] [ 8:30 ] [ حبیب الله رضایی ]
حامد کرزی با هدف جلب رضایت حمایت پاکستان از روند گفتگو به اسلام آباد سفر نمود، اما افکارعامه در کابل مطمین نیست که اسلامآباد واقعا بخواهد حکومت را در این قسمت کمک کند. پاکستانیها نه یک قسمت که کل کیک را برای خود میخواهند، و این برای حکومت کرزی ناممکن است. آن دستهای که در حکومت، خود را مخالف سر سخت پاکستان میبینند، بیشتر از گذشته نسبت به زیادهخواهیهای پاکستان حساسیت نشان داده و میکوشند که مذاکرات با امریکا بر سر حضور بلندمدت در افغانستان را به یک جایی برسانند.
|
||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||