تبليغاتX
سلام خوش آمدید
یاد داشت های یک خبرنگار
 
مروری بر رسانه ها
 

مرا واله و حیران یاد خود گردان

یاد خداوند، موجب اطمینان، آرامش و نشاط درون آدمی است و نمی گذارد اندوه های برخاسته از کاستی های حیات مادی موجودیت انسان را به خطر افکند؛ همان گونه که نمی گذارد سرمستی غرق  شدن در کامجویی ها، راز نهایی شخصیت آدمی را از بین ببرد. یاد خداوند، دل را صفا و جلا می دهد و زنگار غفلت ها و از خود فراموشی ها را می زداید.
گرچه نیازمندیهای بی شمار انسان به خدای متعال، عامل توجه و یاد اوست، اما تا انسان، در زمین دل، بذر معرفت ننشاند و ضمیرش با باران عنایت الهی سیراب نگردد، به فراخنای یاد خدا و عظمت محفل انس ‍ حضرت حق رهنمون نمی گردد.پس از آنکه او خداوند را شناخت و نور حق بر قلبش تابید و به جهان وسیع و نورانی معرفت الهی بال گشود و سرمست عشق و تجلی معبود خویش گشت، دمادم از معشوق خویش یاد می کند و از ژرفای دل فریاد بر می آورد که: الهی، و الهمنی و لها بذکرک الی ذکرک؛  خدای من، مرا واله و حیران یاد خود برای یاد خود گردان.
  نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/22ساعت 10:17  توسط  حبیب الله رضایی  | 

توبه

 

سير و سلوك الى الله درجات و مراتب گوناگونى دارد كه بايد يكى پس از ديگرى پيموده شود; اما پيش از پيمودن آن مراحل بايد با توبه مانع را برداشت. اولين مرحله از مانع‏زدايى براى سالكان راه، گناه‏زدايى است; چون گناه نه تنها مايه ورود به جهنم است، بلكه مانع انجام كار خير در دنيا نيز خواهد شد.

امام صادق (عليه السلام) مى‏فرمايد: اثر گناه اين است كه انسان را از عبادت، محروم مى‏كند. گاهى انسان، در روز به گناهى مبتلا مى‏شود و بر اثر آن از شب زنده‏دارى و نماز شب محروم مى‏گردد; گناه در كارهاى خير، مانند كارد تيز در گوشت اثر دارد: همان گونه كه كارد در گوشت نفوذ كرده، آن را قطعه قطعه مى‏كند، گناه نيز اطاعت را قطعه قطعه مى‏كند.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه 1387/07/19ساعت 23:49  توسط  حبیب الله رضایی  | 

شرط آسايش در جهان پر آشوب

همه ما مى‏خواهيم هميشه اهل نشاط و سرور باشيم. گروهى مى‏گويند خوشحالى مستمر در دنيا ممكن نيست; زيرا دنيا پيچيده به درد و رنج است: «دار بالبلاء محفوفة‏»  . اين سخن، حق است، اما آيا مى‏شود انسان در جهانى كه پيچيده به درد و رنج است آسوده باشد؟ عارفان گفته‏اند: آرى، آسودگى در جهان پر آشوب ممكن است. حال چگونه زندگى كنيم كه در دنيا راحت و آسوده باشيم؟ جواب: به آنچه ماندنى است دل ببنديم.

توضيح اين كه: ما همواره به بسيارى از چيزها دل مى‏بنديم; به آنچه نداريم علاقه پيدا مى‏كنيم و با از دست دادن آنچه داريم مى‏رنجيم; چون شناخت ما ناقص و قدرت انتخاب و دوست‏يابى ما ضعيف است، هميشه در رنج هستيم. آنچه ماندنى است‏بايد مطلوب و محبوب ما باشد. از اين رو قرآن كريم مى‏فرمايد: اولياى الهى، نه ترسى دارند و نه اندوهى: «الا ان اولياء الله لا خوف عليهم و لا هم يحزنون‏»


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه 1387/07/18ساعت 9:36  توسط  حبیب الله رضایی  | 

تجارت پرسود

اگر براى انسان «پايدار» و «ناپايدار» معلوم شود و سپس او، ناپايدار را رها كرده، پايدار را بگيرد، در تجارت سود مى‏برد. قرآن كريم در باره تجارت انسان، دو پيام دارد:

1. انسان، همواره در صدد داد و ستد است اگر چه خود را بيكار مى‏پندارد. انسان همواره يا هدايت و آخرت مى‏خرد و ضلالت و دنيا مى‏فروشد و يا برعكس. اگر، هدايت و عقل را بخرد و ضلالت و جهالت را بدهد، در حقيقت، چيزى را كه سراب است و برخى آن را واقعيت مى‏پندارند رها كرده و ماندنى را مى‏گيرد و آنگاه با اين كالاى ماندنى سفر مى‏كند و در قيامت‏براى او ميزانى هست، چون بار وزينى به همراه دارد، ولى اگر هدايت و آخرت را از دست‏بدهد و ضلالت و دنيا را بگيرد، در قيامت‏براى او ميزانى نيست; چون بار وزين و ارزنده‏اى به همراه ندارد تا سنجيده شود، چنانكه قرآن مى‏فرمايد: «فلا نقيم لهم يوم القيامة وزنا» (سوره كهف، آيه 105.) ما ترازويى براى كافران اقامه نمى‏كنيم.

2. كسى كه هدايت را بخرد واقعا چيزى را مى‏گيرد و سراب را از دست مى‏دهد; ولى كسى كه هدايت را بفروشد و ضلالت را بخرد، آنها كه ضلالت را به او مى‏فروشند، هدايت را زير پاى خود مى‏گذارند و آن را حفظ نمى‏كنند. در هر خريد و فروشى، خريدار مثمن و فروشنده، ثمن را كه مى‏گيرند حفظ مى‏كنند، ولى كسانى كه كالاى ضلالت و گمراهى را به جاهلان مى‏فروشند و جاهلان، ضلالت را از آنان مى‏خرند: «اولئك الذين اشتروا الضلالة بالهدى و العذاب بالمغفرة‏» (سوره بقره، آيه 175.) آنان هدايت را پشت‏سر مى‏اندازند، نه اين كه آن را در جايى ذخيره كنند. از اين رو تعبير قرآن كريم اين است كه: «فنبذوه وراء ظهورهم‏» (سوره آل عمران، آيه 187.) آنان كتاب خدا و دين الهى را پشت‏سر مى‏اندازند. هدايت را از دست جامعه مى‏گيرند، و جامعه انسانى را از هدايت، تهى مى‏سازند.

  نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/17ساعت 14:31  توسط  حبیب الله رضایی  | 

دنياى ناپايدار

بهترين هنر براى انسان، فرزانگى و عقل اوست. در فضيلت عقل همين بس كه حتى كسانى كه آن را ندارند مى‏كوشند خود را فرزانه و عاقل معرفى كنند. هيچ كسى غير از عقل آفرين، با حقيقت عقل، آشنا نيست. خداوند، هم عقل را معرفى و هم عاقل را به عنوان الگو ارائه كرده است; چنانكه هم جهل را معرفى كرده و هم جاهل را به منظور پرهيز از او به ما شناسانده است.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/15ساعت 0:30  توسط  حبیب الله رضایی  | 

 

روح هستی

 

جايگاه انسان كامل در نظام هستى-1

 

انسان كامل نسخه مختصر از همه عوالم در نظام هستى است و اگر كسى بتواند او را به خوبى بشناسد، همه جهان آفرينش را شناخته است و اگر از معرفت و شناخت او بهره اى حاصل ننمايد، از شناخت همه عوالم هستى محروم خواهد بود.

وجود انسان كامل ظرف همه حقايق و خزاين الهى است و اين اسما، اعيان حقايق نوريه دار هستى است ، نه اسماى لفظى ، لاجرم اين مقام داراى ولايت تكوينى است كه مى تواند با اذن و مشيت الهى در كائنات تصرف كند، بلكه خود را در خارج از بدن خود ايجاد نمايد و موجودات خارجى به منزله اعضاى انسان كامل و او به مثابه جان آن هاست ، لذا معجزات و كرامات و هر گونه خارق عادت انسان هاى كامل از اين جهت است .

انسان كامل به منزله روح عالم و عالم جسد اوست ، و آن طور كه روح جسد را تدبير كرده و به وسيله قواى روحانى و جسمانى كه در اختيار دارد مى تواند هر گونه تصرفى در آن داشته باشد، انسان كامل نيز عالم را تدبير كرده و مى تواند در آن به واسطه اسماى الهى - كه در وجود او به امانت گذاشته شده - در عالم تصرف كند، زيرا تمام حقايق نهفته در نهان انسان كامل ، برزخى است بين جهت احديت جمعى و حقيقت بحر وجوب و بين حقيقت مظهريت كه براى او حقايق امكان است كه عرشى آن حقيقت وجوبى است .


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه 1387/07/13ساعت 6:39  توسط  حبیب الله رضایی  | 

استادان ناشناخته انسان

يك موحد، غافل نيست و همه آنچه را كه به سود «سالك الى الله‏» است پيام خدا مى‏داند. البته پيام خدا گاهى نشان دارد و گاهى بى‏نشان است. ذات اقدس اله گاهى به صورت صريح به وسيله انبيا (عليهم السلام) با تعابيرى مانند: «يا ايها الناس‏»، «يا ايها الذين امنوا»، «يا اهل الكتاب‏» و گاهى به صورت ناشناس پيام مى‏دهد.

گاهى شخصى به ديگرى حرفى آموزنده مى‏زند و شخص سوم آن را مى‏شنود و از آن نتيجه‏اى مى‏گيرد; مثلا گاهى بدون اين كه قصد خاصى داشته باشد و فقط براى تكريم شهادت و تعظيم شهيد، در مجلس يا تشييع شهيدى شركت مى‏كند و در آن جا صحنه‏اى اتفاق مى‏افتد كه آموزنده است.

گاهى نيز كسى مطلبى مى‏پرسد و سؤالش تحولى در نهان انسان ايجاد مى‏كند. همه اينها ماموران الهى هستند كه از راه غيب، پيام خدا را به انسان موحد سالك مى‏رسانند.

علم بر دو گونه است: علم صورى و ظاهرى و علم غيبى و معنوى. علمهاى صورى و ظاهرى، استاد صورى طلب مى‏كنند; اگر كسى بخواهد فقه، اصول، تفسير، فلسفه، ادبيات و غيره فرا بگيرد، هر كدام از اين علوم كتاب و استاد مشخصى دارد; اما گاهى انسان، تشنه و به دنبال گمشده است. او هم استاد مى‏خواهد; اما هميشه استاد تهذيب و سير و سلوك، كتاب مشخصى را در ساعت و مكانى معين، تدريس نمى‏كند، گاهى معلم غيبى از راههاى گوناگون، پيامش را به گوش «سالك الى الله‏» مى‏رساند و اهل سير و سلوك بايد پيام شناس باشد.

اشاره شد كه گاهى سؤالى از كسى مطرح مى‏شود و اين سؤال، آن مسئول را بيدار مى‏كند; گاهى ديدن منظره‏اى تحولى در انسان ايجاد مى‏كند; گاهى سالك غير غافل با شنيدن شعرى يا برخورد با انسانى مهذب، عوض مى‏شود. همه اينها اساتيد ناشناخته انسان هستند.

گاهى شخصى مسئله‏اى اخلاقى از انسان مى‏پرسد; مسئله‏اى كه خود انسان هم به آن مبتلاست و با همين سؤال، متنبه مى‏شود و حالت «يقظه‏» و بيدارى به او دست مى‏دهد، اين سائل نيز رسول و فرستاده خداست و خدا او را به عنوان معلم براى ما فرستاده است; مثلا، اگر شخصى به انسان دنيازده و دل بسته به زرق و برق كه توانگران را بر تهيدستان ترجيح مى‏دهد مراجعه كند و بپرسد: من چه كنم تا توانگر و تهيدست را يكسان ببينم؟ گر چه اين سخن به ظاهر سؤال است، ولى در حقيقت تعليمى براى آن متمكن مغرور است.

درس اخلاق را ولى خدا مى‏دهد و او مانند «ليلة القدر»، در بين انسانها مستور است و نيز راههاى تعليم و تزكيه مثل نزول آيات الهى، مستور و تنها شرطش بيدارى و آمادگى است. بنابراين، همه ما خواهان تعليم مسائل اخلاقى هستيم، ولى نبايد توقع داشته باشيم استادى مشخص در زمان و مكان مشخص به ما درس اخلاق بدهد; گرچه اين گونه درسها همانند دروس كلاسيك ديگر، سودمند و تذكره است و از نفعش بايد بهره برد، ولى راه اساسى چيز ديگرى است.

 

  نوشته شده در  شنبه 1387/07/13ساعت 2:32  توسط  حبیب الله رضایی  | 

توحيد، قطع علايق از غير خدا

  مهمترين و اصلى‏ترين راه تهذيب روح، قطع علاقه از غير خدا و حصر علاقه به خداست كه اين، همان توحيد است، يعنى انسان از نظر دانش، جز خدا چيزى را مبدا اثر نداند و از نظر گرايش نيز فقط به او ايمان بياورد.

وسوسه شيطان و ايجاد شك و شبهه در انسان براى آن است كه انسان در همه شئون الهى متعبد نيست و بهترين راه براى رهايى از وسوسه شك و ترديد، عبادت است و اگر كسى به يقين برسد، ارزش عبادت را بهتر مى‏داند و اين راه عبادى را بهتر طى مى‏كند.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه 1387/07/11ساعت 20:47  توسط  حبیب الله رضایی  | 

شرايط زندگى در خانه امن

زندگى در خانه امن دو شرط دارد: يكى اين كه كار انسان، خوب باشد و به اصطلاح «حسن فعلى‏» داشته باشد و ديگر اين كه خود انسان هم شخص مؤمنى باشد و «حسن فاعلى‏» داشته باشد. بنابراين، انسان مؤمن اگر كار خوبى انجام ندهد، دستاويز خوبى ندارد يا اگر كار خوبى انجام دهد ولى معتقد به خدا نباشد، چون اين كار از روحى ناپاك، نشئت گرفته باز دستاويز ناگسستنى را از دست داده است. وقتى انسان به چنين دستاويز محكم و ناگسستنى، دست مى‏يازد كه هم خود مؤمن باشد و هم براساس ايمان، كارهاى سودمندى ارائه كند.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/10ساعت 15:39  توسط  حبیب الله رضایی  | 

دعای امام سجاد برای وداع ماه مبارك رمضان

 السّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَكْرَمَ مَصْحُوبٍ مِنَ الْأَوْقَاتِ، وَ يَا خَيْرَ شَهْرٍ فِي الْأَيّامِ وَ السّاعَاتِ.

 سلام بر تو، چه طولانى بودى بر گناهكاران! و چه با هيبت بودى در دلهاى مؤمنان.

سلام بر تو اى ماهى كه روزها با تو سر همسرى ندارند.

 سلام بر تو كه از هر جهت موجب سلامتى.

 سلام بر تو، كه همنشينيت مكروه، و معاشرتت نكوهيده نيست.

سلام بر تو، همچنانكه با ارمغان بركات بر ما وارد شدى، و آلودگى گناهان را از ما فرو شستى.

 سلام بر تو، كه وداع با تو از روى خستگى، و ترك روزه‏ات از سر ملالت نيست.

سلام بر تو، كه پيش از آمدن در آرزوى تو بوديم، و پيش از رفتن از انديشه فراقت محزونيم.

سلام بر تو، و بر شب قدرى كه از هزار ماه بهتر است.

سلام بر تو، ديروز چه سخت به تو دل بسته بوديم، و فردا چه بسيار بتو مشتاق خواهيم بود!

سلام بر تو، و بر فضيلتت كه از آن محروم شديم، و بركات گذشته‏ات كه از ما ربوده شد .

خدايا، با بيرون رفتن اين ماه، ما را از گناهانمان بيرون آور، و همراه خارج شدنش ما را از بديهامان خارج ساز. و ما را از خوشبخت‏ترين اهل اين ماه بوسيله اين ماه، و از پرنصيب‏ترين ايشان در اين ماه و از بهره‏مندترين ايشان در اين ماه قرار ده .


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/08ساعت 18:28  توسط  حبیب الله رضایی  | 

زندگى در خانه امن

براى اين كه انسان از هر خطرى رهيده تا حد امكان، ملكات فاضله را فراهم كند، خداى سبحان به او راهى نشان داده، مى‏فرمايد: تعلق و دلبستگى به ذات اقدس اله، پناهگاهى امن، و تعلق و دلبستگى به غير او خانه‏اى سست و نا امن است. كسى كه در خانه‏اى امن باشد، نه مى‏توان چيزى را از او گرفت و نه چيزى را بر او تحميل كرد; زيرا او در قلعه‏اى امن به سر مى‏برد، ولى اگر كسى در خانه‏اى ناامن به سر ببرد، هم مى‏توان چيزهايى كه دارد از او گرفت و هم مى‏شود چيزهايى را بر او تحميل كرد.

تعبيرات دينى در مورد خانه امن اين است كه خانه امن، «عروه وثقى‏»، «حبل متين‏» يا «حصن حصين‏» خداست و قرآن خانه ناامن، را به خانه عنكبوت تشبيه كرده، «اوثق البيوت‏» و «اوهن البيوت‏» را مشخص مى‏كند:

«فمن يكفر بالطاغوت و يؤمن بالله فقد استمسك بالعروة الوثقى لا انفصام لها» (سوره بقره، آيه 256.)

كسى كه به طاغوت كفر بورزد و به الله، مؤمن شود، به دستگيره مستحكمى دست‏يازيده است. ايمان به خدا دسترسى به دستگيره ناگسستنى است و شرطش تبرى از غير خدا و تولى خداست. ذات اقدس اله همين مطلب را با تعبير ديگر در سوره «لقمان‏» بيان مى‏كند:

«و من يسلم وجهه الى الله و هو محسن فقد استمسك بالعروة الوثقى و الى الله عاقبة الامور» (سوره لقمان، آيه 22.)

كسى كه چهره جانش را به سوى خدا متوجه كند و خود انسانى مؤمن و معتقد باشد، به آن دستگيره‏اى ناگسستنى دست‏يازيده و پايان كار هم به سوى خداست.
  نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/08ساعت 13:33  توسط  حبیب الله رضایی  | 

سجده 

مرحوم محدث قمى در سفينه البحار مى گويد: سجده نهايت تذلل و خاكسارى انسان در برابر خداوند، و عالى ترين درجه ى عبوديت است .
از نظر اسلام ، سجده مخصوص خداوند است . سجده ى ملائكه نسبت به حضرت آدم و سجده ى برادران يوسف درباره ى يوسف ، از باب تعظيم و تكريم بوده ، نه سجده اصطلاحى كه در نماز هفت عضو بدن را بر زمين مى گذريم . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: سجده بهترين عمليست كه انسان مى تواند در پرتو آن ، به خداوند متعال نزديك شود و در بارگاه الهى قرب و منزلت پيدا كند. پس در سجده زياد دعا كنيد.
از حضرت على عليه السلام در رابطه با علت دو سجده سؤ ال كردند، فرمودند: معناى سجده اول كه نماز گزار سر بر خاك مى گذارد، آن است كه : بارالها! تو ما را از اين خاك آفريدى . و چون سر از سجده بر مى دارد، مفهومش اين است كه تو ما را از اين خاك خارج ساختى . معناى سجده ى دوم آن است كه ، دوباره ما را به خاك بر مى گرداند (مى ميرانى ). و چون سر از سجده بر مى دارد تاويلش اين است كه : دوباره او را از اين خاك خارج خواهى نمود) . اشاره به روز قيامت دارد(


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/07ساعت 16:36  توسط  حبیب الله رضایی  | 

معيار سلامت قلب تنها محبت‏خداست

قطع علايق از غير خدا

قرآن مهمترين راه نزاهت روح را سلامت دل از محبت غير خدا مى‏داند و مى‏فرمايد: تنها كسانى در قيامت از گزند عذاب آن روز مصونند كه با قلب سالم وارد صحنه قيامت‏شوند.در قيامت معلوم مى‏شود كه نه تنها مال و فرزند، بلكه غير از قلب سليم و مطهر از غبار ماسوا هيچ چيزى نافع نيست.

و قلب سليم قلبى است كه به تعبير برخى روايات محبت هيچ كس جز خدا در آن نباشد. پس معيار سلامت قلب تنها محبت‏خداست.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه 1387/07/06ساعت 23:28  توسط  حبیب الله رضایی  | 

ميلاد و زندگى جديد

ما دو مشكل داريم: اول اين كه واقعا مرگ را فراموش كرده‏ايم. گويا اصلا مخاطب به رحلت نيستيم و بلندگوى مرگ با ما سخن نمى‏گويد! با اين كه مرتب مى‏بينيم روزانه عده‏اى به گورستان مى‏روند، اصلا خيال نمى‏كنيم كه ما هم بايد برويم. دوم اين كه خيال مى‏كنيم مرگ رهايى از دنياست; در حالى كه مرگ، تنها رهايى از دنيا نيست، بلكه ميلادى جديد و هجرتى نو است. انسان در جهان آخرت، زنده است و زنده نياز به غذا و لباس دارد و غذا و لباس آن جا را بايد در دنيا فراهم كرد و گرنه در آن جا لباس و غذايى كسب نمى‏شود. مشكل اين است كه در آن جا اين نيازها هست، بازارى هم نيست و كالايى را به كسى عرضه نمى‏كنند. بنابراين، انسان بايد همه چيز را به همراه خود ببرد. اگر مسافرت به سرزمينى باشد كه چيزى در آن جا نيست، انسان عاقل با دست‏خالى به آن جا نمى‏رود. به هر تقدير، اگر اين دو مطلب را باور داشته باشيم، آنگاه مى‏فهميم اميرالمؤمنين (عليه‏السلام) چرا موضوع مرگ و هجرت به آخرت و لزوم تجهيز براى رفتن را هر شب تكرار مى‏كردند.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه 1387/07/05ساعت 15:18  توسط  حبیب الله رضایی  | 

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

کلید رحمت الهی

 رسول خدا (ص ) :

دعا اسلحه ى مؤ من است .
دعا ستون دين است .
برترين عبادت دعاست .
دعا مغز و روح عبادت است .
دعا همان عبادت است.عاجزترين مردم كسيست كه از دعا كردن عاجز و ناتوان باشد.
هيچ چيز نزد خدا گرامى تر از دعا نيست .
دعا كليد رحمت ، وضو كليد نماز، و نماز كليد بهشت است .
دعا سپاهى از سپاهيان مجهز خداوند است و به اندازه يى قدرت دارد، كه قضاى محتوم را دفع مى كند.
دعا درباره ى آنچه فرود آمده و آنچه نيامده ، مفيد است . بندگان خدا! از دعا غافل نشويد.

  نوشته شده در  پنجشنبه 1387/07/04ساعت 17:32  توسط  حبیب الله رضایی  | 
            اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى اباَّئِهِ فى

            هذِهِ السَّاعَةِ وَفى كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقاَّئِداً وَناصِراً وَدَليلا

               وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً  .

 

        احتمال شب قدر بودن

                        

                                اعمال مخصوص شب بيست و سوّم

در هَدِيّة الزّائر ذكر شده از دو شب قدر سابق افضل است و از احاديث بسيار مُستَفاد مى شود كه شب قدر همين است و اين شب جهنى است و در اين شب جميع امور بر وفق حكمت مقدّر مى گردد.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/02ساعت 18:36  توسط  حبیب الله رضایی  | 

معنای شب قدر

درنوشته قبلی ( شب قدر کدام شب است؟) توضیح دادم که برخی از افراد قایل  به تفصیل شدند وبرخی افراد با توجه به اعمال خاص شب 23 رمضان به احتمال قوی این شب را شب قدر می دانستند.

به هر صورت در این نوشته در باره معانی گوناگون شب قدر با اشاره به دو معنی مشهور آن می نویسم ؛

1 – به معنای قدر و منزلت وارزش ، که قران در این باره می فرماید " لیلته القدر خیر من الف شهر" شب قدر از هزار ماه ( 80 سال بدون شب قدر) بهتر است. یعنی یک عمل در شب قدر به اندازه  هزار عمل در ماه های دیگر ارزش دارد.

2 – قدر به معنای تقدیر و تعیین سر نوشت ، در این شب  سر نوشت یکسال انسان ( از این شب قدر تا شب قدر آینده) مقدر می شود. از قبیل اعمال، ارزاق، سرآمد عمر ها و... البته نه بطور جبر بلکه مطابق عملکرد ها، لیاقت ها و شایستگی انسان ها.

آنچه در این بین مهم است ؛ انجام دستورات الهی در تمام طول سال به خصوص در این شب های بزرگ است. نه این که فقط در ماه مبارک رمضان و شب های قدر یاد مان بیاید که ما مسلمان و بنده هستیم .

بیایید برای همه دعا کنیم تا خداوند لذت بندگی وعبادش را به همه بچشاند.  

  نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/02ساعت 0:10  توسط  حبیب الله رضایی  | 

 

جامعيت قرآن

 

امام علی (ع) ؛ و فى القرآن نبا ما قبلكم و خبر ما بعدكم و حكم و ما بينكم

( حکمت 313)

سرگذشت نسلهاى پيشين شما، و خبرهاى مربوط به نسلهاى آينده شما، و احكام و دستورات به امورى كه بين شما جارى است، همه در قرآن آمده است.

آنچه انسان، در زندگى اين جهانى خود به آن نيازمند است، بطور كلى، خارج از اين سه مورد نيست:
* نخست، ميخواهد بداند كه پدران و مادران و نياكان او، در گذشته، چگونه بوده‏اند، چگونه زيسته‏اند، چه‏ها مى‏انديشيده‏اند،
* آن گناه مى‏خواهد بداند پس از مرگ او، دنيا چه صورتى خواهد داشت، و نسلهاى آينده در چه اوضاع و شرايطى خواهند زيست، و احوال آنها، در دنياى آينده چگونه خواهد بود.
* و سپس مى‏خواهند بداند: در حال حاضر، در دوران بين گذشته و آينده، كه خود در آن زندگى ميكند، با مردم چگونه بايد رفتار كند، و امورى را كه بين او و ديگران جارى است، چگونه سر و سامان دهد، تا به راه نادرست نرود و به طريق آسايش و رستگارى گام بردارد
قرآن مجيد، كلام الهى و آسمانى ما مسلمانان، كتاب سازنده و روشنگرى است كه اين سه موضوع مهم و حياتى را، براى ما، به روشنى و بدون ترديد يا ابهام، توضيح داده است.
پس ما، اگر مى‏خواهيم با درك و آگاهى زندگى كنيم و در منجلاب و گمراهيها فرو نرويم، و به سوى سعادت گام برداريم، بايد قرآن را به دقت بخوانيد، معنى آن را درك كنيم، و مفاهيم آن را دستور زندگى خويش قرار دهيم، و احكام آن را به كار بنديم.

  نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/31ساعت 11:38  توسط  حبیب الله رضایی  | 

اعمال مخصوصه شبهاى قدر

 

اعمال شب نوزدهم

 

اعمال شب بيست و يكم

 

اعمال شب بيست و سوّم


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه 1387/06/29ساعت 19:15  توسط  حبیب الله رضایی  | 

اعمال مشترک شبهای قدر

شب نوزدهم اوّل شبهاى قدر است و شب قدر همان شبى است كه در تمام سال شبى به خوبى و فضيلت آن نمى رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدير امور سال مى شود و ملائكه و روح كه اعظم ملائكه است در آن شب به اذن پروردگار به زمين نازل مى شوند و به خدمت امام زمان عليه السلام مشرّف مى شوند و آنچه براى هركس مقدّر شده است بر امام زمان عليه السلام عرض مى كنند .
ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه 1387/06/29ساعت 18:41  توسط  حبیب الله رضایی  | 

شب قدر کدام شب است ؟

این سوال در دل همه است که شب قدر کدام شب است؟ این سوال از معصوم هم پرسیده شده است . امام فرموده اند که هر چه امکان دارد عمل خیر در شب 21و23 رمضان انجام بدهید.

در روایت است که خداوند چهار چیز را در میان چهار چیزمخفی داشته است  ؛

1 – اسم اعظم خود را در میان اسما حسنی.

2- رحمت و غضب خود را درمیان گناهان وثواب ها.

3- بنده خوب خود را در میان مردم.

4- شب قدر را در میان شب های رمضان.

پس شب قدر در میان سه شب پنهان است. حال شاید؛  در شب وروز اول بررسی واندازه گیری امور ومقدرات می شود. درشب و روز دوم تعیین مقدرات امورودرشب سوم امضا احکام  .

به هرحال آنچه برای ما مهم است . این است که فرشتگان و روح مقدس دراین شب به زمین می ایند، سر نوشت ومقدرات خلق را نازل می گرداند و بر مقام عظیم نبی اکرم (ص) و امام عصر(عج) عرضه می دارند و آنها بررسی می کنند. در روایت است که اگر پیروان آنها اعمال نیک داشته باشد خوشحال می شوند و اگراعمال بد داشته باشند ناراحت شده وخجالت می کشند. بر همین اساس است که امام صادق (ع) می فرمایید که ای گروه شیعیان ما ، مایه سربلندی ماباشید نه سر افگندگی ما.

آنچه از روایات بدست می آید این است که خداوند هر امری را اراده نماید در باره بندگانش آن را ارایه می نماید به رسولش و ایشان هم ارایه می نماید به امام علی (ع) ... تا برسد به امام عصر(عج) . آنگاه  بیرون می اید به سوی دنیا. همچنان اعمال را که ملایک قرار است به سوی خداوند ببرند در ابتدا ارایه می کنند به محضر امام زمان (عج) و ایشان به امامان دیگر تا برسد به رسول خدا (ص) و ایشان عرضه می نماید به پیشگاه خدای جلیل و عظیم. پس تمام اعمال ما و آنچه به ما می رسد از زیر نظرچهارده معصوم  عبور می نماید

  نوشته شده در  جمعه 1387/06/29ساعت 18:5  توسط  حبیب الله رضایی  | 
 

چرا به صورت جمع دعا كنيم ؟ 

 

تعريف دعا، ادعيه ى ماءثوره (منقوله ، وارده ) و ادعيه ى مطلقه (غير وارده )

مهم ترين تفاوت اين دو دسته از دعاها در چيست ؟ 

فضيلت دعاهاى ماءثوره بيشتر است يا دعاهاى مطلقه ؟

 چرا برخى دعاها به زمان و مكان خاصى اختصاص يافته است ؟ 

دعايى كه مردم درباره ى يكديگر مى كنند، آيا مؤ ثر است ؟ 

چرا امر شده كه در موقع دعا دست ها را به سوى آسمان دراز كنيم ؟ 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه 1387/06/29ساعت 12:38  توسط  حبیب الله رضایی  | 

درخواست توفيق دعا 


انسان در انجام كارهاى خير، نياز به عنايت و توفيق از جانب خداوند بزرگ دارد، و تا توفيق خدايى شامل حال او نشود، به انجام كارهاى خداپسندانه موفق نخواهد شد. بر اين اساس ، به خاطر موفقيت در برنامه ها و رسيدن به اهداف عالى ، لازم است از خداوند درخواست كنيم به ما توفيق دعا عنايت نمايد، تا رسيدن به هدف هاى مهم و ارزنده براى ما امكان پذير و آسان شود.
قال رسول الله (ص ): كسى كه به دعا توفيق يابد، بدبختى ندارد. وقتى خدا توفيق خود را براى دعا فراهم نموده ، علامت آن است كه درهاى رحمت را به روى او گشوده است .


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه 1387/06/29ساعت 5:36  توسط  حبیب الله رضایی  | 

فلسفه دعا و نيايش


هدف از آفرينش انسان عبادت است : ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون ، و هدف از عبادت تقواست : لعلكم تتقون و هدف از تقوا فلاح و رستگارى مى باشد: و اولئك هم المفلحون . علامه طباطبايى صاحب تفسير الميزان مى فرمايد: هر عبادتى دعاست ، و با توجه به كلام نورانى خداوند كه فرمود: و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون بايد گفت : دعا هدف خلقت است .  اگر شرايط خاص دعا در نظر گرفته شود، دعا و نيايش وسيله ى مؤ ثريست براى خودسازى ، و پيوند نزديكيست ميان انسان و خدا. دعا هم وسيله يست براى شناخت پروردگار و صفات جمال و كمال او، هم وسيله ى براى توبه از گناه و پاكسازى روح ، هم عاملى براى انجام نيكى ها و خوبى ها، و هم سببيست براى جهاد و تلاش و كوشش بيشتر، تا آخرين حد توان . اصولا در زندگى انسان حوادثى رخ مى دهد، كه از نظر اسباب ظاهرى ، او را در ياءس فرو مى برد. دعا مى تواند دريچه يى باشد به سوى اميد پيروزى ، و وسيله ى مؤ ثرى براى مبارزه با ياءس و نااميدى .


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه 1387/06/28ساعت 22:23  توسط  حبیب الله رضایی  | 

دعا از امتيازات اسلام

از ويژگى هايى كه اسلام دارد و ديگران ندارند و به وسيله ى آن توانست از سايرين امتياز پيدا كند، دعا و نيايش است . دانشمندان تشيع پيرامون اهميت و فضيلت ، آداب و شرايط دعا كتاب هايى را نگاشته اند و درباره دعاهايى كه از اهل بيت ) ع ) وارد شده ، بيش از ده ها كتاب بزرگ و كوچك تاءليف كرده اند. در اين كتاب ها توجه عميق پيامبر (ص ) و دودمانش به دعا و نيايش و تاءكيدهاى فراوانشان يادآورى شده است.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه 1387/06/28ساعت 18:33  توسط  حبیب الله رضایی  | 

انواع دعا کنندگان

 

 آيا اساسا نيازى به دعا هست ، و توجه به دعا ضروريست يا خير؟ 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه 1387/06/28ساعت 15:7  توسط  حبیب الله رضایی  | 

دعا

 

مدعو كيست ؟ 

 

داعى كيست ؟ 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه 1387/06/28ساعت 12:22  توسط  حبیب الله رضایی  | 

سيماى انسان كامل 


از آن جا كه برداشت ، تفسير و تبيين مفهوم كمال براى انسان ، از ديدگاه مكتب ها و صاحب نظران در مباحث انسان شناسى و كسانى كه درباره كمالات انسان ، اظهار نظر كرده اند، متفاوت است ، طبيعى خواهد بود كه هر ديدگاهى تفسير خاصى از انسان كامل داشته و بر اساس نظريه و مبناى فكرى خود، درباره كمال شناسى و انسان كامل سخن خواهد گفت .
البته به لحاظ اين كه عارفان مسلمان از يك منظر فوق العاده و متعالى و در عين حال ، جامع از كمالات انسانى بحث كرده اند. بديهى است كه ره آورد فكرى آنان درباره مفهوم انسان كامل ، از ساير كسانى كه درباره انسان سخن گفته اند، جامع تر و متعالى تر خواهد بود. چنان كه متفكر بزرگ شهيد مطهرى پس از طرح ديدگاه هاى مختلف درباره انسان كامل در اين باره مى گويد:
من اعتراف دارم كه مكتب عرفان از تمام مكتب هاى قديم و جديد، در باب انسان كامل غنى تر است ؛ نه قديمى ها توانسته اند به پايه اين ها برسند و نه امروزى ها.
در باب سيماى انسان كامل از ديدگاه عرفاى مسلمان ، به طور كلى در ابتدا بايد گفت : وسيله اى كه اهل معرفت براى رسيدن به مقام انسان كامل معرفى مى كنند، اصلاح و تهذيب نفس و توجه به خداست . هر چه انسان بيش تر به خداى سبحان توجه كند و از غير خداوند فاصله بگيرد و هر چه بيش تر به معرفت نفس و تهذيب آن بپردازد، و از سير در آيات آفاقى و انفسى به خود شناسى و خداشناسى بار يابد، به مقام انسان كامل نزديك تر مى شود. كمال نهايى انسان از نظر عارف ، رسيدن به حق سبحانه است . آنان معتقدند كه اگر انسان باطن خود را تصفيه كرده و از خود ديدن به خدا ديدن بار يابد، به كمال نهايى خود رسيده است .


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه 1387/06/28ساعت 1:34  توسط  حبیب الله رضایی  | 

پيشينه تاريخى بحث انسان كامل


بحث انسان كامل با اين مسئله آغاز مى شود كه يكى از اساسى ترين معتقدات باطنى اسلام پس از توحيد، تجلى تام اسما و صفات حق سبحانه در مظهر او، يعنى انسان كامل است . به گفته شهيد مطهرى تعبير انسان كامل را نخستين بار در قرن هفتم هجرى عارف نامدار اسلامى محى الدين عربى - پدر عرفان اسلامى - مطرح كرد. او در كتاب فصوص الحكم كه يك اثر عميق عرفانى و از يافته هاى شهودى آن عارف بزرگ است ، در اين باره چنين مى گويد: انسان كامل ، نگين انگشتر عالم آفرينش است . هم چنين در رساله اى به نام نسخة الحق مى نويسد:
خداوندى را سپاس مى گويم كه انسان كامل را معلم فرشته قرار داده و با نفس او گردش فلك آفرينش انجام مى گيرد. اين تعبيرهاى محى الدين عربى ، باعث شد كه اصطلاح انسان كامل وارد فرهنگ و ادبيات اسلامى شود، به طورى كه پس از وى پيروان مكتب عرفانى اش ، حقايق و معارف بسيار شگرفى را تحت عنوان انسان كامل در متون عرفانى طرح كرده اند.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/27ساعت 0:46  توسط  حبیب الله رضایی  | 

آمادگى براى سفر آخرت

هر گرفتارى كه بر خود تحميل كرده‏ايم از طريق نيرنگ دنياست و چون اين خطر زياد است، اميرالمؤمنين (عليه السلام) آن را بيش از خطرهاى ديگر يادآور شده است، چنانكه مى‏فرمايد: حريم قلب خود را از غبار دنياگرايى پاك كنيد و شيفته زندگى جاويد اخروى باشيد.

همچنين آن حضرت، هر شب پس از نماز عشاء و پيش از آن كه نمازگزاران پراكنده شوند با صداى رسا مى‏فرمود: آماده مسافرت باشيد; زيرا نداى مرگ براى شما سرداده شده است. اما اين منادى كيست و چرا ما نداى رحيل را نمى‏شنويم؟ آيا نداى رحيل،همان كلمات طيبه تكبير و تهليل است كه در تشييع جنازه گفته مى‏شود؟ و آيا اين ندا به لسان مقال مردم ست‏يا به لسان حال خود انسان و يا به لسان مقال ملائكه موكل قبض ارواح؟ به هر تقدير، فرمودند: كم معطل شويد و خود را سرگرم نكنيد; بالاخره چيزى بايد پشتيبان و پشتوانه شما در اين سفر باشد. آن زاد و توشه را به عنوان پشتيبان، حمل كرده همراه ببريد; زيرا احدى به كمك شما نمى‏آيد. البته درك اين معنا بسيار سخت است.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/24ساعت 17:42  توسط  حبیب الله رضایی  | 

بزرگترين مانع سالك

مهمترين و بزرگترين مانعى كه بر سر راه انسان سالك قرار دارد، تعلق به دنياست، تا دل غبارروبى نشود و مانع برطرف نگردد، خورشيد كمال نمى‏تابد و وصل نمى‏درخشد.

هر چه كه ما را از خدا دور و به غير حق مشغول كند دنياست. بعضى به مال،مشغولند و دنياى آنها مالشان است و بعضى به علم، و دنياى آنهاعلم‏آنهاست. تكاثر، در ارتباط با مال باشد يا علم، دنياست. كسى كه‏درس‏مى‏خواند تا علم زيادى فراهم كند براى اين كه بگويد من اعلم از ديگران‏هستم، مانند كسى است كه تلاش و كوشش مى‏كند تا مالى فراهم كندبراى‏اين كه بگويد من سرمايه‏دارترم:

گاهى انسان رنج‏عبادتهاى زيادى را تحمل مى‏كند، نه براى رضاى خدا، بلكه براى اين كه بگويد من زاهدتر يا عابدترم كه اين هم دنياست. انسان سالك بايد از تكاثر دنيابپرهيزد و به كوثر آخرت دل ببندد تا مانع بزرگ سير و سلوك الى الله از سر راه او برداشته شود.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه 1387/06/23ساعت 21:4  توسط  حبیب الله رضایی  | 

پرهيز از آب شور

انسان تشنه هنگامى كه آب زلال و گوارا مى‏نوشد بر آن مسلط است و آن را جذب،هضم و تبديل مى‏كند، ولى اگر آب شور بنوشد، گرفتار آن آب شور خواهدشد، چون چنين آبى در حقيقت، دستگاه گوارش او را در اختيار مى‏گيرد وبر عطش وى مى‏افزايد و او ناچار است‏بار ديگر قدحى از آب بنوشد كه آن نيزاگر شور باشد عطش او را افزونتر مى‏كند. دنيا بسان آب شور است.

دنيا ابزار سرگرمى است و هرچه انسان را از خدا باز مى‏دارد مايه سرگرمى اوست و انسان دنيازده، مهذب نيست; خواه اين دنيا «مال‏» دولتمند باشد يا «علم‏» دانشمند; گاهى علم، هم دنياست! انسان، تلاش و كوشش مى‏كند تا چيزى ياد بگيرد اما اگر بر سخن او اشكالى كنند، عصبانى مى‏شود و اين نشان مى‏دهد كه او در حقيقت، خودخواه است; زيرا علم در انحصار كسى نيست و ديگران نيز حق اظهار نظر دارند.

به همين جهت، هر لحظه بايد كارش را بر ميزان الهى عرضه كند كه آيا دنياست‏يا آخرت؟ كارى كه اكنون دارم انجام مى‏دهم اگر ديگرى انجام مى‏داد باز هم خوشحال بودم يا مى‏خواهم فقط خودم آن را انجام دهم؟ اگر كار، كار خوبى است و من نمى‏گذارم يا راضى نيستم ديگرى آن را انجام دهد، معلوم مى‏شود كه من خودم را مى‏خواهم، نه آن كار خوب را.

كسى كه هنگام نماز، مشغول درس و بحث است و به نماز اول وقت اعتنا نمى‏كند، ممكن است عالم بشود، اما عالم ربانى و نورانى نمى‏شود.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه 1387/06/22ساعت 12:8  توسط  حبیب الله رضایی  | 

بازيگرى و دنياگرايى

از بهترين راههايى كه قرآن كريم براى تهذيب دل، به انسان ارائه مى‏دهد، پرهيز از بازى، بازيگرى و بازيچه است و افزون برآن، به عنوان بيان مصداق دنيا را بازيچه معرفى مى‏كند: «انما الحيوة الدنيا لعب و لهو» از ضميمه اين دو اصل به هم، استنتاج مى‏شود كه توفيق نزاهت روح و تزكيه نفس، و سپس سير به سوى خدا نصيب اهل دنيا نمى‏شود. و ممكن نيست اهل دنيا مهذب يا مهذب دنيا زده باشند.

قرآن، دنيا را به عنوان «بازيچه‏» معرفى مى‏كند و در سخنان معصومين به ويژه على (عليه‏السلام) آمده است كه دنيا سرگرمى است و شيطان و نفس اماره مى‏كوشند تا انسان را به دنيا سرگرم كنند. نشانه اين كه دنيا بازيچه و سرگرمى است آن است كه اگر كسى به آن مبتلا شود، به آن عادت مى‏كند و زمامش به دست آن وسيله سرگرمى مى‏افتد و در نتيجه تا او را فرسوده و خسته نكند و از پا درنياورد رها نمى‏كند. بازيگرى نيز چنين است، در حقيقت‏بازى بازيگر را به بازى مى‏گيرد; نه اين كه بازيگر، بازى را; ميدان بازى، بازيگر را به خود مشغول و سرگرم مى‏كند و تا او را خسته نكند وى را رها نمى‏سازد. كسى كه معتاد به مواد مخدر است مواد مخدر بر او تسلط دارد و او تحت‏سلطه اعتياد است. اگر كسى گرفتار دنيا و زرق و برق، مقام، القاب و پست و ميز شود، اين عناوين او را به بازى مى‏گيرند، مى‏خندانند و مى‏گريانند، او را عصبانى مى‏كنند، يا راضى نگه مى‏دارند.

  نوشته شده در  پنجشنبه 1387/06/21ساعت 10:52  توسط  حبیب الله رضایی  | 

شاگرد و استاد شيطان

ممكن است‏شاگردى در اوايل امر، نزد استادى درس فرا گيرد، ولى سرانجام از استاد خود ماهرتر گردد. انسان در دو حوزه خير و شر و در دو قوس صعود و نزول، از معلمان خود برتر مى‏شود.

ولى انسانى كه خليفة الله است، در ابتداى امر از معلمان فرشته خوى خود، مدد مى‏گيرد تا از ملك پران شود; زيرا ملك مقامى دارد و انسان مقامى برتر و مى‏تواند از قلمرو فرشته‏ها بگذرد; يعنى نسبت‏به او در پيشگاه خداوند مقربتر گردد. شيطان نيز چون جن است، مكر و حيله‏اش در محدوده خيال و وهم است نه در محدوده عقل، ولى انسان مى‏تواند از نظر عقل نظرى خردمند و فرزانه، ولى از نظر عقل عملى منحرف باشد چنين انسانى معلم شيطان خواهد بود.

بنابراين، انسان از يك سو به جايى مى‏رسد كه فرشتگان از او علم مى‏آموزند و خدمتگذار اويند و از سوى ديگر به جايى مى‏رسد كه شيطان مقلد او مى‏شود و از او مكر مى‏آموزد. برتر شدن انسان از فرشته كه «غنيمت گيرى‏» است، مكرر در نظم و نثر فارسى و عربى آمده، اما سقوط انسان كه «غرامت‏دهى‏» است، كمتر مطرح شده است; كه گاهى انسان در قوس نزول، چنان تنزل مى‏كند كه از ابليس بدتر مى‏شود.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه 1387/06/19ساعت 11:6  توسط  حبیب الله رضایی  | 

روح وعيد و تهديد الهى

ترس از غير خدا عذاب و ترس از خدا رحمت است. فرق ترس از خدا با ترس از غير خدا اين است كه اگر از غير خدا ترسيديد، از آن فرار مى‏كنيد; مثلا انسان از مار و عقرب مى‏ترسد و از آنها فرار مى‏كند يا از افراد شرور مى‏هراسد و از آنها فاصله مى‏گيرد، ولى وقتى از خدا بترسد، فاصله خود با خدا را كم مى‏كند و به او نزديك مى‏شود تا مشكلش را حل كند و اين ترس، رحمت است.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه 1387/06/19ساعت 1:33  توسط  حبیب الله رضایی  | 
                درجات روزه

براى روزه سه درجه است:

اول: «روزه عوام‏» ، و آن عبارت است از اينكه: در روزها شكم و فرج خود را ازمقتضاى شهوات آنها محافظت نمايى.و اين نوع روزه، فايده نمى‏بخشد مگر مجرداستخلاص از عذاب را.

دوم: «روزه خواص‏» ، و آن عبارت است از: آنچه مذكور شد به زيادتى محافظت‏چشم و گوش و زبان و دست و پا و ساير جوارح و اعضا از معاصى و گناهان.و بر اين‏روزه مترتب مى‏گردد آنچه از براى روزه‏دار وعده داده شده است از ثوابهاى بى‏پايان.

سوم: «روزه خواص خواص‏» ، و آن عبارت است از: آنچه مذكور شد با محافظت‏دل از اشتغال به افكار دنيويه و اخلاق رذيله و نگاهداشتن آن از غير ياد خدا بالكليه.وافطار اين روزه‏ها به ياد غير خدا و روز قيامت‏بودن است و حاصل اين روزه، روگردانيدن از غير خداست.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/18ساعت 22:26  توسط  حبیب الله رضایی  | 

آداب باطنيه قرائت قرآن

 در وقت قرآن خواندن، متذكر تعظيم صاحب كلام گردد و ياد آورد كه:

آنچه مى‏خواند كلام بشر نيست‏بلكه كلام خداوند علام و خالق شمس و قمر است.ودر خواندن كلام او نهايت‏خطر است.و همچنان كه سزاوار نيست كه بى‏طهارت دست‏بر جلد و ورق و كلمات آن مالند، همچنين زبانهاى ناپاك را كه به كلمات ناشايست‏متكلم مى‏گردند سزاوار نيست كه آن را بخوانند.و دلهاى ملوث به رذايل اخلاق را نمى‏شايد كه به حول معانى آن بگردند.

و بالجمله بايد در آن وقت، متذكر تعظيم كلام و متكلم باشد.و اگر به جهت غفلت‏دل، در آن وقت، تعظيم متكلم را مستحضر نباشد ساعتى قبل از تلاوت، تفكر درصفات و افعال الهى نمايد و مستحضر گردد كه: اين كلام كسى است كه به مجرد اراده‏مقدسه و محض مشيت كامله، جميع آنچه مى‏بيند و مى‏شنود از عرش و كرسى وآسمان و زمين و آنچه در ميان آنها و در زير و بالاى نهاست‏به وجود آمده و خالق ورزاق كل اوست.و همه موجودات، و كافه مخلوقات از ثرى تا به ثريا در قبضه قدرت اومسخر و اسيرند. برخى غريق فضل و رحمت او و بعضى گرفتار سخط و سطوت او.وجميع اينها را هيچ قدر نيست در نزد آنچه محسوس نيست از عوالم مجردات.و چون‏در امثال اينها تفكر كند قلب او مستغرق     عظمت الهى مى‏گردد.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/18ساعت 11:2  توسط  حبیب الله رضایی  | 
بزرگترین شفیع روز قیامت

 

ثواب تلاوت قرآن، از حد بيرون، و قدر فضيلت آن از حدبيان افزون است.

از حضرت پيغمبر - صلى الله عليه و آله - مروى است كه:  هيچ شفيعى در روزقيامت‏بلند مرتبه‏تر از قرآن نيست، نه پيغمبرى و نه ملكى و نه غير اينها  . (1)

و فرمود كه:  خداى - تعالى - هزار سال پيش از آنكه عالم را خلق كند سوره طه ويس را خواند، چون ملائكه آن را شنيدند گفتند: خوشا به حال امتى كه اين بر ايشان‏نازل شود.و خوشا به حال سينه‏هايى كه اينها را حفظ كند.و خوشا به حال زبانهايى كه‏اينها را بخواند  . (2)

و فرمود كه:  هرگاه قرآن در پوستى باشد آتش به آن نمى‏رسد  . (3)

يعنى: هر كس قرآن را حفظ نموده باشد آتش پوست‏بدن او را مس نمى‏كند.

و نيز از آن حضرت مروى است كه:  دلها زنگ مى‏گيرد همچنان كه آهن  زنگ‏مى‏گيرد.شخصى عرض كرد: يا رسول الله! جلاى آن از چه چيز است؟ فرمود: تلاوت‏قرآن و ياد مرگ  . (4)

و احاديث در خصوص ثواب آن بى‏حد و حصر است.و چگونه چنين نباشد؟ وحال اينكه آن كلام پروردگار است كه حضرت روح الامين حامل آن، و برسيد المرسلين نازل شده است.

و تامل كن كلامى كه بلا واسطه از خدا صادر شده باشد، و لفظ آن از غايت فصاحت‏به حد اعجاز رسيده باشد.و معنى آن به نحوى باشد كه: مشتمل بر اصول‏حقايق معارف و مواعظ و احكام، و متضمن بيان دقايق صنع پروردگار - متعال - ومغيبات احوال تاثير او در دلها چگونه است و نفس را از آن، چقدر صفا حاصل‏مى‏شود؟ ! پس بر كسى كه از اهل ايمان باشد مواظبت‏بر تلاوت آن لازم، و ملاحظه‏آداب و شرايط تلاوت، متحتم است.و از براى آن، آداب ظاهريه‏اى و آداب باطنيه است.

1. محجة البيضاء، ج 2، ص 210.و احياء العلوم، ج 1، ص 245.

2. محجة البيضاء، ج 2، ص 210.و احياء العلوم، ج 1، ص 245.

3. محجة البيضاء، ج 2، ص 210.و احياء العلوم، ج 1، ص 245.

4. محجة البيضاء، ج 2، ص 211.و احياء العلوم، ج 1، ص 245

  نوشته شده در  شنبه 1387/06/16ساعت 21:41  توسط  حبیب الله رضایی  | 

نشانه پيروزى در مصاف با شيطان

راه تشخيص شكست و پيروزى در جهاد اصغر روشن و آسان است، اما نشانه تشخيص پيروزى و شكست در نبرد با دشمن درون موافقت و مخالفت است.

اگر شيطان دستور داد و انسان را به گناهى تحريك كرد و او انجام داد و به جايى كه نبايد نگاه بكند، نگاه كرد، مالى را كه نبايد بگيرد، گرفت‏يا سخنى را كه نبايد بگويد، گفت و با اين كه مى‏داند اين كار، گناه است‏با او موافقت كرد و خواسته‏هاى او را برآورد، زمينه پيشروى او و شكست‏خود را فراهم كرده‏است. اگر كسى دستى به گناه دراز كرد، پايى به جاى حرام گشود، و زبانى به دروغ و تهمت و افترا و مانند آن باز كرد، همان لحظه شروع گناه لحظه پيشروى شيطان است، چنانكه لحظه‏اى كه دارد مقاومت مى‏كند، لحظه عقب نشينى شيطان و اسير كردن وى است، اما وقتى كاملا گناه را ترك مى‏كند لحظه پيروزى او و شكست‏شيطان است.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه 1387/06/16ساعت 11:16  توسط  حبیب الله رضایی  | 

جنگ عقل و شهوت

 کشور وجود آدمی صحنه نبرد دو ابر قدرت عقل و شهوت است . بر اساس روایت نورانی از امام صادق (ع) ؛خداوند ملائک را آفرید و در وجود آنها تنها عقل را قرار داد. حیوانات را آفرید ، فقط شهوت را در وجود آنها کار گذاشت و انسان را آفرید در وجود او عقل وشهوت را باهم قرار داد. پس هرکه عقلش بر شهوتش پیروز شود، از فرشتگان بر تر است و آنکه شهوتش بر عقلش غلبه نماید از حیوان پست تراست.

یعنی ملائک تنزل ندارد و حیوان ترقی . فقط انسان است که در نواسان است . با بکار بردن عقل وتابع نمودن نفس، از فرشته هم برتر می شود تا جای که خدای کریم در حدیث قدسی می فرماید؛ بنده من اطاعتم کن تا تورا مثل خود گردانم تا کار های خدای کنی.

به قول سعدی :

رسد آدمی به جای که بجز خدا نبیند

بنگرتاچه حد است مقام آدمیت
  نوشته شده در  شنبه 1387/06/16ساعت 1:11  توسط  حبیب الله رضایی  | 

انواع عبادت

 عبادت وپرستش یک عمل اختیاری و ارادی است . ناچار باید در درون انسان انگیزه برای انجام آن وجود داشته باشد . مرحوم کلینی روایتی از امام صادق (ع)  نقل نموده که عبادت برسه گونه است ؛

1 –  گروهی ، خدا را از ترس وبیم عبادت می کنند. این ستایش بندگان و بردگان است.

2-  گروهی ، برای پاداش به عبادت می پردازند. این عبادت مزدوران است.

3 – گروهی  هستند که محبت وعشق به خدا آنان را به ستایش وا می دارند . این نوع عبادت ، عبادت احرار و آزاد مردان و بهترین نوع عبادت است .

  نوشته شده در  جمعه 1387/06/15ساعت 21:38  توسط  حبیب الله رضایی  | 

متن دعای افتتاح

 اَللّهُمَّ اِنّى اَفْتَتِحُ الثَّنآءَ بِحَمْدِكَ وَ اَنْتَ مُسَدِّدٌ لِلصَّوابِ بِمَّنِكَ وَ اَيْقَنْتُ

اَنَّكَ اَنْتَ اَرْحَمُ الرّاحِمينَ فى مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَالرَّحْمَةِ وَ اَشَدُّ الْمُعاقِبينَ

فى مَوْضِعِ النَّكالِ وَالنَّقِمَةِ وَ اَعْظَمُ الْمُتَجَبِّرينَ فى مَوْضِعِ الْكِبْريآءِ

وَالْعَظَمَةِ اَللّهُمَّ اَذِنْتَ لى فى دُعآئِكَ وَ مَسْئَلَتِكَ فَاسْمَعْ يا سَميعُ

مِدْحَتى وَ اَجِبْ يا رَحيمُ دَعْوَتى وَ اَقِلْ يا غَفُورُ عَثْرَتى ...


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/13ساعت 21:35  توسط  حبیب الله رضایی  | 

حق تلاوت قران چیست؟

می توان قاریان قران کریم را به سه دسته کلی تقسیم کرد؛

1 – کسانی هستند که هنگام قرا ئت تنها به الفاظ وادای صحیح آن توجه دارند.

2 – مجموعه دیگر برعلاوه توجه به الفاظ به معانی آیات نیز توجه دارند . امامتاسفانه به  دستورات آن عمل نمی کنند.

3 – قاریان واقعی بر علاوه قرائت صحیح ( به اندازه توان) در معانی آیات نیز تدبر نموده  وبه دستورات قران هم عمل می کنند. برای آشنایی بهتر با قاریان واقعی به سخنی از قران ناطق ، صادق آل محمد(ع) اشاره می نمایم .

ایشان می فرمایند که ؛ آیات قران را بدقت بخوانند و حقایق آن را درک کنند وبه احکام آن عمل نمایند وبه وعده های آن امید وار واز وعید های آن ترسان باشند. از داستان های آن عبرت گیرند واوامرش گردن نهند ونواهی آن را بپذیرند. به خدا سوگند منظور ( از قرائت قران) حفظ کردن آیات و خواندن حروف وتلاوت سوره ها ویاد گرفتن اعشار و اخماس( تقسیمات قران به جزء و حزب) آن نیست. آنها حروف قران را حفظ کردند. اماحدود آن را ضایع ساختند و فقط منظور از(قرائت) این است که در آیات قران بیندیشند و به احکامش عمل کنند. چنانچه خداوند فرموده است این کتابی است با برکت بر تونازل کردم که در آیاتش تدبر کنند.

خدایا مارا جزء قاریان واقعی قران قرار ده.

الحمد لله رب العالمین
  نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/13ساعت 12:40  توسط  حبیب الله رضایی  | 

سرانجام خودبينى و خودستايى

خودبينى و خودستايى، بسيار زشت است و اگر به صورت بيمارى واگيردارى درآيد و به جامعه ستايى و گروه ستايى تبديل گردد، بلاى عظيمى مى‏شود و خطر نژاد پرستى مانند نژاد پرستى اسرائيليها، را در پى دارد; از اين رو قرآن و سنت معصومين (عليهم السلام) خودستايى فردى را تحريم و منع كرده‏اند تا به نژاد پرستى منجر نشود.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه 1387/06/12ساعت 21:25  توسط  حبیب الله رضایی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

يا عَلِىُّ يا عَظيمُ يا غَفُورُ يا رَحيمُ

اَنْتَ الرَّبُّ الْعَظيمُ الَّذى لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىءٌ

وَ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ وَ هذا شَهْرٌ عَظَّمْتَهُ وَ كَرَّمْتَهُ وَ شَرَّفْتَهُ

 وَ فَضَّلْتَهُعَلَى الشُّهُورِ وَ هُوَ الشَّهْرُ الَّذى فَرَضْتَ صِيامَهُ عَلَىَّ

وَ هُوَ شَهْرُرَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فيهِ الْقُرْآنَ هُدىً لِلنّاسِ وَ بَيِّناتٍ

مِنَ الْهُدىوَالْفُرْقانِ وَ جَعَلْتَ فيهِ لَيْلَةَ الْقَدْرِ وَ جَعَلْتَها خَيْراً مِنْ اَلْفِ

 شَهْرٍ فَياذَالْمَنِّ وَ لا يُمَنُّ عَلَيْكَ مُنَّ عَلَىَّ بِفَكاكِ رَقَبَتى

 مِنَ النّارِ فيمَنْ تَمُنُّعَلَيْهِ وَ اَدْخِلْنِى الْجَنَّةَ

بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.

  نوشته شده در  سه شنبه 1387/06/12ساعت 15:34  توسط  حبیب الله رضایی  | 

شرافت و قداست ماه رمضان 

شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن هدى للناس و بينات من الهدى و الفرقان فمن شهد منكم الشهر فليصمه و من كان مريضا او على سفر فعدة من ايام اخر يريد الله بكم اليسر و لايريد بكم العسر و لتكلموا العدة و لتكبروا الله على ما هداكم و لعلكم تشكرون .
چرا آن ايام ، معدود است و چرا ظرف زمان روزه ، ماه مبارك رمضان قرار داده شده است ؟ پاسخ : چون ، قرآن ، سرچشمه هدايت بشر از گمراهى و ضلالت است و آيات روشن آن باعث سعادت بشر و جداكننده حق و باطل است ، در اين ماه نازل شده است در روايت اسلامى نقل شده كه همه كتابهاى آسمانى كه براى هدايت بشر نازل شده در ماه رمضان آمده است . هم تورات حضرت موسى ، هم انجيل حضرت عيسى ، هم زبور حضرت داوود و هم صحف حضرت ابراهيم - على نبينا و آله و عليهم السلام .


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه 1387/06/12ساعت 11:29  توسط  حبیب الله رضایی  | 

خشم ابليس

از على بن الحسين (ع) روايت كرده‏اند كه غلامش را دوبار آواز داد، اما غلام پاسخ نگفت و حاضر نشد . سوم بار ندا داد و غلام حاضر شد . فرمود: ((نشنيدى؟ ))
گفت: ((شنيدم .))
گفت: (( چرا جواب ندادى؟ )) گفت: (( از خوى و خلق نيكوى تو ايمن بودم و نيك مى‏دانستم كه تو مرا نمى‏رنجانى .))
فرمود: (( شكر خداى را كه بنده من از من ايمن است .))
و غلامى ديگر بود وى را؛ روزى پاى گوسفندى را بشكست .
گفت: (( چرا كردى؟ )) گفت: ((عمدا كردم تا تو را به خشم آورم .))
گفت: ((پس من اكنون كسى را به خشم مى‏آورم كه اين (خشمگين كردن ديگران ) را به تو آموخت .)) يعنى ابليس را . پس غلام را آزاد كرد در راه خدا .

 - غزالى، كيمياى سعادت، ج 2، ص
  نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/11ساعت 23:30  توسط  حبیب الله رضایی  | 

ولايت‏خدا و ولايت‏شيطان

خداوند برخى انسانها را به حال خودشان وامى‏گذارد و بعضى را تحت ولايت‏شيطان اداره مى‏كند; كسى را كه خدا را ببيند و نفس الهى در او دميده شود، خداى سبحان خود، كارهايش را بر عهده مى‏گيرد و اين همان مقام «ولايت‏» است كه خدا ولى و مسئول تدبير و اداره انسان باشد: «الله ولى الذين امنوا». چنين انسانى در مسير بد نمى‏انديشد و در راه بد، قدم بر نمى‏دارد. اين راه، مخصوص انبيا و ائمه (عليهم السلام) نيست، گرچه آنها راهيان موفق اين راهند; بلكه براى شاگردان انبيا و اوليا هم باز است.

مرحوم شيخ بهائى مى‏گويد: مردى كه نشانه سجده، همچون دينارى مدور بر پيشانى او نقش بسته بود بر در بارگاه سلطانى به انتظار «صله‏» نشسته بود; زاهد صاحبدلى به اين داغدار گفت: تو كه آن سكه را بر پيشانى دارى، چرا در آستانه سلطانى؟ زاهد ديگرى گفت: اين سكه (داغى كه بر پيشانى داشت) قلب و مغشوش است و خريدار ندارد.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/11ساعت 17:11  توسط  حبیب الله رضایی  | 

شرافت ماه رمضان  

اباصلت هراتى مى گويد: در آخرين جمعه ماه شعبان بر امام رضا عليه السلام وارد شدم حضرت فرمودند: اى اباصلت ! بيش تر روزهاى ماه شعبان گذشت و اينك آخرين جمعه آن است ؛ پس در اين چند روز باقى مانده ، كوتاهى و تقصيرت را نسبت به گذشته جبران كن ! بر تو باد كه روى آورى به آن چه براى تو فايده دارد؛ پس بايد زياد دعا كنى و طلب مغفرت نمايى و قرآن بخوانى و از گناهانت به درگاه خدا توبه كنى تا اين كه هنگام فرا رسيدن ماه مبارك ، تو خالص و پاك باشى . مبادا امانتى بر دوش تو باشد، مگر آن كه آن را مسترد نمايى و يا در دل تو كينه اى باشد نسبت به يك نفر مؤ من ، مگر آن كه برطرفش نمايى و گناهى باشد كه انجام مى دادى و هنوز دل از آن نكنده باشى ، از خدا بترس ! و در تمام كارهاى پنهان و آشكارت به خدا توكل كن ! زيرا هر كس به خداوند توكل كند، خداوند براى او كافى است .
اى ابا صلت ! اين چند روز باقى مانده از ماه شعبان زياد بگو: خدايا! اگر تا كنون گناهان مرا نبخشوده اى ، پس در باقى مانده آن مرا ببخش . به درستى كه خداى تعالى در اين ماه ، به احترام ماه رمضان ، افراد زيادى را از آتش جهنم آزاد مى كند.
همانا خداوند متعال ماه مبارك را بهانه اى قرار داده تا بندگانش را مورد لطف و رحمت و مغفرت قرار دهد.( علامه مجلسى بحارالانوار، ج 97 ص 73)