تبليغاتX
سلام خوش آمدید
یاد داشت های یک خبرنگار - جنگ روانی غرب علیه کرزی
 
مروری بر رسانه ها
 

 

آغازدوباره مهاجرت افغان ها !

 

 

گروه گروه مهاجران افغان که ظرف سالهای اخیر به کشورشان برگشته اند، دوباره راهی کشورهای خارجی و به ویژه ایران و پاکستان هستند.

صف های طویل متقاضیان ویزا در برابر سفارت های ایران و پاکستان در کابل، نمایانگر این موضوع است.

دهها هزار نفر دیگر نیز از راه های غیرقانونی و به طور قاچاق تلاش می کنند وارد کشورهای ایران و پاکستان شوند که بعضی از این افراد به دام پلیس مرزی می افتند و به این سوی مرز بازگردانده می شوند.

مشکلات اقتصادی و نبود زمینه های اشتغال، امنیت شکننده و مشکلات اجتماعی، سه دلیلی است که به باور کارشناسان افغان در بازگشت خانواده های افغان به کشورهای خارجی نقش دارد.

اما دولت افغانستان می گوید ظرف سالهای اخیر کارهای زیادی در زمینه ایجاد فرصت های شغلی برای افرادی که از کشورهای ایران و پاکستان به این کشور برگشته اند، انجام داده است.

نبود زمینه های کاریابی

هنوز آماری در مورد شمار افغانهایی که دست به مهاجرت دوباره به کشورهای همسایه می زنند وجود ندارد، اما آنچه روشن است اینکه نبود زمینه های اشتغال در افغانستان، از عمده ترین عوامل بازگشت خانواده های افغان به کشورهای همسایه است.

کارشناسان اقتصادی نیز تایید می کنند که دولت افغانستان در زمینه ایجاد اشتغال برای عودت کنندگان ناکام بوده است.

حمیدالله فاروقی، استاد اقتصاد در دانشگاه کابل می گوید که دولت افغانستان نتوانست به نیازمندی های اولیه عودت کنندگان در زمینه کاریابی پاسخ دهد.

آقای فاروقی می گوید: "بحث عمده مسئله کاریابی و زمینه اشتغال عودت کنندگان بود که متأسفانه دولت نتوانست زمینه های لازم برای اشتغال مردم را در داخل افغانستان فراهم کند. بسیاری از مهاجرینی که در کشورهای همسایه بودند، مشاغلی را فراگرفته بودند و انتظار داشتند که زمینه های لازم برای ادامه کارشان در کشور خودشان نیز فراهم باشد. ولی وقتی آمدند دیدند که چنین زمینه ای وجود ندارد."

'مشکل فراگیر'

در این حال نادر فرهاد، سخنگوی کمیساریای عالی سازمان ملل متحد برای پناهندگان در کابل می گوید نبود زمینه های اشتغال در داخل افغانستان نه تنها بازگشت کنندگان را مجبور به مهاجرت دوباره کرده بلکه کسانی را که پیش از این دست به مهاجرت نزده بودند نیز مجبور به ترک کشورشان کرده است.

او می گوید: "مهاجرت های امروزی مردم افغانستان بیشتر به دلیل عدم دسترسی به امکانات اولیه در سرزمین اصلی شان است."

آقای فرهاد می افزاید: "اگر به گونه مثال در مورد نبود اشتغال در داخل کشور صحبت کنیم، می بینیم که نه تنها بازگشت کنندگانی که طی پنج سال گذشته به افغانستان آمدند، بلکه افغانهایی که هیچگاه افغانستان را ترک نکرده بودند هم با این مشکل روبرو شده اند. بنابراین بیکاری نه تنها عودت کنندگان را متأثر کرده بلکه همه افغانها از آن متأثر هستند."

کاریابی برای دو درصد از متقاضیان

ولی مقامات دولتی در افغانستان می گویند دولت در همکاری با جامعه جهانی تلاش کرده زمینه های کاریابی را برای مهاجرین بازگشت کننده از ایران و پاکستان در داخل افغانستان فراهم کند، اما توانایی های دولت در این زمینه محدود است و منابع کافی برای اشتغال زایی در اختیار ندارند.

واصل نور مهمند، معاون وزارت کار و امور اجتماعی افغانستان می گوید که این وزارت تاکنون زمینه اشتغال بیش از ۵۳ هزار نفر را در داخل افغانستان فراهم کرده است.

این رقم دو درصد مهاجرین جویای کار در افغانستان را تشکیل می دهد.

آقای مهمند می گوید: "تا جایی که به وزارت کار و امور اجتماعی مربوط می شود، ما مهاجرین متقاضی کار را در یازده مرکز ثبت می کنیم. از ۳۲۶ هزار نفری که تاکنون مراجعه کرده اند، ما بیش از ۵۳ هزار تن از آنان را به بخش دولتی و خصوصی معرفی کرده ایم. در میان این افراد ۴۱ هزار نفر مرد و ۱۲ هزار نفر زن هستند."

در این حال عبدالقادر زازی، مشاور ارشد وزارت امور مهاجرین و عودت کنندگان نیز با اشاره به تلاشها در زمینه کاریابی برای بازگشت کنندگان می گوید که این وزارتخانه تاکنون برای بیش از چهار هزار نفر زمینه اشتغال فراهم کرده است.

امنیت، مشکل درجه دو

ر کنار موضوع اشتغال و نبود زمینه های کاریابی برای مهاجرینی که به افغانستان بازگشت کرده اند، نگرانیهای امنیتی نیز از عوامل مهم مهاجرت دوباره این افراد خوانده می شود.

کاشناسان باور دارند که نگرانی های امنیتی در شماری از مناطق افغانستان سبب شده تا شماری از بازگشت کنندگان دست به مهاجرت دوباره بزنند.

نادر فرهاد سخنگوی کمیساریای عالی سازمان ملل متحد برای پناهندگان در کابل می گوید: "بدون شک مسائل امنیتی در بعضی از مناطق افغانستان و مخصوصا در ولایات جنوبی و جنوب شرقی افغانستان از عواملی است که سبب مهاجرت های امروزی به کشورهای همسایه می شود."

به گفته آقای فرهاد نگرانی های امنیتی در افغانستان نه تنها بازگشت کنندگان را وادار به مهاجرت دوباره می کند، بلکه این موضوع از دلایل اصلی عدم تمایل مهاجرین افغان به بازگشت از کشورهای ایران و پاکستان محسوب می شود.

او می افزاید که حاکمیت روزمندان محلی در شماری از مناطق افغانستان و غصب جایدادهای مردم از دیگر مسائلی است که مانع برگشت مهاجرین افغان به مناطق اصلی شان می شوند.

در این حال مقامات دولت افغانستان نیز تأیید می کنند که امنیت هنوز چالشی برسر راه بازگشت مهاجرین در این کشور به حساب می آید.

'جدا از جامعه'

موضوع دیگری که در مهاجرت دوباره افغانها به کشورهای دیگر و مخصوصا ایران و پاکستان مؤثر خوانده می شود، مشکلات موجود در زمینه جذب مجدد بازگشت کنندگان به جامعه است.

کارشناسان براین باورند که تفاوتهای فرهنگی مهاجرین بازگشته به افغانستان با ساکنان مناطق اصلی شان سبب می شود که این افراد نتوانند به عنوان اعضای فعال جامعه نقش و جایگاه مناسب شان را در مناسبات اجتماعی افغانستان پیدا کنند.

حمیدالله فاروقی، استاد در دانشگاه کابل می گوید که ظرفیت پایین همگرایی در میان توده مردم سبب شده تا بازگشت کنندگان احساس کنند که نمی توانند در جامعه اصلی شان جذب شوند.

به این دلیل ترجیح می دهند دست به مهاجرت دوباره به کشوری بزنند که مشترکات فرهنگی و فکری فراوانی با مردم آن دارند.

او می گوید: "من یک مثال واضحی به شما می دهم. کسانی که از ایران برگشته اند و لهجه خاصی دارند، وقتی که در جامعه افغانی داخل می شوند، با برخوردهای نامناسب و تحقیرآمیزی مواجه می شوند."

آقای فاروقی می افزاید تاکنون دولت افغانستان نیز توجه خاصی به این معضل نداشته است، درحالیکه به گفته او لازم است مقامات این موضوع را جدی گرفته و برنامه هایی را به منظور افزایش آگاهی مردم در رابطه به تفاوتهای فرهنگی ناشی از مهاجرت به اجرا در آورند.

شماری از مهاجرین عودت کننده به افغانستان و کارشناسان می گویند که در شروع برنامه بازگشت مهاجرین افغان به کشورشان در سال ۲۰۰۲، مردم با امید فراوان به افغانستان بازگشتند، ولی دولت افغانستان نتوانست به تعهداتش در قبال بازگشت کنندگان عمل کند.

اما مقامات حکومت افغانستان می گویند که طی سالهای گذشته کارهای زیادی برای عودت کنندگان انجام شده است. آنان در عین حال می پذیرند که ناکامی هایی نیز در زمینه برآوردن نیازمندیهای مهاجرینی که به افغانستان عودت کردند، داشته اند. (بی بی سی )

 

جنگ روانی غرب علیه کرزی

         

طی روزهای اخیر خبرهای نگران کننده برای افغان ها از سوی منابع خارجی به نشر رسید.

دراین هفته گزارش هفتاد صفحه ای وزارت دفاع امریکا از رشد 40 درصدی حملات مخالفان و توسعه نفوذ آنان منتشر گردید. به دنبال آن ناتو نیز در گزارشی از وضعیت نا امنی در افغانستان اظهار نگرانی کرده و امنیت افغانستان را در گرو سرکوب طالبان پاکستانی ذکر کرد. دو روز قبل یک نماینده سازمان ملل از وضعیت کمک های بشری در افغانستان اظهار نگرانی کرد.

از نگرانی ما تا نگرانی شما!

نشر این گزارش ها سبب شده است، تا نگرانی های فزاینده ای برای افغان ها نیز خلق شود، افغان هایی که پس از توافق بن با امید واری های بلند، و آرزویی زیاد زندگی را در این سرزمین دوباره آغاز کردند و اکنون با دنیایی از نا امیدی و آینده مبهم سیاسی روز های تلخ و دشوار زندگی را سپری می کنند. بیشتر افغان ها امیدوار بودند که در پرتو حمایت جامعه جهانی و در سایه حضور سربازان شان، دیگر زندگی آنان مورد تهدید و در مخاطره نخواهد بود و آینده ای همراه با صلح را تجربه خواهند کرد.

اکنون با گسترش دامنه های نا امنی در بیشتر ولایات، این نگرانی وجود دارد که تجربه های تلخ گذشته بار دیگر تکرار گردد.

با این وضع به خوبی می توان گفت که تلفات اساسی میان این دو نگرانی وجود دارد. غربی ها نگران این اند که حیثیت سیاسی و توانمندی آنان در مبارزه با طالبان زیر سوال رفته و در تلاش اند که چگونه حیثیت بر باد رفته را دوباره باز گردانند. اما نگرانی افغان ها از این است که با هر دگرگونی، دست آورد های 7 ساله از دست رفته و افغانستان بار دیگر در کام قدرت های جنگ طلب سقوط کرده و تجربه های تلخ دهه ی هفتاد و یا حاکمیت سیاه طالبانی تکرار گردد.

همه نگران می باشند؛ راه حل چیست؟

آنچه که برای همه جالب می باشد، نگرانی دسته جمعی مقام های غربی و حکومت افغانستان از اوضاع جاری است. وقتی که بیانیه های مقام های حکومتی افغانستان و رهبران کشور های غربی را در مورد افغانستان در نظر بگیریم همگی به طور یکسان از ناکامی ها سخن گفته و از افزایش قدرت مخالفان اظهار نگرانی می کنند.

سوال اساسی این است که در پس این نگرانی آیا طرح و راهکاری برای بیرون رفت از این وضعیت نیز وجود دارد و یا خیر؟ با آن که در گزارش های مقام های غربی از کمبود نیرو و موجودیت پناهگاه های امن برای تروریستان در خاک پاکستان به عنوان یک عامل مهم یاد می شود، ولی هیچ گاه در برابر این مشکل اقدام عملی صورت نمی گیرد. اگر واقعا مشکل نا امنی در افغانستان با افزایش نیرو حل می گردد، چرا کشورهای غربی برای تامین آن اقدام نمی کنند و اگر واقعا پاکستان و مناطق قبایلی به عنوان چالش اصلی در راه تامین امنیت به شمار می رود، پس چرا هیچ گاه مقام های پاکستانی تحت فشار شدید غربی ها قرار نگرفته اند! هم اکنون در اولویت بندی های سیاسی برای تمام کشور های غربی، پاکستان نسبت به افغانستان ترجیح خاص داشته و سالانه میلیارد ها دالر کمک از سوی همین کشورها نصیب پاکستان می شود. وقتی رییس جمهور کرزی با خشم تمام از اقدام برای سرکوب تروریستان در داخل خاک پاکستان سخن می گوید، کشورهای غربی به جای حمایت آن را غیر عاقلانه می خوانند. بنابراین می توان گفت که سیاست غربی ها و حکومت افغانستان در شیوه مبارزه با تروریزم هم خوانی نداشته و همین امر سبب شده تا مخالفان مسلح از آن به عنوان یک فرصت بهره برداری کنند.

جنگ روانی علیه کرزی

طی یک هفته گذشته از سه منبع مهم غربی گزارش های نا امید کننده ای از اوضاع در افغانستان به نشر رسید. با گذشت هفت سال اکنون فرماندهان امریکا و ناتو به شکست خود در برابر مخالفان اعتراف کرده و تمام تقصیرات را به ناکار آمدی نظام افغانستان مرتبط می دانند. به نظر می رسد که این سلسله گزارش ها در شرایط موجود با اهداف خاص سیاسی صورت گرفته است. به نظر برخی آگاهان، غربی ها عملا در یک جنگ روانی با کرزی قرار گرفته، با وارد کردن فشار های روانی وی را ناگزیر به انتخاب دیگر نمایند.

هرچند بخشی از این گزارش ها بیانگر واقعیت های عینی در افغانستان است، اما تحلیل ها و جمع بندی از این رویدادها به گونه ای که تمام مسوولیت ها را متوجه حکومت افغانستان نماید این گمانه ها را تقویت می کند که در پشت این گزارش ها هدف های سیاسی نیز می تواند قرار داشته باشد. پس از اظهارات خانم رایس مبنی بر غیر عاقلانه خواندن اظهارات آقای کرزی و نشر سه گزارش پی هم، ثابت می گردد که آقای کرزی دیگر محبوب قلوب رهبران غربی نخواهد بود.(  سینا- هشت صبح)

 

 

 

 

 

عملیات نظامی ، راست یا دروغ؟

 

آنچه در پاکستان جریان دارد روی دیگر سکه خدغه است

 

 

درگيري پاكستان

 

بازی های دوگانه ی پاکستانی ها در چند سال اخیر باعث شده است که هر حادثه ای در آن کشور به نمایشی شباهت بیابد واکثر تحلیل گران بدان بدیده ی صحنه سازی وخیمه شب بازی بنگرند. شعار مبارزه با تروریزم وهمراهی با جامعه ی جهانی در طول هفت سال گذشته بیشتر به یک نمایش مضحک  شباهت دارد تا به یک واقعیت؛ زیرا ازیکسوشعار مبارزه با تروریزم داده شده است از سوی دیگر پاکستانی ها در تقویت وتجهیز تروریستان لحظه ی فروگزار نکرده اند وبه هر نحو ممکن کوشیده اند از تروریستان حمایت وپشتیبانی کنند، همین بازی موش وگربه ونیرنگ بازی سر دمداران آن کشور باعث تقویت تروریستان در خود پاکستان شده است، چنانچه گفته می شود برخی شهرهای آن کشور در تهدید سقوط قرار گرفته است.و عملیات نظامی که هم اکنون جریان دارد برای مصون ماندن آن شهر ها صورت می گیرد اما  دروغ وفریب کاری های پاکستانی ها سبب آن شده که تحلیل گران به عملیات نظامی پاکستانی ها نیز به دیده ی تردید بنگرند وبدین باور باشند  که عملیات نظامی  در پاکستان راست است یا دروغ؟

 

این پرسشی است که ذهن تحلیل گران را به خود مشغول ساخته ولیکن هنوز پاسخ قانع کننده که صحت وسقم این گمانه ها را پاسخ گوید به دست نیامده است.

 

برخی را باور بر آنست که عملیات نظامی کنونی نتیجه ای سهل انگاری های حکومت نظامی پاکستان در طول هفت سال گذشته است . نظامیان بدین باورداشتند که رشد دادن افراطیت دو منفعت عمده برای آن ها به ارمغان خواهد آورد، اول آن که درد سر دایمی برای دولت افغانستان به وجود خواهدآورد واین کشور هیچ گاه مجال بیرون رفت از دشواری ها را نخواهد یافت ، چنانچه تشدید حملات تروریستی در سالهای گذشته درواقع به واقعیت پیوستن استراتژی پاکستان در قبال افغانستان بود- که هنوزهم ادامه دارد.

 

منفعتی دیگری که برای پاکستانی داشت و دارد آنست که پشتون های آن سوی مرز را چنان مصروف سازد که هیچ گاه فکر توسعه ی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در ذهن شان خطور نکند.

 

کسانی که ایالت سوبه سرحد ومردم آن را مطالعه کرده اند وآن را در مقایسه با مردمان دیگر مناطق پاکستان دیده اند بدین باوراند که مردم پشتون های آن سوی دیورند متاسفانه از رشد بسیار کمی نسبت به سایر ایالت های آن کشور برخوردار اند ویکی از دلایل عمده هم آنست که تخم افراطیت از مدت ها بدین سو در آن ایالات کاشته شده وسردمداران نظامی پاکستان همواره در رشد وتقویت آن کوشیده اند وجنرال ضیا یکی از همان نظامیانی بود که این تفکر منحط را بیش از پیش تقویت وتجهیز کرد، واما امروز این غده های سرطانی چنان رشد یافته که ریشه های آن به سوی ایالت های دیگر پاکستان نیز کشیده شده است ، و این خطر چنان جدی مطرح شده است که حکام پاکستان را به دست ویا چگی انداخته وعملیات نظامی کنونی در واقع حاصل آن سهل انگاری های تاریخی ومحاسبه ی غلط نظامیان پاکستانی است.

 

ولی عده ای دیگر راباوربرآن است که آنچه امروز در پاکستان جریان دارد روی دیگر سکه ی خدغه ونیرنگ آن کشور در ارتباط با جامعه ی جهانی ونگرانی های بین المللی است . عملیات نظامی چند روز است که آغاز یافته ولیکن هنوز نتایج آن گنگ وقابل پیش بینی  نیست وهیچ گونه تلفات آن مشخص نشده است وآماری نیز ارایه نداده اند، این عملیات در حالی انجام می گیرد که مذاکره با طالبان ، هم چنان جریان دارد ودولت پاکستان اعلام نکرده است  که دست از مذاکره برداشته باشد، بلکه این طالبان بوده که به صورت یک جانبه مذاکره را متوقف کرده اند . بنابر آن مجموعی از حوادث نشان می دهد که عملیات نظامی ترفندی دیگری برای کتمان واقعیت های موجود در آن کشور است.

 

دیدگاهای دیگری نیز وجود دارد که عملیات نظامی کنونی در خاک آن کشوررا درشمار نیرنگ  های آن کشور می شمارند تا واقعیت ؛ و آن این که نظامیان پاکستان به هر نحوی ممکن می خواهند افراطیت رشد ونموداشته باشد ودرد سردایمی برای افغانستان باشد، وازآنجایی که امروز حکومت پاکستان تحت فشارفراوان افکار جهانی قرار گرفته است، ازاین روبیرون شدن ازآن مضایق ، مستلزم خدعه ی جدید است تا افکار جهانی را به سوی د یگری منحرف کند ، این عملیات نمایشی ، می تواند سبب شود تا فشارها برآن کشور کا هش یابد وصدور تروریزم به صورت توجیه پذیر صورت گیرد . بنا برآن ، عملیات نظامی به صورت نمایش انجام می پذیرد تا تروریستان رااز آن سوی دیورند به سوی افغانستان گسیل دارند، این چیزی است که جامعه ی جهانی نیز نمی تواند بر آن خرده گیرند، زیرا فرار از جنگ وپناهنده شدن در خاک افغانستان هیچ گاه ذهنیت جهانی را نمی آشوبد لذا این راه توجیه شده ای است که پاکستانی ها درپیش گرفته اند، امااگر این ها نیرنگی باشد، آیا می تواند خود وجهانیان را با آن فریب داد؟ُ، یا آن که خدعه ها روزی گریبان خود پاکستانی ها را نیز خواهند فشرد وروزی نیرنگ ها به خود آنان باز خواهد گشت.( آوا پرس)

 

  نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/13ساعت 1:40  توسط  حبیب الله رضایی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM