تبليغاتX
سلام خوش آمدید
یاد داشت های یک خبرنگار - طالبان در قندهار می جنگند سخنگویان آن در تلویزیون ملی
 
مروری بر رسانه ها
 



 

طالبان در قندهار می جنگند سخنگویان آن در تلویزیون ملی


انتظار عمومی از تلویزیون ملی این است که در عرصه سیاست گذاری واقع بینانه و متعادل عمل کند؛ خط مشی سیاسی آن معتدل باشد، برنامه های فرهنگی آن استوار بر آموزش، همگرایی ملی و گشودن دروازه های دنیای جدید بسوی مخاطبان دیرپای این نهاد باشد. در ضمن، باتوجه بر رقابت در بازار رسانه ها، در جذب مخاطبان نیز فعال باشد.
اما، تلویزیون ملی امروز، تبدیل به یک رسانه بوروکراتیکی کسل کننده ای شده است که بسیاری از ویژگی های رسانه های امروزی را در اختیار ندارد. تازه، پس از روی کارآمدن آقای خرم، تعادل سیاسی خود را از دست داده و در بعضی از مواقع به تربیون سخنگویان طالبان و فاشیسم قومی مبدل شده است.
در یکی از برنامه های سیاسی این تلویزیون، سر و کله ی آقای روستار تره کی به عنوان کارشناس پیدا شد، و طبق معمول، همان حرف های را بر زبان آورد که جای آن در تلویزیون ملی نبود. برای من جالب بود که از کجا آقای خرم به نظرات آقای تره کی علاقه گرفته و مبنای این رابطه و علاقه چی می باشد. زیرا، همه روستار تره کی را می شناسند. کسی که بارها، از طالبان به عنوان جنبش پشتون ها علیه سلطه ی اقلیت های قومی بر دولت افغانستان یاد کرده است، به نفی تعادل و مشارکت عادلانه ی سیاسی اقوام در دولت و نشاندن مفهوم قوم بزرگ و برادر بزرگ و قوم کوچک و برادر کوچک در سیاست و دولتداری افغانستان پرداخته، و از طالبان به عنوان جنبش مقاومت سیاسی و قومی مشروع و... یاد کرده است. مقالات آقای تره کی در تمام وب سایت ها یا تارنماهای افغانی موجود است، و برای همین، روستار تره کی چهره ی شناخته شده به عنوان یک قوم گرای متعصب، سخنگو و نظریه پرداز سیاسی و جامعه شناختی خیزش طالبان پاکستانی و پنجابی زیر نام طالبان پشتون، در میان افغانان است. البته، آقای تره کی در این میان تنها نیست. شبیه این نظر ها را آقای انورالحق احدی در سال 1995 که در پایان همان سال طالبان کابل را گرفتند و آقای احدی و روستار تره کی پیروزی طالبان را در پاریس و نیویارک جشن گرفتند، مقاله ای نوشته کرد و بیشتر در خط نظرات آقای روستار تره کی حرکت نمود.
این بار نیز آقای روستار تره کی در تلویزیون ملی ظاهر شد و تحلیل اش از طالبان این بود که آنها یک گروه مقاومت افغانی هستند که به هر اندازه ی که نیروهای خارجی افغان های بیگناه را می کشند، مردم به صف مقاومت علیه سلطه بیگانگان می پیوندند؛ خارجی ها و بیگانگانی که به گفته ی آقای تره کی در تلویزیون ملی، بر اساس یک مبنای مشروع و درست حقوقی به افغانستان نیامده اند، و البته، بیشتر منظور شان این است که این بیگانگان، خاک افغانستان را ترک بگویند، و این سرزمین را به فرزندان این خاک یعنی طالبان یا جنبش مقاومت بسپارند.
حال من از آقای خرم، وزیر فرهنگ حکومت دموکراتیک اسلامی جمهوری افغانستان می پرسم که آوردن سخنگویان طالبان در تلویزیون ملی، که تربیون مواضع بی طرف و ملی سیاسی است، حامل چه پیامی به گروه های سیاسی و مخاطبان عام است؟ من تردیدی ندارم که آقای خرم و تیوریسن های وزارت کلتور او بیشتر از هرکسی دیگر آقای تره کی را با آن عقاید نفرت بار قومی و طالبانی می شناسند، پس آوردن او در تلویزیون و مجال دادن او در یک بحث سیاسی به معنای همسویی آقای خرم با روستار تره کی نیست؟ در تلویزیونی که نه مخالفی اجازه ی حضور دارد و نه منتقدی، چگونه زمینه ها برای آقای روستار تره کی مهیا می شود؟
آقای روستار تره کی از تربیون تلویزیون آقای خرم، در زمانی از طالبان به عنوان جنبش مقاومت یاد می کند، که همین هفته ی پیشتر رویداد خونین انفجار سفارت هند، روی داد، و منجر به کشته شدن بیش از چهل تن و زخمی شدن بیش از 140 افغان شد. آقای خرم و کارشناس محبوب او روستار تره کی توضیح بدهند، که این جنبش مقاومت بر اساس چه دلیل و قانونی، جان این همه بیگناه را گرفته است و ماتم و عزا را به خانه ی مردم بیگناه براه انداخته است؟ آیا این جنبش مقاومت وقتی جنوب را به آتش می کشد، پشتون های آن مناطق را از پشت گردن می برند و با سقوط دولت محلی زمینه ی پیوستن افغانستان را به پاکستان مساعد می سازند،آیا هنوز هم این قهرمانان غیور آقای روستار تره کی و احتمالا آقای خرم و دوستان وزارت کلتورش سربازان جنبش مقاومت هستند؟ اگر طالبان پروژه ی پاکستانی نیست، اگر طالبان در راستای جنگ پاکستان با افغانستان و هندوستان و تطبیق برنامه ی عمق استراتژیک اسلام آباد عمل نمی کنند، آقای تره کی و دوستان او که در وزارت خانه های افغانستان تعدادی آنها کم نیست، می توانند تحلیل دیگر از ظهور این تحریک استخباراتی و وضعیت فعلی آنها ارایه بدهند؟
از دیر باز در روزنامه 8صبح، این مساله از سوی نویسندگان مختلف مطرح شده است که بنیادگرایی طالبانی با هژمونی و برتری طلبی قومی ایتلاف کرده، و در سیستم سیاسی و حکومتی افغانستان با نفوذ خزنده، به تسخیر نهاد ها می پردازند. اگر امروز سخنگویان آنها در تلویزیون ملی با القاب دلفریب و ادبیات مملو از نفرت و ترور، به توجیه تروریزم و بنیادگرایی قومی می پردازند، فردا نهاد های بیشتر دولتی و محلی را در تسخیر خود در خواهند آورد. و آن روزی خواهد بود که در افغانستان، سیاستمداران آن به نام این قوم و آن قوم به جان یک دیگر می افتند، و این آقای روستار تره کی در پاریس است که به سلامتی طالبان جام ویسکی خود را بلند خواهد کرد وشاهد به بار نشستن عقاید سیاسی خویش خواهد بود. دختر و پسر او در سوربن و نانتر و... تحصیل خواهند کرد و خواهر و دختر من در زیر چادری از تحصیل محروم خواهند شد، و این مملکت به جای پیشرفت به قرون وسطا حرکت خواهد کرد.
این را به یاد داشته باشیم، چیزی که آقای تره کی و دوستان او را در وزارت اطلاعات و فرهنگ به طالبان نزدیک می کند، قوم و زبان است. این ایتلاف، ایتلاف خطرناک برای روشنفکران و اقوام افغانستان است. آنها به واقعیت دهشت باری تاریخی که به دلیل برهم خوردن برتری سنتی سیاسی قومی تاریخی افغانستان، که آقای احدی از آن به هارمونی و هماهنگی تاریخی میان اقوام کشور یاد می کند، تکیه می کنند. در حالی که تعادل قدرت نظامی، منطقه ای و سیاسی و فرهنگی به آن اندازه رسیده است، که برتری جویی تنها به رادیکال شدن اقوام و مشروعیت بخشیدن جنگسالاران کمک می کند. وقتی آقای خرم به روستار تره کی اجازه ی دفاع از طالبان را می دهد، یک هزاره با دلهره به دامن محقق پناه خواهد برد، و یک ازبک به دامان دوستم. و این آرزوی نیست که این کشور در تاریخ خود به آن معتقد بوده باشد.
)8صبح- آرش راستکار)

 

 

افزایش فساد اخلاقی پولیس‌

 


مردم به پولیس اعتماد ندارند

 

 

در حالی که روزبه روز فساد اخلاقی پولیس ها در کشور افزایش می یابد، تعدادی از شهروندان کابل، ضمن انتقاد از بی توجهی دولت در قبال اجرای درست قانون علیه مجرمین و افزایش فحشا و فساد اخلاقی حتی در پولیس ، اظهار داشتند: مردم به پولیس اعتماد ندارند.  این شهروندان اعتراضات صریح خود را از پولیس هایی که دچار فساد اخلاقی اند و حتی دست به تجاوز جنسی می زنند عنوان کرده و خواستار توجه جدی دولت در تطبیق قانون علیه پولیس های متخلف گردیدند.
بر اساس گفته های نعمت الله، یکی از دانشجویان جوان در رشته علوم اجتماعی دانشگاه کابل، متاسفانه اکثر تخلفات و فسادهای اخلاقی از سوی مردم عوام به علت وضعیت بحرانی اقتصادی آنان بوده که مجبور به انجام اعمال ناپسند و جنایات می گردند، اما جای شرم است که پولیس ها، کسانی که وظیفه برقراری امنیت در کشور را به عهده دارند و باید بی ثباتی را محو سازند، خود، هم دست متجاوزین شده و دست به اعمال فاحش و متجاوزانه می زنند.
وی افزود: «این حالت، نشان گر وضعیتی اضطراریست، زیرا هنگامی که مجریان قانون، دست به تخلف می زنند، پس ما جوانان چه سرمشقی می توانیم از آنان بگیریم؟»
نعمت الله عدم اجرای درست قانون علیه مجرمان را عاملی موثر برای افزایش فساد اخلاقی دانسته و علاوه کرد: هنگامی که دولت در محاکمه نمودن مجرمین و پولیس های جنایت کار، از خود ضعف نشان داده و هیچ عکس العملی نسبت به جرایم آنان انجام نمی دهند، پس به این نتیجه می توان رسید که در این جرایم دست مقامات بالا نیز دخیل است؛ شاید آنان می خواهند در میان مردم وحشت و بی اعتمادی را دامن بزنند.
شیرمحمد، یکی از پدرانی است که سخت نگران آینده فرزندانش بوده و در این راستا گفت: «فکرش را بکنید که وقتی چهار پولیس پست و رذیل، بر یک طفل چهار ساله معصوم و بی گناه تجاوز می کنند و تاکنون دولت نیز، متجاوزین را علنی مجازات ننموده، پس مردم، دیگر چه گونه به پولیس کشور، به کسانی که مظهر اقتدار و سربلندی جامعه محسوب می گردند، اعتبار و باور داشته باشند؟ ما چه گونه در جامعه فرزندان خود را در برابر این همه بی ثباتی، به دست پولیس ها بسپاریم تا محافظ جان آن ها باشند، در صورتی که خود پولیس ها دست به هرگونه تجاوز و اعمال فاحش می زنند
وی ادامه داد، اگر در کشور اصلاحات به صورت جدی آغاز نگردد و فساد اخلاقی همچنان ادامه یابد، دیگر اعتبار مردم نسبت به پولیس ها از دست خواهد رفت و مردم حتی در خانه های شان نیز احساس هراس و ناامنی خواهند کرد.
نجیبه؛ یکی از شاگردان صنف دوازدهم، گفته های خود را چنین آغاز نمود: «اکثر پولیس ها از مقام خود استفاده نادرست نموده و شروع به آزار و اذیت مردم بیچاره و فقیری می کنند که برای به دست آوردن لقمه نانی تکسی رانی می کنند، چهارشنبه گذشته وقتی از کمپنی به طرف کارته چهار به مکتب می رفتم، دیدم ترافیک چند سیلی به سر و صورت راننده زده و گفت: چرا موتر را در کنار سرک توقف داده ای؟ در حالی که در همان لحظه چند موتر دیگر، در وسط سرک ایستاده بودند ولی از سوی پولیس هیچ اخطاری به آنان داده نشد، این عمل نادرست ترافیک، نشان گر بی عدالتی آنان نسبت به مردم می باشد
این متعلم با بیان این که هر روزه در کشور ناامنی افزایش می یابد، اضافه نمود: در حال حاضر چیزی به نام اعتماد در کشور وجود ندارد، وقتی ناامنی از سوی پولیس ها دامن زده شود و ما شاهد فساد اخلاقی از سوی مجریان قانون باشیم، پس در لحظه های گرفتاری از چه کسانی کمک و یاری بخواهیم؟
اما نجیب الرحمن با اشاره به این که تمام پولیس ها مجرم نبوده و تنها عده ای از آنان از نام و مقام پولیس سو استفاده می کنند، اظهار داشت: «اکثر پولیس ها قبل از ایفای وظیفه، کورس هایی را سپری می کنند که به آنان چه گونه گی کردار واقعی یک پولیس مسلمان افغان با عمل کردهای مثبت، آموزش داده می شود، اما چون بعضی از افراد ولگرد و بی سواد که هیچ آداب و رسوم اسلامی را بلد نیستند و فقط هدف شان به دست آوردن مقداری پول است، به این جنایات دست می زنند، موجب می گردند تا نام و مقام مقدس پولیس زیر سوال رفته و اعتماد از آنان سلب شود.
این جوان که علاوه بر دکان داری، مشغول ادامه تحصیل در رشته ادبیات نیز می باشد، تنها راه حل معضله را آوردن اصلاحات سریع و جدی برای محو فساد اخلاقی پولیس ها، از سوی مسئولین دانسته و بیان داشت: مسئولین باید برای دستگیری پولیس های مجرم و جنایت کار که به اعتماد مردم نسبت به پولیس ها لطمه وارد می کنند، اقدام نموده و آنان را به سزای اعمال شان برسانند.
وی خاطرنشان ساخت، تا هنگامی که دولت در تطبیق درست قانون علیه مجرمین اقدام نکند و آنان را در محکمه علنی مجازات ننماید، فساد اخلاقی روزبه روز افزایش خواهد یافت، طوری که اکنون نیز فساد اخلاقی روی پولیس ها تاثیر گذاشته است.
قابل ذکر است که بی توجهی دولت و مسئولین و عدم اجرای قانون علیه مجرمین، سبب شده که فساد و فحشا از مردم گرفته تا به پولیس ها نیز که مظهر خدمت برای تک تک افراد جامعه اند، ریشه بدواند و به نحوی جامعه را دگرگون سازد.
در هفته گذشته، در ولایت غزنی چهار پولیس بر یک طفل چهار ساله تجاوز نمودند که تاکنون خبري از محاكمه و مجازات آن ها از سوی مسئولین داده نشده است. دولت باید برای جلوگیری فساد اخلاقی پولیس ها، فعالیت های اسلامی را در دست بگیرد زیرا که با چنین حالتی دیری نخواهد پایید که مردم امید و باور خود را نسبت به دولت از دست خواهند داد. ) راه نجات / مریم اکبری(

 

  نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/25ساعت 1:17  توسط  حبیب الله رضایی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM